
کتاب نقاب مرگ
معرفی کتاب نقاب مرگ
کتاب نقاب مرگ (Think Twice)، تریلری از هارلن کوبن، با یک سناریوی جنایی مهندسیشده آغاز میشود که در آن قاتلی خونسرد، با دستکاری شواهد فنی و بیولوژیک، بیگناهی را در بنبست اتهام گرفتار میکند. کوبن در این رمان پلیسی که پیوندی میان جنایتهای خانوادگی و رازهای مگو در گذشته است، با تکیه بر تعلیقِ مستمر و بازی با مفاهیمی چون جعل هویت، مخاطب را در هزارتویی از سوءظن پیش میبرد تا مرز میان واقعیت و صحنهسازیهای فریبنده را به چالش بکشد. سعید سیمرغ این رمان را برای نشر گویا ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب نقاب مرگ
رمان نقاب مرگ، تریلری پرکشش از هارلن کوبن، با صحنهسازی جنایتی دقیق و سینمایی آغاز میشود که در آن قاتلی ناشناس با دستکاری شواهد مدرن و بیومتریک، سعی در منحرف کردن مسیر عدالت دارد. داستان با بازگشت شخصیت محبوب، مایرون بالیتر و شریکش وین لاکوود اوج میگیرد؛ جایی که ورود ناگهانی مأموران افبیآی به دفتر مایرون و طرح سؤالاتی دربارهی گرگ داونینگ، رقیب قدیمی که گمان میرفت سه سال پیش درگذشته است، گره اصلی درام را شکل میدهد. کوبن در این رمان با ریتمی تند و فصلهایی کوتاه، مخاطب را میان رازهای عاطفی گذشته، حسابهای مالی مخفی و ردپای دیانایِ مردی مرده در صحنه قتلهای جدید جابهجا میکند. نویسنده در نقاب مرگ با مهارت تمام، موضوعاتی چون خیانتهای خانوادگی، هویتهای جعلی و سوءاستفاده از فناوریهای پلیسی را به هم میتند تا در نهایت پرده از واقعیتی بردارد که زیر لایههای ضخیم دروغ و پنهانکاری دفن شده است.
خلاصه داستان نقاب مرگ
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
قاتلی حرفهای با استفاده از کلید یدکی پنهانشده، کنیاک مسموم، قفل بیومتریک اسلحه و دستکاری تلفن همراه و ماشین قربانی، قتل زنی را طوری طراحی میکند که تمام شواهد علیه مردی مشخص جمع شود. در خط اصلی داستان، مایرون بالیتر در دفتر جدیدش در نیویورک با دو مأمور افبیآی روبهرو میشود که برای پروندهی قتلهای کلیستر سراغ او و وین آمدهاند. آنها میگویند دیانای گرگ داونینگ، موکل سابق مایرون، در زیر ناخنهای یکی از قربانیان پیدا شده است. این در حالی است که گرگ طبق آگهی ترحیم، مراسم ختم و خاکسترش، سه سال است مرده. مایرون برای فهمیدن حقیقت، سراغ امیلی داونینگ میرود؛ دوستدختر سابقش که بعدها با گرگ ازدواج کرد. امیلی فاش میکند که گرگ با نام کاربری ناشناس در اینستاگرام با مرد جوانی به نام بو استورم در ارتباط بوده. مایرون با کمک اسپرانزا، همکار قدیمیاش که حالا وکیل قربانیان خشونت در شرکت افافدی است، رد بو را دنبال میکند. آنها با استفاده از جستوجوی تصویری و عکسهای قدیمی، بو را در کنار نیمکت تیم میلواکی باکز در یکی از بازیهای انبیای پیدا میکنند؛ جایی که گرگ مربی تیم بوده است. این همزمانی، همراه با ناپدیدشدن کامل بو از شبکههای اجتماعی و دنیای آنلاین در پنج سال گذشته، فرضیهی فرار مشترک و صحنهسازی مرگ را تقویت میکند. در پسزمینهی این جستوجو، زخمهای قدیمی مایرون دربارهی خیانت عاطفی، پایان دوران ورزشیاش، و رابطهی پیچیدهاش با جرمی و امیلی دوباره سر باز میکند و او را در تعارض میان وظیفهی حرفهای نسبت به موکل سابق و نیاز شخصی به حقیقت قرار میدهد.
چرا باید کتاب نقاب مرگ را بخوانیم؟
نقاب مرگ برای کسانی است که دنبال داستانی جنایی با تمرکز بر صحنهسازی، دستکاری شواهد و بازی با اعتماد به فناوریهای پلیسی هستند. ترکیب طنز، تعلیق و درام شخصی باعث میشود کتاب هم برای علاقهمندان به معما و هم برای کسانی که به روابط انسانی و کشمکشهای درونی شخصیتها توجه دارند، خواندنی باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن نقاب مرگ را به کسانی پیشنهاد میکنیم که به رمانهای جنایی و پلیسی پرتعلیق علاقه دارند، از دنبالکردن پروندههای قتل پیچیده و صحنهسازیشده لذت میبرند و دوست دارند در کنار معما، وارد روابط عاطفی و گذشتهی پرتنش شخصیتها هم بشوند.
درباره هارلن کوبن
هارلن کوبن (Harlan Coben) (متولد ۱۹۶۲)، نویسنده و فیلمنامهنویس برجستهی آمریکایی، از نویسندگان اصلی جریان ادبیات جنایی و معمایی مدرن است که با خلق پیرنگهای پیچیده و گرهافکنیهای غیرمنتظره شهرتی جهانی یافته است. او که فعالیت حرفهای خود را در دههی ۹۰ میلادی آغاز کرد، با خلق شخصیت محبوب مایرون بولیتار و نگارش رمانهایی همچون «به هیچکس نگو» و «جنگل»، توانست رکورد فروش خیرهکنندهی ۹۰ میلیون نسخه را در سراسر دنیا ثبت کند. کوبن نهتنها در دنیای کتاب با آثاری نظیر «غریبه»، «شش سال» و «فقط یک نگاه» درخشیده، بلکه در عرصه سریالهای تلویزیونی نیز با تبدیل رمانهای خود به سریالهای موفقی چون «نزدیک بمان» و «امن»، جایگاه خود را تثبیت کرده است. دریافت همزمان جوایز معتبر ادگار، شِیمس و آنتونی، نشاندهندهی مهارت او در روایت داستانهای رمزآلود و پلیسی است.
بخشی از کتاب نقاب مرگ
«اینگونه است که زندگیای را نابود میکنی. کنار تخت بالای سرش میایستی و او را در حال خواب تماشا میکنی. او از آن دسته آدمهایی است که خواب عمیقی دارند. این را میدانی چون حالا شش هفته است که در حال پاییدن او هستی. هیچچیزی را به بختواقبال واگذار نمیکنی. کاملاً خودت را آماده میکنی. این راز موفقیت کار است. هیچ دلیلی برای عجلهکردن وجود ندارد. انتظارکشیدن بخش بزرگی از زندگی است. یادت هست که سخنران روز فارغالتحصیلی گفته بود: "سفر مهم است، نه مقصد." این یک ضربالمثل قدیمی و یک کلیشه است، ولی در ذهن تو مانده. حتی نزدیک به واقعیت هم نیست، ولی در آن شبهای طولانی و تنهایی یادآور خوبی است بر اینکه شادی را میتوان و باید در انتظارکشیدن و چیزهای کسالتآور یافت. چون خودت را خوب آماده کردهای میدانی که او دوست دارد پیش از رفتن به بستر کنیاک بنوشد. نه هر شب، ولی یک چیزی در همین مایهها. اگر امشب ننوشیده بود، کار را به تعویق میانداختی. اصلاً عجله نکن. چیزی را به بختواقبال واگذار نکن. اگر صبور باشی، با خطری ناچیز یا بدون هیچ خطری که تهدیدت کند به هدفت میرسی. همهچیز به آمادگی و صبر بستگی دارد. چون او را زیر نظر داشتهای، میدانی که او یک کلید یدکی در یکی از آن سنگهای خاکستری قلابی مخصوص پنهانکردن کلید نگه میدارد. با استفاده از همان کلید توانستهای امروز صبح وارد خانه شوی و در کنیاک او چیزی قاتی کنی. با استفاده از همان کلید امشب دوباره وارد خانه شدهای. او تا مدتی از خواب بیدار نخواهد شد.»
حجم
۳۱۳٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۰۰ صفحه
حجم
۳۱۳٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۰۰ صفحه