
کتاب دراماتورژ
معرفی کتاب دراماتورژ
کتاب دراماتورژ نمایشنامهای از سهند خیرآبادی است که جدال کلامی و فکری دو شخصیت را حول یک تست بازیگری عجیبوغریب و غیرمنتظره نشان میدهد. این متن در قالب دیالوگهایی تند، پرریتم و گاهی آگاهانه اغراقآمیز، رابطهی قدرت میان کارگردان/بازیگر، نویسنده/متن و هنرمند/سرمایه را به چالش کشیده است و در دل یک موقعیت ظاهراً سادهی تست بازیگری، به مسئلهی مالکیت اثر هنری و سوءاستفاده از هنرمندان کمقدرت میپردازد. نشر شورآفرین این کتاب را منتشر کرده و نسخه الکترونیکی آن را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دراماتورژ
کتاب دراماتورژ متنی نمایشی از سهند خیرآبادی است که تماماً بر پایهی گفتوگو میان دو شخصیت زن و مرد پیش میرود. صحنهی نمایش، اتاق مخصوص تست بازیگران تئاتر است. با حضور کاراکترها، گفتوگویی بین زن و مرد شکل میگیرد که طولانی، پر از ادعا، دروغ، افشاگری، شوخی و جدل است و بهتدریج از یک مصاحبهی سادهی بازیگری فراتر میرود و به بازجویی متقابل دربارهی هویت، گذشته، رزومه و اخلاق هنری تبدیل میشود. دراماتورژ در یک خط روایی پیوسته و بدون تغییر پرده یا صحنه، با تغییرات پیاپی در لحن و سطح تنش، پیش میرود. با این حال میتوان در دل متن، چند بخش متمایز تشخیص داد: بخش آغازین که به دروغپردازی شخصیت دربارهی گذشتهی هنریاش میپردازد؛ بخش میانی که در آن بحثهای نظری دربارهی اصالت تئاتر، دراماتورژی، نقد، فلسفه، فردیت، جنسیت و تاریخ تئاتر مطرح میشود؛ و بخش پایانی که گره اصلی نمایش باز میشود. این ساختار، کتاب را به اثری تبدیل کرده است که هم دربارهی یک نمایش است و هم دربارهی فرایند شکلگیری، مصادره و نقد همان نمایش؛ نوعی بازی آینهای میان متن اصلی و متنی که در دل آن مورد بحث قرار میگیرد.
خلاصه کتاب دراماتورژ
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
مردی به نام سیاوش طارمی برای تست بازیگری وارد اتاقی میشود که زنی کارگردان پشت میز آن نشسته است. زن از او رزومه و بروشور میخواهد و مرد مشتی بروشور روی میز میریزد؛ از همینجا بازی دروغ و اغراق شروع میشود. او ادعا میکند در نمایشهای مختلفی بازی کرده، تندیس جشنوارهی فجر گرفته، داور جشنواره بوده، با بهرام بیضایی کار کرده، در فیلم پرویز بازی کرده، در راه کارلیتو همبازی آل پاچینو بوده، در دانشگاه ییل دکترای فلسفهی هنر گرفته و پایاننامهاش دربارهی فردیت در فراشد نیچه بوده است. زن مدام این ادعاها را به چالش میکشد، اما هر بار مرد با سندی تازه، عکسی در موبایل، پاسپورت، یا ارجاعی دقیق، مرز میان دروغ و واقعیت را مخدوش میکند. بهتدریج بحث از رزومه به نظریه میرسد. مرد ادعا میکند نظریههایش الهامبخش کتابهایی مثل وقتی نیچه گریست اروین یالوم بوده و حتی آثار شکسپیر و سوفوکل را بهخاطر گافهای تاریخی نقد میکند. در میانهی این جدلها، زن بحث را به نمایشنامهای به نام مختلفالاضلاع میکشاند که خودش آن را نوشته و قرار است روی صحنه اجرا کند. مرد ابتدا متن را نقد میکند، بعد ادعا میکند خودش نویسندهی آن است و حتی دیالوگهای بخشهایی از متن را از حفظ میخواند...
چرا باید کتاب دراماتورژ را بخوانیم؟
خواندن این متن، امکان همراهی با یک جدال فکری و عاطفی را فراهم میکند که مدام جای قربانی و متهم را عوض میکند و اجازه نمیدهد بهسادگی یکی از دو شخصیت را حق و دیگری را باطل دانسته شود. دراماتورژ برای کسانی که به گفتوگوهای پرکشمکش، بازیهای زبانی، شوخیهای بینامتنی و ارجاعهای مکرر به تاریخ تئاتر، فلسفه و سینما علاقه دارند، تجربهای متفاوت است. متن بهخوبی تنش میان اصالت هنری و سرمایه را در قالب دیالوگهایی تند و گاه طنزآمیز به تصویر کشیده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
دراماتورژ را به کسانی پیشنهاد میکنیم که به تئاتر و نمایشنامه علاقه دارند؛ همینطور به دانشجویان و علاقهمندان رشتههای تئاتر، بازیگری، کارگردانی و نمایشنامهنویسی.
درباره سهند خیرآبادی
سهند خیرآبادی (متولد ۱۳۶۷)، نویسنده، کارگردان، پژوهشگر حوزهی هنر و از چهرههای نو در نمایش معاصر ایران محسوب میشود. او که دانشآموختهی دکترای فلسفه هنر است، از نمایشنامهنویسانی است که با تمرکز بر ژانر و پیوند میان مفاهیم عمیق فلسفی و چاشنی کمدی، سبکی متمایز را در آثارش بنا نهاده است. خیرآبادی با نگارش و اجرای آثاری همچون «پیانیستولوژی»، «مختلفالاضلاع»، «مستخدم» و «این دنیا یه کنسرت... به من بدهکاره»، توانسته است مخاطبان بسیاری را با خود همراه کند. آثار او اغلب در مرز میان واقعیت و انتزاع گام برمیدارند و با زبانی گزنده و ساختاری مدرن، به واکاوی دغدغههای انسان امروزی میپردازند.
بخشی از کتاب دراماتورژ
«زن: تو با بیضایی کار کردی؟
مرد: آره.
زن: بهمنِ نود و شش؟
مرد: آره.
زن: تئاترِ شهر؟
مرد: آره دیگه. هست اونجا.
زن: بیضایی که خیلی وقته آمریکاست.
مرد: اون موقع نرفته بود.
زن: وقتی میگم خیلی وقته، یعنی خیلی وقتپیشتر از بهمنِ نود و شیش.
مرد: آها.
زن: تو نمیدونی بهمن ماه جشنوارهٔ فجره تویِ تئاتر شهره؟»
حجم
۳۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۶ صفحه
حجم
۳۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۶ صفحه