کتاب انتهای کوچه مهتاب، داستان های دلنشین از زندگی امام سجاد (ع) مسلم ناصری + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب انتهای کوچه مهتاب، داستان های دلنشین از زندگی امام سجاد (ع)

کتاب انتهای کوچه مهتاب، داستان های دلنشین از زندگی امام سجاد (ع)

نویسنده:مسلم ناصری
انتشارات:به نشر
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب انتهای کوچه مهتاب، داستان های دلنشین از زندگی امام سجاد (ع)

کتاب انتهای کوچه مهتاب، داستان های دلنشین از زندگی امام سجاد (ع) نوشته مسلم ناصری با تصویرگری اسماعیل چشرخ و ویراستاری سیداحمد میرزاده توسط انتشارات آستان قدس رضوی (به‌نشر) منتشر شده است. این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه درباره‌ی زندگی و منش امام سجاد (ع)، امام چهارم شیعیان، است که با نثری مناسب برای نوجوانان روایت شده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب انتهای کوچه مهتاب، داستان های دلنشین از زندگی امام سجاد (ع)

کتاب انتهای کوچه مهتاب، داستان های دلنشین از زندگی امام سجاد (ع)؛ هشت بهشت (جلد ششم) مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است که هرکدام به گوشه‌ای از زندگی، رفتار و منش امام سجاد (ع) می‌پردازد. داستان‌ها از منابع تاریخی و روایی معتبر گرفته شده و تلاش شده است تا با زبانی داستانی و شخصیت‌پردازی ملموس، مخاطب را با فضای اجتماعی و فرهنگی و عاطفی دوران امام سجاد (ع) آشنا کند. کتاب حاضر که در سال ۱۴۰۳ منتشر شده، در قالب مجموعه‌ی کتاب‌های پروانه در به‌نشر منتشر شده است. داستان‌های این اثر علاوه‌بر پرداختن به اتفاقات پس از واقعه‌ی کربلا، به روابط امام با مردم، دشمنان و حتی حیوانات می‌پردازند و تصویری انسانی و نزدیک از شخصیت امام سجاد (ع) ارائه می‌دهند. این مجموعه داستان کوتاه با تصویرگری رنگی برای نوجوانان طراحی شده و کوشیده است مفاهیم اخلاقی، گذشت، مهربانی و شجاعت را به این گروه سنی منتقل کند.

خلاصه کتاب انتهای کوچه مهتاب، داستان های دلنشین از زندگی امام سجاد (ع)

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

داستان‌های کتاب هرکدام به واقعه‌ای از زندگی امام سجاد (ع) پرداخته‌اند. داستان‌ها با ماجرای اسارت خاندان امام حسین (ع) پس از واقعه‌ی کربلا آغاز می‌شوند و سپس به حضور امام سجاد (ع) در مجلس ابن‌زیاد و پاسخ‌های او به پرسش‌ها و تهدیدها می‌پردازند. داستان‌هایی نیز از برخورد امام با مردم کوفه و شام، گفت‌وگوهای او با پیرمردان و مخالفان و حتی مواجهه با دلقک شهر روایت می‌شود که تلاش می‌کند امام را بخنداند، اما با واکنشی متفاوت روبه‌رو می‌شود. کتاب همچنین به ماجراهایی مانند بخشش یک آشپز که ناخواسته باعث مرگ فرزند امام شده بود یا رفتار مهربانانه‌ی امام با مرکبش و حتی وفاداری شتر امام پس از وفات او می‌پردازد. در هر داستان، ویژگی‌هایی چون بردباری، گذشت، مهربانی و شجاعت امام سجاد (ع) برجسته می‌شود و مخاطب با ابعاد مختلف شخصیت او آشنا می‌شود.

چرا باید کتاب انتهای کوچه مهتاب، داستان های دلنشین از زندگی امام سجاد (ع) را خواند؟

کتاب انتهای کوچه‌ی مهتاب، داستان‌های دلنشین از زندگی امام سجاد (ع) با روایت داستان‌هایی کوتاه و متنوع، زندگی امام سجاد (ع) را از زاویه‌ای انسانی و ملموس به تصویر می‌کشد. نوجوانان با خواندن این اثر نه‌تنها با وقایع تاریخی و اجتماعی دوران امام سجاد (ع) آشنا می‌شود، بلکه با مفاهیمی چون گذشت، مهربانی، شجاعت و ایستادگی در برابر ظلم نیز روبه‌رو خواهد شد. داستان‌ها به‌گونه‌ای نوشته شده‌اند که هم آموزنده باشند و هم برای نوجوانان جذابیت داشته باشند. این کتاب فرصتی است برای آشنایی با سیره‌ی امام سجاد (ع) و الهام‌گرفتن از رفتار و منش او در زندگی روزمره.

خواندن کتاب انتهای کوچه مهتاب، داستان های دلنشین از زندگی امام سجاد (ع) را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این کتاب برای نوجوانانی که به داستان‌های مذهبی و تاریخی علاقه دارند، مناسب است. همچنین مجموعه داستان کوتاه حاضر برای کسانی که می‌خواهند با سیره‌ی امام سجاد (ع) و آموزه‌های اخلاقی و انسانی او آشنا شوند، گزینه‌ی خوبی است. والدین و مربیان نیز می‌توانند از این کتاب برای آموزش مفاهیم اخلاقی و دینی به فرزندان و دانش‌آموزان بهره ببرند.

بخشی از کتاب انتهای کوچه مهتاب، داستان های دلنشین از زندگی امام سجاد (ع)

«نگاه پسر زیاد به سرهایی بود که در چهارگوشهٔ قصر روی نیزه بود. مخصوصاً دستور داده بود که سرها را بیاورند به تالار اصلی. جایی که قرار بود زنان و دختران آورده شوند. صدای گریه‌ای شنیده می‌شد. صدای نازک دخترکی بود. پسر زیاد تبسمی کرد. در اصلی که باز شد، پسر زیاد که منتظر دیدن زنان اسیر بود، با دیدن جوانی که جلوتر از همه در حرکت بود، یک‌باره از جا برخاست. از ذهنش گذشت: «من که دستور داده بودم همه مردان حسین را بکشند!» اما سربازها اسیرها را راه می‌دادند تا درست روبه‌روی تخت قرار بگیرند. شمر جلو رفت، خم شد و رو به زنان و دختران کرد و با خشونت گفت: «خاندان حسین...» پسر زیاد دستش را بالا برد. نگذاشت شمر زیاد حرف بزند. فکرش پیش جوانی بود که برخلاف بقیهٔ اسیرها، ایستاده بود. می‌خواست از شمر بپرسد این جوان برای چه زنده است که نگاهش را برگرداند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۳٫۵ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۷۲ صفحه

حجم

۳٫۵ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۷۲ صفحه

قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان