
کتاب مجموعه اشعار پابلو نرودا (جلد دوم)
معرفی کتاب مجموعه اشعار پابلو نرودا (جلد دوم)
کتاب مجموعه اشعار پابلو نرودا (جلد دوم) سرودهٔ پابلو نرودا و ترجمهٔ سیروس شاملو است. انتشارات نگاه این کتاب را منتشر کرده است. اثر حاضر که در دستهٔ شعر قرن ۲۰ شیلی قرار گرفته، یک مجموعه شعر است. نسخهٔ الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مجموعه اشعار پابلو نرودا (جلد دوم)
کتاب «مجموعه اشعار پابلو نرودا» (جلد دوم) که در سالهای ۱۳۹۳ و ۱۴۰۱ در ایران منتشر شده، یک مجموعه شعر است که از زبان شیلیایی به پارسی برگردانده شده است. این مجموعه شعر قرن ۲۰ از کشور شیلی منتخبی از اشعار «پابلو نرودا» را در بر گرفته است که آن را جامعترین مجلد موجود به زبان انگلیسی (دارای نزدیک به ۶۰۰ شعر) دانشتهاند. پابلو نرودا، این شاعر بزرگ اهل شیلی مجموعهای از اشعار خود با عنوان «سرودههای بزرگ» را در سال ۱۹۵۰ میلادی منتشر کرد، اما گردآوری و تنظیم این اثر را از سال ۱۹۳۸ آغاز کرده بود. این مجموعه در دورهای شکل گرفت که آتش مبارزات و آرمانخواهی چپ، سوسیالیسم را بهعنوان تنها راه نجات ملتها از باتلاق استعمار و نظامهای استثماری مطرح میکرد. این اشعار را پاسخی روشن به ضرورتهای انقلابی و اجتماعی زمانه دانستهاند؛ انعکاسی از نقش تاریخی شعر بهعنوان صدای دوران. «سرودههای بزرگ» با پویایی و عمق محتواییاش ادبیات مدرن آمریکای لاتین و کشورهای همسرنوشت را دگرگون کرد؛ همان زمانی که «پل الوار» ضرورت همبستگی روشنفکران را گوشزد میکرد تا مبادا سرنوشتی همچون «مایاکوفسکی» یا تصویر سوختهٔ «حریق باد» از «نصرت رحمانی» در انتظارشان باشد. آن سال را سال آواز سرخ گلهای «نرودا»، صدای «لویی آراگون» و پژواک بلند «یانیس ریتسوس» از دل چادر فرسودهاش در اردوگاه سرهنگان میدانند (سال ۱۹۵۰ میلادی). کتاب حاضر با یادداشتهایی به نام «نقدی بر سرودههای برگیرنده [سرودههای بزرگ]، اثر پابلو نرودا، نوشتهٔ ارنستو چهگوآرا» (Ernesto Che Guevara) و «بلندایِ ماچوپیچو (۱۹۴۵)» آغاز شده؛ سپس چهار بخش تحتعنوان «سرودههای برگیرنده: بخش اول: فانوس دریایی و ساحل»، «سرودههای برگیرنده: بخش چهاردهم»، «سرودهای برگیرنده: بخش سوم: اشغالگران» و «سرودهای برگیرنده: بخش ششم (۱۹۴۲): آمریکا بینتیج نامت نمیبرم» قرار گرفته است. این کتاب شش بخش دیگر حاوی شعرهای «پابلو نرودا» و سرانجام بخشی به نام «گپوگفتی با شاعر» (۱۹۲۶ تا ۱۹۷۱) را ارائه کرده است.
چرا باید کتاب مجموعه اشعار پابلو نرودا (جلد دوم) را بخوانیم؟
این مجموعه شعر در زمانی پدید آمد که تبوتاب جنبشهای چپ و آرمانگرایی سوسیالیستی، سوسیالیسم را یگانه راه رهایی ملتها از گرداب استعمار و سازوکارهای استثمارگرانه معرفی میکرد. این اشعار را میتوان بازتابی روشن از نیازهای انقلابی و اجتماعی آن دوران دانست؛ گواهی بر اینکه شعر همواره صدای زنده و بیدار زمانه بوده است.
کتاب مجموعه اشعار پابلو نرودا (جلد دوم) را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب را به دوستداران شعر قرن ۲۰ شیلی با اهدف سیاسی و اجتماعی پیشنهاد میکنیم.
درباره پابلو نرودا
«پابلو نرودا» (Pablo Neruda) در سال ۱۹۰۴ به دنیا آمد و در ۱۹۷۳ میلادی درگذشت. او سیاستمدار، سناتور، شاعر نوگرای شیلیایی و برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات بود. نام مستعار این شاعر «ریکاردو الیسر نفتالی ریس باسوآلت» بود که آن را از «یان نرودا»، شاعر اهل چک انتخاب کرده بود. پدر «پابلو نرودا» کارمند راهآهن و مادرش معلم بود. هنگامی که دوماهه بود، مادرش را از دست داد و همراه پدرش به شهر تموکو رفت. از کودکی به نوشتن علاقه داشت و برخلاف میل پدرش با تشویق اطرافیان روبهرو میشد. یکی از مشوقان او «گابریلا میسترال» بود که خود بعدها برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد. نخستین مقالهٔ «پابلو نرودا» در ۱۶سالگی در روزنامهای محلی به چاپ رسید. با رفتن به دانشگاه شیلی در سانتیاگو و انتشار مجموعهٔ اشعارش به شهرت رسید و با شاعران و نویسندگان دیگر آشنا شد. مدتی بهعنوان کارمند دولت شیلی به برمه و اندونزی رفت و به مشاغل گوناگونی پرداخت؛ سپس مأمور به کنسولگری شیلی در بارسلون و بعد کنسول شیلی در مادرید شد. در همین دوره جنگ داخلی اسپانیا درگرفت. در جریان این جنگ بسیار به سیاست پرداخت و هوادار کمونیسم شد. در همین دوره با «فدریکو گارسیا لورکا» دوست شد. کنسول شیلی در پاریس شد و به انتقال پناهندگان جنگ اسپانیا به فرانسه کمک کرد؛ سپس از پاریس به مکزیکو رفت و آنجا با پناهدادن به نقاش مکزیکی، «داوید آلفارو سیکه ایروس» که مظنون به شرکت در قتل «تروتسکی» بود در معرض انتقاد قرار گرفت. در گواهی رسمی مرگ «پابلو نرودا» سرطان پروستات علت مرگ ذکر شده است. مرگ او چند روز پس از کودتای ژنرال «پینوشه» و کشتهشدن «آلنده» رخ داد.
بخشی از کتاب مجموعه اشعار پابلو نرودا (جلد دوم)
«"حکایهیِ پریِ دریا و مردانِ لایعقل"
در عریانیِ تام
هنگامی به درآمد
که عالیجنابان همه آنجا بودند.
نوشیده بودند، فَحل
پس
به عریانیاش آبِ دهان انداختند.
نمیدانستند هیچ
پری،
تازه از کرانِ رودِ خشک آمده است،
نیمماهیِ گمکرده راهی که
دشنامها بر نرمینه پوستاش
باریدن گرفتهست.
نمیگریست او
زیرا گریستن نمیدانست
حجابی نیز به بَر نداشت
زیرا حجاب نمیدانست.
کبودیاش زدند
به هیمهیِ نیمهسوز و ته سیگار.
ز خنده ریسه رفتند
کفِ شکرخانه غلتیدند.
سخنی نمیگفت
زیرا سخن نمیدانست
و
چشمانش
به رَنگوارِ عشقی دوردست
خیره بود
و
بازواناش
دو زِبَرجَدِ همزاد بود.
لبانش
تراشیده به انعکاسِ پرتوِ مرجانها.
در عریانیِ تام
به درآمد
و
پای به رود نهاد
تا مطهر شد
به پاکیِ سپیدِ سنگِ بارانها.
پری، نه نیم نگاهی فراپشت انداخت
نشست بر موجی
که: «بازنمیگردم هرگز!»
دستوپازن
به سوی هیچ
تا
کرانههای مرگاش رسید.»
حجم
۲۹۷٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۶۲۸ صفحه
حجم
۲۹۷٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۶۲۸ صفحه