
کتاب کارگاه پو (جلد دوم؛ تابستان سیاه)
معرفی کتاب کارگاه پو (جلد دوم؛ تابستان سیاه)
کتاب کارگاه پو (جلد دوم؛ تابستان سیاه) با عنوان اصلی Black summer نوشتهٔ ام. دبلیو کریون و ترجمهٔ بابک اسلامیه است. انتشارات کتابسرای تندیس این کتاب را منتشر کرده است. نسخهٔ الکترونیکی این کتاب را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کارگاه پو (جلد دوم؛ تابستان سیاه)
کتاب کارگاه پو (جلد دوم؛ تابستان سیاه) نوشتهٔ ام. دبلیو. کریون، «واشینگتن پو»، کارآگاهی سرسخت و عدالتجو، با معمایی غیرممکن روبهرو میشود: فردی که هم زنده است و هم مرده. سالها پیش، پو با شهادت خود، «جرد کیتون»، سرآشپز مشهور و روانپریش، را به جرم قتل دخترش «الیزابت» محکوم کرد. اما اکنون، زنی جوان با ادعای اینکه الیزابت کیتون است، وارد صحنه میشود. این بازگشت غیرمنتظره، پو را در مرکز اتهاماتی قرار میدهد که میتواند زندگی و حرفهاش را نابود کند. او باید برای اثبات بیگناهی خود، به اعماق تاریک این پروندهی پیچیده سفر کند و با حقایقی هولناک روبهرو شود. آیا الیزابت واقعاً زنده است؟ و اگر هست، چه کسی تلاش میکند پو را نابود کند؟ این داستان را بخوانید تا بدانید. این رمان در ۶۸ فصل نوشته شده است.
خواندن کتاب کارگاه پو (جلد دوم؛ تابستان سیاه) را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران داستانهای جنایی و علاقهمندان به قالب رمان پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب کارگاه پو (جلد دوم؛ تابستان سیاه)
«لحظهای که پو از رستوران بیرون رفت، غرش طوفان و باران شروع شد. چند لحظه زیر سایبان رستوران ایستاد و از شدت باران شگفت زده شد. از صدای باران روی پارچهی کرباسی به وجد آمد. پنج دقیقه سر جایش ماند و از هوای رو به تمیزی لذت برد. نفسهای عمیق میکشید و بوی گِل خیس را با تمام وجود حس میکرد.
از وقفهی کوتاهی در باران استفاده کرد و به سمت لندروور دوید. بیرون ماندن در این هوا عین بیپروایی بود و به فکرش رسید که به خانهی ویکتوریا برگردد، ولی تازه به میانهی فهرستش رسیده بود. البته لندروور قرص و محکم به او قوت قلب میداد و حجم باران هنوز به مرحلهی سرریز از کرانهی رودخانه به سمت خیابان نرسیده بود. تا جایی که میتوانست، به کارش ادامه میداد.
دو میخانهی بعدی چندان تفاوتی با بقیه نداشتند. اولی در آن سالها غذا نداشت و صورتغذای دومی مثل بقیه بود: خوراک میخانهای با قیمت مناسب. تا جایی که آشپزها یا صاحب میخانه به یاد میآوردند، کسی برای فروش قارچ سیاه نیامده بود. به دو رستوران دیگر سر زد، ولی همان حرفها را شنید. یکی رستوران ایتالیایی بود و دیگری برای محوطهی چادرزنی و پارک ماشینهای کاروانی در آن اطراف آشپزی میکرد. گردشگرانی که تمام روزشان روی تپهها میگذشت، غذای شکمپرکن میخواستند، نه غذای آنچنانی.
آخرین میخانه نزدیک دهکدهی وِدرال بود و چند کیلومتر با بولس اند اسلو فاصله داشت. پو تصمیم گرفت آنجا چیزی بنوشد و سپس شعاع جستجویش را حدود دو کیلومتر بیشتر کند. نام میخانه «آشپزخانهی شکاربان» بود و ادعا میکرد غذاخوری ویژهی گوشت شکاری است. پارکینگ جایی پشت ساختمان بود و پو در مسافت کوتاهی که تا در ورودی اصلی آمد، مثل موش آبکشیده شد. میخانه خالی بود.»
حجم
۳۶۵٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۴۴۸ صفحه
حجم
۳۶۵٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۴۴۸ صفحه