
کتاب هانو و اژدها کوچولو
معرفی کتاب هانو و اژدها کوچولو
کتاب هانو و اژدها کوچولو نوشتهٔ ایرینا کورشونف و ترجمهٔ کتایون سلطانی است. گروه انتشاراتی ققنوس این داستان کودک را منتشر کرده است.
درباره کتاب هانو و اژدها کوچولو
کتاب هانو و اژدها کوچولو که با تصویرگریهای «مری ران» منتشر شده، دربردارندهٔ داستانی برای کودکان است. نویسنده در این کتاب مصور، قصهٔ کودکی به اسم «هانا» را روایت کرده است. هانا کوچولو دلش نمیخواهد به مدرسه برود. چون او به نظر خودش خیلی چاق است و بعضیها او را برای این ویژگی مسخره میکنند. آن وقتی که پسرک اول پاییز باید مدرسه می رفت و با کوله پشتی جدیدش به آن جا رفت. خیلی هم خوشحال بود، اما حالا چه؟ به نظر شما او چه تصمیمی خواهد گرفت؟ این داستان را بخوانید تا بدانید.
خواندن کتاب هانو و اژدها کوچولو را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به کودکان دوستدار داستان پیشنهاد میکنیم.
درباره ایرینا کورشونف
ایرینا کورشونف، نویسندۀ آلمانی، در سال ۱۹۲۵ میلادی از مادری آلمانی و پدری روس متولد شد. بعد از جنگ جهانی دوم به تحصیل در رشتههای زبان و ادبیات آلمانی، ادبیات انگلیسی و جامعهشناسی پرداخت. کورشونف یکی از معروفترین نویسندگان آلمانی آثار کودکان و نوجوانان است و تاکنون جوایز زیادی را از آن خود کرده است.
بخشی از کتاب هانو و اژدها کوچولو
«هانو یک جعبه مدادرنگی هدیه گرفته؛ مدادرنگیهای خوشگل و بزرگ. اما از این موضوع هیچ خوشحال نیست.
اژدها کوچولو میپرسد: «این چیست؟» و جعبه را بو میکشد. «آدم میتواند این را بخورد؟»
هانو میگوید: «نه. با اینها میشود نقاشی کشید؛ نقاشیهای رنگارنگ.» و بعد با انگلشت نقاشیای را که بالای تختخوابش به دیوار زده بود، نشان میدهد؛ دو تا ماهی، یکی آبی است و آن یکی قرمز. پسرک میگوید: «اینها را من کشیدهام. آنوقتها که میرفتم مهد کودک.»
اژدها کوچولو آهسته میگوید: «چقدر قشنگ بلدی نقاشی بکشی!»
هانو میگوید: «حالا دیگر نه. لودویگ هال میگوید، نقاشیهایم مسخرهاند. میگوید فقط بلدم کاغذ را بیخودی خطخطی بکنم.»
اژدها کوچولو به ماهیها نگاه میکند، به مدادرنگیها زُل میزند و میگوید: «من هم میخواهم نقاشی کردن یاد بگیرم. خواهش میکنم یادم بده.»
هانو میگوید: «نه. حوصله ندارم نقاشی بکشم. بیا با هم بازی کنیم.»
اژدها کوچولو میخزد به طرف هانو، سرش را میمالد به پاهای پسرک و التماسکنان میگوید: خواهش میکنم اذیت نکن. آخر خیلی دلم میخواهد که نقاشی کردن را هم یاد بگیرم.»
هانو سرزنشکنان میگوید: «هیچوقت نمیگذاری من یک نفس راحت بکشم. هِی میافتی به جانم که این کار را بکن، آن کار را بکن.» ولی بالاخره دفترچۀ نقاشیاش را میآورد و چند خط و دایره و مربع میکشد و میگوید:
«آدم اینجوری نقای میکشد.
اژدها کوچولو یک مدادرنگی برمیدارد و با دقت چیزهایی را که هانو کشیده، تکرار میکند.
ولی بعدش غُرغُرکنان میگوید: «اما این اصلاً نقاشی قشنگی نیست. به من نشان بده نقاشی قشنگ را چهجوری باید کشید.»
هانو با عصبانیت می گوید: «نمیتونم.» ولی بعد میپرسد:
«خُب بگو ببینم، چه باید بکشم؟»
اژدها کوچولو میغرد: «عکس من را بکش.»
«من عکست را به رنگ قرمز میکشم. به خاطر اینکه خیلی بامزهای.»
بعد یک مداد قرمز برمیدارد و سر، شکم، پشت و زبان اژدها را میکشد.»
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۲
تعداد صفحهها
۷۲ صفحه
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۲
تعداد صفحهها
۷۲ صفحه