
کتاب رودهایی در آسمان جاری اند
معرفی کتاب رودهایی در آسمان جاری اند
کتاب رودهایی در آسمان جاری اند (There Are Rivers in the Sky) نوشته الیف شافاک، داستانی دربارهی آب، حافظه، خشونت و پیوند سرنوشت انسانها در طول تاریخ است. رمان شافاک از پیش از میلاد شروع میشود و از کتابخانهی آشوربانیپال و گیلگمش میگوید، سپس به لندن صنعتی قرن نوزدهم در کنار رود تیمز میرود و در نهایت به روستاهای کردستان و ایزدیان کنار دجله در سالهای اخیر میرسد. این سه روایت را آب به هم وصل میکند؛ نیرویی زنده و شاهدی خاموش بر جنایتها، رؤیاها و فراموشیهای بشر. نشر خوب این کتاب را با ترجمه ندا بهرامی نژاد منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب رودهایی در آسمان جاری اند
کتاب رودهایی در آسمان جاری اند اثر الیف شافاک، حماسهای مدرن و چندلایه است که آب را به عنوان حافظهی ازلی و ابدی جهان برمیگزیند تا پیوند میان تمدنهای گسسته و اعصار دور را روایت کند. شافاک با استفاده از تکنیک جریان سیال ذهن، نشان میدهد که چگونه یک قطره باران میتواند از کتیبههای نینوای باستان به لجنزارهای لندن عصر ویکتوریا و سپس به دجلهی خروشان در روزگار ما برسد. این اثر، تقابلی است میان قدرت ویرانگر امپراتوریها و بقای شکنندهی کلمات؛ جایی که آشوربانیپال کتابخانهاش را بر خون بنا میکند و شاه آرتور در لندن، هویت خود را در میان اشیای رها شده در رودخانه بازمییابد.
ساختار روایی کتاب بر پایهی سه ستون اصلی - قدرت، فقر و سنت - بنا شده که در هر سه، آب نقشی دوگانه ایفا میکند: هم ابزار زندگی و تقدس است و هم سلاح سرکوب و مسبب آوارگی. الیف شافاک با ظرافت، رنج نوزادی در ساحل متعفن تیمز را به دلشورهی دختری ایزدی در میانهی هجوم سدها و جنگ گره میزند تا به مفهوم عدالت زیستمحیطی و تاریخ فراموششدگان معنایی تازه ببخشد. رودهایی در آسمان جاری اند تنها یک داستان تاریخی یا اقلیمی نیست؛ بلکه مرثیهای برای رودهایی است که پیش از آنکه خشک شوند، در حافظهی جمعی ما جاری بودهاند و یادآور این حقیقت که هیچ داستانی، هر چند کهن و هر چند دور، هرگز به راستی از بین نمیرود، بلکه تنها شکل عوض میکند.
خلاصه داستان رودهایی در آسمان جاری اند
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رودهایی در آسمان جاری اند از نینوا، کنار دجله، در حدود سال ۶۴۰ قبل از میلاد آغاز میشود. آشوربانیپال، پادشاه آشوریان و بنیانگذار کتابخانهی عظیم کاخ شمالی، در اوج قدرت و ثروت. راوی، قطرهبارانی است که از ابری طوفانی جدا میشود و بر سر او میافتد. در کتابخانه، کتیبهی آبی حماسهی گیلگمش، که به جای نابو به نیسابا تقدیم شده، نشانهی سرپیچی کاتبی گمنام از نظم رسمی است. پادشاه این کتیبه را پنهان میکند، نه نابود؛ اما در همان روز، مشاور و معلم دوران کودکیاش به اتهام خیانت و افشای جنایتهای آبی او برای برادرش، دستگیر میشود. مشاور، پادشاه را به خاطر تبدیلکردن آب به سلاح و آلودهکردن رودها سرزنش میکند و از گیلگمش و معنای جاودانگی سخن میگوید. آشوربانیپال، که نمیخواهد دستش به خون آلوده شود، دستور میدهد او را بسوزانند. قطرهباران، لابهلای موی پادشاه، شاهد سوختن معلم و خاطرات کودکی است و در گرمای آتش بخار میشود؛ اما آب از یاد نمیبرد و قرار است در شکلهای دیگر بازگردد.
در خط روایی بعدی، همان آب در لندن ۱۸۴۰ بهصورت دانهبرفی بر صورت نوزادی فقیر در ساحل تیمز فرود میآید. تیمز، که زمانی رودخانهای زنده و پرماهی بوده، حالا به مجرای فاضلاب صنعتی و شهری بدل شده است. آرابلا، زن جوان بارداری که در زاغههای چلسی زندگی میکند و شوهر نجارِ الکلی و خشنی دارد، در سرمای صبح، هنگام کار کنار رود، درد زایمان میگیرد.
در خط سوم، در سال ۲۰۱۴، کنار دجله در جنوب شرقی ترکیه، دختری ایزدی به نام نارین در آستانهی غسل تعمید با آب مقدس لالش است...
چرا باید کتاب رودهایی در آسمان جاری اند را بخوانیم؟
این کتاب فرصتیست برای دیدن پیوند میان ادبیات و سیاست، میان اسطوره و زیستمحیط، و میان بدنهای آسیبپذیر و رودهایی که شاهد همهچیز بودهاند. کتاب، هم برای کسانی که به روایتهای تاریخی و اسطورهای علاقهمندند جذاب است، هم برای کسانی که دغدغهی محیط زیست، مهاجرت، حافظهی جمعی و سرنوشت اقلیتها را دارند. ترکیب روایتها، داستان را به متنی تبدیل کرده که هم از زاویهی ادبی میتوان به آن نزدیک شد، هم از زاویهی اجتماعی و تاریخی.
خواندن کتاب رودهایی در آسمان جاری اند را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
رودهایی در آسمان جاری اند به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهای چندزمانه و چندمکانی علاقهمندند و دوست دارند میان اسطوره، تاریخ و زندگی معاصر رفتوآمد کنند.
درباره الیف شافاک
الیف شافاک (Elif Shafak) (متولد ۱۹۷۱)، رماننویس، جستارنویس، فعال حقوق زنان و از معروفترین نویسندگان معاصر ترکیه در دنیاست. او که در رشتههای علوم سیاسی و مطالعات زنان تحصیل کرده، در آثارش عموماً میان شرق و غرب، سنت و مدرنیته، و تصوف و واقعگرایی پل زده است. شافاک با انتشار رمان «ملت عشق»، قرائتی تازه و داستانی از پیوند شمس و مولانا ارائه داد که با استقبالی بینظر مواجه شد و رکوردهای فروش را جابهجا کرد. سبک نگارش شافاک با مسائل جنسیتی، هویتهای چندگانه و تاریخ نادیدهگرفتهشده گره خورده است. چنانکه در آثاری مثل «حرامزادهی استانبول» و «۱۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه در این دنیای عجیب»، تابوهای اجتماعی و تاریخی را شکست و صدای حاشیهنشینان را بازتاب داد. شافاک در کنار روایتهای داستانی، در کتابهایی نظیر «شیر سیاه» به واکاوی تجربهی زنانه و چالشهای مادرشدن نیز پرداخته است. او نشان شوالیهی هنر و ادبیات فرانسه را به دست آورده است.
جوایز و افتخارات کتاب رودهایی در آسمان جاری اند
- نامزد بهترین رمان تاریخی جوایز گودریدز (سال ۲۰۲۴)
- نامزد جایزهی ادبی دوبلین (سال ۲۰۲۶)
- برندهی جایزهی Gordon Bowker Volcano (سال ۲۰۲۵)
- برندهی جایزهی رمان سال استفورد (سال ۲۰۲۵)
- نامزد بهترین داستان سیاسی جایزهی اوروِل (سال ۲۰۲۵)
نسخه های دیگر کتاب رودهایی در آسمان جاری اند
- کتاب آسمان هم رودخانه دارد، ترجمهی مبینا معتمدی، نشر چترنگ
بخشی از کتاب رودهایی در آسمان جاری اند
«امسال زمستان زودتر به لندن میآید و وقتی خودش را نشان میدهد، دیگر نمیخواهد برود. اولین بارِش سبک برف در اکتبر اتفاق میافتد و دمای هوا روزبهروز پایینتر میآید. گلسنگی که روی دیوارها درآمده، خزهای که سطح تختهسنگها را پوشانده و سرخسهایی که از لای ترکها سر برآوردهاند، همگی از شبنم یخزدهای پوشیده شدهاند که مثل انبوهی از سوزنهای نقرهای میدرخشد. کرمهای پیلهساز و قورباغهها، آمادهٔ موج سرما، به خودشان اجازه میدهند آرامآرام یخ بزنند و رضایت میدهند که تا بهار آینده یخشان آب نشود. دعاها و ناسزاها بهمحض اینکه از دهان گوینده بیرون میآیند قندیل میبندند و از شاخههای لخت درختان آویزان میشوند. گاهی با وزش باد صدا میدهند؛ جرینگجرینگی آرام و بینظم. ولی باوجود این آبوهوای سرد، تیمز برخلاف چند دههٔ قبل یخ نزده؛ آن موقع رودخانه به لایهای از یخ آنچنان محکمی تبدیل شد که محض سرگرمی فیلی را رویش به حرکت درآوردند و از این ساحل به آن ساحل، مسابقات هاکی برگزار کردند. این بار فقط خط ساحلی یخ زده و درنتیجه آب بین دو پهنهٔ سفید بلورین حاشیهٔ رود در جریان است.
هوا چه سرد باشد چه گرم، بادوبوران باشد یا آرام، فرق زیادی به حال بوی تند، زننده و ناخوشایندی که از رودخانه برمیخیزد نمیکند؛ بوی گندی که وارد منافذ پوستت میشود، روی پوستت مینشیند و به ریههایت نفوذ میکند. تیمز «تامِسیس»، «تمز»، «تامسا»، «رود تیره» بااینکه زمانی به آب شیرین و سالمونهای معرکهاش شهرت داشت، حالا دیگر آبی کثیف، تیره و قهوهای دارد. زبالههای صنعتی، آشغالهای گندیده، مواد شیمیایی کارخانهها، لاشههای حیوانات، جنازهٔ انسانها و فاضلاب تصفیهنشده آلودهاش کردهاند و در تمام طول حیاتش، هیچوقت تا این حد شاهد بیاعتنایی، تنهایی و بیمحبتی نبوده.»
