معرفی و دانلود کتاب زخم ها خوب می شوند، فراموش نه! + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب زخم ها خوب می شوند، فراموش نه!subscriptionAvailable

کتاب زخم ها خوب می شوند، فراموش نه!

بر اساس واقعیت

نوع کتاب
۴.۱(از ۱۳۰ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مرسده کمالی (نونا)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب زخم ها خوب می شوند، فراموش نه!

کتاب زخم ها خوب می شوند، فراموش نه! نوشتهٔ «مرسده کمالی» (نونا) و منتشرشده توسط نشر ندای الهی، رمانی بر اساس واقعیت است که به زندگی زنی جوان و رنج‌کشیده در بستر جامعهٔ ایرانی می‌پردازد. این رمان با نگاهی واقع‌گرایانه، فرازونشیب‌های زندگی شخصیت اصلی را در مواجهه با فقر، بی‌پناهی و تلاش برای بقا به تصویر می‌کشد. اثر حاضر خواننده را با چالش‌های اجتماعی، خانوادگی و فردی شخصیت‌ها روبه‌رو می‌کند و تصویری ملموس از زندگی در حاشیهٔ شهر ارائه می‌دهد. نسخهٔ الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب زخم ها خوب می شوند، فراموش نه!

رمان ایرانی و معاصر «زخم‌ها خوب می‌شوند، فراموش نه!» (براساس واقعیت) اثری داستانی و واقع‌گرایانه است که براساس واقعیت‌های تلخ و ملموس جامعه شکل گرفته است. «مرسده کمالی» (نونا) در این کتاب، زندگی زنی جوان به نام «ملیحه» را روایت می‌کند که درگیر فقر، بی‌پناهی و مشکلات خانوادگی است. داستان در بستر محله‌ای پایین‌شهری و در فضای زمستانی آغاز می‌شود و با جزئیات دقیق، شرایط دشوار زندگی شخصیت اصلی را به تصویر می‌کشد. ساختار کتاب مبتنی بر روایت اول‌شخص است و خواننده را مستقیماً درگیر احساسات، افکار و تجربیات «ملیحه» می‌کند.

این رمان با تمرکز بر واقعیت‌های اجتماعی به موضوعاتی چون طلاق، اعتیاد، خشونت خانگی، بی‌خانمانی و تلاش برای بقا می‌پردازد و درعین‌حال امید و انسانیت را در دل تاریکی‌ها جست‌وجو می‌کند. روایت کتاب خطی و پیوسته است و با توصیف‌های جزئی و ملموس، فضای داستان را برای خواننده قابل لمس می‌سازد. کتاب «زخم‌ها خوب می‌شوند، فراموش نه!» تصویری از رنج و امید، تحقیر و مقاومت زنی را نشان می‌دهد که در دل سختی‌ها، هنوز به فردا و امکان تغییر باور دارد.

خلاصه داستان زخم ها خوب می شوند، فراموش نه!

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

داستان با روایت زندگی «ملیحه»، زنی جوان و مادر یک کودک خردسال آغاز می‌شود که پس از جدایی از همسر معتاد و خشونت‌گر خود، ناچار است برای تأمین معاش و سرپناه به کارهای خدماتی و نظافت خانه‌های مردم روی بیاورد. ملیحه در شرایطی سخت و طاقت‌فرسا با پسر دوساله‌اش در محله‌ای فقیرنشین و اتاقی نمور زندگی می‌کند و هر روز با ترس از صاحبخانه‌ای هیز و بی‌رحم، بی‌پولی و گرسنگی دست‌وپنجه نرم می‌زند. در یکی از شب‌های سرد زمستان، پس از اخراج از خانه به‌دلیل ناتوانی در پرداخت اجاره، ملیحه و پسرش بی‌سرپناه می‌شوند. در همین شرایط، مردی به نام «سهراب» که قصاب محل است، به کمک او می‌آید و با پرداخت بدهی، سرپناه موقتی برای ملیحه فراهم می‌کند. سهراب و همسرش «خاطره» با ملیحه برخوردهای متفاوتی دارند؛ سهراب با مهربانی و حمایت سعی می‌کند راهی برای بهبود وضعیت ملیحه پیدا کند؛ درحالی‌که خاطره با تحقیر و بی‌مهری با او روبه‌رو می‌شود. ملیحه با تلاش و پشتکار سعی می‌کند شغلی پایدار پیدا کند و برای آیندهٔ خود و فرزندش امیدی بسازد. در این مسیر با آدم‌هایی از طبقات مختلف جامعه روبه‌رو و هر بار با چالش‌های تازه‌ای مواجه می‌شود.

چرا باید کتاب زخم ها خوب می شوند، فراموش نه! را بخوانیم؟

این رمان با روایت واقع‌گرایانه و بی‌پرده از زندگی زنی در حاشیهٔ جامعه، تصویری ملموس از فقر، بی‌پناهی و تلاش برای بقا ارائه می‌دهد. «زخم‌ها خوب می‌شوند، فراموش نه!» نه‌تنها به مسائل اجتماعی و خانوادگی می‌پردازد، بلکه لایه‌های عمیق‌تری از احساسات انسانی، امید و مقاومت را به نمایش می‌گذارد. خواندن این رمان فرصتی است برای درک بهتر واقعیت‌های پنهان جامعه و همدلی با کسانی که در سکوت و سایه‌ها زندگی می‌کنند. این داستان مخاطب را به تأمل دربارهٔ عدالت اجتماعی، نقش حمایت و مهربانی در زندگی انسان‌ها و اهمیت امید در شرایط دشوار دعوت می‌کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

مطالعهٔ این رمان معاصر و ایرانی به علاقه‌مندان به رمان‌های اجتماعی و واقع‌گرایانه و کسانی که دغدغهٔ مسائل زنان، فقر، خشونت خانگی و آسیب‌های اجتماعی دارند، پیشنهاد می‌شود؛ همچنین به افرادی که به‌دنبال شناخت عمیق‌تر از زندگی در حاشیهٔ شهر و تجربه‌های زیستهٔ زنان در جامعهٔ ایرانی هستند.

بخشی از کتاب زخم ها خوب می شوند، فراموش نه!

«رفتم تو اتاق لباس عوض کردم توی لباس‌های جدید چقدر عوض شده بودم شبیه یه خانوم درست حسابی، البته به خیال دیدار سهراب از کشوی لوازم آرایش معصومه وسیله برداشته بودم و ته رنگی به خودم زده بودم. از ساعت شش زنگ در هی به صدا در اومد اول خونواده خواهر شیدا اومدن دوتا بچه کوچیک داشت و خانوم اتو کشیده‌ای همراهش بود که پرستار بچه بود شیدا حامد رو سپرد به پرستار، کار پذیرایی من شروع شد با هر زنگ قلبم میریخت میگفتم میشه سهراب باشه؟ ساعت نه شب که شد شوهر فاطمه خانوم روی باربیکیو حیاط کباب‌های سیخ کشیده رو کباب کرد و من و احترام میزهای بزرگ سالن رو چیدیم از شیر مرغ تا جون آدمیزاد روی میزها چیدیم بخشی از غذاها رو فاطمه خانوم و من درست کرده بودیم بخشی رو از بیرون سفارش داده بودن بالای ده نوع غذا و کباب سر میز بود مهمونامون همه خوش پوش و خوش مشرب بودن رفتار دوستانه‌ای هم با من و احترام داشتن جوری که احساس نمیکردیم کارگر خدمات هستیم. شام که شروع شد دیگه امیدم از دیدن سهراب نا امید شد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب زخم ها خوب می شوند، فراموش نه! و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:زخم ها خوب می شوند، فراموش نه!
عنوان دیگر:بر اساس واقعیت
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:مرسده کمالی (نونا)
انتشارات:انتشارات ندای الهی
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۳/۰۶/۰۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۷.۷۵ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۹۰۷۰۹۰۱
تعداد صفحه‌ها:۵۰۴ صفحه
قیمت کتاب:۷۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

روژین
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۰۶

اول نکات مثبت قلم فوق العاده و داستان پردازی زیبا که خواننده رو با خودش همراه میکنه البته توش پر از فردین بازی هست نکته منفی مهم چرا نویسنده های رمانها سعی دارند رابطه نزدیک و صمیمی زن و مرد نامحرم رو عادی...بیشتر

۲
آماندا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۲۳

ملیحه ، زنی که توی خانواده ای به دنیا اومده که والدینش انسان‌های نادرستی هستن ،درگیر اعتیاد وبزهکاری و ناهنجاری های اجتماعی هستند وبه فرزندشون احساس ناخوب بودن دادن ،احساس ناکافی بودن دادن و به خاطر شرایط بد کودکیش در...بیشتر

۰
کاربر ۲۲۸۴۹۶۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۵

خیلی قشنگ بود

۰
م نصیری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۵

متن داستان خیلی روان و خوانا بود....از وقتی شروع کردم 18ساعت بکوب خوندم...اینکه تا آخر داستان پیچ و خم داشت خیلی خوب بود....اگرچه خیلی غم داشت ولی اینکه مثل اکثر رمان‌ها تم تکراری نداشت خیلی خوب بود

۰
خواهر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۷

بعد از مدتها یک کتاب قشنگ و جذاب خوندم ممنون از نویسنده عزیز با موضوع جذابشون بنظرم عالی بود من که کیف کردم

۰
س.ب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۲۰

کتاب خوبی بود

۰
salam_bar_ebrahim
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۶

به نظرم زیادی تخیلی بود تا واقعیت و اینکه نکته ی مهم اینجاست درسته که از امید میگه و تلاش اما شروع این امید جایی بود که شخصی به کمک نقش اصلی داستان میاد در حالی که اگه اون شخص...بیشتر

۰
.....
۱۴۰۴/۱۰/۰۵

هیچ چیز قشنگ تر از واقعیت نیست واقعیت یعنی خوشی در کنار ناخوشی و ناخوشی در کنار خوشی خوندن واقعیت کمک به رشد ما می کنه واقعیت هم تلخی داره هم شیرینی هم بالا داره هم پایین همه ما ملیحه هستیم بعضی با انتخاب...بیشتر

۰
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۱۴۰۳/۰۶/۱۷

قلم نویسنده خوب بود و داستان کشش لازم برای خواننده را داشت ولی ۵۰ صفحه آخر کتاب به نظرم اضافه بود و الکی داستان را کش داده بودند و آب ریخته بودند برای همین ۳ ستاره به کتاب دادم در...بیشتر

۱
کاربر 5091599
۱۴۰۴/۱۰/۱۴

عالی

۰
کاربر ۱۸۳۲۴۲۶
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۳

مثل بقیه کتابهای سرکار خانم کمالی عالی بود از خوندنش لذت بردم با تشکر وخسته نباشید خدمت نویسنده محترم و آرزوی موفقیت و سلامتی

۰
سفیده (بیمار کتاب)
۱۴۰۵/۰۱/۱۹

میدونید جالب چیه ک من آخرش فهمیدم واقعی داستان عجبب منو به فکر برد چه زندگی سختی داشته (و چه آدمی جلوش بود ) خیلی برام سنگین وجذاب بود سهراب دلبرانه دل میبرد اما سخت به دست اومد حقشون بود بخداا...بیشتر

۰
جودی ابوت
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۲

کتاب نسبتا خوبی بود. ولی بی نهایت داستان و کش داده بودن و خیلی غمگین بود. یک ستاره کم دادم به خاطر غلط املایی های زیاد کتاب.

۰
کاربر 3256636
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۱

داستان خوبی داشت و موضوعی که تا آخر میخواستی ببینی چی میشه ولی اضافات زیادی داشت .و اینکه بعضی شخصیت ها یه دفعه کمرنگ میشدن بعد خبری ازشون نبود.

۰
Barghab
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۴

خوندنش بهتون پیشنهاد میکنم قلم خانم کمالی واقعا ارزش وقت گذاشتن داره✨

۰