
کتاب بیگانه
معرفی کتاب بیگانه
«بیگانه» یکی از مشهورترین آثار آلبر کامو (۱۹۶۰-۱۹۱۳)، نویسنده فرانسوی برنده جایزه نوبل ادبیات است.
در بخشی از خلاصه این رمان میخوانیم:
«طی تلگرافی دریافتم که مادر پس از سه سال اقامت در خانهی سالمندان درگذشته است. خانهی سالمندان در هشتاد کیلومتری الجزیره قرار داشت، به همین خاطر مرخصی دو روزهای گرفتم و راهی شدم. مادرم را در اتاقی به دور از سایر سالمندان گذاشته بودند تا تماشای جنازهاش بقیه را به تکاپو نیاندازد. پرستاری عرب کنار تابوت او نشسته بود. سرپرست پشت سرم وارد اتاق شد تا پیچهای روی تابوت را باز کند و جسد مادرم را نشانم دهد، اما او را از این کار بازداشتم. او سردرگم کنارم نشست و پرسید: «چرا؟» پاسخی نداشتم. همان لحظه زن عرب برخاست و از اتاق بیرون رفت. سرپرست با لحنی اندوهگین گفت: «زن بیچاره تومور دارد.» سرپرست معتقد بود در هوای گرم آن ناحیه باید جسد را به سرعت به خاک سپرد، به همین خاطر چندین صندلی به اتاق آورد و دوستان پیر مادر را صدا زد تا شب را کنار او سپری کنند. در این فاصله یک فنجان قهوه نوشیدم که جسمم را در خلسهای آرامشبخش فرو برد. نگاهم با دقتی بیسابقه جزئیات پیرامون را میکاوید، اما گوشّهایام هیچ نمیشنید؛ چنانچه گویی در خواب و خیال به سر میبرم.»
درباره آلبر کامو
آلبر کامو در ۷ نوا مبر ۱۹۱۳سال در خانوادهای فقیر در الجزایر متولد شد. آن زمان الجزایر تحت استعمار فرانسه بود. پدرش کارگری فقیر بود و مادرش خدمتکار بود. آنها صاحب دو فرزند به نام «لوسین» و «آلبر» بودند، پدرش در جنگ کشته شد و مسئولیت نگهداری دو بچه بر عهده مادرش افتاده بود. کامو به خاطر خانوادهاش مدرسه را رها کرد و به کارگری مشغول شد. معلمش به استعداد او پی برد و او را به ادامه تحصیل تشویق کرد، و به او کمک کرد تا بتواند بورسیه تحصیلی شود. با وجود اینکه کامو یکی از متفکران مکتب اگزیستانسیالیسم است او همواره این برچسب خاص را رد میکرد. او در دانشگاه الجزیره تحصیل کرد و تا پیش از آنکه در سال ۱۹۳۰ گرفتار بیماری سل شود دروازهبان تیم فوتبال این دانشگاه بود. کامو در بعد از ظهر چهارم ژانویه ۱۹۶۰ و در سن ۴۷ سالگی بر اثر سانحهی تصادف نزدیک سن، در شهر ویلبلویل درگذشت.
به عقیدهی بسیاری او یکی از نویسندگان بزرگ قرن بیستم و نویسنده کتاب مشهور بیگانه و مقاله جریانساز افسانهی سیزیف است. کامو در سال ۱۹۵۷ به خاطر آثار مهم ادبیاش که بهصورت واضح به مشکلات وجدان بشری در این عصر پرداخته است برندهی جایزهی نوبل ادبیات شد. آلبر کامو نخستین نویسندهی زادهی قارهی آفریقا است که برنده این جایزه شده است. او دو سال پس از بردن جایزهی نوبل در یک سانحهی تصادف درگذشت. در جیب کت او یک بلیط قطار استفاده نشده پیدا شد، او ابتدا قرار بود با قطار و به همراه همسر و فرزندانش به سفر برود ولی در آخرین لحظات پیشنهاد دوست ناشرش را برای همراهی پذیرفت تا با خودروی او سفر کند. رانندهی اتوموبیل و میشل گالیمار، دوست نزدیک و ناشر آثار کامو، نیز در این حادثه کشته شدند. آلبر کامو در گورستان لومارین در جنوب فرانسه دفن شد.
زمانی که کامو در حادثهی اتومبیل کشته شد، مشغول کار بر روی نسخهی اول رمان تازهای به نام آدم اول بود. به دوستی نوشته بود: «همهی تعهداتم را برای سال ۱۹۶۰ لغو کردهام. این سال، سال رمانم خواهد بود. وقت زیادی میبرد؛ اما به پایانش خواهم برد.» حادثهی اتومبیل زمانی پیشآمد که عازم پاریس بود تا کاری تازه را در زمنیه کارگردانی شروع کند.
بعد از مرگ کامو، همسر و فرزندانش حق تکثیر آثار او را در اختیار گرفتند و دو اثر باقیمانده او را منتشر کردند. اولین آنها کتاب مرگ شاد بود که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد. دومین کتابی که پس از مرگ کامو منتشر شد یک اثر ناتمام به نام آدم اول بود که سال ۱۹۹۵ منتشر شد. آدم اول یک خودزندگینامه دربارهی دوران کودکی نویسنده در الجزایر است.
زندگینامه آلبر کامو را در صفحه این نویسنده میتوانید بخوانید.
حجم
۲۲٫۱ کیلوبایت
تعداد صفحهها
۱۵ صفحه
حجم
۲۲٫۱ کیلوبایت
تعداد صفحهها
۱۵ صفحه
نظرات کاربران
وای وای وای چی بگم ؟ نخرید اینو. نخرید خواهش میکنم. این کتابو باید رفت از تو کتابخونه حتی اگه ده ملیون هم هست خرید, اومد نشست خونه,خوند. اونم چه خوندنی; بخوابی رو تخت, یه چایی هم بذاری کنارت, با
بیگانه چقدر هست که دیگه براش خلاصه هم گذاشتند! در ضمن بهترین ترجمه از دیهیمی است. ال احمد اصلا در ترجمه هایش خوب متن را درک نکرده.
سلام دوستان. کتاب بیگانه واقعا داستان ساده ای داره و هیچ پیچیدگی نداره و کاملا قابل درکه ،اتفاقات داستان و ذهنیت مورسو(شخص اول)و هم خود جملاتو نحوه نکشتن کتاب. کامو قلم روان و قابل فهمی داره ولی برای زیر سیزده دوازده سال
واقعا دست خلاصه کننده درد نکنه . من همش دنبال یه راهی بودم که این کتابایی که طولانی و کسالت آورند اما ما باید یکبار بخونیمشون رو , یه جوری زودتر تموم کنم . اگر آدم بخواد تمام این کتاب
با شخصیت اصلی داستان خیلی احساس نزدیکی کردم شاید خیلی از ما به این بیماری که شخصیت اصلی دچاره دچاریم یعنی بیماری بی اهمیت بودن همه چیز
نکنید اینکارو . همه قشنگیه یه رمان به اینه که توی اون فضا باشی و تو اون محیطی که نویسنده ساخته زندگی کنی . شما همینو هم از مخاطب میگیرین .
واقعا چی این کتاب معروف شده؟!
من برا خلاصش گرفتم نوشته ۱۵ صفحه ولی ۲۸ صفحه هستش