معرفی و دانلود کتاب آخرین کتاب فروشی لندن + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب آخرین کتاب فروشی لندن

کتاب آخرین کتاب فروشی لندن

رمانی درباره جنگ جهانی دوم

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
مدلین مارتین، ندا شادنظر
انتشارات: 
انتشارات هوما
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آخرین کتاب فروشی لندن

کتاب «آخرین کتاب فروشی لندن» نوشته‌ی مدلین مارتین و ترجمه‌ی ندا شادنظر است و انتشارات هوما آن را منتشر کرده است. مدلین مارتین نویسنده‌ی نیویورک‌تایمز و یواس‌ای تودی است که رمان‌های تاریخی او به بیش از ۲۵ زبان دنیا ترجمه شده است.

درباره کتاب آخرین کتاب فروشی لندن

گریس بِنِت بعد از مرگ مادرش متوجه می شود خانه‌ای که سال‌ها در آن زندگی کرده متعلق به عمویش است. عموی بی‌رحمی که با اسباب‌کشی به آن خانه گریس را بیرون کرد. گریس که حالا نه پدر و مادری دارد و نه خانه و شغل (او سال‌ها در مغازۀ لوازم‌خانگی عمویش کار می‌کرد) تصمیم می‌گیرد پیشنهاد دوست قدیمی مادرش خانم وِدِرفورد را قبول کند و به لندن برود. در این سفر دوستش ویو هم او را همراهی می‌کند. این ۲ دختر همیشه رؤیای رفتن به لندن را در سر داشتند و بالأخره پایشان را به شهر رؤیایی‌شان می‌گذارند اما نشانه‌های جنگ را در آن می‌بینند. بااین‌حال اولین کارشان جست‌وجو برای کار است. گریس تجربۀ سال‌ها کار در مغازه‌ی عمویش را داشت اما او با سنگدلی از نوشتن توصیه‌نامه برای او امتناع کرده بود. پیداکردن کار بدون داشتن توصیه‌نامه دشوار بود اما خانم وِدِرفورد صاحب یک کتاب‌فروشی را راضی کرد تا گریس در آنجا کار کند. گریس که با دنیای کتاب‌ها غریبه بود نمی‌دانست که قرار است زندگی‌اش در این کتابخانه و با بی‌شمار کتاب‌ها کاملاً عوض شود.

شخصیت‌پردازی رمان قوی و دقیق است. نویسنده ماهرانه تحول شخصیتی گریس (شخصیت‌محوری داستان) را به خواننده نشان می‌دهد. او که همیشه سوگوار ازدست‌دادن مادر، پدر، خانه و کارش بود توانست به دختری با اعتمادبه‌نفس تبدیل شود که نه‌تنها دنیای خود که دنیای آدم‌های اطرافش را هم تغییر دهد. گریس که تا آن زمان فرصتی برای دوستی با کتاب و خواندن نداشت، کار در کتاب‌فروشی و علاقه‌مندشدن به خواندن کتاب برایش مثل هدیه‌ای بود که زندگی‌اش را عوض کرد.

خواندن کتاب آخرین کتاب فروشی لندن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به علاقه‌مندان به رمان‌هایی با موضوع جنگ، داستان‌های تاریخی و همین طور دوستداران کتاب و کتاب‌خوانی پیشنهاد می‌کنیم. نویسنده نشان ‌می‌دهد چطور کتاب‌فروشی‌ها در دوران جنگ می‌توانستند پناهگاه مردم باشند.

بخشی از کتاب آخرین کتاب فروشی لندن

« آن‌ها انتظار داشتند در پارک صندلی‌های چوبی پر از افرادی با لباس‌های عجیب‌وغریب، زمین پر از سرپانتین که نور خورشید را مانند دانه‌های الماس منعکس می‌کند و چمنزاری سبز و بی‌پایان را ببینند که آن‌قدر نرم بود که وسوسه‌شان می‌کرد کفش‌هایشان را دربیاورند. به ذهنشان نرسیده بود آنجا سنگرهایی که مانند زخم‌های باز، از دل خاک بیرون زده بودند و بدتر از آن اسلحه‌های ضدهوایی بزرگ و سنگین را ببینند. توپ‌های فلزی بزرگی آنجا بودند با ارتفاعی بلندتر از قامت انسان و چرخ‌هایی که بلندی‌شان تا کمر گریس می‌رسید. از هریک از توپ‌ها لوله‌ای دراز بیرون زده بود که سرش رو به آسمان و آماده بود تا هر تهدیدی را خنثی کند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آخرین کتاب فروشی لندن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابآخرین کتاب فروشی لندن
عنوان دیگررمانی درباره جنگ جهانی دوم
عنوان در زبان مبدأThe Last Bookshop in London: A Novel of World War II
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهمدلین مارتین
مترجمندا شادنظر
انتشاراتانتشارات هوما
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۳/۰۳/۲۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۱۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۹۴۵۳۴۳۸
تعداد صفحه‌ها۳۹۷ صفحه
قیمت کتاب۹۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۲۲

همه داستان های راجع به جنگ ها که آمیزه ای از مرگ و زندگی، امید و ناامیدی،خنده گریه، عشق و نفرت هست زیبا و دلنشین هستند و این کتاب و داستان و روایت نیز زیبا و دلنشین بود.

۰
termehz
۱۴۰۴/۰۵/۱۸

کتاب توی انتقال احساس غم و شادی که بخاطر اتفاقات توی داستان بود، خوب عمل میکنه جوری که منم یه جاهایی پا به پای کتاب این احساسات رو حس میکردم. در کل کتاب دلنشنیه، روند داستان آرومه ولی اصلا خسته کننده...بیشتر

۰
Ooham
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۴

تصویرسازی و تشبیهات زیبایی به کار برده شده بود که ریزبینی نویسنده را به موضوعات جزیی اطراف نشان می‌داد. به خوبی فضای مه‌آلود، خاکستری و آتشین جنگ و بمباران‌ها و پناهگاه را به قلم کشیده بود به گونه‌ای که مخاطب را...بیشتر

۰
کاربر 8859289
۱۴۰۳/۰۵/۲۶

عالی

۰
مهرناز
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۲۸

ترجمه‌ی کتاب خیلی بده، یه توصیفات عجیب غریبی توی کتاب هست که اصلا با واقعیت جور در نمیاد و در ذهن نمی‌گنجه. یک جاهایی هم کلا جمله‌ها نصفه مونده و وسط زمین و زمان رها شده.

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۹۸۳۱۳۹۰
۱
و به‌راستی ساوت رایدینگ کتاب الهام‌بخشی بود. داستان این کتاب پس از جنگ بزرگ به وقوع می‌پیوست، وقتی مردم باهم متحد شدند و خانم مدیر مدرسه در جایی که ذره‌ای امید در آن وجود نداشت، الهام‌بخش همگان شد. این کتاب داستانی قدرتمند دربارهٔ افرادی بود که می‌توانستند بر هر مانعی که زندگی بر سر راهشان قرار می‌داد، غلبه کنند.
کیانا کیا
۰
من توی جنگِ بزرگ بودم. هرگز نمی‌تونی فراموشش کنی، یعنی یه بخشی از وجودت می‌شه؛ مثل زخمی که هیچ‌کس نمی‌تونه ببیندش.»
کاربر ۹۸۳۱۳۹۰
۰
زنان خانه‌دار نیز مرتب به آنجا رفت و آمد داشتند. آن‌ها نگران شوهرانشان بودند که در فرانسه می‌جنگیدند و ناراحت بودند که باید بار دیگر از فرزندانشان جدا شوند؛ زنانی که به‌شدت نیاز داشتند چیزی حواسشان را پرت کند، یا راهی برای مشغول کردن ذهنشان بیابند تا آنچه را بر قلب‌هایشان سنگینی می‌کرد، فراموش کنند.
کاربر ۹۸۳۱۳۹۰
۰
«بهترین امیدها رو در کتاب‌ها می‌شه پیدا کرد
کاربر ۹۸۳۱۳۹۰
۰
آقای اِوِنز به قفسهٔ کتاب‌هایی اشاره کرد که برای فروشگاه‌های دیگر در نظر گرفته بودند و گفت: «ببین با دلسوزی‌هات چی کار کردی. همیشه از خودت مایه می‌ذاری تا به دیگران کمک کنی. نه فقط به‌عنوان نگهبان کار می‌کنی، بلکه برای بقیهٔ کتاب‌فروش‌ها و مردم کتاب می‌خونی. بیرون، زندگی‌ها رو نجات می‌دهی و اینجا روح آدما رو.»
کاربر ۹۸۳۱۳۹۰
۰
گریس ادامه داد: «من از همهٔ شما قدردانی می‌کنم که کمک کردین این کتاب‌فروشی رشد کنه. این کتاب‌ها هستن که ما را به هم نزدیک کرده‌ن. عشق درون داستان‌ها، ماجراهایی که ما رو همراه خودشون می‌کنن، و اینکه موقع خوندن این داستان‌ها کاملاً حواسمون از دنیای اطراف پرت می‌شه. و به ما یادآوری می‌کنن که باید همیشه امیدوار باشیم.»
کاربر ۹۸۳۱۳۹۰
۰
زیرا در دنیایی مانند دنیای آن‌ها، با وجود مردمانی شجاع و عاشق و با آن همه داستان‌های مختلف که از قدرت و پیروزی الهام می‌گرفتند، همیشه جای امیدواری بود.