«نوشتار زنانه: بداههگویی در مه» نوشته کامران برادران(-۱۳۶۸) است. این کتاب در ۷ فصل تنظیم شده است و در آن مجموعهای از نوشتههای پراکنده از نویسندگان و اندیشمندان در کنار هم قرار داده شده است و کوشیده شده یک پیکره یکپارچه از این اجزای پراکنده پیرامون مفهوم فلسفی-جامعهشناختی نوشتار زنانه به دست بدهد.
در بریدهای از کتاب میخوانیم:
نوشتار زنانه، نوشتاری که از دلِ زنانگی برآید، رابطهای مستقیم با سیاست دارد. اما اگر سیاست را معطوف به تلاش برای بازیابی قدرت و مشروعیتِ سیاسی بدانیم، این اندیشه را یکسره به بنبست بردهایم. یکیساختنِ سیاست با استیلا و قدرت معادل است با دست شستن از خودِ سیاست. نظریهی انتقادی باید محرکی باشد که به کنه شکلهای گوناگونِ مراقبت و سلطه بپردازد و آنان را بیپروایانه مورد تهاجم قرار دهد. در این میان، نقدِ ادبیاتِ نمادین به مثابه رسانهای ایدئولوژیک اهمیتِ فراوان دارد. دولتها همواره در کارِ تولیدِ چنین آثاریاند، آثاری که نگاهِ هویتسازِ ایدئولوژی را میتوان از خلالِ متنشان تشخیص داد؛ مگر نه آنکه در اوجِ جنگِ سرد، آثار نویسندگانی چون الکساندر سولژنیتسین تریبونِ بلامنازعِ دستراستیهای آمریکایی بود؟
باید تمایزی روشن قائل شد میان «نوشتار زنانه» و آنچه «ادبیاتِ زنان» نام دارد. دومی هرچند نقابی سیاسی به چهره دارد و مدعی است راهی برای برونرفت از وضعیتِ موجود پیدا کرده، اما درواقع هنوز در تقسیمبندیهای ایدئولوژیک گرفتار است. ادبیاتِ زنان، با تن دادن به کلیشههای جنسیتی و فرهنگی، بلافاصله در نظامِ سلطه و تولیدْ ادغام میشود. ایدهی غالب این ادبیاتْ دستِ رد زدن به ایدهی رهایی به مثابه یک رادیکالیته است و تجویزی جز این ندارد که بگذاریم هر کس، تا حدی که جایگاهش اجازه میدهد، مسیرهای فرهنگیِ از پیش موجود را پابهپا کند؛ تغییر با همین بازیگوشیهای فرهنگی بهوجود میآید!
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب نوشتار زنانه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نوشتار زنانه مدارِ صفر درجهی معنا است، سکوتی در آشوبِ کرکنندهی فرهنگ.
zaha
۱
پیوسته از دسترس خارج شدن. همواره، تنها بر لبِ مرز بودن. همهنگام گسسته و پیوسته بودن.
(هوارد بارکر، مرگ-آن یگانه و هنر تئاتر، ترجمهی علیرضا فخرکننده)
zaha
۱
زنانگی در نوشتارِ زنانه یک ناحقیقت است، چیزی که خارج از عرصهی تقسیمپذیریهای اجتماع قرار دارد. زنانگی زمانی بدل به ژستی فرهنگی و ایدئولوژیک میشود که سعی کنیم گرهِ نامناپذیریاش را باز کنیم. این درست همان اتفاقی است که در «ادبیات زنان» میافتد؛ یعنی قرار دادنِ زنانگی در جایگاهی از پیش مشخص و با ویژگیهایی ثابت.
zaha
۱
تلاش برای تعریفِ زنانگی کاری نابجا است- این یعنی دست و پا کردنِ معنا برای آنچه هیچ معنایی ندارد. فرهنگ به ما میگوید که در جامعه هر عنصر و هر کنش همواره باید ناقلِ معنا و مفهومی باشد و چارچوبِ خرد را تحکیم بخشد. اما اینها همه یاوه است! نوشتار زنانه با منفیتِ بنیادینش به شکلی رسواکننده در برابر این الزامِ به عقلانیت و معناسازی مقاومت میکند.
zaha
۱
زنانگیِ این نوشتارْ سکوتی نیست که سخن نمیگوید، بلکه خلأیی است که نمیخواهد کسی به نامش سخن بگوید. این سکوت، از منظرِ نظامِ سلطه و فرهنگ، سکوتی تحملناپذیر است. این هیچبودگیْ مجهولِ معادلاتِ دلالت است، مجهولی که هر معادلهی سیاسی را باطل میسازد. زنانگیِ نوشتارِ زنانه نه نامی برآمده از چارچوبها و تعاریفِ ایدئولوژیک که مجموعهای است تهی، عددی بیمعنا: زنْ سوژهای است تقلیل یافته تا حدِ یک جایِ خالی، اما درست همین بیبنیانی و هیچبودگی است که آن را بدل میکند به آنتیتزی خطرناک در نظمِ نمادین. «پس یک دیوانه همچنین کسی است که جامعه میلِ شنیدنِ صدایش را نداشته و میخواسته مانع او در افشا کردنِ برخی از واقعیاتِ غیرقابلِ تحمل شود.» (آنتونن آرتو، ونگوگ: مردی که جامعه او را خودکشی کرد، ترجمهی مریم مجد)
zaha
۰
نوشتار زنانه مدارِ صفر درجهی معنا است، سکوتی در آشوبِ کرکنندهی فرهنگ.
zaha
۰
مخاطبِ ادبیاتِ فرهنگ همواره از سویِ نهادهای سلطه مورد خطاب قرار میگیرد و هدفِ ادبیاتِ مبتذلِ فرهنگیْ پاسخ دادن به این نداها است. نوشتار زنانه اما از این هدفمندی میگریزد. این نوشتار قابلِ درک نیست، چراکه در چارچوبِ فرهنگِ عامه نمیگنجد. ویژگیِ بارزش بیهدفی است و خودآیینی؛ نه ساختاری یکتا دارد و نه مبدأ و نه حتا مقصدی. نوشتار زنانه درست همین شکست است در بازنمایی و دلالت. هیچ نهادِ ایدئولوژیکی نمیتواند این نوشتار، این امکانناپذیریِ هستیشناسانه، را تعریف کند. سوژهی نوشتار زنانهْ نامناپذیر است؛ مازادی دهشتناک در وضعیتِ موجود.
zaha
۰
تعریفِ زنانگی در سرحداتِ فرهنگ و ادبیاتِ برآمده از آن کارِ چندان دشواری نیست؛ میتوان از تعابیرِ هویتی-جنسیتیِ معمول استفاده کرد و تا جایی که خلاقیت اجازه میدهد آنها را جابهجا نمود و از دلشان چیز تازهای بیرون کشید. اما نویسندهای که بخواهد در جهانِ بیحد و مرزِ نوشتار زنانه پیش برود مجبور به تحمل سختیهای بیشتری است؛ او باید کلیشهها را زیرپا بگذارد و در عین حال باید مراقب باشد خودْ کلیشههای جدیدی خلق نکند.
zaha
۰
زنانگی را، برخلاف تمام تلاشهای نهادهای فرهنگی، نمیتوان همچون سوژهای یکدست و از پیشموجود تعریف کرد بلکه باید آن را چون ترکیبی از عناصر گوناگون و غیرقابلِ تقلیل دانست، همچون فاصلهای که حقیقت را به تعلیق درمیآورد و تکهتکه میکند.
zaha
۰
زنانگیْ زخمی است که ساختارِ معناییِ فرهنگ را بههم میریزد؛ هیچی که از شکستِ پروژهی نمادینسازی خبر میدهد. زن تثبیت نمیشود (نخواهد شد) ، چراکه مازادی است در برابر فراواقعیت و جامعهی نمایش.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
خواندن این کتاب تجربه شیرینی بود. این کتاب درمورد نقش زنانگی در فرهنگ صحبت می کند. زنانگی که خارج از چارچوب های ایدیولوژیک است و تعریف ناپذیر.
کتاب متاسفانه نگاهی یک سونگرانه و بسیار افراطی به موضوع دارد. پر از نقل قولهای بی فایده است ر خیلی جاها معنی رسانده نشده و زبانی بی دلیل متکلف دارد.