
بریدههایی از کتاب نوشتار زنانه
۳٫۷
(۳)
نوشتار زنانه مدارِ صفر درجهی معنا است، سکوتی در آشوبِ کرکنندهی فرهنگ.
hadi
پیوسته از دسترس خارج شدن. همواره، تنها بر لبِ مرز بودن. همهنگام گسسته و پیوسته بودن.
(هوارد بارکر، مرگ-آن یگانه و هنر تئاتر، ترجمهی علیرضا فخرکننده)
zaha
زنانگی در نوشتارِ زنانه یک ناحقیقت است، چیزی که خارج از عرصهی تقسیمپذیریهای اجتماع قرار دارد. زنانگی زمانی بدل به ژستی فرهنگی و ایدئولوژیک میشود که سعی کنیم گرهِ نامناپذیریاش را باز کنیم. این درست همان اتفاقی است که در «ادبیات زنان» میافتد؛ یعنی قرار دادنِ زنانگی در جایگاهی از پیش مشخص و با ویژگیهایی ثابت.
zaha
زنانگیِ این نوشتارْ سکوتی نیست که سخن نمیگوید، بلکه خلأیی است که نمیخواهد کسی به نامش سخن بگوید. این سکوت، از منظرِ نظامِ سلطه و فرهنگ، سکوتی تحملناپذیر است. این هیچبودگیْ مجهولِ معادلاتِ دلالت است، مجهولی که هر معادلهی سیاسی را باطل میسازد. زنانگیِ نوشتارِ زنانه نه نامی برآمده از چارچوبها و تعاریفِ ایدئولوژیک که مجموعهای است تهی، عددی بیمعنا: زنْ سوژهای است تقلیل یافته تا حدِ یک جایِ خالی، اما درست همین بیبنیانی و هیچبودگی است که آن را بدل میکند به آنتیتزی خطرناک در نظمِ نمادین. «پس یک دیوانه همچنین کسی است که جامعه میلِ شنیدنِ صدایش را نداشته و میخواسته مانع او در افشا کردنِ برخی از واقعیاتِ غیرقابلِ تحمل شود.» (آنتونن آرتو، ونگوگ: مردی که جامعه او را خودکشی کرد، ترجمهی مریم مجد)
zaha
نوشتار زنانه مدارِ صفر درجهی معنا است، سکوتی در آشوبِ کرکنندهی فرهنگ.
zaha
مخاطبِ ادبیاتِ فرهنگ همواره از سویِ نهادهای سلطه مورد خطاب قرار میگیرد و هدفِ ادبیاتِ مبتذلِ فرهنگیْ پاسخ دادن به این نداها است. نوشتار زنانه اما از این هدفمندی میگریزد. این نوشتار قابلِ درک نیست، چراکه در چارچوبِ فرهنگِ عامه نمیگنجد. ویژگیِ بارزش بیهدفی است و خودآیینی؛ نه ساختاری یکتا دارد و نه مبدأ و نه حتا مقصدی. نوشتار زنانه درست همین شکست است در بازنمایی و دلالت. هیچ نهادِ ایدئولوژیکی نمیتواند این نوشتار، این امکانناپذیریِ هستیشناسانه، را تعریف کند. سوژهی نوشتار زنانهْ نامناپذیر است؛ مازادی دهشتناک در وضعیتِ موجود.
zaha
تعریفِ زنانگی در سرحداتِ فرهنگ و ادبیاتِ برآمده از آن کارِ چندان دشواری نیست؛ میتوان از تعابیرِ هویتی-جنسیتیِ معمول استفاده کرد و تا جایی که خلاقیت اجازه میدهد آنها را جابهجا نمود و از دلشان چیز تازهای بیرون کشید. اما نویسندهای که بخواهد در جهانِ بیحد و مرزِ نوشتار زنانه پیش برود مجبور به تحمل سختیهای بیشتری است؛ او باید کلیشهها را زیرپا بگذارد و در عین حال باید مراقب باشد خودْ کلیشههای جدیدی خلق نکند.
zaha
زنانگی را، برخلاف تمام تلاشهای نهادهای فرهنگی، نمیتوان همچون سوژهای یکدست و از پیشموجود تعریف کرد بلکه باید آن را چون ترکیبی از عناصر گوناگون و غیرقابلِ تقلیل دانست، همچون فاصلهای که حقیقت را به تعلیق درمیآورد و تکهتکه میکند.
zaha
زنانگیْ زخمی است که ساختارِ معناییِ فرهنگ را بههم میریزد؛ هیچی که از شکستِ پروژهی نمادینسازی خبر میدهد. زن تثبیت نمیشود (نخواهد شد) ، چراکه مازادی است در برابر فراواقعیت و جامعهی نمایش.
zaha
اگر نظامِ حاکمیت و فرهنگ برای هر چیز و هر کس تعریفی مشخص کرده پس ناحقیقتبودگیِ زنانگیْ تجسدِ تمام و کمالِ سوبژکتیویته است. منفیتِ زنانگیْ سوژهگی در حدِ کمال است.
zaha
تلاش برای تعریفِ زنانگی کاری نابجا است- این یعنی دست و پا کردنِ معنا برای آنچه هیچ معنایی ندارد. فرهنگ به ما میگوید که در جامعه هر عنصر و هر کنش همواره باید ناقلِ معنا و مفهومی باشد و چارچوبِ خرد را تحکیم بخشد. اما اینها همه یاوه است! نوشتار زنانه با منفیتِ بنیادینش به شکلی رسواکننده در برابر این الزامِ به عقلانیت و معناسازی مقاومت میکند.
zaha
بیگانگی و نفیِ ذاتیِ نوشتار زنانهْ آنتیتزِ انقلابیِ کمیتهای فرهنگی است. سکوتِ این نوشتار نه امری برآمده از ساختارِ همسانِ جامعه بلکه برعکس، خودْ نافیِ روابط قدرت و ایدئولوژیهای موجود است. ویژگی این فرمْ محوپذیری و گریزپایی است و حقیقت را، با بهرهگیری از مغاکِ نامناپذیری و تعلیقِ دلالت، منحرف میکند و به راههایی میبرد که هیچکس فکرش را هم نمیکند.
zaha
نوشتارِ زنانه نامِ قانون را میدزدد و با پا گذاشتن در مسیرهای ممنوع رو در روی نهادهای قدرت میایستد. فقدان و طرد در اینجا چون لحظهای انقلابی تجربه میشود: حملهای بر همانندی نمادهای اجتماعی.
zaha
حجم
۷۹٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۰۴ صفحه
حجم
۷۹٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۰۴ صفحه
قیمت:
۱۱۲,۵۰۰
تومان