زنانگی در نوشتارِ زنانه یک ناحقیقت است، چیزی که خارج از عرصهی تقسیمپذیریهای اجتماع قرار دارد. زنانگی زمانی بدل به ژستی فرهنگی و ایدئولوژیک میشود که سعی کنیم گرهِ نامناپذیریاش را باز کنیم. این درست همان اتفاقی است که در «ادبیات زنان» میافتد؛ یعنی قرار دادنِ زنانگی در جایگاهی از پیش مشخص و با ویژگیهایی ثابت.