معرفی و دانلود کتاب دنیای تخت (جلد هفتم؛ اهرام) + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب دنیای تخت (جلد هفتم؛ اهرام)

کتاب دنیای تخت (جلد هفتم؛ اهرام)

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۵ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دنیای تخت (جلد هفتم؛ اهرام)

کتاب اهرام‮ (مجموعهٔ دنیای تخت، کتاب هفتم) نوشتهٔ تری پرچت و ترجمهٔ رضا اسکندری آذر است. انتشارات کتابسرای تندیس این رمان فانتزی آمریکایی را روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب اهرام‮

کتاب اهرام که کتاب هفتم از مجموعهٔ «دنیای تخت» است، در ۴ بخش نوشته شده است. عنوان این ۴ بخش عبارت است از «کتاب رهسپاری»، «کتاب مردگان»، «کتاب فرزند از نو متولدشده» و «کتابِ ۱۰۱ کاری که یک پسر می‌تواند انجام دهد». این رمان در حالی آغاز می‌شود که راوی به ما می‌گوید غیر از ستاره‌ها هیچ‌چیز در فضای تاریک به چشم نمی‌خورد؛ طوری که انگار خالق دنیای تخت، پس از شکستن شیشهٔ جلوی ماشین، به خودش زحمت نداده بود توقف کند و خرده‌شیشه‌ها را پایین بریزد. راوی این مکان را خلیج بین‌ستاره‌ای معرفی می‌کند؛ مکانی با فضای سرد و ژرفناک که هیچ‌چیز داخل آن پیدا نمی‌شود؛ غیر از تک‌وتوک مولکول‌های تصادفی و تعدادی شهابسنگ راه‌گم‌کرده و... . اینجا کجاست و داستان چیست؟ این رمان را بخوانید تا بدانید.

خواندن کتاب اهرام‮ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر آمریکا و قالب رمان فانتزی پیشنهاد می‌کنیم.

درباره تری پرچت

تری پرچت در ۲۸ آپریل ۱۹۴۸ به دنیا آمد و در ۱۲ مارس ۲۰۱۵ از دنیا رفت. او رمان‌نویسی انگلیسی بود که از همان کودکی برای مجلهٔ مدرسه، داستان می‌نوشت. به نجوم بسیار علاقه‌مند بود. در سال ۱۹۶۸ میلادی داستانی از خود را به یک مؤسسهٔ نشر کتاب فرستاد و همین رمان در سال ۱۹۷۱ به چاپ رسید. این کتاب با نظر مثبت منتقدان مواجه شد و راه را برای سایر رمان‌های تری پراچت باز کرد. این نویسنده در سال‌های پایانی عمر خود به آلزایمر مبتلا شد.

بخشی از کتاب اهرام‮

«ابوالهول یه موجود غیرواقعیه. فقط به این دلیل وجود داره که یه نفر تصورش کرده. همه می‌دونن که در یک جهان نامتناهی، هرچیزی که بشه تصورش کرد، بالأخره یک جایی وجود داره، و از اونجایی که اغلب این چیزها نمی‌تونن در چهارچوب زمانی‌‌ مکانیِ دارای نظم وجود داشته باشن، به زور داخل یکی از بُعدهای فرعی چپونده می‌شن. اصلاً دلیل بی‌اعصاب بودنِ ابوالهول همین بود، هرچند، هر موجودی که با بدن شیر، بالاتنۀ زن و بال‌های فرشته خلق بشه، به بحران هویتیِ حاد مبتلاست و به راحتی از کوره درمی‌ره.

واسه همینم ابوالهول می‌نشست و معما طرح می‌کرد.

همین باعث شده بود ابوالهول در بُعدهای مختلف، هم خودش رو سرگرم کنه و هم دلی از عزا دربیاره.

البته، حین اون‌که تپیک وسط مه غلیظ پیشاپیش پدرسوخته راه می‌رفت، از این قضایا خبر نداشت، اما استخون‌هایی که زیر پاهاش خرد می‌شدن، قضیه رو براش روشن می‌کردن.

عدۀ زیادی این‌جا جونشون رو از دست داده بودن. و منطقاً کسانی که دیرتر مرده بودن، استخون‌های قربانی‌های قبلی رو دیده و مخفیانه حرکت کرده بودن. و البته، این ترفندشون افاقه‌ای هم نکرده بود.

پس پاورچین رفتن فایده‌ای نداشت. به علاوه، بعضی از صخره‌هایی که از دل مه بیرون زده بودن، اشکال ترسناکی داشتن. مثلاً این یکی خیلی شبیه...

ابوالهول گفت: «ایست!»

هیچ صدایی نبود غیر از چکیدن قطرات مه و صدای ملچ‌ملوچ پدرسوخته در تلاش برای مکیدن رطوبت هوا.

تپیک گفت: «شما یکی از ابوالهول‌ها هستید.»

ابوالهول تصحیح کرد: «فقط یک ابوالهول وجود داره.»

تپیک گفت: «عجب. ولی ما کلی مجسمه ازتون داریم.» و اضافه کرد. «و فکر می‌کردم از این کوچیک‌تر باشید.»

ابوالهول گفت: «از ترس به زانو بیفت، ای مخلوق فانی. چرا که در محضر ابوالهول دانا و مخوف ایستاده‌ای.» کمی مکث کرد، پلک زد و گفت: «این مجسمه‌هایی که می‌گویی... تعریفی دارند؟»

تپیک راستش رو گفت: «راستش، حق مطلبو دربارۀ شما ادا نمی‌کنن.»

ابوالهول گفت: «واقعاً این‌طور فکر می‌کنی؟ معمولاً دماغ ما را بد می‌تراشند. می‌گویند نمای راستم از همه بهتر است و...» و تازه یادش افتاد که داره از اصل موضوع منحرف می‌شه. با جدیت سرفه کرد و گفت: «پیش از آن‌که عبور کنی، ای مخلوق فانی، باید به معمایم جواب دهی.»

تپیک پرسید: «خب، چرا؟»»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دنیای تخت (جلد هفتم؛ اهرام) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدنیای تخت (جلد هفتم؛ اهرام)
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهتری پرچت
مترجمرضا اسکندری آذر
انتشاراتانتشارات کتابسرای تندیس
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۱/۰۵/۳۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴۵.۷۷ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۱۸۲۷۹۵۲
تعداد صفحه‌ها۳۳۶ صفحه
قیمت کتاب۲۰۰۰۰۰ تومان
مجموعه و فروستدنیای تخت انتشارات کتابسرای تندیس

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

امیر رضا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۶/۱۲

کتاب واقعا جالبه یک مفهوم سنگینی رو خوب تونسته با ایده ها و صحنه و... پیاد سازی که متن انسجام و کشش داره و بی نظیره .

۰

بریده‌هایی از کتاب

امیر رضا
۱
«آدم توی این کاخ هیچی یاد نمی‌گیره. فقط یه سری چیزها رو به یاد میاره.»
امیر رضا
۱
معمار جوان گفت: «باید به جِرم سازه یا همچین چیزی ربط داشته باشه. و همین‌طور سرعت ساخت. زمان داره داخل تاروپود هستی حبس‌ می‌شه. منظورم اینه که، از لحاظ تئوری ممکنه در طول ساخت بنا، گره‌های کوچیک تشکیل بشن، اما اون‌قدر ضعیفن که کسی متوجه نمی‌شه. اگرم کسی بره و در مرکز یکیشون بایسته، شاید چند ساعت پیرتر یا جوون‌تر بشه...» کم‌کم به تته‌پته ‌افتاد.
امیر رضا
۱
چیزی که آدم در این مواقع نیاز داشت، یه نشونه یا یه جور کتابچۀ راهنما بود. مشکل زندگی این بود که قبل از شروع کردنش فرصت تمرین نداشتی. فقط...
امیر رضا
۰
دیوس گفت: «پادشاه مرحوم می‌فرمایند این کار شایسته‌ست و شما پسر وظیفه‌شناسی هستید.» شبح داد زد: «منو می‌ببینی؟! انگشتامو می‌بینی؟ بگو ببینم، این چندتاست؟ خیال کردی خیلی بامزه‌ست که باقیِ مرگتو زیر یه میلیون تُن سنگ بگذرونی و تجزیه شدن خودتو تماشا کنی؟ به نظرت مرگ با عزت یعنی این؟!»
امیر رضا
۰
چندتایی از ستاره‌ها زودتر از موعد روی پهنهٔ آسمون ظاهر شده بودن. تپیک به ستاره‌ها نگاه کرد و با خودش گفت: شاید اون بالاها، جای دیگه‌ای هم حیات وجود داشته باشه. مثلاً روی ستاره‌ها. اگه حقیقت داشته باشه که میلیاردها جهان کنار هم قرار گرفته‌ن و فاصلهٔ بینشون به ضخامت یه رشتهٔ فکره، پس مردم دیگه‌ای هم باید تو این جهان باشن. اما هرکجا که باشن، هرقدر هم که تلاش کنن، هرقدر هم که زور بزنن، محاله بتونن به اندازهٔ ما احمق باشن. آخه ما واقعاً برای احمق بودن تلاش می‌کنیم. اوایل کار فقط ذره‌ای حماقت داشتیم، اما طی صدها هزار سال، واقعاً تونستیم در حماقت پیشرفت کنیم.
امیر رضا
۰
پادشاه با خودش گفت: منم تو بدن خودم زندونی شدم. یعنی تمام چیزایی که بهشون اعتقاد داشتیم، حقیقت داشتن؟ اما چیزایی که ما بهشون اعتقاد داریم، همون چیزایی نیستن که فکر می‌کنیم بهشون اعتقاد داریم. منظورم اینه که، ما فکر می‌کنیم اعتقاد داریم که خدایان دانا و عادل و قدرتمندن، اما چیزی که واقعاً بهش اعتقاد داریم، اینه که اونام مثل پدران خودمون هستن. و ما فکر می‌کنیم که اعتقاد داریم عالم مردگان مثل یه جور بهشته، اما چیزی که واقعاً بهش اعتقاد داریم، اینه که عالم مردگان همینجاست، هر کس توی بدن خودشه، منم توی بدن خودم‌ام و قرارم نیست هیچ‌وقت ازش خارج بشم. هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت.