معرفی و دانلود کتاب زنگار + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب زنگارsubscriptionAvailable

کتاب زنگار

نوع کتاب
۳.۹(از ۷۰ امتیاز)
انتشارات: 
انتشارات شقایق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب زنگار

کتاب زنگار رمانی است نوشتهٔ نسترن خدابنده و سارینا مرادی در انتشارات شقایق چاپ شده است. شخصیت‌های داستان زنگار هم از عشق لبریزند و هم از کینه و زندگی‌شان در جدالی همیشگی بین این ۲ حس سپری می‌شود تا سرانجام یکی بر دیگری پیروز شود.

درباره کتاب زنگار

یک نامه، بهانه‌ٔ دعوایی میان پروا و آناهید می‌شود که در پایان، با خشم سرکش پروا، جان آناهید را می گیرد. این خشم افسارگسیخته‌ٔ آنی، مانند سونامی می‌شود زندگی دو خانواده را که سال‌ها پناه هم بودند به هم می‌ریزد و آن ها را به دشمنان خونی‌ هم تبدیل می‌کند.

حالا چند سال از آن اتفاق گذشته است. پروا در انتظار اجرای حکم اعدام در زندان است و جاوید که داغ خواهر دیده، در دو راهی احساس زخم خورده و عقلی که ساز مخالف می‌زند گیر افتاده است. آیا می‌شود کینه‌ها را پشت سر گذاشت و ادامه داد؟

کتاب زنگار را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به دوستداران رمان‌های عاشقانه پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب زنگار

«با صدای کوبیده شدن در چشمانم را باز می‌کنم و درجایم غلت می‌زنم. ملحفهٔ سفید گل‌دار را از رویم کنار می‌زنم و به پشت طاق‌باز دراز می‌کشم. چشمم را چندبار باز و بسته می‌کنم و می‌مالمش تا دنیا در برابر چشمان پف کرده‌ام واضح شود. به تصویر روبه‌رویم نگاه می‌کنم. همیشه نگاهش می‌کنم. اصلا آن عکس دونفره را آن‌جا چسبانده‌ام که مدام جلوی چشمم باشد، که ببینمش، که عذاب بکشم، که بدانم از کجا به کجا رسیدم، که یادم نرود چه ظلمی در حق دو دختر داخل عکس شد؛ در حق من، پروا پناهی و دوستم، آناهید...

" آنا!

به سمتم برمی‌گردد و در حالی که با یک دست کلاسورش را به سینه چسبانده و دست دیگرش را به کمر زده نگاهم می‌کند. سرعت قدم‌هایم را بیش‌تر می‌کنم و به او می‌رسم. ملامت‌گر می‌گوید:

چندبار بگم بهم نگو آنا؟

بی‌خیال می‌خندم.

به جان آنا دیگه نمی‌گم آنا!

سری به علامت تاسف تکان می‌دهد و به سمت دانشکده می‌رود. دانشکده‌هایمان کنار هم است و هر دو سال دوم دانشگاه هستیم. من مترجمی انگلیسی می‌خوانم، آناهید هم حقوق. همین ماجرا تا مدت‌ها مایه سرافکندگی و ننگ من بود. همیشه او را بهتر از من می‌دانستند؛ هنوز هم می‌دانند. شاید هم حق دارند. آناهید همه چیزهایی که یک دختر ایده‌آل و خوب لازم دارد را دارا است. از چهرهٔ زیبا و ظرافت دخترانه گرفته، تا وقار و منشی خانمانه و هوش و ذکاوتی مثال زدنی؛ اما من نه چهره‌ای دارم که مانند آناهید حسادت دختران را برانگیزد، نه مثل اویم که هر کس دو دقیقه هم‌کلامش می‌شود کلی تعریف و تمجید نثارش می‌کند. من همیشه پر شور و پر انرژی بودم و هیچ‌وقت نتوانستم مثل او باوقار و خانم باشم. هیچ‌وقت نتوانستم مثل آناهید باشم؛ هیچ‌وقت...

...

سکوت می کند. در چشمانم دنبال چیزی می گردد. چیزی که پشت هفت در بسته پنهانش کرده بودم و حالا از دستم در رفته است. دو دستم را دو طرف گونه اش می گذارم و در حالی که صورتش را قاب کرده ام، در حالی که نفس هایمان باهم یکی شده و چشمانمان راه گریزی از هم ندارند، بی اراده زمزمه می کنم:

- من برای تو تا تهش میرم، شک نکن.

به خودم می آیم. تازه می فهمم تقریبا، بی اراده به او اعتراف کرده ام، به خودم هم!

آب دهانم را فرو می دهم و با سرعت دستم را عقب می کشم. پشتش می روم و آرام به جلو هلش میدهم و با تغییر لحنی که برای رد گم کنی است می گویم:

-حالا برو اینقدر گیر نده. زندگی رو هم زهر همه مون نکن.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب زنگار و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:زنگار
موضوع:رمان، عاشقانه، داستان ایرانی
نویسنده:نسترن خدابنده، سارینا مرادی
انتشارات:انتشارات شقایق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۰۵/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۲.۶۱ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۲۱۶۲۳۴۵
تعداد صفحه‌ها:۶۸۰ صفحه
قیمت کتاب:۱۴۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

G.M
۱۴۰۲/۱۰/۱۵

مرور داستان: «گاهی خشم آنی اتفاقات ناخواسته‌‌ای را برایت رقم می‌زند تا باعث شکست در زندگی‌ات شود؛ شکستی که هرچه‌قدر برای فراموشی‌اش دست‌وپا بزنی، تو را بیشتر غرق خود می‌کند تا یادت نرود که با همان یک اشتباه، راه جبرانی هموار...بیشتر

۰
کاربر ۳۸۸۹۳۲۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۹

سلام شب همه بخیر و آرامش میخوام یه چند جمله در مورد این کتاب بگم ،، نمیدونم توی همین کتاب خوندم یا جای دیگه(همدیگرو قضاوت نکنیم)،جای خدا نباشیم،بعضی وقتها سعی کنیم خودمون رو جای همدیگه بزاریم ببینیم اگر ماهم بودیم تو...بیشتر

۱
NilGooN
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۲

صاحب نظر نیستم.به یکی از معضلات اجتماعی میپردازه. بررسی زندگی افراد محکوم ب قتل غیر عمد ،نوع برخورد نزدیکان و جامعه با این گونه افراد . در واقع همه ما به نوعی ازادی مشروط داریم .تم عاشقانه نداشت قلمتون مانا...بیشتر

۰
میم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۱۷

داستان جذابی داشت، یک طرفه قضاوت نکردن ک شخصیت های خاکستری ش از ویژگی های مثبت کتاب هستند ولی پایان خوش داستان باورپذیر نبود برخلاف داستان که ریز و درشت مشکلات طبیعی شخصیت ها را بیان می کرد انگار فقط...بیشتر

۰
fatemeh
۱۴۰۳/۱۰/۲۲

قلم نویسنده ها خیلی خوب بود و به سوژه‌ای پرداخته بودند که کم بهش پرداخته شده توصیفات و دیالوگ ‌ها به نظرم خوب بودند اما یه جاها دور از منطق می‌شد اصلی‌ترین اشکالش به نظر من کش دار بودنش بود و...بیشتر

۰
مهدیس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۱

داستان بسیار روان و جذابی داره،قلم نویسندگان عالی هست و هیچ دوگانگی تو قلمشون نیست ،من نسخه چاپی این کتاب رو دارم و به شدددت توصیه میکنم خوندنشو

۰
M.Alizadeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۹

کشش خوبی داره و قلم نویسندگان قویه😊 پیشنهاد میشه👍

۰
کاربر ۱۴۳۱۴۴۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۹

خوب بود

۰
fateme.ghorbanzadeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۳

رمان خوبی بود زندگی دو تا خانواده ی مقتول و قاتل رو به خوبی نشون داده بود که یه قتل ناخواسته چه بر سر افراد میاره با اینکه دو تا نویسنده داشت ولی خللی در داستان ایجاد نکرده بود ،...بیشتر

۰
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۷

کتاب جالبی نیست طولانی و خیلی کشدار یک جاهایی حوصله آدم سر میره و دوست داره تند تند صفحه ها را رد کنه ماجرای عاشقانه خاصی هم نداره خیلی سطحی است و پر از تخیل و دور از واقعیت

۰
13700
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۳۰

یکم تلخ بود ولی قشنگ بود...

۰
کاربر ۳۲۰۸۴۶۴
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۶

بسیارقلم روان موضوع جالب وتفاوت ممنون

۰
کاربر 8965031
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۳۱

داستانی متفاوت و زیبا 👍👍👍

۰
کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۵

خوب بود خیلی کشدار بود، جملات جالبی داشت

۰
م نصیری
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۱

موضوعش خیلی قشنگ و جدید بود‌‌‌....قلم نویسنده خوب بود ولی برای هر دیالوگی چند سطر توصیف قبلش می‌نوشت که گاها لازم نبود....در کل خوب بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

روژینا
۷
وای اگر مردی عاشق شود! مردِ عاشق، آسیب پذیرترین موجود دنیا است! می‌گفت مردها سخت دل می‌بندند، اما سخت‌تر، خیلی سخت‌تر از آن دل می‌کنند.
روژینا
۴
دلم تنگه! این همه دیدیم دیگه! بدون پلک زدن، در چشمانم خیره می‌شود و می‌گوید: من حتی با داشتنت هم دلتنگم!
هدی
۱
خشم نیروی خطرناکیه. کاش این رو زودتر می‌فهمیدی!
Molud
۱
"خدایا برای آرامش روح و قلب‌های مضطر زمین، امن یجیب بخوان!"
Molud
۱
آناهید با رفتنش بد نشونمون داد که زندگی یه آه و دمه.
fateme68
۰
خنده‌دار است که دلم هنوز حاضر نشده بی‌خیال شود و چسبیده به روشنای یک شمع در میانهٔ طوفان!
کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
۰
وقتی بهت خیانت می‌کنن، انگار بازوهات رو قطع کردن، می‌تونی ببخشیشون، ولی