معرفی و دانلود کتاب ویرانی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب ویرانیsubscriptionAvailable

کتاب ویرانی

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۵۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
رویا رستمی
انتشارات: 
انتشارات شقایق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ویرانی

کتاب ویرانی نوشته رویا رستمی است. این کتاب که نشر شقایق آن را منتشر کرده است داستان زندگی پرفراز نشیب دختری به‌نام آنیلا است.

درباره کتاب ویرانی

کتاب ویرانی، درباره‌ دختری به نام آنیلا است که تهمت بزرگی در ۱۷ سالگی زندگی‌اش را تغییر می‌دهد او همه را ترک می‌کند و می‌رود اما قول می‌دهد یه روز برگردد و خودش و بی‌گناهی‌اش را ثابت کند. حالا دیگر ۹ سال گذشته و از اون دختر ساده و خجالتی نیست بلکه یک خانم مهندس میلیاردر و خودساخته است است و آمده است تا برای آدم‌های گذشته‌اش و کسانی که زندگی او را تغییر دادند اتفاقاتی را بسازد. اتفاقاتی که تلافی رنج و تنهایی‌اش باشد. او که در ۱۷ سالگی بدون اینکه پشت سرش را نگاه کند از خانه رفته بود حالا دقیقا ۲۰ آذر همان روزی که رفته بود به خانه برمی‌گردد. 

خواندن کتاب ویرانی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به رمان ایرانی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب ویرانی

خندید. گونه‌اش فرو رفت. لب‌های کلفتش کش آمد. کجای این دختر زیبا بود؟

ـ سعی می‌کنم یاد نگیرم."

نگاهش برگشت. فنجان قهوه‌اش را برداشت. بوی قهوه حالش را جا می‌آورد. میان نخواستن‌های این زندگی که گلویش را خفه کرده، یک فنجان قهوه در میان لیستِ کوتاه خواستن‌هایش بود.

عصر دلگیری بود. کاش اتفاقی اندازهٔ آمدنش می‌افتاد. هرچند فهمیده بود دیگر آن آدم سابق گذشته نیست.

گوشی‌اش زنگ خورد. اسم ملیکا آنقدر بوق خورد تا بالاخره صفحهٔ گوشی خاموش شد. او بریده بود. همه می‌دانستند. فقط مانده بود چرا دست از سرش برنمی‌دارند؟

قهوه‌اش را لب زد. نگاهی به میزها و صندلی‌های چوبی اطرافش انداخت که زوج‌هایی روی آنها نشسته بودند. نگاهشان آنقدر برق عشق داشت که مجبور شود از ته دلش آهی بکشد.

هر چند عین خودش هم زیاد بود. دخترکی به صندلی‌اش تکیه داده بود و با اخم‌های گره کرده با گوشی‌اش ور می‌رفت. فنجانش را روی میز گذاشت و بلند شد. شاید هوای سرد آذر ماه و بارانی که می‌دانست حتما خیسش می‌کند کمی حال این روزهایش را جا می‌آورد. بارانی‌اش را از پشت صندلی برداشت و تن زد. از در کافه بیرون آمد.

هوای سرد عین گرگ گرسنه‌ای به صورتش حمله کرد. سر ظهری که از خانه بیرون زد، ماشین با خودش نیاورده بود. دلیل خوبی بود که مسافتی را پیاده طی کند.

«ـ بچه تو هوای سردو حالیت نیست؟

دست‌هایش را به کمرش زد و گفت:

ـ اولا من بچه نیستم، خانمی هستم واسه خودم، دوما هوا به این خوبی؟ کجاش سرده؟!

ـ عجب دختری هستیا!

ـ شمام عجب آقایی هستی!"

لبخند روی لب‌هایش نشست. کجا بود؟ میان گرگ و میش تخت خوابش گمش کرد. کاش دیر نکرده بود. از جلوی گل‌فروشی رد شد. نگاهش به گل‌ها افتاد. حسرت به دلش ریخت؛ دخترک بلبل زبانش عاشق نرگس بود. دیگر گذشته بود؛ می‌خرید هم فایده‌ای نداشت. ملیکا از نرگس خوشش نمی‌آمد. او رز را دوست داشت. آن هم قرمز!

سرش را بالا گرفت. باران تند تند روی صورتش می‌نشست. نفس عمیقی کشید. بخار تندی از بینی‌اش بیرون زد. زیر لب گفت؛ کاش نمی‌رفتی!

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ویرانی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابویرانی
موضوعرمان، عاشقانه
نویسندهرویا رستمی
انتشاراتانتشارات شقایق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۵/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۶۲ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۱۶۱۳۲۴
تعداد صفحه‌ها۶۳۸ صفحه
قیمت کتاب۱۲۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ریحانه
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۱۰

قصه آبکی و تکراری بود کلا هم پسرهای داستان عاشق غیر واقعی بودن خیلی اغراق داشت عشقشون و انگار پدوفیلی داشتن دنبال دختر کم سن و سال بودن خیلی سن کم دخترا مانور داده بود مرد واقعی این قد عاشق...بیشتر

۰
minooka
۱۴۰۵/۰۱/۲۲

اصلا نپسندیدم اینکه هر لحظه از زبان یک نفر داستان گفته میشد رو دوست نداشتم چون تا میومدم بفهمم از زبون کیه داستان عوض میشد، خیلی گریز به گذشته داشت و وسط اتفاقات حال میرفت به گذشته نمیفهمیدم الان تو...بیشتر

۰
rohnavaz.ir
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۲

واقعا داستانش قشنگه اتفاقاتی ک بین آنیلا و بارمان پیش میاد واقعا غیرقابل تصوره:) پیشنهاد میکنم بخونید

۰
aykiz
۱۴۰۱/۰۷/۲۳

قشنگ بود من دوستش داشتم

۰
~parizad~
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۶/۲۲

نسبت به داستان های دیگه خانم رستمی ضعیف تر بود

۰
فریبا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۲

قشنگ بود ولی تعجب میکنم از نظرات دوستان😐 به نظرم کم لطفی میکنن پیشنهاد میکنم بخونین پشیمون نمیشین مرسی از نویسنده عزیز🌹

۰
کاربر 8965031
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۷/۱۱

خسته کننده و بیش از حد رومانتیک و غیر واقعی

۰
Farzan
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۳

این کتاب کمی ضعیف تر ازکتاب های دیگر نویسنده بود

۰
کاربر ۳۶۸۶۹۵۷
۱۴۰۲/۰۶/۱۳

توصیه نمیکنم،بسیار سطحی بود

۰
کاربر ۶۳۵۰۳۰۱
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۲/۰۸

توصیه نمیکنم ... من همه کتاب های خانم رستمی رو خوندم ... جالبه نویسنده داستان‌هایی مثل نذار دنیا رو دیوونه کنم . این مرد ارباب است و یا آشوب ... همچین کتابی رو‌نوتشه باشه ... دارن ضعیف عمل میکنن من...بیشتر

۰
NilGooN
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۱۱

نثر روان و دلنشین.دور از اطناب.زیبا بود

۰
کاربر ۴۵۴۱۰۲۲
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۰

واقعا پشیمونم از خریدش

۰
کاربر ۱۶۱۵۵۷۰
۱۴۰۱/۰۴/۰۷

معمولی بود،من فقط عشق فرهود دوست داشتم

۰

بریده‌هایی از کتاب

zgolshan
۳
«باید نسل عشق باشی. دو دوتا چهارتا بعضی وقت‌ها جواب نمی‌دهد. کافی است کمی لبخند روی لبت نقاشی کنی و چند بیت شعر از بر باشی. باور کن رسم عاشقی سخت نیست. اگر دلت برای آمدن، نفس بکشد.»
zgolshan
۰
«باید بی‌دلیل قربان صدقهٔ یک زن رفت. باید برای یک‌بار هم که شده یاد بگیری بافتن موی یک زن عین همهٔ داشته‌های دنیاست... وقتی تو تمام عاشقانه‌های دنیا را زیر گوشش لب می‌زنی و او عین لیلی می‌خندد. لیلی بودن فقط وقتی ساده است که تو مجنون خوبی باشی.»