با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دختری از پرو

دانلود و خرید کتاب دختری از پرو

۴٫۰ از ۵۷ نظر
۴٫۰ از ۵۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دختری از پرو  نوشته  ماریو  بارگاس یوسا  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب دختری از پرو

«دختری از پرو» نوشته ماریو بارگاس یوسا(-۱۹۳۶)، نویسنده پرویی و یک رمان عاشاقانه از ادبیات آمریکای لاتین است. داستان درباره شخصیتی به نام ریکاردو است که در شیلی با دختری رو به رو می‌شود که او را «شیلیایی کوچک» می‌نامد. این دختر بعدها زندگی ماجراجویانه و پرفراز و نشیبی را در پیش می‌گیرد و ریکاردو می‌کوشد او را دنبال کند. این رمان آخرین رمان یوسا، پیش از آن است که جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

اما در واقع چیزی که آن تابستان را متمایز می‌کرد حضور ناگهانی دو خواهر در میافلورس بود‌؛ دخترانی با ظاهر پر زرق و برق و بحث‌انگیز که از کشور دوردست شیلی آمده بودند. آن‌ها که تند و تند حرف می‌زدند، به گونه‌ای تقلید‌ناپذیر کلمات را با « پ ف ا و ه» به پایان می‌رساندند که به آه کشیدن یا اظهار تعجب شبیه بود و دل همه‌ی ما را می‌برد؛ ما که به تازگی شلوار‌های کوتاه را کنار گذاشته مثل بزرگ‌تر‌ها شلوار‌های بلند می‌پوشیدیم. و مرا شیفته‌تر از دیگران می‌کرد.

دو خواهر شبیه یکدیگر بودند. آن که بزرگ‌تر بود لیلی نام داشت و کمی از دیگری که یک سال از او کوچک‌تر بود و لوسی نامیده می‌شد، کوتاه‌قدتر بود. لیلی بیش از چهارده پانزده سال نداشت و لوسی سیزده چهارده ساله بود. انگار صفت «پُرزرق و برق» را برای آن‌ها ساخته بودند، با این حال لوسی کم‌تر از خواهرش جلب توجه می‌کرد، نه تنها به این خاطر که مو‌های کوتاه‌ترش به بوری مو‌های او نبود و نسبت به او ساده‌تر لباس می‌پوشید، بلکه برای این‌که ساکت‌تر بود. هنگام رقص نیز اگرچه چنان قر می‌داد که هیچ یک از دختران میافلورس جرأت چنان حرکاتی را نداشت، ولی در مقایسه با لیلی آتشپاره، آن عروسک چرخان، آن شراره‌ی مانده در باد، همچنان جدی‌تر، پر عقده و تقریباً بی‌مزه به نظر می‌آمد؛ لیلی به‌محض این‌که صفحه‌ی مامبو روی گرامافون به چرخش درمی‌آمد، می‌پرید وسط پیست.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳۸)
Dentist
۱۳۹۶/۰۶/۲۳

داستان یه عشقی که از چهارده سالگی شروع میشه و تا پایان عمر ادامه پیدا میکنه. عشق ریکاردیتو به یه دختر سرکش، بی پروا، بلند پرواز و رام نشدنی. دختری که هرگز تن به روابط عاشقانه ی معمول و یه

- بیشتر
mostafa
۱۳۹۶/۰۶/۲۳

این کتاب رو به عنوان جایزه تموم کردن پایان نامه برا خودم خریدم و به عنوان گیرنده جایزه، کاملا راضی بودم :) سبک روایی و درگیری احساسی خیلی خوبی داشت

arezou
۱۳۹۸/۰۱/۰۶

اولا که کتاب خیلی خوبیه از ان دسته رمانهایی که طرفدار زیاد داره ....ولی چرا انقدر سانسور داره؟شما که سانسور کردی حداقل سه نقطه نزار...موضوع داستان در مورد عشق یک پسر به دختری هست که توجه چندانی بهش نداره و

- بیشتر
farez
۱۳۹۹/۰۷/۲۴

باید یک جور دیگه و از یک زاویه ی دیگر به کتاب نگاه کرد.یک نگاه جامع و دقیق و ریز به تاریخ و وقایعی که در حاشیه ی داستان اصلی بازگو میشدند و انگار رمان رو بیشتر ازاینکه رمان کنند

- بیشتر
Nilch
۱۳۹۹/۰۹/۰۳

خیلی کتاب جذابی بود و با این کتاب تصمیم گرفتم بقیه آثار یوسا هم بخونم.ولی یکم پایانش رو دوست نداشتم چون تو دنیای واقعی یکم متفاوت تره پایان عشق یک طرفه.

armind
۱۳۹۸/۰۵/۲۵

کتابی بسیار زیبا و دوست داشتنی در رابطه با عشق اول که شخصیت مرد داستان رو که فردی بسیار رمانتیک و احساساتی، بسیار ساده لوح، صادق و بیخیال مادیات و... رو در مقابل دختری بسیار دلربا، شیطون بلا، فوق‌العاده زرنگ،

- بیشتر
دایه مکفی
۱۳۹۹/۰۴/۱۷

تنها نکته ای که درباره این کتاب لازمه بگم اینه که متن کتاب سرشار از اعلامه (اسامی خاص) مخصوصا نیمه ابتدایی کتاب، تا جاییکه با مطالعه بعضی قسمتها احساس میکردم مغزم در حال انفجاره! با وجود این، نه نویسنده نه

- بیشتر
بيژن
۱۳۹۹/۰۲/۲۰

یک داستان عشقی پر فراز و نشیب. نویسنده با طرح یک داستان عاشقانه تاریخ سیاسی و اجتماعی معاصر پرو رو هم تعریف میکنه. اوایل کتاب تا با محیط داستان آشنا بشم یکم کند پیش رفتم ولی بعدش واقعا جذاب شد

- بیشتر
کاربر ۱۲۱۳۸۴۱
۱۳۹۹/۰۵/۲۷

حذفیات و قسمت های سانسور شده ش خیلی زیاده.مخاطب اذیت میشه... من جای مترجم بودم از خیر ترجمه و چاپ این کتاب می گذشتم با این حجم از سانسور !!

fatemeh.seif
۱۳۹۶/۰۱/۱۳

داستانش قشنگ بود، البته یه جاهایی افت میکنه روند داستان، ولی ارزش خوندن داره واطلاعات خوبی ارایه میکنه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۸)
روز‌ها کبوتر‌ها برای خوردن دانه‌های ذرتی که مارسلا برایشان لب پنجره می‌گذاشت می‌آمدند (من مسئول تمیز کردن فضله‌ها بودم).
armind
با از میان رفتن یک نسل از افراد سرشناس ـ فرانسوا موریاک، آلبر کامو، ژان پل سارتر، ریمون آرون، مرلو پنتی و آندره مالرو ـ این سال‌ها با کاهش نامحسوس در کیفیت فرهنگ همراه بود به طوری که پیشوایان فکری به جای نوآوری منتقد شدند،
حمید
سیمون گفت: «تو متوجه نشدی، ولی النا هم همراهت می‌گریست. من هم اگر بلژیکی نبودم حتماً همراهی‌تان می‌کردم. اجداد یهودی‌ام به اشک ریختن متمایل بودند، اما خون بلژیکی غلبه کرد. یک بلژیکی به خودش اجازه نمی‌دهد مثل امریکای لاتینی‌ها و آدم‌های مناطق حاره احساساتی شود.» النا که جامش را بلند می‌کرد گفت: «به سلامتی دختر بد، آن زن افسانه‌ای! زندگی من چه کسالت‌آور بوده، خدایا!»
armind
هیچ چیز مثل بگومگو عشق را زنده نگه نمی‌دارد
محمدرضا
ایلارک شاسکا (ستاره‌ی صبح)
shahrzad
با حالتی بسیار جدی و کمی تحقیر‌آمیز نگاهم کرد و گفت: «چه آدم ساده‌ای هستی! چه توهماتی!» و با چالشی در نگاهش ادامه داد: «تو مرا نمی‌شناسی. من تمام عمر را فقط با مردی به سر خواهم برد که دارای ثروت و قدرت بسیار زیادی باشد. و تو بدبختانه هرگز چنین مردی نخواهی بود.»
armind
نگو نمی‌دانی از چه چیز حرف می‌زنم. یادت نمیاد سه بار به تو اظهار عشق کردم و هر سه بار مرا از خودت راندی؟ با خوشحالی داد زد: «ریکاردو، ریکاردیتو، ریشار سوموکورسیو! ریکی! آن دماغوی سر به راه که انگار از اولین مراسم عشای ربانی‌اش بیرون آمده بود. خدایا، باور نکردنی است! از همان وقت‌ها حالت یک قدیس کوچک را داشتی.»
armind
بسیاری از زنان و مردانی که مثل دایی آتولفو درستکار بودند و در سراسر زندگی، در رؤیای پیشرفت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و ایجاد فرصت‌های مساوی برای همگان به‌سر می‌بردند، بار دیگر مثل همیشه دچار سرخوردگی شده و مانند او به پیری رسیده بودند و دم مرگ از خود می‌پرسیدند چرا ما به‌جای پیشرفت، پس می‌رویم و روزبه‌روز بدتر می‌شویم؟ چرا تضاد طبقاتی، نابرابری، جرم و جنایت و ناامنی مدام افزایش می‌یابد؟ ـ چه خوب کاری کردی رفتی اروپا زندگی کنی، خواهرزاده!
armind
«راستی از رفیق ژان چه خبر؟ برگشته پرو تا انقلاب راه بیندازد؟» ـ آره، چند ماه است، و از آن وقت از او و سایرین بی‌خبرم. شاید هم ویر انقلابی‌اش خوابیده باشد، و همه‌ی چریک‌ها برگشته باشند خانه و ماجرا را فراموش کرده باشند.
shahrzad
ساختمان با ابهت قصر گارنیه (اپرای پاریس) که نقاشی‌های مارک شاگال سطح داخلی گنبدش را مزین کرده بود،
shahrzad

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۵۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۹,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۹/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۰۲۶-۶۹-۶
تعداد صفحات۳۵۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۹,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۹/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۰۲۶-۶۹-۶