با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب دختری از پرو اثر ماریو  بارگاس یوساoff

کتاب دختری از پرو


سال انتشار۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها۳۵۲ صفحه

دسته‌بندی
معرفی نویسنده
عکس ماریو  بارگاس یوسا
ماریو بارگاس یوسا

ماریو بارگاس یوسا در ۲۸ مارس ۱۹۳۶ در شهر آرکیپا واقع در جنوب پرو به دنیا آمد. خانواده‌ی یوسا از طبقه‌ی متوسط بود. پدرش ارنستو کارمند یک ...

معرفی کتاب دختری از پرو

کتاب دختری از پرو نوشتهٔ ماریو بارگاس یوسا و ترجمهٔ خجسته کیهان است و بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب دختری از پرو

دختری از پرو نوشتهٔ ماریو بارگاس یوسا (-۱۹۳۶)، نویسندهٔ پرویی و یک رمان عاشاقانه از ادبیات آمریکای لاتین است. داستان دربارهٔ شخصیتی به نام ریکاردو است که در شیلی با دختری رو‌به‌رو می‌شود که او را «شیلیایی کوچک» می‌نامد. این دختر بعدها زندگی ماجراجویانه و پرفراز و نشیبی را در پیش می‌گیرد و ریکاردو می‌کوشد او را دنبال کند. این رمان آخرین رمان یوسا، پیش از آن است که جایزهٔ نوبل ادبیات را از آن خود کند.

خواندن کتاب دختری از پرو را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران شاهکارهای ادبیات آمریکای لاتین پیشنهاد می‌کنیم.

درباره ماریو بارگاس یوسا

ماریو بارگاس یوسا ۲۸ مارس ۱۹۳۶ در آرکیپای پرو به دنیا آمد. وی تنها فرزند پدر و مادرش بود، پدر و مادرش پنج ماه بعد از ازدواج جدا شدند. ماریو ده سال اول زندگی‌اش را در بولیوی و با مادرش گذراند. پس از اینکه پدربزرگش مقام دولتی مهمی در پرو به دست آورد، همراه مادرش در ۱۹۴۶ به سرزمینش بازگشت. دوران کودکی او با تلخی سپری شد. در ۱۴سالگی پدرش وی را به دبیرستان نظام فرستاند که تأثیری ژرف بر او نهاد. بارگاس یوسا در رشتهٔ هنرهای آزاد دانشگاه لیما فارغ‌التحصیل شد و سپس از دانشگاه مادرید در رشتهٔ ادبیات مدرک دکترا گرفت. سبک خاص نوشتنش تقریباً در انحصار خودش است و همین سبب شده او را «آقای رمان» لقب دهند. در ایران اما به لطف ترجمه‌های روان استاد عبدالله کوثری، نام یوسا طنین‌انداز شد. قاطبهٔ آثار این نویسنده به همت او در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است. آثاری چون گفت‌وگو در کاتدرال، جنگ آخرالزمان، مرگ در آند، سورِ ُبز، چرا ادبیات، عیش مدام، عصر قهرمان، سرگذشت واقعی آلخاندرو مایتا و غیره برخی آثار بی‌بدیل این نویسندهٔ بلندآوازه هستند که به همت استاد کوثری و دیگر مترجمان در اختیار مخاطب ایرانی قرار گرفته‌اند. 

بخشی از کتاب دختری از پرو

«اما در واقع چیزی که آن تابستان را متمایز می‌کرد حضور ناگهانی دو خواهر در میافلورس بود‌؛ دخترانی با ظاهر پر زرق و برق و بحث‌انگیز که از کشور دوردست شیلی آمده بودند. آن‌ها که تند و تند حرف می‌زدند، به گونه‌ای تقلید‌ناپذیر کلمات را با « پ ف ا و ه» به پایان می‌رساندند که به آه کشیدن یا اظهار تعجب شبیه بود و دل همه‌ی ما را می‌برد؛ ما که به تازگی شلوار‌های کوتاه را کنار گذاشته مثل بزرگ‌تر‌ها شلوار‌های بلند می‌پوشیدیم. و مرا شیفته‌تر از دیگران می‌کرد.

دو خواهر شبیه یکدیگر بودند. آن که بزرگ‌تر بود لیلی نام داشت و کمی از دیگری که یک سال از او کوچک‌تر بود و لوسی نامیده می‌شد، کوتاه‌قدتر بود. لیلی بیش از چهارده پانزده سال نداشت و لوسی سیزده چهارده ساله بود. انگار صفت «پُرزرق و برق» را برای آن‌ها ساخته بودند، با این حال لوسی کم‌تر از خواهرش جلب توجه می‌کرد، نه تنها به این خاطر که مو‌های کوتاه‌ترش به بوری مو‌های او نبود و نسبت به او ساده‌تر لباس می‌پوشید، بلکه برای این‌که ساکت‌تر بود. هنگام رقص نیز اگرچه چنان قر می‌داد که هیچ یک از دختران میافلورس جرأت چنان حرکاتی را نداشت، ولی در مقایسه با لیلی آتشپاره، آن عروسک چرخان، آن شراره‌ی مانده در باد، همچنان جدی‌تر، پر عقده و تقریباً بی‌مزه به نظر می‌آمد؛ لیلی به‌محض این‌که صفحه‌ی مامبو روی گرامافون به چرخش درمی‌آمد، می‌پرید وسط پیست.»

نظرات کاربران

Dentist
۱۳۹۶/۰۶/۲۳

داستان یه عشقی که از چهارده سالگی شروع میشه و تا پایان عمر ادامه پیدا میکنه. عشق ریکاردیتو به یه دختر سرکش، بی پروا، بلند پرواز و رام نشدنی. دختری که هرگز تن به روابط عاشقانه ی معمول و یه

- بیشتر
mostafa
۱۳۹۶/۰۶/۲۳

این کتاب رو به عنوان جایزه تموم کردن پایان نامه برا خودم خریدم و به عنوان گیرنده جایزه، کاملا راضی بودم :) سبک روایی و درگیری احساسی خیلی خوبی داشت

arezou
۱۳۹۸/۰۱/۰۶

اولا که کتاب خیلی خوبیه از ان دسته رمانهایی که طرفدار زیاد داره ....ولی چرا انقدر سانسور داره؟شما که سانسور کردی حداقل سه نقطه نزار...موضوع داستان در مورد عشق یک پسر به دختری هست که توجه چندانی بهش نداره و

- بیشتر
farez
۱۳۹۹/۰۷/۲۴

باید یک جور دیگه و از یک زاویه ی دیگر به کتاب نگاه کرد.یک نگاه جامع و دقیق و ریز به تاریخ و وقایعی که در حاشیه ی داستان اصلی بازگو میشدند و انگار رمان رو بیشتر ازاینکه رمان کنند

- بیشتر
Nilch
۱۳۹۹/۰۹/۰۳

خیلی کتاب جذابی بود و با این کتاب تصمیم گرفتم بقیه آثار یوسا هم بخونم.ولی یکم پایانش رو دوست نداشتم چون تو دنیای واقعی یکم متفاوت تره پایان عشق یک طرفه.

دایه مکفی
۱۳۹۹/۰۴/۱۷

تنها نکته ای که درباره این کتاب لازمه بگم اینه که متن کتاب سرشار از اعلامه (اسامی خاص) مخصوصا نیمه ابتدایی کتاب، تا جاییکه با مطالعه بعضی قسمتها احساس میکردم مغزم در حال انفجاره! با وجود این، نه نویسنده نه

- بیشتر
شقايق بانو
۱۳۹۸/۰۱/۱۲

پر از سانسور بود،اومدیم کتاب بخونیم همش سه نقطه خوندیم

armind
۱۳۹۸/۰۵/۲۵

کتابی بسیار زیبا و دوست داشتنی در رابطه با عشق اول که شخصیت مرد داستان رو که فردی بسیار رمانتیک و احساساتی، بسیار ساده لوح، صادق و بیخیال مادیات و... رو در مقابل دختری بسیار دلربا، شیطون بلا، فوق‌العاده زرنگ،

- بیشتر
کاربر ۱۲۱۳۸۴۱
۱۳۹۹/۰۵/۲۷

حذفیات و قسمت های سانسور شده ش خیلی زیاده.مخاطب اذیت میشه... من جای مترجم بودم از خیر ترجمه و چاپ این کتاب می گذشتم با این حجم از سانسور !!

بيژن
۱۳۹۹/۰۲/۲۰

یک داستان عشقی پر فراز و نشیب. نویسنده با طرح یک داستان عاشقانه تاریخ سیاسی و اجتماعی معاصر پرو رو هم تعریف میکنه. اوایل کتاب تا با محیط داستان آشنا بشم یکم کند پیش رفتم ولی بعدش واقعا جذاب شد

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۶۲)
کتاب‌های پل فاول، ژول ورن و الکساندر دوما و بسیاری دیگر را می‌داد تا بخوانم. این کتاب‌ها مغزم را پر کرده و باعث این فکر شده بودند که در فرانسه زندگی جالب‌تر، زیباتر و شاد‌تر و بسیار بهتر از مابقی جهان است.
𝘙𝘖𝘡𝘈
مثلاً به برنامه‌های آینده‌ام، وقتی پس از گرفتن مدرک وکالت از طرف وزارت امور خارجه به پاریس می‌روم تا به عنوان دیپلمات مشغول کار شوم ـ
𝘙𝘖𝘡𝘈
ـ من نه می‌دانم خوشبختی چیست، نه می‌خواهم بدانم ریکاردیتو. اما یقین دارم این چیز رمانتیک و چرندی که تو فکر می‌کنی نیست. پول امنیت می‌آورد، خاطر را آرام می‌کند و اجازه می‌دهد بی‌آن که به فکر فردا باشی، واقعاً از زندگی لذت ببری. تنها خوشبختی‌ای که می‌تواند نصیب آدم شود همین است.
میشه گفت کتابخون
هیچ چیز مثل بگومگو عشق را زنده نگه نمی‌دارد
محمدرضا
روز‌ها کبوتر‌ها برای خوردن دانه‌های ذرتی که مارسلا برایشان لب پنجره می‌گذاشت می‌آمدند (من مسئول تمیز کردن فضله‌ها بودم).
armind
سیمون گفت: «تو متوجه نشدی، ولی النا هم همراهت می‌گریست. من هم اگر بلژیکی نبودم حتماً همراهی‌تان می‌کردم. اجداد یهودی‌ام به اشک ریختن متمایل بودند، اما خون بلژیکی غلبه کرد. یک بلژیکی به خودش اجازه نمی‌دهد مثل امریکای لاتینی‌ها و آدم‌های مناطق حاره احساساتی شود.» النا که جامش را بلند می‌کرد گفت: «به سلامتی دختر بد، آن زن افسانه‌ای! زندگی من چه کسالت‌آور بوده، خدایا!»
armind
ایلارک شاسکا (ستاره‌ی صبح)
Mahtab
با از میان رفتن یک نسل از افراد سرشناس ـ فرانسوا موریاک، آلبر کامو، ژان پل سارتر، ریمون آرون، مرلو پنتی و آندره مالرو ـ این سال‌ها با کاهش نامحسوس در کیفیت فرهنگ همراه بود به طوری که پیشوایان فکری به جای نوآوری منتقد شدند،
حمید
ژاپنی‌ها بیش از هر چیز از خودنمایی نفرت دارند. در این‌جا متمایز کردن خود از دیگران، در هر مورد که باشد، رفتار بدی تلقی می‌شود. برای همین است که ثروتمندان مانند فقرا لباس می‌پوشند و بالعکس.»
زهرا
با حالتی بسیار جدی و کمی تحقیر‌آمیز نگاهم کرد و گفت: «چه آدم ساده‌ای هستی! چه توهماتی!» و با چالشی در نگاهش ادامه داد: «تو مرا نمی‌شناسی. من تمام عمر را فقط با مردی به سر خواهم برد که دارای ثروت و قدرت بسیار زیادی باشد. و تو بدبختانه هرگز چنین مردی نخواهی بود.»
armind