
کتاب تاملات در باب ماکیاولی
معرفی کتاب تاملات در باب ماکیاولی
کتاب تاملات در باب ماکیاولی، با عنوان انگلیسی Thoughts on Machiavelli، نوشته لئو اشتراوس و با ترجمه شروین مقیمی، اثری است که گروه انتشاراتی ققنوس در سال ۱۴۰۴ آن را منتشر کرده است. این کتاب به بررسی و تحلیل دو اثر مهم نیکولو ماکیاولی، یعنی شهریار و گفتارها، میپردازد و تلاش میکند با رویکردی متفاوت با جریان غالب دانشگاهی، معنای عمیقتر و کمتردیدهشدهی اندیشههای ماکیاولی را آشکار کند. اشتراوس در این کتاب، با دقتی فلسفی و تاریخی، آموزههای ماکیاولی را بازخوانی و بازسازی میکند و به پرسشهایی بنیادین دربارهی حقیقت، فضیلت، سیاست و نسبت آنها با اخلاق و دین میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب تاملات در باب ماکیاولی اثر لئو اشتراوس
کتاب تاملات در باب ماکیاولی اثری است که لئو اشتراوس در آن به بازخوانی و تفسیر دو کتاب مهم ماکیاولی، یعنی شهریار و گفتارها، پرداخته است. اشتراوس در این کتاب، رویکردی انتقادی در برابر تفسیرهای رایج دانشگاهی اتخاذ کرده و تلاش کرده است تا ماکیاولی را نه بهعنوان یک متفکر صرفاً وطنپرست یا دانشمند علمینگر، بلکه بهعنوان آموزگاری که دگرگونی بنیادینی در معنای حقیقت و فضیلت ایجاد کرده، معرفی کند. او معتقد است که فهم ماکیاولی تنها با بازگشت به افقهای پیشامدرن و احیای سنتهای فلسفهی سیاسی کلاسیک ممکن است.
کتاب تاملات در باب ماکیاولی شامل تحلیل دقیق متون ماکیاولی و سکوتها، اشارات تلویحی و تفاوتهای ظریف میان شهریار و گفتارهاست. اشتراوس با مقایسهی این دو اثر، به تفاوت منظرگاهها، اهداف و مخاطبان آنها میپردازد و نشان میدهد که ماکیاولی چگونه با زبان و ساختار آثارش، آموزههای خود را بهگونهای پیچیده و چندلایه بیان کرده است. لئو اشتراوس هم به تحلیل محتوای آثار ماکیاولی میپردازد، هم به روششناسی خواندن و تفسیر متون فلسفی توجه ویژه دارد و خواننده را به بازاندیشی در باب سنت، نوآوری و نسبت میان فلسفه و سیاست دعوت میکند.
خلاصه کتاب تاملات در باب ماکیاولی
کتاب تاملات در باب ماکیاولی با تمرکز بر دو اثر شهریار و گفتارها، به بازسازی آموزههای ماکیاولی از منظر فلسفهی سیاسی میپردازد. اشتراوس در این کتاب، ماکیاولی را آموزگار دگرگونی در معنای حقیقت و فضیلت معرفی کرده است؛ کسی که حقیقت مؤثر را جایگزین حقیقت وحیانی میکند و فضیلت را نه در معنای سنتی، بلکه در کارآمدی و قدرت تعریف میکند. اشتراوس معتقد است که ماکیاولی با حذف ساحت استعلایی و ادغام عقل و وحی، نوعی فلسفهی سیاسی جدید را بنیان گذاشته که هدف آن سعادت اینجهانی و قدرتبخشی به انسان است. او با تحلیل دقیق ساختار و زبان دو کتاب شهریار و گفتارها، تفاوتهای ظریف میان آنها را آشکار میکند؛ از جمله تفاوت در مخاطبان، هدفگذاری، میزان صراحت و توداری و نحوهی مواجهه با سنت و نوآوری.
اشتراوس نشان میدهد که ماکیاولی در شهریار، با ایجاز و توداری، آموزههای خود را به شهریاران بالفعل ارائه میدهد، درحالیکه در گفتارها، با تفصیل و صراحت بیشتر، شهریاران بالقوه و دوستان خود را مخاطب قرار میدهد. او همچنین به نقش سکوت، اشارات تلویحی و حتی اشتباهات عمدی در آثار ماکیاولی میپردازد و آنها را بخشی از استراتژی فلسفی او برای انتقال آموزههایش میداند. در نهایت، کتاب تاملات در باب ماکیاولی خواننده را به بازاندیشی در نسبت میان سیاست، اخلاق، دین و حقیقت دعوت میکند و نشان میدهد که فهم ماکیاولی مستلزم عبور از تفسیرهای رایج و بازگشت به افقهای فلسفهی سیاسی کلاسیک است.
چرا باید کتاب تاملات در باب ماکیاولی را بخوانیم؟
کتاب تاملات در باب ماکیاولی اثری است که با رویکردی فلسفی و تحلیلی، به لایههای پنهان اندیشههای ماکیاولی نفوذ میکند و تصویری متفاوت از او ارائه میدهد. این کتاب برای کسانی که بهدنبال فهم عمیقتر نسبت میان سیاست، اخلاق و حقیقت هستند، فرصتی فراهم میکند تا با نقد تفسیرهای رایج و بازخوانی متون کلاسیک، به پرسشهای بنیادین دربارهی قدرت، فضیلت و نقش دین در سیاست بیندیشند. اشتراوس با بررسی دقیق ساختار و زبان آثار ماکیاولی، نشان میدهد که چگونه سکوتها، اشارات تلویحی و حتی اشتباهات عمدی میتوانند حامل پیامهای مهم باشند. مطالعهی این کتاب هم به فهم بهتر ماکیاولی کمک میکند، هم افقهای تازهای برای اندیشیدن به فلسفهی سیاسی و روششناسی تفسیر متون میگشاید.
خواندن کتاب تاملات در باب ماکیاولی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان به فلسفهی سیاسی، پژوهشگران اندیشهی سیاسی، دانشجویان علوم انسانی و کسانی که دغدغهی فهم عمیقتر نسبت میان سیاست، اخلاق و دین را دارند، پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که به نقد سنتهای فکری و بازخوانی متون کلاسیک علاقهمندند، مناسب است.
درباره لئو اشتراوس
لئو اشتراوس، انسانشناس و قومشناس برجستهی فرانسوی، یکی از مهمترین چهرههای فکری قرن بیستم و بنیانگذار انسانشناسی ساختارگرا بود. او در ۲۸ نوامبر ۱۹۰۸ در بروکسل، در خانوادهای یهودیتبار و فرانسویالاصل به دنیا آمد و بیشتر عمر خود را در فرانسه گذراند. پدرش نقاش پرتره بود و فضای هنری خانواده تأثیر مهمی بر شکلگیری نگاه زیباییشناسانه و تحلیلی او گذاشت. دوران کودکیاش همزمان با جنگ جهانی اول سپری شد و مدتی نزد پدربزرگ مادریاش، خاخام ورسای، زندگی کرد؛ بااینحال در بزرگسالی دیدگاهی غیرمذهبی و نزدیک به ندانمگرایی داشت.
لئو اشتراوس تحصیلات متوسطهی خود را در پاریس گذراند و سپس به دانشگاه سوربن راه یافت. ابتدا حقوق و فلسفه خواند، اما خیلی زود بهطور کامل فلسفه را انتخاب کرد. او در سال ۱۹۳۱، در سن ۲۲سالگی، با موفقیت در آزمون دشوار آگراگاسیون فلسفه، بهعنوان یکی از جوانترین پذیرفتهشدگان، مسیر دانشگاهی خود را تثبیت کرد. با وجود این، شرایط اقتصادی و بحرانهای اجتماعی آن دوره باعث شد مسیر فکریاش به علوم اجتماعی و بهویژه انسانشناسی تغییر کند.
نقطهی عطف زندگی علمی او سفر به برزیل در دههی ۱۹۳۰ بود. اشتراوس بهعنوان استاد جامعهشناسی به دانشگاه سائوپائولو رفت و در همین دوره نخستین و تنها تجربههای جدی میدانی خود را در میان قبایل بومی آمازون و ماتوگروسو به دست آورد. پژوهش دربارهی جوامعی مانند نامبیکوارا و بورورو، هویت حرفهای او را بهعنوان انسانشناس شکل داد و بعدها الهامبخش بسیاری از آثارش شد.
در جریان جنگ جهانی دوم و با تصویب قوانین نژادی دولت ویشی، بهدلیل تبار یهودیاش از کار برکنار شد و ناچار فرانسه را ترک کرد. او پس از سفری پرخطر به آمریکا رسید و سالهای جنگ را در نیویورک گذراند. در آنجا با متفکرانی چون رومن یاکوبسن و فرانتس بوئاس آشنا شد؛ ارتباطی که تأثیر عمیقی بر نظریهی ساختارگراییاش گذاشت. این دوره، از نظر فکری، یکی از بارورترین دورههای زندگی او بود.
پس از بازگشت به فرانسه، در سال ۱۹۴۹ کتاب ساختارهای ابتدایی خویشاوندی را منتشر کرد؛ اثری بنیادین که نگاه انسانشناسی را از محتوا به ساختار روابط اجتماعی تغییر داد. او نشان داد که نظامهای خویشاوندی نه بر اساس پیوندهای زیستی، بلکه بر اساس مبادله، اتحاد و قواعد ناپیدای ذهن انسانی شکل میگیرند.
شهرت عمومی او با انتشار کتاب غمگینگان استوایی در سال ۱۹۵۵ به اوج رسید. این کتاب که آمیزهای از خاطرهنویسی، فلسفه و تحلیل انسانشناختی است، جایگاه او را فراتر از محافل دانشگاهی تثبیت کرد و او را به یکی از چهرههای شاخص روشنفکری فرانسه بدل ساخت. در ادامه، با انتشار آثاری مانند انسانشناسی ساختاری و اندیشهی وحشی، نظریهی ساختارگرایی را بسط داد و نشان داد که ذهن انسان، چه در جوامع بهاصطلاح ابتدایی و چه در جوامع مدرن، از الگوهای مشترک و ساختارهای یکسان پیروی میکند.
لئو اشتراوس از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۸۲ استاد انسانشناسی اجتماعی در کلژ دو فرانس بود و در این دوره نقش مهمی در نهادینهکردن انسانشناسی در فرانسه ایفا کرد. پروژهی عظیم اسطورهشناسی او با عنوان اسطورهشناسیها در چهار جلد، حاصل سالها پژوهش دربارهی اسطورههای قارهی آمریکا بود و بهعنوان شاهکار فکری او شناخته میشود.
او در سال ۲۰۰۹، در سن ۱۰۰سالگی، درگذشت. مرگ او پایان زندگی متفکری بود که تأثیرش نهتنها در انسانشناسی، بلکه در فلسفه، جامعهشناسی، نقد ادبی و نظریهی فرهنگی ماندگار شد.
لئو اشتراوس در طول زندگی خود افتخارات و نشانهای متعددی از کشورهای مختلف دریافت کرد؛ فرانسه: نشان عالی لژیون دونور با درجهی عالیترین صلیب، فرمانده نشان ملی لیاقت، فرمانده نشان نخلهای دانشگاهی و فرمانده نشان هنرها و ادبیات. بلژیک: فرمانده نشان تاج. برزیل: فرمانده نشان صلیب جنوبی و نشان عالی شایستگی علمی ملی. ژاپن: نشان خورشید تابان با درجهی عالی.
درباره نیکولو ماکیاولی
نیکولو ماکیاولی در ۳ می ۱۴۶۹ میلادی متولد شد و در ۲۱ ژوئن ۱۵۲۷ درگذشت. او متفکری ایتالیایی بود که در حوزههای گوناگونی چون فلسفهی سیاسی، شعر، موسیقی و نمایشنامهنویسی فعالیت داشت و نامش بهعنوان یکی از چهرههای اثرگذار اندیشهی سیاسی جدید ثبت شده است. شهرت اصلی ماکیاولی به رسالهی سیاسی شهریار بازمیگردد؛ اثری که حدود سال ۱۵۱۳ نوشته شد، اما پنج سال پس از مرگش، در ۱۵۳۲، به چاپ رسید.
ماکیاولی در خانوادهای با پیشینهی اشرافی در فلورانس زاده شد و آموزشهایی در دستور زبان، بلاغت و زبان لاتین دید. دوران زندگی او مصادف با آشوبهای شدید سیاسی در ایتالیا بود؛ زمانی که دولتشهرها، پاپها و قدرتهای اروپایی پیوسته در حال رقابت و جنگ بودند. این فضای ناپایدار سیاسی تأثیری عمیق بر شکلگیری نگاه واقعگرایانهی او به سیاست داشت.
ماکیاولی وارد دستگاه اداری جمهوری فلورانس شد و بهعنوان منشی دولتی آغاز به کار کرد. توانایی و هوش سیاسیاش سبب شد جایگاهش بهسرعت ارتقا یابد و به مأموریتهای مهم دیپلماتیک اعزام شود. در این مأموریتها با بسیاری از سیاستمداران برجستهی زمان خود، از جمله پاپ و لویی دوازدهم، پادشاه فرانسه، دیدار کرد. بااینحال، هیچیک از این چهرهها به اندازهی چزاره بورجا، حاکم قدرتمند واتیکان، بر اندیشه و نگاه سیاسی او تأثیر نگذاشتند.
با تغییر موازنهی قدرت در فلورانس و کنار گذاشتهشدن ماکیاولی از فعالیتهای سیاسی، زندگی او وارد مرحلهای دشوار شد و وضعیت جسمی و روحیاش رو به ضعف گذاشت. با وجود این، تا پایان عمر به سیاست و اندیشهی میهنپرستانه وفادار ماند و تجربههای خود را در قالب آثار مکتوب ثبت کرد.
ماکیاولی بیش از هر چیز بهسبب نگارش کتاب شهریار شناخته میشود؛ اثری که آن را برای خاندان مدیچی، حاکمان فلورانس، نوشت. همین کتاب باعث شد بسیاری او را به دفاع از حکومتهای اقتدارگرا و ستمگر متهم کنند و نامش همواره با حمایت از قدرت فاسد گره بخورد. از همین رو، در ادبیات سیاسی امروز نیز حکومتهای فاسد و مستبد را ماکیاولیستی مینامند.
با مرگ ماکیاولی، یکی از مهمترین بنیانگذاران تفکر سیاسی مدرن از جهان اندیشه کنار رفت. از آثار برجستهی او میتوان به شهریار، گفتارها و خیانتها اشاره کرد. امروزه نیز جایزهای با نام ماکیاولی در کشور هلند به دستاوردهای برجسته در حوزهی ارتباطات عمومی اهدا میشود که نشاندهندهی ماندگاری نام و تأثیر او در جهان معاصر است.
بخشی از کتاب تاملات در باب ماکیاولی
«ماکیاولی آموزه سیاسی خود را در دو کتاب شهریار و گفتارهایی در باب دهکتاب اول لیوی ارائه کرده است. افلاطون نیز آموزه سیاسی خود را در دوکتاب جمهوری و قوانین ارائه کرده است. اما افلاطون این مطلب را به طور کامل روشن کرده که موضوع قوانین در قیاس با جمهوری مرتبهای نازلتر دارد یا اینکه قوانین فرع بر جمهوری است. هابز تا آنجا پیش رفت که آموزه سیاسی خود را در سه کتاب ارائه کرد. اما دریافتن این نکته آسان است که این سه کتاب نتیجه سه کوشش متوالی برای تقریر یک آموزه سیاسی واحد است. مورد دو کتاب ماکیاولی متفاوت است. رابطه آنها مبهم است.»
حجم
۴۷۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۲۰ صفحه
حجم
۴۷۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۲۰ صفحه