معرفی و دانلود کتاب کتاب قوام + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب کتاب قوامsubscriptionAvailable

کتاب کتاب قوام

روایت زندگی حجت‌الاسلام سیدمهدی قوام

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۸۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
محسن دریابیگی
انتشارات: 
انتشارات خیمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کتاب قوام

«کتاب قوام» روایت زندگی حجت‌الاسلام سیدمهدی قوام(۱۳۴۲-۱۲۷۹)، به قلم محسن دریابیگی است.

در بریده‌ای از مقدمه کتاب می‌خوانیم:

«ویژگی‌های شخصیتی قوام در جذب جوانان به او بسیار مؤثر بود. جوانانی که به سختی تن به قیادت روحانی می‌دادند را صدق و بزرگواری او به زانوزدن در محضرش وا می‌داشت. بعد از شهریور ۱۳۲۰ که فضا برای تبلیغ دین فراهم‌تر شد، قوام از ابزار منبر بسیار بهره گرفت تا بتواند مردم را از خاک ر‌هانیده و به سوی افلاک راهنمایی کند.

سید به شیوه‌ای رندانه می‌زیست به همین جهت مورد بی‌مهری برخی خشکه‌مقدسین قرار داشت. مجتهدی معقول‌خوانده بود. آقازاده‌ای بود که به دیگر آقازادگان نمی‌ماند. ظاهرش با ظاهر دیگر طلبه‌ها متفاوت بود. کتانی به‌پا می‌کرد. ریشش بسیارکوتاه بود. گاه عبا بر دوش خود می‌انداخت. اطرافیانی متفاوت و از هر تیپ و گروه دورش را پر کرده بودند. با این حال، سوز و گدازی داشت که هر مستمعی را مدهوش می‌کرد. صدق و صفا شمع انجمن قوام بود. فهم عمیقش از انسان و زمانه، گروهی از جوانان را گرد او جمع کرده بود که به دنبال خود حقیقی خویش می‌گشتند تا از مسیر سعادت جا نمانده و با حسرت این دار دنیا را ترک نکنند. اینان در قوام گمشده‌ی خود را یافته بودند. قوام سخن از آنان می‌گفت؛ از غریبه‌ها سخن به میان نمی‌آورد. اهل ریا و تزویر نبود. مقلدانه زیست نمی‌کرد. صداقت و راستی از سر و رویش می‌ریخت.

عشق و محبت به خدا و خلق آیینش بود. دینش، دینی رحمانی بود. او راه خود را می‌رفت. با مردم زندگی می‌کرد. در مجالس بالانشین نبود. فقر مرامش بود. وسعت مشرب داشت. خلق را عیال حق می‌دید. مصطلحات علمی ‌مشغولش نکرده بود. قوام، همراه عوام شد؛ اما عوام‌زده نشد. بلکه عوام را به دایره‌ی خواص رهنمون گردید.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کتاب قوام و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابکتاب قوام
عنوان دیگرروایت زندگی حجت‌الاسلام سیدمهدی قوام
موضوعزندگی‌نامه
نویسندهمحسن دریابیگی
انتشاراتانتشارات خیمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۴/۰۸/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۶۲۵۴۴۲۵
تعداد صفحه‌ها۹۸ صفحه
قیمت کتاب۲۰۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه صاحبدلان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

آلوین (هاجیك) ツ
۱۳۹۷/۱۰/۰۴

با سلام😄. بسی کتاب خوبی بود و بسی درس آموختیم از حاج‌آقا سیدمهدی قوام که خدایش بیامرزد.. کــلــــی نکته‌ی دلچسب و دلنشین یاد گرفتم از این سید بزرگوار و خیلی خوشحال و خرسندم از خوندن این کتاب مفید^^ همه‌چیز صحیح و خوب؛ فقط...بیشتر

۰
سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۶/۰۷

کتاب صد و هجدهم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی ، عالی بود این کتاب و بسیار لذت بردم ، خدا رحمتشون کنه

۷
sadeghi
۱۳۹۷/۰۶/۰۹

گاهی برای رشد معنوی وبه خود امدن،فقط کافیست چنین زندگی نامه هایی خوانده شود.... پیشنهاد میکنم باهر عقیده واعتقادی که هستید یکبار این کتاب را مطالعه بفرمایید. بسیار تامل برانگیز بود،از خواندنش واقعا لذت بردم🌼

۱۲
ツAlirezaツ
۱۳۹۷/۰۸/۱۵

وقتی امشب از شبکه پنج اسم حاج آقا قوام رو شنیدم یه جرقه ای در ذهن ام به سمت این کتاب زد که آره یه زمانی آقا سیّد و دوستان دیگه از این کتاب تعریف کرده بودن و بعد از...بیشتر

۱
ا. ر.
۱۳۹۸/۰۴/۲۲

«مراجعه به تراجم علمای سلف به منزله مراجعه به کتاب های معتبر اخلاقی است» آیت‌اللّه بـهجـت خواندن این کتاب بالتأکید توصیه می‌شود.

۰
|قافیه باران|
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۲۶

«باید بچشد عذاب تنهایی را ، آنکس که ز عصر خود فرا تر باشد» __________ کم بود اما تاثیرگذار.

۰
~یا زهرا(س)~
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۶

خیلی کتاب روان و خوبی بود من مزار شیخ حر عاملی رفته بودم و نمیدونستم چه شخص بزرگیه اقا سید مهدی قوام هم سفارش کردن حتما سر مزار شیخ حر عاملی بریم در صحن انقلاب مشهد دفن هستند. کتاب نخل و نارنج...بیشتر

۰
میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۳۹۷/۱۰/۰۸

واقعا ممنونم از نویسنده ی این کتاب که همت کردند خاطرات آسید مهدی قوام رو برای شناسوندن به ما جمع آورری کردن که کاری به غایت بزرگ کردن...🙏🙏 عالی بود این کتاب اکثر خاطرات رو پشت پرده ای از اشک خوندم وچقدر...بیشتر

۰
سمانه
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۱۶

بسیار دلنشین بود لذت بردم. خدا رحمتشون کنه.

۰
alikazemi7
۱۳۹۸/۰۱/۱۸

مدتیه هر وقت از حال و احوال علمای ربانی میخوانم و میشنوم و اینکه چطوری گاهی نفس گرمشان در برخی ایجاد تحول میکرد، آنها را با برخی از این آخوندهای گوگولی مگولی اینستاگرامی مثل آقامیری مقایسه میکنم. هم و غم...بیشتر

۰
missmary
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۷

کتاب کوتاه، گیرا، خوانا و آموزنده بود

۰
عاطفه سادات
۱۳۹۸/۰۱/۰۱

عالی

۰
سيد عطا
۱۳۹۶/۰۵/۲۸

عالی بود

۱
مرا به نام مادرم بخوان
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۰

من از این کتاب کوتاه لذت بردم و ب قولی حاج اقا قوام مشتییی بود😊

۰
فاطمه مهاجری
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۱۴

کتاب خوبی است خواندنش برکت می اورد

۱

بریده‌هایی از کتاب

ツAlirezaツ
۵۴
«تابع حال خودت باش! چه مردم ببینند و چه نبینند» .
.
۴۸
نمازش که تمام شد حال خوشی داشت. دلش می‌خواست تعقیباتش را طولانی کند. اما از حرف مردم ترسید. از این‌که بگویند ریا کرده است. بلند که برود، ‌ قوام دستش را گرفت. نشاندش و گفت: «تابع حال خودت باش! چه مردم ببینند و چه نبینند» .
مادربزرگ💝
۳۵
می‌گفت «امر به‌ معروف و نهی از منکر بر همه واجب است. اما... اما... اما... طوری بگو که قلب گنهکار نشکند! اگر می‌بینی دارد نمازش را غلط می‌خواند، تو درستش را با صدای بلند بخوان که او متوجه شود. کاری نکن که او را به لجاجت بیندازی و بگوید من اصلاً برای دلم می‌خواهم نماز بخوانم» .
سیّد جواد
۲۹
مداح داشت روضه می‌خواند. گفت: «صبر زینب تمام شد!» قوام داخل مجلس نشسته بود. اخم‌هایش درهم شد. گفت: «این چه حرفی است! زینب تجسم صبر است» .
Aysan
۲۹
منزل یکی از دوستانش مهمان بود. میزبان رو کرد به همسرش و گفت: «صبحانه را آماده کن! تا من دعایم را بخوانم» . و شروع به خواندن دعا کرد. قوام ابرو درهم کشید و گفت: «این چه دعایی است که می‌خوانی؟ بلند شو برو کمک خانمت!»
hashem
۲۹
و چه بسیار کم‌اند کسانی که هرچه به آن‌ها نزدیک‌تر شوی، شیفته‌تر شوی!
سیّد جواد
۲۸
پرسید: «می‌گویند قوام ریشش کوتاه است؛ به علما نمی‌خورد» . قوام پاسخ داد: ‌ «به اندازه‌ی ایمانم ریش می‌گذارم» .
مادربزرگ💝
۲۶
بعد منبر هم دو مداح معروف تهران آن روزگار یعنی حاج‌حسن دولابی و حاج احمد شمشیری ذکر مصیبت می‌کردند. شب آخر سه نفری از مجلس برمی‌گشتند که رسیدند به خیابان مخبرالدوله. کافه‌ی مشهوری بود آن‌جا به‌ اسم «کافه نوشین» . آن شب دو زن جوان با آرایش غلیظ دم کافه ایستاده بودند. قوام گفت: «شب آخر روضه است. مشتری ما هم پیدا شد» . و رفت طرف زن‌ها. دولابی و شمشیری عقب ایستادند و از دور نگاه کردند که قوام می‌خواهد چه کند. دیدند زن‌ها به گریه افتادند. جوری‌که آرایش‌ صورت‌شان با اشک درحال پاک‌شدن بود. قوام که برگشت پرسیدند ماجرا چه بود؟ گفت: «پول بیست شب منبر را به آن‌ها دادم. گفتم به جده‌ام نمی‌دانم چقدر است. اما تا این پول هست گناه نکنید!»
.
۲۰
قوام یک سیخ کباب هم برای گربه انداخت و گفت: «تو هم در این خانه حقی داری» . بعد هم با خنده جوری که همسرش بشنود اضافه کرد: «خانم من که یک بچه زاییده این همه ناز می‌کند؛ تو که شش تا زایید‌ه‌ای!»
YasmineGh
۱۸
با اشعار مثنوی انسی عمیق داشت. می‌گفتند همه‌ی مثنوی را از بر است. در مسجد جامع که منبر می‌رفت، مثنوی دستش می‌گرفت و روی منبر برای مردم می‌خواند. آن‌هم در دوره‌ای که در حوزه‌ کم نبودند طلاب و روحانیانی که مثنوی را با انبر می‌گرفتند؛ مبادا دست‌شان نجس شود!
آخرین‌نامه: آخرین نامه‌های عارفانه و عاشقانه از شهدا
گروه نویسندگان
مهر مادر
گروه نویسندگان
مصطفی (زندگی‌نامه و خاطراتی از سردار سرلشکر شهید حجت‌الاسلام مصطفی ردّانی‌پور)
گروه نویسندگان
‌‫طیب‮‬‌‫: زندگی‌نامه و خاطرات حر نهضت امام خمینی (رحمه‌الله) شهید طیب حاج‌رضایی
گروه نویسندگان
کتاب رسول ترک: روایت زندگی رسول دادخواه تهرانی
فاطمه طهرانی
مسافر کربلا
گروه نویسندگان
فاطمیون: زندگینامه و حکایت‌های شنیدنی از چهل شهید لشکر فاطمیون
گروه نویسندگان
وصال
گروه نویسندگان
راز رضوان؛ زندگی‌نامه و خاطرات سردار مقاومت اسلامی عماد مغنیه (حاج رضوان)
گروه نویسندگان
هوری: زندگینامه و خاطرات سردار شهید علی هاشمی
گروه نویسندگان
چمران به روایت همسر شهید
حبیبه جعفریان
کتاب راشد: روایت زندگی حجت الاسلام شیخ حسینعلی راشد
محسن حسام مظاهری
نامه امام صادق به شیعیان
محمدباقر انصاری
شهیدان زنده
گروه نویسندگان
کوچه‌ نقاش‌ها: خاطرات سیدابوالفضل کاظمی
راحله صبوری
کتاب مفتقر: روایت زندگی آیت‌الله شیخ محمدحسین غروی اصفهانی
حسین سلیمانی
نردبانی برای چیدن نارنج
کرامت یزدانی
همسفر شهدا
گروه نویسندگان