معرفی و دانلود کتاب خانه ای در شیراز + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب خانه ای در شیرازsubscriptionAvailable

کتاب خانه ای در شیراز

نوع کتاب
۳.۳(از ۳۸ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خانه ای در شیراز

کتاب خانه ای در شیراز نوشتۀ آگاتا کریستی و ترجمۀ فائزه اسکندری است. این کتاب را انتشارات شرکت کتاب هرمس منتشر کرده است. این مجموعه ۱۲ داستان کوتاه دارد که خانه ای در شیراز نام یکی از آن‌هاست. پارکر پاین کارآگاه این داستان‌هاست. اما چرا شیراز؟ در نیمه دوم کتاب ماجراها در خارج از لندن برای پارکر پاین رخ می‌دهد، آن هم در طول سفری که شامل دمشق، بغداد شیراز و حاشیهٔ رود نیل می‌شود. این بخش از داستان‌ها نتیجهٔ سفرهای آگاتا کریستی با شوهرش در مستعمرات انگلستان مثل هندوستان و اطراف آن است و به واسطهٔ همین آشنایی، کریستی پای شخصیت‌های خود را به این نواحی می‌کشاند تا بر تنوع و جذابیت‌های داستان‌های خود بیفزاید. 

درباره کتاب خانه ای در شیراز

داستان خانه‌ای در شیراز دربارهٔ پرونده خانم ثروتمندی به نام «رایمر» است که پسرش را گروگان گرفته و او را تهدید کرده‌اند. در این مجموعه داستان برخلاف سایر داستان‌های کریستی خبری از کارآگاه‌های معروف نیست و «پارکر پاین» است که ماجراهای مختلفی را حل می‌کند.

کتاب خانه‌ای در شیراز توجه‌های زیادی را به خود جلب کرد و به چندین زبان مختلف ترجمه شد؛ اما کریستی دیگر از «پارکر پاین» در داستان‌هایش صحبت نکرد و این آخرین مجموعه داستان با حضور این کارآگاه خصوصی جذاب است.

جمله زیبا از خانه ای در شیراز

خواندن کتاب خانه ای در شیراز را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم

علاقه‌مندان به داستان‌های جنایی و پلیسی می‌توانند از مخاطبان این کتاب باشند.

درباره آگاتا کریستی

آگاتا کریستی در ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰ در شهر تورکی در منطقة لیدز انگلستان متولد شد. اگرچه مادرش قصد داشت برای آموزش خواندن به آگاتا تا ۸ سالگی او صبر کند، بااین‌حال شوق آگاتا موجب شد خودش خواندن را در سنی بسیار کمتر یاد بگیرد. او در سال ۱۹۱۰ با ازدست‌دادن پدرش و همچنین به دلیل مشکلات سلامتی مادرش، تصمیم گرفت به قاهره مهاجرت کند تا شاید آب‌وهوایی گرم‌تر موجب بهبود سلامت مادرش شود. او علاقه‌مند به بازدید از بناهای تاریخی قاهره و همچنین شرکت در مراسم‌های اجتماعی بود؛ همین علاقه‌مندی به جهان باستان در شکل‌گیری تعدادی از آثار او نیز تأثیرگذار بود. نهایتاً خانوادۀ کریستی به دلیل وقایع پیش از جنگ جهانی اول به انگلستان برگشتند.

جنگ جهانی اول یکی از نقاط عطف زندگی آگاتا کریستی بود. با آغاز جنگ جهانی اول، کریستی در انگلستان به‌عنوان عضوی از گروه کمک‌های داوطلبانه ابتدا به‌عنوان پرستار و سپس به‌عنوان کمک داروساز کار فعالیت کرد و در این بازه از زندگی خود با مهاجران بسیاری مواجه شد که اکثر آن‌ها بلژیکی بودند؛ تجربیات این مهاجرین الهام‌بخش او در نخستین نوشته‌هایش - از جمله رمان‌های مشهور پوآرو - بود.

در اوایل دهه ۱۹۷۰، وضعیت سلامت آگاتا کریستی رو به وخامت رفت، بااین‌حال او به نوشتن ادامه داد. آزمایش‌ها نشان می‌دهند او در اواخر عمر خود از مشکلات عصبی ناشی از پیری، مانند آلزایمر رنج می‌برد. او در ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶ درحالی‌که ۸۵ سال داشت، در خانۀ خود در وینتربورک انگلستان و به دلایل طبیعی چشم از جهان فروبست.

بخشی از کتاب خانه ای در شیراز

«آقای پاین با خوش‌رویی ولی بسیار جدی گفت:

ــ شما خوشحال نیستید؟ البته آدم‌های کمی خوشحال‌اند. اگر بفهمید تعدادشان چقدر کم است حتماً تعجب می‌کنید.

خانم پکینگتون گفت:

ــ جدا؟

البته به نظر نمی‌آمد برایش مهم باشد که بقیه خوشحال‌اند یا نه.

ــ می‌دانم برایتان جالب نیست، ولی برای من خیلی جالب است. من سی و پنج سال از عمرم را در یک اداره دولتی مشغول تهیه آمار و ارقام بودم. بعد بازنشسته شدم و به ذهنم رسید از این تجربیات به شیوه‌ای جدید استفاده کنم. خیلی ساده است. خیالتان را راحت کنم، ناخشنودی را می‌توان در پنج بخش طبقه‌بندی کرد، تا زمانی که آدم دلیل یک بیماری را نداند معالجه غیرممکن است. من به‌عنوان یک پزشک اینجا هستم. پزشک اول بیماری مریضش را تشخیص می‌دهد سپس اقدام به درمانش می‌کند. مواردی وجود دارد که درمان هیچ تأثیری ندارد. اگر این طور باشد رک وراست می‌گویم که کاری از من ساخته نیست. ولی خانم پکینگتون مطمئن باشید که اگر پرونده‌ای را به عهده بگیرم، تقریباً می‌توانم قول قطعی بدهم که درمان را کامل می‌کنم.

چنین چیزی امکان داشت؟ بی‌معنی بود یا شاید هم حقیقت داشت؟ خانم پکینگتون با امیدواری به آقای پاین زل زد.

آقای پارکر پاین لبخند بر لب پرسید:

ــ برویم سر تشخیص پرونده شما.

به پشتی صندلی‌اش تکیه داد و انگشتانش را درهم گره کرد.

ــ مسئله مربوط به همسرتان است. شما زندگی زناشویی شاد و خوبی داشتید. حدس می‌زنم کاروبار همسرتان سکه شده. گمانم در این پرونده موضوع سر یک خانم جوان باشد، شاید کسی در محل کار همسرتان.

خانم پکینگتون جواب داد:

ــ ماشین‌نویس است. یک هرزه سلیطه که هفت‌قلم آرایش می‌کند. چیزی ندارد جز رژ لب و جوراب‌های ابریشمی و موهای فرفری.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خانه ای در شیراز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:خانه ای در شیراز
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:آگاتا کریستی
مترجم:فائزه اسکندری
انتشارات:انتشارات شرکت کتاب هرمس
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۹/۱۰/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۸۷ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۶۳۸۷۰۲
تعداد صفحه‌ها:۲۲۸ صفحه
قیمت کتاب:۹۶۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه کارآگاه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

A lover book
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۸

یکی دیگه از آثار فوق العاده ی آگاتا کریسیتی با یک شخصیت متفاوت!

۰
sara
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۰۷

این کتاب یک مجموعه داستان است،شامل 12 داستان کوتاه (اسم کتاب نام یکی از داستان‌هاست) که در همه آنها فردی انگلیسی به نام پارکر پاین ادعا دارد میتواند ناراحتی‌های افراد را به شیوه خودش برطرف کرده و خوشحالشون کند. برای...بیشتر

۰
آلب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۴

یکی از بهترین کتابهایی بود که از آگاتا‌کریستی خوندم. هر فصل یک‌ داستان و معما بود و واقعن به‌نظرم هوشمندانه نوشته شده بود! یک نفس خوندمش شب تا صبح. داستان‌ها بیشتر معمایی بودند و از راه‌حل‌های جالبی که شخصیت اصلی برای...بیشتر

۰
نوشین ت
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۰۷

کتاب خوبی بود البته نسبت به آثار دیگه خانم کریستی خیلی ضعیف بود

۰
فاطمه زهرا
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۹

نسبت به آثار دیگه ای که خوندم خیلی ضعیف و نامنسجم بود فقط فصل‌های اول که به پرونده های مراجعینش رسیدگی میکرد رو دوست داشتم این کتاب وایب سریال کره ای راننده تاکسی رو بهم میداد.

۰
پگاه سازوار
۱۴۰۴/۰۸/۳۰

داستان کوتاه شاهکار به این میگویند!

۰
میترا مهرجو
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۹

شبیه به همه داستان های آگاتا کریستی عزیز بود با تنها یک تفاوت: مقدار و شدت خشونت و جنایت خیلی کمتر بود و همانطور که از آگهی پارکر پاین مشخص است تقریبا در کل کتاب متاثر هیجان منفی نمی‌شوید چون...بیشتر

۰
کاربر 10501197
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۶

کتاب جالبی نبود داستان های سطحی و ساده شخصیتای تکراری که میدونی قراره چی بشه و چی کار کنن در کل کتاب خیلی سطحی بود

۰
barbara
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۴

کتاب جذابی بود با اینکه به پای بقیه آثار اگاتا نمی‌رسید ولی تورو با نقش اصلی همراه می‌کرد و داستان های افراد در کتاب خیلی جالب و شنیدنی بود.

۰
گل صحرا🌱
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۱

تا‌ وسطا‌ی دا‌ستا‌ن دوم خوندم، ا‌صلن برا‌م جذا‌ب و قشنگ نبود. وا‌قعا‌ ا‌رزش وقت گذا‌شتن ندا‌ره

۰
VARIANCE
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۲

بنظرم مثل بقیه آثار جذب کننده نبود بدتر از همه چیز ترجمه افتضاح و غیر روانی بود که کتاب داشت بیشتر ناامیدم کرد

۰
فاطمه عبدی‌نسب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۱

این کتاب داستان‌های کوتاه خیلی جالبی داره که توی مدت زمان کوتاهی خونده میشن و بسیار سرگرم‌کننده اند.

۰
کاربر 6054661
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۴

به من معرفی شده بود و خوب بود دوست داشتم

۰
معصومه رضایی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۶

بسیار عالی بود تصمیم گرفته بودم دیگه کتابهای آگاتا رو نخونم ولی خوشحالم که خوندمش ممنون از ترجمه ی روان و عالی

۱
کاربر 5309459
۱۴۰۳/۱۲/۲۷

کتاب جالبی نبود. داستان ها تا حدی بچگانه بودند. اسم کتاب هم بسیار بی ربط بود.

۰

بریده‌هایی از کتاب

sara
۸
همدردی ما را به موجودات شگفت‌انگیزی تبدیل می‌کند.
Rahele Kia
۴
ــ شما ناراحتید؟ ــ نباید همچین حرفی بزنم. من چیزهای زیادی دارم که باید برایشان شکرگزار باشم. آقای پاین گفت: ــ همه ما داریم. ولی وقتی مجبور می‌شویم این موضوع را به خودمان یادآوری کنیم یعنی یک جای کار می‌لنگد.
sara
۳
بعضی اوقات جملات در همان لحظه تأثیری ندارند، ولی بعداً در ذهن می‌مانند.
mobina
۳
هیچ چیز اصل آدم را عوض نمی‌کند.
کوثر91
۳
ــ شما خوشحال نیستید؟ البته آدمهای کمی خوشحال‌اند. اگر بفهمید تعدادشان چقدر کم است حتماً تعجب می‌کنید.
𝘔𝘢𝘦𝘥𝘦 𝘡𝘢𝘨𝘩𝘢𝘳𝘪
۲
زن‌ها شور و احساسات واقعی را دور می‌اندازند و هیچ فایده‌ای برایشان ندارد ولی می‌توانند این جور روابط را بپیچند لای زرورق و بگذارند گوشه تاقچه و سالهای سال از آن لذت ببرند.
Rahele Kia
۲
ــ حقیقت چیست؟ طبق تجربیات من همان چیزی است که اوضاع را به هم می‌زند.
barbara
۲
ــ دقیقآ. همدردی ما را به موجودات شگفت‌انگیزی تبدیل می‌کند.
Sogol
۱
شما خوشحال نیستید؟ البته آدمهای کمی خوشحال‌اند. اگر بفهمید تعدادشان چقدر کم است حتماً تعجب می‌کنید.
میترا مهرجو
۱
خصوصی آیا خوشحالید؟ اگر این‌طور نیست به آقای پارکر پاین مراجعه کنید. خیابان ریچموند. شماره ۱۷