معرفی و دانلود کتاب تاوان عاشقی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب تاوان عاشقی
off
٪۳۰
subscriptionAvailable

کتاب تاوان عاشقی

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۳۳۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
محمدعلی جعفری
انتشارات: 
نشر معارف

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب تاوان عاشقی

کتاب تاوان عاشقی نوشتهٔ محمدعلی جعفری است. نشر معارف این داستان بلند عاشقانه را روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب تاوان عاشقی

کتاب تاوان عاشقی، رمان عاشقانه و پرالتهابی است از زندگی ۲ شخصیت به نام‌های «آلا» از غزّه و «خلیل» از شیلی. زندگی این ۲ در میانهٔ جنگ ۸روزهٔ غزه و اسرائیل به هم گره می‌خورد. این رمان ایرانی که در ۲۴ فصل نوشته شده، پس از پایان، تصاویری از این ۲ نفر را که حالا تشکیل خانواده داده‌اند، در خود گنجانده است.

خواندن کتاب تاوان عاشقی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب داستان بلند پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب تاوان عاشقی

«ایمان پیدا کردم خلیل عاشق واقعی است. بازی‌اش نمی‌آید. بار سفر را به دوش کشید و آمد تا مصر، زندانی شد، شکنجه کشید و حالا با همه زهر چشمی که ازش گرفته بودند هنوز در قاهره منتظر نشسته. با همه نداری‌اش. با خودم عهد بستم تا آخر راه کوتاه نیایم. ولی دیگر اینجایش را نخوانده بودم. خلیل پیشنهاد عجیبی داد. همه‌جوره به ماجرای خودم و خلیل نگاه کرده بودم الا این مسیر. ازدواج غیابی! فکر می‌کردم یا من خیالاتی شده‌ام یا او. درست می‌شنیدم؟

باهم ازدواج می‌کنیم؛ حتی اگر هیچ‌وقت به هم نرسیدیم!

یعنی قمار عشق. یعنی تهِ تهِ همه قصه‌های عشقی که شنیده بودم. تک‌قطره اشکی از چشم چپم چکید. از شوق.

رفتم توی آشپزخانه. مردد بودم سر حرف را باز کنم یا نه؟ خودم را به شیشه روغن زیتون روی میز سرگرم کردم. چاره چه بود؟ وقت نداشتم برای پنهان‌کاری. آخر تق داستان درمی‌آمد. امروز نه، فردا. دل را زدم به دریا. سیرتا پیاز ماجرا به مادرم گفتم. بلند بلند. بی‌تفاوت. انگار دارم از روی درس برای معلمم می‌خوانم. به در می‌زدم دیوار نمر بشنود. باید وادارش می‌کردم جلوی تقدیر من زانو بزند. لبخند روی صورت چروکیده مادرم ماسید. هاج و واج نگاهم می‌کرد. با پلک‌های لرزان. انگار زده به سرم و پَرپوچ می‌گویم. به گمانم حرف‌هایم را جدی نگرفت تا احساساتش را بروز دهد. ساکت نشستم. منتظر نمر بودم. الله الله. صدای گُرومبی بلند شد و بعد پخش و پلا شدن تکه‌های خرد شده‌ای. از صدا برمی‌آمد یا گوشی بود یا کنترل تلویزیون. بعد هم شترق در را کوباند به هم.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۹ آذر ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب تاوان عاشقی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابتاوان عاشقی
موضوعداستان ایرانی
نویسندهمحمدعلی جعفری
انتشاراتنشر معارف
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۱/۱۰/۱۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۰.۳۴ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۴۴۱۴۴۶۳
تعداد صفحه‌ها۱۵۲ صفحه
قیمت کتاب۵۲۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۱۶۵۰۴۶۲
۱۴۰۲/۰۲/۱۳

لطفاً در بی نهایت بزارین

۱
بهاره
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۲۷

دوستان عزیز کتاب خوانم.برای گفتن نظرم در مورد این کتاب کافی است بدانید که این کتاب رو در یک روز خواندم که بیانگر جذابیت کتاب است.قطع به یقین که بعد از خواندنش به عنوان اثری ماندگار در ذهنتان باقی میماند.عشق...بیشتر

۳
کاربر ۲۰۳۱۹۴۴
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۰

لطفاً بزارید بی نهایت😍

۰
Zahra
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۳۰

کتابی که از لحظه شروع نمیتونید زمین بگذارید. داستان پر از فراز و فرود و اتفاق های هیجان انگیزه از آشنایی یک دختر سنی و یک پسر شیعه در بستر مجازی . وقتی برام هیجان انگیز تر شد که با...بیشتر

۱
امیلی در نیومون
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۳۱

این کتاب بر اساس زندگی واقعی خانم آلاء نوشته شده خود روایت خیلی جذاب و خواندنیه اما پرداخت داستان کمی ضعیفه. با این وجود همچنان خوندنش رو پیشنهاد می‌دم. من یه نفس خوندمش😅 چیزی که توی این کتاب خیلی برام عجیب بود...بیشتر

۴
fatemenouri
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۱۶

تازه تمامش کردم به بهانه لیگ کتابی که تیم حسین دارابی راه انداختن. وقتی رسیدم آخر کتاب باورم نمیشد... یکی از عجیب ترین رمان هایی بود که تا حالا خوندم. خیلی عجیب خیلی خیلی عجیب و البته غریییب حس غربت همه جای داستان رو احاطه کرده بود اگر دلتون...بیشتر

۴
z.s.j
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۰۳

که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها اوائل داستان جذابیت کم‌تری داره ولی اواسطش به اوج میرسه و دیگه نمی‌تونید کتابو زمین بذارید ماجرا واقعی، جذاب و نفس گیره یه روایت متفاوت و جذاب که آخرش اشکتون جاری میشه دوستش خواهید داشت

۰
علی مشکانی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۶

کتاب نه به خاطر هنر نویسنده بلکه به خاطر خود داستان به حدی جذابه که تا تموم نشه دست از مطالعه برنمیدارید و به حدی عجیبه که در واقعی بودنش دچار شک و تردید میشید و بیشتر حس میکنید یه...بیشتر

۱
کتاب دوست
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۳۰

آنچنان موضوع و نگارش کتاب جذاب و پر کشش و پر از اطلاعات هست که در عرض سه ساعت بدون وقفه خواندم.

۱
وحید
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۳۱

آه... قلبم گرفت. هم از تندتند خواندن متن و هم از داستان. خیلی خوب و خیلی تأثیر گذار بود، قشنگ پا به پای راوی لحظات داستان رو زندگی کردم.

۰
کاربر 4089083
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۱۱

حسم ازین کتاب فقط این میتونه باشه که چقد شیعه های خارجی مظلوم و غریبن به امید ازادی فلسطین با ارزوی فرج امام زمان

۰
حبیب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۱۰

من آدم کتاب‌نخوانی هستم ،این کتاب در لیگ کتاب آقای دارابی بود خوندم😏داستان گیرایی داشت اما جا داشت حال و هوای مردم غزه بیشتر می‌پرداخت ،داستان وقتی وارد ایران میشه انگار دوره تند میخواد به آخرش برسه بهرحال داستان واقعی...بیشتر

۱
M.gh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۶

داستان واقعی زندگی این زن فلسطینی واقعاً پر از شجاعت و جسارت بود چقدر اطلاعات جالب و خوبی در داستان هست آخرش سوال برام پیش اومد هنوزم آلا در ایران زندگی می‌کنه یا برگشته فلسطین ؟؟

۳
sheyda1375
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۳۰

کتاب قشنگی بود داستانش جذاب بود مخصوصا چون واقعی بود...اما از داخل فلسطین کامل و با جزییات گفته شده ولی در ایران کاملا سر سری واز سر باز کنی. کیفیت نویسندگی و ترتیب اصلا خوب نیست.و اینکه آخرش مشخص نیست...بیشتر

۰
mahdanj
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۲۹

سلام. شاید لیگ کتاب حسین دارابی نبود نمی خوندمش چون اسمش اصلا برای من جذاب نیست. ولی الان که خوندمش مبگم عاالیه البته تا زمانی که بخش فلسطین را روایت میکنه واقعا خوب نوشته شده و صحنه ها کاملا توصیف...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

محمدلو
۵۹
وقتی از زیر بمباران و مرگ حتمی نجات پیدا می‌کنی رقیق می‌شوی. معنویتی وصف‌نشدنی راه می‌افتد توی رگ‌هایت. خدا را نزدیک‌تر می‌بینی؛ در آغوشت. او تو را وسط این همه آتش باران و گلوله‌ها زنده نگه داشته تا نفس بکشی.
محمدلو
۴۳
اگر می‌دانستم عشق این‌قدر خطرناک است عاشق نمی‌شدم!
نیکو
۳۱
«خیبر خیبر یا صهیون، جیش محمد قادمون
محمدلو
۳۰
نمی‌خواستم مثل شیرِ دست‌آموزِ سیرک‌ها بی‌خطر و رام باشم.
Fatemeh Mazhari
۲۷
پیامبر وارد خانه دخترشان می‌شوند و این لحظه را می‌بینند. رو به دامادشان می‌گویند: «هیچ مردی نیست که در کارهای خانه به همسرش کمک کند مگر این‌که خداوند به عدد هر تار مویی که در بدن او روییده پاداش یک سال عبادت که روزهایش روزه‌دار و شب‌هایش شب‌زنده‌دار بوده را می‌دهد. خداوند به چنین مردی ثواب انبیای صابر خود مثل یعقوب و داوود و عیسی را می‌بخشد.»
محمدلو
۱۹
مقلوبه، بهانه خوبی بود برای روایت مبارزه زنان فلسطینی. قابلمه را جلویشان سر و ته می‌کردم و می‌گفتم مرابطات مقلوبه می‌پزند و ماه رمضان به بهانه افطاری در جوار قدس شریف، قابلمه‌هایشان را جلوی چشم سربازان واژگون می‌کنند. به کنایه سقوط اسرائیل. نماد وارونه شدن اوضاع.
Samaneh J
۱۷
چرا صهیونیست‌ها به این راحتی ما را می‌کُشند؟ چرا پدربزرگم را کشتند؟ به چه حقی روی دیوارهای غزه می‌نوشتند «عرب‌ها را با گاز اعدام کنید!» لعنت به اعتقاد مزخرفِ زمین بدون مردم و مردم بدون زمین! دلم نمی‌خواست بمیرم. باز هم فوبیای زیر آوار ماندن و ذره‌ذره جان کندن. انگار آن‌ها نمی‌خواستند ما مفت بمیریم، با زجر ما را می‌کشتند. تازه داشتم عاشق می‌شدم، تازه با خیال روبرویی با معشوق موهایم را فر می‌دادم و ترانه عاشقانه می‌خواندم.
پروانه کاغذی
۱۶
جنگ دل مردم غزه را بهم نزدیک می‌کرد. یک‌دست می‌شدند. صف‌های خرید طولانی می‌شد ولی قیمت نان و خواربار بالا نمی‌رفت.
محمدلو
۱۳
محاکمه خائنین حکومتی را می‌خواستیم. از طرفی فریاد وحدت سرمی‌دادیم. چرا حکومت فتح و حماس هم‌دل و همراه نمی‌شدند در مقابل اسرائیل. وقتی می‌گفتیم «ما داریم نابود می‌شویم، با دست دشمنان و دوستان» جری می‌شدند. حرف‌مان حساب بود. زخمی که به داخل خونریزی کند خطرش بیشتر است!
فلانی
۱۳
انگار آن‌ها نمی‌خواستند ما مفت بمیریم، با زجر ما را می‌کشتند.