«تصور عصر پساتوسعه» مجموعه مقالاتی با محوریت توسعه به گردآوری و گزینش محمد ملاعباسی(-۱۳۶۷) است.
در این کتاب تلاش شده تا با گزینشِ مقالاتی کلیدی و شاخص، تاریخِ مختصری از اصلیترین جریانهای انتقادیِ توسعه که طیِ نیمۀ دومِ قرن بیستم، جریان اصلی توسعه را به چالش کشیدهاند ارائه شود.
اولین مقاله نوشتهای است از گونار میردال (۱۹۸۷-۱۸۹۸) به نام «توسعه چیست؟» او یکی از معدود اقتصاددانان اولیۀ توسعه بود که بذرهای انتقاد علیه آن را پاشید و آبیاری کرد. میردال معتقد بود نابرابری زمینۀ کاهش رشد اقتصادی را فراهم میکند.
مقالۀ دوم نوشته آندره گوندر فرانک (۲۰۰۵-۱۹۲۹) است که «توسعۀ توسعهنیافتگی» نام دارد. به یکی از منتقدانِ سرسختِ برنامههای توسعۀ اقتصادی تبدیل شد.
«توسعۀ مفهوم توسعه» مقالۀ سوم نوشته جامعهشناسِ مشهور آمریکایی، ایمانوئل والرشتاین (۱۹۳۰) است. والرشتاین یکی از چهرههای شاخص نظریۀ نظامجهانی است که صورت تکاملیافتهای از ایدههای مکتب وابستگی به حساب میآید.
پل استریتن (۱۹۱۷) نویسندۀ مقالۀ چهارم این مجموعه به نام «توسعۀ انسانی، وسائل و اهداف» است. استریتن در این مقاله، برخی از مهمترین امتیازهای رویکرد توسعۀ انسانی را از نظر خود برشمرده است. از نگاهِ او «انسان»، هم هدف توسعه است و هم ابزار آن.
مقالۀ پنجم این مجموعه، نوشتهای از داگلاس نورث به نام «اقتصاد نهادگرای جدید و توسعه» است. اصلیترین میراثِ او در اقتصاد نهادگرا طرحِ نهادهای رسمی و غیررسمی به مثابۀ قواعد بازی در جوامع بوده است.
دس گاسپر (۱۹۵۳) استاد توسعۀ جهانی در دانشگاه اراسموس است. یکی از اصلیترین علاقهمندیهای او در زمینۀ اقتصاد، مطالعاتِ تطبیقی در عرصۀ توسعه است. علاقهای که در مقالۀ «آیا رویکرد توانمندیِ سِن مبنای مناسبی برای توسعۀ انسانی است؟» نیز آشکار است.
«مشارکت در توسعه، راههای جدید» عنوانِ مقالهای است از دنیس گولت (۲۰۰۶-۱۹۳۱) که معمولاً او را بنیانگذارِ رویکردِ اخلاقِ توسعه میانگارند. توسعه از منظر گولت تا به حال به نوعی مهندسی مکانیکی جامعه معطوف بودهاست تا بتواند تغییرات تکنولوژیکِ سریع را به وجود آورد.
«بهسوی اخلاق توسعه» مقالهای است از دیوید آلن کراکر (۱۹۳۷) که نگرشی جامع به استلزاماتِ رویکرد اخلاق توسعه میاندازد. کراکر در اینجا ادعا میکند باید توسعه را همچون «گفتوگویی اخلاقی» فهمید، گفتوگویی بینِرشتهای و میانفرهنگی.
پایانبخشِ این مجموعه مقالهای است از انسانشناسِ رادیکالِ کلمبیایی ـ آمریکایی، آرتورو اسکوبار (۱۹۵۲). او در مقالۀ «تصور عصری پساتوسعه»، نقدی کوبنده علیهِ گفتمانهای توسعهای ارائه میکند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب تصور عصر پساتوسعه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
نام کتاب
تصور عصر پساتوسعه
عنوان در زبان مبدأ
Imagining a post-development era? Critical thought, development and social movements
یک اشکال ترجمه ای در این کتاب این است که efficiency, equality را پیشرفت برابری ترجمه کرده که درستش کارایی بهره وری است.
برای مطالعات انتقادی توسعه البته از دیدگاه خود متفکران غربی مناسب است
هرچه رابطۀ بین توسعه که دولت را با منافع، اقتدار و علم و تکنولوژی شیءوارهشده مفصلبندی میکند، از یکسو و حاشیهایشدن زندگی و معرفت مردم ازسوی دیگر فاشتر شود، جستوجو برای یافتن جایگزینها عمیقتر میشود.
علی رضا
۱
تا همین اواخر، کنارهگیری از این توسعۀ خیالی امکانناپذیر بهنظر میرسید. هرجا نگاه میکردی، آنچه میدیدی، وزوز مداوم واقعیت توسعه بود: دولتها برنامههای توسعۀ بلندپروازانه طراحی میکردند؛ نهادها برنامههای توسعه را در شهرها و حومهها اجرا میکردند؛ متخصصان معضلات توسعه را بررسی میکردند و نظریههای انزجارآور میدادند؛ مستشاران خارجی همهجا ول بودند و شرکتهای چندملیتی بهنام توسعه روی کشورها آوار میشدند. درمجموع، توسعه واقعیت را استعمار کرد، خود تبدیل به واقعیت شد
کاربر ۵۶۸۸۰۸۰
۱
جنگ جهانی دوم تاکنون، در بخشهای مقدماتیِ کتابهایی که دربارۀ معضلات توسعه در کشورهای توسعهنیافته نوشتهاند، دربارۀ معنای «توسعهنیافته» یا «درحالتوسعه» یا تعابیری ازایندست، بسیار سخن گفتهاند. اساسیتر از آن،
شهرام آقاجان پور
۱
مقدمۀ سرویراستار
در سال ۱۹۴۹، هری ترومن، رئیسجمهور آمریکا، هنگامِ یکی از سخنرانیهایش تأکید کرد که مناطقِ عقبافتادۀ امروز یکی از اولویتهای غرب است: «بیش از نیمی از مردم جهان در شرایطی زندگی میکنند که شانه به شانۀ فاجعه میزند؛ غذایشان ناکافی است، قربانیِ انواع بیماریهایند، اقتصادشان بَدوی و راکد است. فقرِ آنها نهتنها برای خودشان مایۀ آسیب و تهدید است، بلکه برای مناطقِ ثروتمندتر نیز مضر است. برای اولین بار در طول تاریخِ بشر، ما به دانش و مهارتی رسیدهایم که بتوانیم آلام این مردمان را تسکین دهیم.»
شهرام آقاجان پور
۱
توسعه، «حرکت رو به بالای کلِ نظام اجتماعی» است و معتقدم منطقاً، این تنها تعریفِ پذیرفتنی است. این تعبیر از نظام اجتماعی، در کنار عوامل به اصطلاح اقتصادی، همۀ عوامل غیراقتصادی را هم لحاظ میکند؛ عواملی مانند همهنوع مصارفِ گروههای مختلف مردم، مصرفِ کل، سطوح و تسهیلات بهداشتی و آموزشی، توزیع قدرت در جامعه و تدابیر عمومیترِ اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و به بیان گستردهتر، «نهادها و نگرشها» را.
علی رضا
۰
تا همین اواخر، کنارهگیری از این توسعۀ خیالی امکانناپذیر بهنظر میرسید. هرجا نگاه میکردی، آنچه میدیدی، وزوز مداوم واقعیت توسعه بود: دولتها برنامههای توسعۀ بلندپروازانه طراحی میکردند؛ نهادها برنامههای توسعه را در شهرها و حومهها اجرا میکردند؛ متخصصان معضلات توسعه را بررسی میکردند و نظریههای انزجارآور میدادند؛ مستشاران خارجی همهجا ول بودند و شرکتهای چندملیتی بهنام توسعه روی کشورها آوار میشدند. درمجموع، توسعه واقعیت را استعمار کرد، خود تبدیل به واقعیت شد
beritan
۰
والرشتاین، امانوئل (۱۳۷۷) سیاست و فرهنگ در نظام متحول جهانی، ترجمۀ پیروز ایزدی، تهران: نی.
والرشتاین، امانوئل (۱۳۸۱) سرمایهداری تاریخی و دو مقالۀ دیگر، ترجمۀ یوسف نراقی، تهران: نشر قطره.
والرشتاین، امانوئل (۱۳۸۹) مقدمهای بر تحلیل نظامهای جهانی، ترجمۀ حسین عسکریان، تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار.
کاربر ۹۰۲۷۱۹۵
۰
او در مقالۀ «تصور عصری پساتوسعه» ، نقدی کوبنده علیهِ گفتمانهای توسعهای ارائه میکند و خطوطِ کلی دیدگاهی بدیل را ترسیم میکند که به تعبیرِ او میتواند رویکردِ غالب در «عصری پساتوسعه» باشد. اسکوبار نقد خود از توسعه را اولبار در کتابی به اسم مواجهه با توسعه: ساختن و نساختنِ دنیا مطرح کرد. او معتقد بود نظریههای توسعه، جانشینِ نظریههایی هستند که در دورههای پیشین، استعمار کشورهای فقیر را توجیه میکردند. بنابراین همانطور که جنبشهای اجتماعیِ برخاسته از نیروهای بومی، عامل مهمی در برچیدهشدنِ سفرۀ استعمار بودند، باید به نیروی این جنبشها در مبارزه با گفتمانِ توسعه نیز امیدوار بود.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
یک اشکال ترجمه ای در این کتاب این است که efficiency, equality را پیشرفت برابری ترجمه کرده که درستش کارایی بهره وری است. برای مطالعات انتقادی توسعه البته از دیدگاه خود متفکران غربی مناسب است