معرفی و دانلود کتاب آتش بدون دود (جلد پنجم از مجموعه هفت جلدی) + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب آتش بدون دود (جلد پنجم از مجموعه هفت جلدی)subscriptionAvailable

کتاب آتش بدون دود (جلد پنجم از مجموعه هفت جلدی)

حرکت از نو

نوع کتاب
۴.۲(از ۲۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
نادر ابراهیمی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آتش بدون دود (جلد پنجم از مجموعه هفت جلدی)

کتاب آتش بدون دود (جلد پنجم از مجموعه هفت جلدی) نوشتهٔ نادر ابراهیمی در انتشارات روزبهان چاپ شده است. نادر ابراهیمی برای نوشتن رمان آتش بدون دود، جایزهٔ لوح زرین و دیپلم افتخار ۲۰‌سال ادبیات داستانی ایران و جوایز دیگری چون براتیسلاوا، تعلیم‌ و تربیت یونسکو و کتاب‌ سال ایران را از آن خودش کرد.

درباره کتاب آتش بدون دود (جلد پنجم از مجموعه هفت جلدی)

جلد پنجم کتاب آتش بدون دود، حرکت از نو نام دارد. در جلد قبل دیدیم که آلنی با ملایی به نام قلیچ دوست شده بود. ملا آلنی را به خداشناسی دعوت کرد، پس از چندین سال آلنی با شناخت خدا و عرفان توانست بر سردرگمی‌ها و نگرانی‌های خود غلبه کند. در آن وقت حکومت دست به اقداماتی زده بود که آلنی و مردم صحرا را به‌شدت خشمگین کرده بود. از این اقدامات می‌توان به نابود‌کردن جنگل گلستان برای تأسیس جاده و اعدام شخصیت‌های غیور ترکمن اشاره کرد. آلنی به کمک مقبولیت و قدرتی که نزد مردم داشت، سخنرانی اثر‌گذاری در نقد این بی‌عدالتی‌ها ترتیب داد که احساسات مردم را بر انگیخت. 

آتش بدون دود رمان بلندی از نادر ابراهیمی است که در ۷ جلد نوشته شده است. این رمان روایت‌گر زندگی ۳ نسل از مردم صحرانشین ترکمن از عهد قاجار و پادشاهی ناصرالدین‌شاه تا پهلوی دوم و حکومت محمدرضا پهلوی است. آتش بدون دود داستانی عاشقانه ولی سرشار از غرور و خشونت است. او در این کتاب از رویارویی علم و جهل و اختلاف نظر نسل‌ها صحبت می‌کند. عشق و افسانهٔ ترکمن را به‌تصویر می‌کشد و از پایبندی به اعتقادات و وطن‌دوستی می‌گوید. ابراهیمی در این رمان پس از اشاره به زیبایی‌های ترکمن‌صحرا در ۳ جلد اول، در ۴ جلد بعد به شیوه‌ای داستانی - تاریخی به بیان مبارزات انقلابی معاصر پرداخته است.

کتاب آتش بدون دود (جلد پنجم از مجموعه هفت جلدی) را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر به رمان‌های طولانی ایرانی و سیر در اندیشه‌ها و آداب و فرهنگ مردم ایران در نقاط مختلف و زمان‌های مختلف علاقه دارید، از مطالعهٔ آتش بدون دود لذت خواهید برد.

درباره‌ نادر ابراهیمی

نادر ابراهیمی در ۱۴ فروردین سال ۱۳۱۵ در تهران به‌دنیا آمد. او تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش یعنی شهر تهران گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشکدهٔ حقوق وارد شد. اما این دانشکده را پس از دو سال رها کرد و سپس در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی به درجهٔ کارشناسی رسید. پیوستن او به یک سازمان سیاسی باعث شد تا بارها دستگیر و زندانی شود. ابراهیمی در زندگی خود به کارهای بسیار زیادی پرداخته است که شرح مفصل آن را در کتاب ابوالمشاغل نوشته است. نادر ابراهیمی علاوه‌بر نوشتن رمان و داستان کوتاه در زمینه‌های فیلم‌سازی، ترانه‌سرایی، ترجمه و روزنامه‌نگاری نیز فعالیت کرده‌است. ابراهیمی، همراهِ بهرام بیضایی و ابراهیم گلستان، از اندک‌‌ سخنوران ایرانی به‌شمار می‌رود که هم در سینما و هم در ادبیات کار کرده و شناخته شده است. وی همچنین در زمینهٔ ادبیات کودک و بازسازی افسانه‌های قدیمی هم دستی بر آتش داشت و بسیاری از کارهای او، جوایز مختلف جهانی را برنده شده‌اند. نادر ابراهیمی در ۱۶ خرداد ۱۳۸۷، در تهران دار فانی را وداع گفت.

بخشی از کتاب آتش بدون دود (جلد پنجم از مجموعه هفت جلدی)

«حرف‌های تند سیاسی؟ زبانت را گاز بگیر مارال‌بانو! آن‌ها حرف‌های سیاسی نیست، غُر است، غُر. ما ملّت، اساساً، ملّتِ غُریم. اصلاً ملّت نیستیم، غُریم؛ غُرِ مُجسّم. ما برای بدی نان غُر می‌زنیم، برای کرایه‌خانه غُر می‌زنیم، برای آب آلوده غُر می‌زنیم، برای گرانی پارچه، ناصافیِ آسفالت، شلوغی خیابان، بدی هوا، نبودِ بهداشت، وعده‌های دروغ دولت، رشوه‌خواری مأموران دولتی… همین‌طور غُر می‌زنیم _صبح تا شب. علّتش هم شاید این باشد که یک ملّت بی‌کاریم. آدم اگر مشغولِ تولید باشد، غُر نمی‌تواند بزند؛ امّا عجیب این است که ما ملّت، خیلی از موفّقیت‌هایمان را هم با غُرزدن به دست می‌آوریم. آن‌قدر غُر می‌زنیم تا نظام بد، خون‌به‌جگر می‌شود، دِق می‌کند و رو به قبله می‌شود. جانِ تو به خدا! ما هیچ کاری به دولت و نظام شاهنشاهی نداریم. ما فقط برای خودمان غُر می‌زنیم؛ امّا یک وقت می‌بینیم که حکومت، پس‌افتاد. ما متعجّب نگاه می‌کنیم که آ… چی شد؟ کی بود؟ کی زد؟ کی دررفت؟ اصلاً چه‌خبر شد؟ آ… آن‌وقت، فاتحهٔ نظام بد خوانده‌است. آخر، نظام بد، خیال می‌کند ما نمی‌فهمیم بد است. چرا؟ چون شعارهای خوب می‌دهد. بعد هم خیال می‌کند مردم خَرَند؛ شعار خوب و عملِ خوب را یکی می‌دانند. آ… همین شاه خودمان را نگاه کن! ماشاالله! ماشاالله! چه حرف‌ها بلد است بزند! به فرانسه هم بلد است بگوید. انگلیسی هم بلد است. حالا می‌گویند دارد روسی می‌خواند که همین حرف‌ها را به روسی بگوید؛ امّا… آی خدا جان! منْ مرده تو زنده، ببین چه‌جور زیر لحاف حرف‌های قشنگ خودش خفه‌اش می‌کنند _فقط هم با غُرزدن.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آتش بدون دود (جلد پنجم از مجموعه هفت جلدی) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:آتش بدون دود (جلد پنجم از مجموعه هفت جلدی)
عنوان دیگر:حرکت از نو
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:نادر ابراهیمی
انتشارات:انتشارات امیرکبیر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۰۶/۲۷
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۹.۶۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۱۷۴۲۴۳۹
تعداد صفحه‌ها:۲۷۲ صفحه
قیمت کتاب:۹۵۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه آتش بدون دود

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

محمد حسن
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۵

طاقچه جان ... لطفاً برای کسانی که نسخه پی دی اف رو دارن ، این نسخه رو جایگزین کن . و اما کتاب : نادر ابراهیمی کلامش نادر است، نگاهش نادر است و رمان اش نادر ابن نادر. بدون هیچ گونه تعارفی...بیشتر

۰
عطا ملکی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۰۱

همین الان مغموم بعد از تمام کردن جلد چهارم به خاطر شاهی در تک جیبم نداشتن و مقدور نبودن خرید کتاب آمدم فقط شکل و شمایل جلد را ببینم و کمی از غصه نداشتن این کتاب بچشم که دیدم میشود...بیشتر

۰
mohammad sem
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۸

بعد از رمان کلیدر واقعا فکر نمیکردم هیچ رمان ایرانی دیگه ای اینقدر منو محسور کنه... واقعا دستمریزاد اقای ابراهیمی بینطیر جادویی زیبا پرکشش جذاب شاعرانه

۲
کافه کتاب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۳۰

هر جلداز جلد قبلی قشنگتر . شاهکار واقعی 😍👍

۰
کاربر 6477405
۱۴۰۴/۱۱/۰۶

ای کاش حداقل جلد اول این مجموعه رو میذاشتید تا ببینیم اصلا ازش خوشمون میاد یا نه. الان جلد ۵ رو گذاشتید که چی بشه؟ 🙃

۰
سیدکریم وسمه گر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۲۶

این جلد از کتاب بسیار پر کشش و زیبا بود ولی گاهی از اوقات توضیحات زیبای ادبی با طولانی شدن خواننده را خسته و موجب ملال خاطر میشدند . ولی با کمی فراغت از خواندن دوباره با لذت ادامه میدادم . یا...بیشتر

۰
kazem
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۲۳

عالی

۰
toruk makto
۱۴۰۴/۰۹/۲۴

آلنی فقط در مسیر تهران گنبد در رفت آمد بود دیگه توانی براش نمی‌مونه که بخواد فعالیت سیاسی انجام بده… واقعا نمیتونم خیلی راحت با ادبیات داستان کنار بیام، خیلی اغراق‌گونه همه بهم احترام میذارند و با الفاظ فاخر مکالمه میکنند

۰
Zeinab
۱۴۰۴/۰۵/۰۶

این جلد از جلد قبلی هم خسته‌کننده‌تر بود! شخصیت‌های زیادی به جلدهای ۴ و ۵ اضافه شده‌اند و هر کدوم نماینده یک قشر از آدم‌ها و طرز تفکرات مختلف‌اند. اما خیلی روی داستان کار نشده. کتاب بیشتر در قالب گفت‌وگوهای...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
۲۸
زندگی، قبل از هر چیز، زندگی‌ست. گل می‌خواهد، موسیقی می‌خواهد، زیبایی می‌خواهد. زندگی، حتّی اگر یکسره جنگیدن هم باشد، خستگی‌درکردن می‌خواهد، عطر شمعدانی‌ها را بوییدن می‌خواهد.
Farshid0032
۱۸
وقتی چیزی را همه می‌دانند، فقط احمق‌ها دربارهٔ آن سخن می‌گویند.
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
۱۳
انسان باید یاد بگیرد که خواهش نکند، بخواهد؛ چراکه هر چیز درستی، در سراسر زمین، برای انسان است و حقّ طبیعی و اجتماعی انسان. چرا ما باید حقوق طبیعی و اجتماعی خود را با التماس بخواهیم
•° زهــــرا °•
۱۲
فرهنگ، سواد، تحصیلات، کتاب‌خواندن، سیاست، مشاغل جدّی و موقعیت‌های اجتماعیِ وقت‌گیر نباید زن را از زن‌بودن و مرد را از مردبودن بیندازد، همان‌طور که زن و مرد را از انسان‌بودن؛
•° زهــــرا °•
۱۲
«پالاز! جهان جهان بزدل‌ها نیست. یا بمیر یا بجنگ یا به بزدلیِ خود اعتراف کن تا شاید معالجه‌ات کنیم و نجاتت بدهیم!»
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
۱۲
و چه مقدار بغض درگلومانده، گریهٔ پنهان بی‌صدا، و ناله‌های درخلوت، جانشین سخن‌هایی شده که اگر به‌هنگام گفته می‌شد، نقش هزار پنجرهٔ گشوده به جانب بهار را بر عهده می‌گرفت.
•° زهــــرا °•
۱۰
سوارِ نامرد از پیادهٔ مرد می‌ترسد.
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
۹
سیاست یعنی دروغ‌گفتن در حفاظِ «مصلحتِ مردم»، ریاکردن در پناه «آرمانِ مُقدّسِ نجاتِ مردم»، دزدیدن، زیرِ چترِ «حفظ منافعِ مردم»، خیانت‌کردن، به نام «خدمت صادقانه به مردم»…
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
۹
حیف که شبانه‌روز فقط بیست‌وچهار ساعت است. آخر در این مدّت کم که کاری نمی‌شود کرد. می‌جُنبیم، سحر شام شده‌است، تکان می‌خوریم، شام سحر. فردا را هم به حسابِ امروز نمی‌توانیم خرج کنیم؛ چون برای فردا، چند برابرِ فردا کار گذاشته‌ییم…
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
۷
گذشته، در جایِ خود نمانده تا ما به آنجا بازگردیم. گذشته، مثل هیزم خشک، سوخته و تمام شده، و از آن، تنها، خاکستر خاطره برجای مانده _به دست باد زمانه. پس اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم باید قبول کنیم که نمی‌توان به گذشته بازگشت؛ امّا می‌توان جمیع بخش‌های خوب خاطره را به آینده برد و در آینده به آن زندگی بخشید.