
دانلود و خرید کتاب صوتی 7 روایت خصوصی از زندگی سید موسی صدر
معرفی کتاب صوتی 7 روایت خصوصی از زندگی سید موسی صدر
کتاب صوتی ۷ روایت خصوصی از زندگی سید موسی صدر نوشتهی حبیبه جعفریان مجموعهای از روایتها و گفتوگوهای نزدیکان و همراهان امام موسی صدر است که نشر مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی با گویندگی گروه گویندگان منتشر شده و شنونده را به دل زندگی خانوادگی و عاطفی شخصیتی میبرد که نامش بیشتر با سیاست، مبارزه و رهبری مذهبی شناخته شده است اما در اینجا از زاویهای کاملاً شخصی و صمیمی دیده میشود. در مقدمهی این کتاب صوتی ابتدا گفتوگوهایی با آیتالله موسوی اردبیلی روایت شده که تصویری از جوانی و منش فکری و رفتاری سید موسی صدر در قم و سالهای قبل از هجرت به لبنان ارائه میدهد؛ از دانشگاه رفتن یک روحانی در قم، زبان فرانسه خواندن، دوستی با استادان و شاعران و متهمشدن به تجددطلبی تا جسارت در عمل و آزاداندیشی. سپس صدای خود نویسنده یعنی حبیبه جعفریان شنیده میشود که از روند شکلگیری این پروژه، سفرهایش به لبنان، دیدار با خانواده و نزدیکان امام موسی صدر و دشواری نوشتن زندگینامهای درباره او میگوید. این کتاب صوتی در ادامه در قالب چند روایت مستقل اما بههمپیوسته، زندگی امام موسی صدر را از زاویهی نگاه همسرش پروین خلیلی، فرزندانش صدرالدین، هورا و ملیحه و برخی دیگر از نزدیکانش دنبال میکند. هر روایت با صدای یک گویندهی متفاوت اجرا شده تا لحن و شخصیت راوی در صدا هم بازتاب پیدا کند و شنونده بتواند میان این صداها و نگاهها تمایز قائل شود و بهتدریج تصویری چندوجهی از امام موسی صدر و خانوادهاش در ذهن خود بسازد.
درباره کتاب 7 روایت خصوصی از زندگی سید موسی صدر
کتاب صوتی ۷ روایت خصوصی از زندگی سید موسی صدر با تمرکز بر زندگی شخصی و خانوادگی امام موسی صدر، شنونده را از فضای کلیشهای روایتهای رسمی و سیاسی دور میکند و به درون خانه، خاطرات و احساسات نزدیکترین آدمهای او میبرد. حبیبه جعفریان در این کتاب صوتی ابتدا با مقدمهای مفصل، مسیر آشنایی خود با موضوع، پیشنهاد اولیهی ساخت مستند و نوشتن زندگینامه، انصراف اولیه از سفر به لبنان و سپس بازگشت دوباره به این پروژه را روایت کرده است. او از دیوار بلند متنها و مصاحبههای روی میز، از شوق رفتن به لبنان، از مواجههی نخستین با صدرالدین صدر در فرودگاه بیروت و از گفتوگوهای طولانی با رباب صدر، پروین خلیلی، ملیحه، هورا، حمید و دیگر اعضای خانواده میگوید؛ گفتوگوهایی که پایهی روایتهای این کتاب شدهاند. در همین بخش، فضای عاطفی و فکری خانوادهی صدر، ایمان و امید سرسختانهی آنان به زندهبودن امام موسی صدر و بازگشت او، و نیز کشمکش درونی نویسنده میان علاقه و تردید، تحسین و پرسشگری، بهتفصیل شرح داده شده است. کتاب صوتی ۷ روایت خصوصی از زندگی سید موسی صدر در ادامه در قالب چند روایت مجزا اما مرتبط پیش میرود؛ هر روایت از زبان یکی از نزدیکان امام موسی صدر است و بخشی از زندگی او را از زاویهای خاص روشن میکند. روایت پروین خلیلی، همسر امام، با جزئیات ریز و روزمره از زندگی مشترک، مهاجرت به لبنان، سالهای حاضمیه، نگرانیهای شبانه، سختیهای مادر و همسر بودن در کنار مردی که «برای کارهای بزرگ ساخته شده بود» و در عین حال مهربانیها و ملاحظههای کوچک او نسبت به همسرش را بازگو میکند. روایت صدرالدین صدر، فرزند ارشد، بیشتر بر احساس سنگینی مسئولیت، عادی نبودن پدر، عذاب وجدان از «کمکردن» در حق او و پرسش مداوم از خود دربارهی اینکه اگر جای پدر و پسر عوض میشد چه میشد، متمرکز است. روایت هورا صدر، دختر ارشد، از زاویهی دختر نوجوانی است که در مدرسهی مسیحی بیروت، در فرانسه و در سالهای دوری از پدر، میان «معمولی بودن» و «متفاوت بودن» سرگردان است و در عین حال از تربیتی میگوید که در آن دختر و پسر در خانهی صدر یکسان دیده میشوند. روایت ملیحه صدر، کوچکترین فرزند، تجربهی کودکی در لبنانِ جنگ، آوارگی، بمباران، زندگی در ساختمان مجلس اعلای شیعیان، خانههای موقت، رانندهای که شبها در ماشین میخوابد تا خانواده را تنها نگذارد و انتظار طولانی برای بازگشت پدری است که بیشتر از چهرهاش، از برق چشمهای مردم وقتی نامش را میشنوند شناخته میشود. در کنار اینها، روایت آیتالله موسوی اردبیلی در ابتدای کتاب و حضور پررنگ خود نویسنده در مقدمه، لایهای تحلیلی و تأملی به این مجموعه افزوده است.
خلاصه کتاب 7 روایت خصوصی از زندگی سید موسی صدر
در این کتاب صوتی، حبیبه جعفریان ابتدا شنونده را با مقدمهای بلند وارد جهان شخصی و کاری خود میکند؛ از روزی میگوید که در ۲۵ سالگی پیشنهاد نوشتن زندگینامهی امام موسی صدر و تهیهی متن برای یک مستند را دریافت کرده، از انبوه مصاحبههای مکتوب روی میزش، از وسوسهی سفر به لبنان و در عین حال ترس از سنگینی سوژه، از انصراف اولیه و غم عمیق آن تصمیم، و از بازگشت دوباره به این کار چند سال بعد. او سفرهایش به لبنان، دیدار با صدرالدین صدر در فرودگاه بیروت، اقامت در خانهی خانوادهی صدر، گفتوگو با رباب صدر، پروین خلیلی، ملیحه، هورا، حمید، طاهره و زهرا صدر، ابوراد شرفالدین و دیگران را شرح میدهد و از تلاشش برای بیرونکشیدن «آدم عادی درون قهرمان» حرف میزند؛ آدمی که میشود با او شوخی کرد، از او رنجید، به او متلک گفت و در عین حال پذیرفت که با دیگران فرق دارد. در روایت پروین خلیلی، همسر امام موسی صدر، شنونده با زندگی زنی روبهرو میشود که از خانهی مرفه و نازپروردهی قم به زندگی مشترک با روحانی جوانی قدم میگذارد که قرار است بعدها رهبر شیعیان لبنان شود. او از اولین دیدار در جشن عروسی، از اعتماد عجیبی که همانجا به این مرد پیدا میکند، از مهاجرت به لبنان، از خانهی حاضمیه و طبقهی بالای ساختمان مجلس اعلای شیعیان، از بارانهایی که از پنجرهها به داخل میریزد، از شبهایی که تا بعد از نیمهشب در ایوان راه میرود تا چراغ ماشین شوهرش را ببیند، از بوی نارنگی که در بارداری حالش را بد میکند و از فرنیهایی که برای افطار میپزد و امام موسی صدر میتواند در دو روز ۲۰ پیالهاش را بخورد، میگوید. در این روایت، تصویر مردی شکل میگیرد که در عین مشغلهی فراوان، به احترام همسر، مشورت با او در دعوت مهمان، و پرهیز از دستور دادن مستقیم برای کارهای خانه پایبند است و در عین حال آنقدر خوددار است که محبت و نگرانیاش را بهسختی نشان میدهد. روایت صدرالدین صدر، فرزند ارشد، لحن دیگری دارد؛ لحن مردی میانسال که سالهای جوانیاش در جستوجوی پدری گمشده گذشته است. او از سنگینی «عادی نبودن» پدر میگوید؛ از اینکه همیشه احساس کرده است اگر امام موسی صدر اراده میکرد، او «آدم دیگری میشد»، از اینکه بعد از ناپدیدشدن پدر، خود را در برابر وضعیتی دیده که برایش تربیت نشده بوده است. او خاطرهی کتک خوردن بهخاطر فحشدادن جلوی در خانه، قهر ۲۴ ساعتهی پدر بهخاطر زدن هورا، بازی فینال جام جهانی ۱۹۷۸ و تماشای آرام و بیهیجان ظاهری پدر، و روزهایی را که خبر گمشدن امام موسی صدر از لیبی میرسد و او در ۲۲ سالگی نمیداند چه باید بکند، مرور میکند. در این روایت، کشمکش میان تحسین و ملامت، عشق و گلایه، و احساس «کمگذاشتن» در حق پدری که همیشه در خطر بوده، پررنگ است. هورا صدر، دختر ارشد، از زاویهی دیگری حرف میزند؛ از کودکی در مدرسهی خواهران مسیحی بیروت، از روسریای که معلم باز میکند و مادرش با آرامش اما قاطعیت جلوی آن میایستد، از اینکه در خانهای بزرگ شده که در آن اگر فقط امکان تحصیل یک فرزند باشد، پدر میگوید آن یک نفر باید دختر باشد، از اینکه در فرهنگ لبنان «متفاوت بودن» معمولاً با نمایش همراه است اما در خانهی صدر تأکید بر شبیهبودن به دیگران است. او از ترس همیشگیاش از اخبار بد، از سالهای فرانسه، از تلفنهایی که با پدر دارد و چیزهایی که هرگز به زبان نمیآورد تا او را غمگین نکند، و از تجربهی رفتن تنها به فرودگاه شارل دوگل برای استقبال از پدر به درخواست خود او میگوید؛ تجربهای که به او حس توانستن میدهد و بخشی از شیوهی امام موسی صدر در اعتمادکردن به زنان و تقویت اعتمادبهنفسشان را نشان میدهد. ملیحه صدر، کوچکترین فرزند، روایتش را از کودکی در «آب» شروع میکند؛ از اینکه روز ناپدیدشدن پدر تازه هفتساله بوده و بیشتر تصویرهایش از او به چند صحنهی کوتاه محدود است: مردی که او را روی پایش نشانده و به دهانش غذا میگذارد، دستی که به شوخی به پشتش میزند، دیواری که پشت آن صورت پدر قایم میشود و او فکر میکند بابا گم شده است. او سپس سالهای جنگ داخلی لبنان، آوارگی در حاضمیه، زندگی در ساختمان مجلس اعلای شیعیان، بمبارانها، پناهگرفتن در سالن مبلفروشی مجلل، رانندهای که شبها در ماشین میخوابد تا خانواده را تنها نگذارد، مدرسهرفتن در شهر تقسیمشده، نجاتدادن اسقف مسیحی مدرسه با چند تلفن، و تناقض «زندگیکردن عادی در دل جنگ» را روایت میکند. در این بخش، نام امام موسی صدر نهتنها مایهی احترام و امنیت است، بلکه منبع دائمی سؤال، دلتنگی و انتظار هم هست؛ انتظاری که با ایمان مادر و خواهران به زندهبودن او گره خورده است.
چرا باید کتاب 7 روایت خصوصی از زندگی سید موسی صدر را بشنویم؟
این کتاب صوتی برای شنوندهای که نام امام موسی صدر را بیشتر در خبرها، تحلیلهای سیاسی یا سخنرانیها شنیده، فرصتی فراهم میکند تا با چهرهای کاملاً متفاوت از او روبهرو شود؛ چهرهی پدری که با بچههایش شوخی میکند، مردی که فرنی دوست دارد، روحانیای که در قم بهخاطر دانشگاه رفتن و زبان فرانسه خواندن متهم به تجددطلبی میشود، و همسری که همسرش او را «آدمی ساختهشده برای کارهای بزرگ» میبیند اما از جزئیترین عادتهایش هم میگوید. شنیدن ۷ روایت خصوصی از زندگی سید موسی صدر کمک میکند فاصلهی میان تصویر اسطورهای و انسان واقعی کمتر شود و شنونده بتواند میان این دو، پلی از فهم و همدلی بسازد. این کتاب صوتی همچنین تصویری زنده و ملموس از لبنان در سالهای جنگ، از زندگی روزمرهی خانوادهای در محاصرهی بمباران، از آوارگی، ترس، شوخی، مدرسه، تظاهرات، قطع برق، صفهای تلفن و در عین حال ادامهی زندگی، درس خواندن و دوستیها ارائه کرده است. روایتهای ملیحه و هورا بهویژه نشان میدهد که چگونه یک نام و یک غیبت طولانی میتواند بر شکلگیری هویت، احساس امنیت و انتخابهای یک نسل سایه بیندازد. از سوی دیگر، این کتاب صوتی برای کسانی که به فرایند روایتکردن زندگی دیگران علاقهمندند، نمونهای روشن از کار حبیبه جعفریان در ترکیب مصاحبه، خاطره و تأمل شخصی است. مقدمهی طولانی نویسنده، کشمکش او با سوژه، تلاشش برای دیدن «آدم عادی درون قهرمان» و مواجههاش با ایمان و امید سرسختانهی خانوادهی صدر، لایهای متا روایی به کتاب افزوده که شنیدن آن را برای علاقهمندان به نوشتن زندگینامه و کار مستند جذاب کرده است. در نهایت، ۷ روایت خصوصی از زندگی سید موسی صدر به شنونده امکان میدهد با چند صدای متفاوت وارد یک جهان مشترک شود؛ جهانی که در آن ایمان، امید، سیاست، خانواده، جنگ، عشق، خستگی، گلایه و وفاداری در هم تنیده شدهاند و هر راوی تکهای از این پازل را در اختیار میگذارد. این چندصدایی بودن، هم تصویر امام موسی صدر را چندبعدیتر میکند و هم تجربهی شنیدن را از یک روایت خطی و یکسویه فراتر میبرد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به زندگی و شخصیت امام موسی صدر علاقهمندند و میخواهند او را فراتر از چهرهی عمومی و سیاسیاش بشناسند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به خاطرات خانوادگی، روایتهای شخصی از جنگ لبنان، تجربهی آوارگی و زیستن در سایهی غیبت یک عزیز حساساند. به دانشجویان و علاقهمندان رشتههای تاریخ معاصر، مطالعات خاورمیانه، جامعهشناسی دین و مطالعات زنان نیز پیشنهاد میشود، چون در دل روایتها میتوان ردّ نگاه امام موسی صدر به زنان، خانواده، قدرت و جامعه را دنبال کرد. این کتاب صوتی برای کسانی هم که به شیوهی کار نویسندگان زندگینامه، مصاحبهمحور بودن متن و ترکیب خاطره و تأمل علاقه دارند، انتخاب مناسبی است؛ بهویژه شنوندگانی که دوست دارند از خلال روایتهای جزئی و روزمره، به فهمی عمیقتر از یک شخصیت تاریخی برسند.
زمان
۵ ساعت و ۴ دقیقه
حجم
۲۰۹٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۵ ساعت و ۴ دقیقه
حجم
۲۰۹٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد