
کتاب وقتی بدن نه می گوید
معرفی کتاب وقتی بدن نه می گوید
کتاب وقتی بدن نه می گوید با عنوان اصلی When the Body Says No: The Cost of Hidden Stress، با زیر عنوان بدن چه هزینهای بابت فشارهای روانی پنهان میپردازد، اثر پزشک و پژوهشگر كانادایی-مجارستانی دكتر گابور مته دربارهی رابطهی ذهن و بدن و تأثیر فشارهای روانی بر بیماریهای جسمی است. این كتاب را ثریا قاضیمحسنی به فارسی برگردانده و نشر پندار تابان آن را منتشر كرده است. شما میتوانید نسخهی الکترونیکی این اثر را از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب وقتی بدن نه می گوید
بیا به گذشته برگردیم، زمانی که نوزاد بودیم. نوزاد انسان ناتوانترین موجود زنده است؛ او هیچ توانی برای حفظ بقای خود ندارد و برای زندهماندن به یک بزرگسال نیاز دارد. این نیاز به دیگران برای زندهماندن تبدیل به دلبستگی میشود. یک نوزاد قبل از اینكه خود را با محیط وفق دهد، یک رابطهی اصیل با خود دارد. گابور مته توضیح میدهد كه یک رابطهی اصیل با خود، یعنی نوزاد به نیازها، غریزه و احساساتش کاملاً متصل است.
وقتی نوزاد انسان رشد میکند و شروع به درک محیط و روابط خود میکند، کمکم یاد میگیرد برای حفظ دلبستگی و پذیرفتهشدن، ابتدا در خانواده و بعدها در فرهنگ و جامعه باید برخی از احساسات خود مثل خشم را سرکوب کند. به یک کودک عصبانی معمولاً گفته میشود که خشم خود را کنترل کند، یا حتی برای ابراز خشم خود تنبیه میشود. کمکم یاد میگیرد باید خود واقعیاش را قربانی کند و احساساتش را سرکوب و انکار کند تا پذیرفته شود. این اتفاق منجر به مواجهشدن با انواع استرس میشود. این قطع ارتباط با ویژگیهای غریزی و خود واقعیمان در بزرگسالی ویژگیهای خاصی را منجر میشود؛
- سرکوب مداوم خشم: كسی كه مدام خشم سالم خود را سركوب میكند، برخلاف چیزی که واقعاً درون اوست، صمیمیت بیش از حد با دیگران دارد و بسیار مهربان است كه باعث فشار روانی بر فرد میشود.
- همانندسازی و مساویدانستن خود با نقشها: افراد بهقدری در دنیای رفع نیازهای دیگران غرق میشوند، که فرد برای مراقبت از دیگران مثلاً فرزندان، همسر، والدین و... نیازهای خود را نادیده میگیرد.
- افراد خود را مسئول احساسات دیگران میدانند: آنها معتقدند نباید کسی را ناامید کنند و همهی اینها باعث ایجاد تنش و استرس در بدن میشود.
گابور مته میگوید اغلب کسانی که دچار بیماریهای خود ایمنی یعنی بیماریهایی که بدن به سیستم دفاعی خود حمله میکند، بودند؛ و همچنین کسانی که بهطور مزمن احساس بیماری میکردند بسیاری از ویژگیهای بالا را داشتند.
ما در طول زمان توانایی نه گفتن را از دست دادهایم، پس بدن بهجای ما نه میگوید. گابور مته در تلاش است در این کتاب نشان دهد که با برقراری ارتباط دوباره با خود و غریزههایمان استرس مدیریت میشود و بیماری بهبود مییابد. او در این کتاب با ارائهی پژوهشهای مختلف و مطالعات موردی کمک میکند تا با درسگرفتن از تجربیات دیگران به سمت سلامتی برویم. او نشان میدهد که اتصال مجدد با خودمان التیامبخش است. در این کتاب دارو تجویز نمیشود، نویسنده در ۱۹ فصل بینشی ارائه میدهد که بفهمیم چگونه این بیماریها ایجاد شده و خود اصیل ما، ذهن و بدنمان چطور کار میکنند.
مته تأکید میکند که این آگاهی از نقش خود، برای ایجاد بیماریها برای سرزنش بیمار نیست. چون این فرایند ناخودآگاه رخ میدهد؛ بلکه در نظر دارد که یاد بگیریم و خود را التیام ببخشیم. او میخواهد كه ما به بیماری مثل یک معلم نگاه کنیم و بفهمیم این استرس چرا ایجاد شد و چطور باعث بیماری شد. مته در كتابش میگوید ما باید خودمان را بشنویم و با زندگی خودمان همانی که واقعاً میخواهیم روبهرو شویم؛ چون دیگر کودک نیستیم و یک منبع برای دلبستگی نداریم كه برای حفظ بقا احساساتمان را قربانی کنیم. پس میتوانیم موضوعی را که باعث بیماری ما شده بشناسیم و آن را رها كنیم.
گابور مته به افراد زیادی کمک کرده است تا با این روش التیام پیدا کنند؛ آنها اجازه دادهاند که بیماری به آنها بگوید چگونه احساس بهتری داشته باشند.

چرا باید این كتاب را بخوانیم؟
مطالعهی کتاب وقتی بدن نه می گوید ما را به درون خود میبرد؛ جایی که یاد میگیریم چگونه نه گفتن را فراموش کردهایم، چگونه مرزهای شخصیمان نادیده گرفته شدهاند، و چگونه برای راضی نگهداشتن دیگران، از بدن و روان خود غافل ماندهایم. طبق گفتهی نویسنده این یک کتاب تجویزی نیست و فقط اطلاعات و درمان ارائه نمیدهد؛ آینهای است که خود ما را با همهی زخمها، سکوتها و نیازهای بیاننشدهمان در آن میبینیم.
خواندن وقتی بدن نه میگوید برای هر کسی که به سلامت خود، پیشگیری از بیماری، خودشناسی و بهبود روابط انسانی اهمیت میدهد، ضروری است. زیرا این کتاب به ما میآموزد که گوشدادن به صدای بدن، در واقع گوشدادن به حقیقت درونیمان است. چه بسا خواندن این كتاب و به دست آوردن بینشی دربارهی خرد و حقیقت درونی بدنمان، همان نقطهی آغاز شفا باشد.
دانلود کتاب وقتی بدن نه می گوید را به چه كسانی پیشنهاد میكنیم؟
روانشناسان، پزشكان، پژوهشگران و علاقهمندان به كتابهای علمی روانشناسی، از خواندن این كتاب لذت میبرند و میتوانند از آموزههایش بهره ببرند. علاوهبر این اگر مدتهاست دچار یک بیماری مزمن هستید یا سیستم ایمنی ضعیفی دارید و زود بیمار میشوید خواندن این كتاب بینشی به شما میدهد تا بتوانید برای رسیدن به سلامتی در مسیر جدیدی گام بردارید و نگاه تازهای به ذهن و بدنتان بیندازید.
درباره گابور ماته؛ نویسنده كتاب
دکتر گابور مَته (Gabor Maté)، پزشک، نویسنده و سخنران کانادایی با اصالت مجارستانی است که بهواسطهی آثارش در حوزهی ارتباط ذهن و بدن، تروما، اعتیاد، استرس مزمن و رشد دوران کودکی، به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای معاصر در عرصهی سلامت روان و پزشکی کلنگر بدل شده است. او در سال ۱۹۴۴ در بوداپست به دنیا آمد و خانوادهاش از خشونتهای دوران اشغال نازیها بسیار آسیب دیدند، پدربزرگ و مادربزرگش را طی نسلکشی از دست داد، پدرش به اردوگاه کار اجباری فرستاده شد و مادرش برای حفظ جان گابور در حالی که او کمتر از یکسال داشت مجبور شد بهمدت چند هفته او را به یکی از آشنایان بسپارد و از او دور شد. این تجارب بعدها در فهم عمیق او از آسیبهای روانی، نقش بنیادینی ایفا کرد.
تجربهی زیستهی او در زندگی شخصی و حرفهایاش، پایهگذار رویکرد منحصربهفردش شد که در آن بیماری صرفاً یک نقص فیزیولوژیک نیست و پاسخی به آسیبها و نیازهای عاطفی نادیدهگرفتهشده تلقی میشود. تجربهی او بهعنوان پزشک خانواده در شکلگیری دیدگاهش بسیار اثربخش بود، زیرا او با همهی اعضای خانوادهی بیمار، سرگذشت و تجربیاتشان قبل از اینکه بیمار شوند آشنا بود؛ این آشنایی باعث شده بود او از رنجهایی كه بیمارانش در طول زندگی تحمل كردهاند، آگاه باشد.
آثار مته، از جمله کتابهای پرخوانندهای چون وقتی بدن نه میگوید، ذهن فروپاشیده و افسانهی عادی بودن، با استقبال گستردهی جهانی مواجه شدهاند و در بسیاری از محافل دانشگاهی، درمانی و عمومی مورد بحث قرار میگیرند. او در نوشتههایش با زبانی روان و علمی، خواننده را به نگاهی نو به ریشههای درد، بیماری و رنج درونی دعوت میکند.
گابور مته منتقد صریح نظامهای درمانی رایج است که صرفاً به علائم میپردازند و از کاوش در لایههای عمیقتر روان انسان غفلت میورزد. او در سخنرانیها و گفتوگوهایش، همواره بر اهمیت شفای درونی، خودآگاهی، تنظیم مرزهای عاطفی و بازنگری در تربیت کودکان تأکید دارد. او بهعنوان مرجعی فکری و اخلاقی در مباحث مربوط به تروما، رشد هیجانی و سلامت جامع انسان شناخته میشود.
نظرات مشهور دربارهی كتاب وقتی بدن نه می گوید
- پیتر لوین، رواندرمانگر و پژوهشگر تروما: این کتاب از جمله مهمترین کتابهایی است که هم برای بیمار و هم برای پزشک ارزشمند است. این کتاب میتواند جان شما را نجات دهد.
- بروس لیپتون، زیستشناس سلولی و نویسنده: دکتر گابور مته با مهارتی تحسینبرانگیز، پیشرفتهای اخیر در پزشکی زیستی را با داستانهای شخصی بیمارانش در هم میآمیزد تا بینشی توانمندساز ارائه دهد؛ در اینباره که چگونه تجربیات دوران رشد، بهطور عمیقی سلامت، رفتار، نگرشها و روابط ما را شکل میدهند. این کتاب یک «حتماً باید خوانده شود» است.
- نشریهی کویل اند کوایر، مجله تخصصی نقد کتاب: داستانهای افرادی که با آنها گفتوگو شده، اغلب تأثیرگذار و فراموشنشدنیاند. مته با دقت، سازوکارهای زیستی را توضیح میدهد که در اثر استرس و تروما در بدن فعال میشوند. خوانندگان قدردان فصل پایانی کتاب، با موضوع هفت راز شفا، خواهند بود.
- ریچارد ارل، روانشناس و مدرس حوزهی استرس و سلامت روان: در این کتاب مهم، دکتر گابور مته بررسی پرشوری از زندگی بیمارانش را با توضیحاتی روشن دربارهی علم ارتباط ذهن و بدن در هم میآمیزد.
بهترین ترجمه کتاب وقتی بدن نه میگوید
نسخهی حاضر این كتاب كه با ترجمهی ثریا قاضیمحسنی توسط نشر پندار تابان منتشر شده، یكی از بهترین ترجمههای این كتاب و ترجمهای قابل اعتماد و وفادار به متن اصلی است. همچنین نشر میلكان كتاب را با ترجمهی فهیمه بختیاری و نشر علم با ترجمهی رؤیا منجم منتشر كردهاند.
بخشی از کتاب وقتی بدن نه می گوید
«خیلی سادهانگارانه است که بگوییم زمانهای پراسترس زندگی ناتالی، بهار و تابستان سال ۱۹۹۶ بودند. پسر شانزده سالهاش، بعد از سپریکردن شش ماه در مرکز توانبخشی مواد مخدر، در ماه مارس مرخص شد. او تا دوسال قبل، دارو و نوشیدنی مصرف میکرد و مرتب از مدرسه اخراج میشد. این پرستارِ سابق ۵۳ ساله (ناتالی) میگوید: «ما خوش شانس بودیم که او را به برنامهٔ درمانی شبانه روزی بردیم. از وقتی که اول بیماری همسرم و بعد بیماری من تشخیص داده شد، او خیلی کم در خانه بود». شوهر ناتالی، بیل، در ماه ژولای بهخاطر تومور رودهٔ بدخیم، تحت عمل جراحی قرار گرفت. بعد از این عمل، پزشکان به آنها گفتند که سرطان به کبدش هم انتشار پیدا کرده است.
ناتالی از بیحالی، سرگیجه و وزوز صدا در گوشهایش رنج میبرد، اما علائم بیماریاش خیلی کوتاه بود و خیلی زود بدون درمان برطرف میشد. او یک سال قبل از تشخیص بیماریاش، احساس خستگی میکرد. در ماه ژوئن بهخاطر یک دوره سرگیجه، برایش سیتیاسکن نوشتند و نتیجهٔ آزمایش هم منفی بود. دو ماه بعد، امآرآی مغز ناتالی، نابهنجاریهای خاصی را نشان داد که حاکی از بیماری اماس بودند: نواحی مرکزی التهاب در قسمت میلین، یعنی سلولهای عصبیِ جدارهٔ بافت چربی، آسیب دیده بود و زخم به جا گذاشته بود.
اماس (برگرفته از واژهٔ یونانی «سخت شدن») شایعترین بیماری میلین زدا است که به عملکرد سلولهای سیستم عصبی مرکزی آسیب میزند. اینکه چه نشانههایی بروز کند، به این بستگی دارد که التهاب و زخم در کدام ناحیه اتفاق بیفتد. نواحی اصلی مورد حمله، معمولاً نخاع، ساقهٔ مغز و عصب چشم -که حاویِ تعداد زیادی رشتهٔ عصبی است که اطلاعات بصری را به مغز میفرستند- هستند. اگر مکان آسیب دیده جایی در نخاع باشد، نشانههای خیلی زیادی بروز پیدا میکند؛ مثل درد یا بسیاری احساسات ناخوشایند در قسمت دست و پا یا بالاتنه، یا سفت شدن غیرارادی عضلات و یا احساس ضعف. در قسمت تحتانی مغز، فقدان میلین میتواند مشکلاتی در قدرت دید دوتایی یا صحبت کردن یا تعادل ایجاد کند. بیماران مبتلا به نوریت چشم (التهاب اعصاب چشم) از فقدان موقت قوهٔ بینایی رنج میبرند. خستگی نشانهٔ شایعی در این بیماری است؛ بهطوریکه فرد بهشکل غیر عادی احساس خستگی مفرط میکند.
سرگیجهٔ ناتالی در تمام پاییز و تا اوایل زمستان ادامه داشت و همزمان، از همسرش که داشت دورهٔ نقاهت بعد از عمل روده و دورهٔ دوازده هفتهای شیمیدرمانی را میگذراند، مراقبت میکرد. کمی بعد از این دوران، بیل توانست کارش را در آژانس معاملات ملکی از نو شروع کند. سپس، در ماه می سال ۱۹۹۷، دومین عمل را برای برداشتن تومورهای کبد انجام داد.
ناتالی میگفت: «بیل بعد از ریساکشن که در آن ۷۵ درصد کبدش را برداشتند، دچار خون لختگی در سیاهرگ باب شد و ممکن بود در اثر آن جانش را از دست بدهد. بیل خیلی پریشان و پرخاشگر شده بود». سرانجام بیل در سال ۱۹۹۹ از دنیا رفت، اما در زمان حیات، همسرش را دچار چنان رنج عاطفیای کرد که قابل تصور نیست.»
حجم
۴۰۷٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۳۸۸ صفحه
حجم
۴۰۷٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۳۸۸ صفحه
نظرات کاربران
این کتاب واقعا ارزشمنده اما ترجمه ایراداتی داره. مثلا جایی در کتاب کارسینوژن(سرطان زا) رو کارکینوژن! ترجمه کرده و ایراداتی از این قبیل که در سطح کتاب دیده میشه و باید برای چاپ های بعدی اصلاح بشه. بعضی جاهام واقعا
قبل از خواندن کتاب تصور دیگری از ان داشتم. بیشتر تصور میکردم که نویسنده به علایمی در بدن اشاره میکند که بر اساس آن میتوان فهمید که جایی از سبک زندگی مشکل دارد. اما دریافتم که اساساً از دید نویسنده
این کتاب باید به عنوان کتاب درسی تدریس بشه و ادمها بفهمن که استرس چه بلایی سرشون میاره متاسفانه تو این شرایط اقتصادی خیلی از مردم تحت استرسهای شدیدی هستند که عواقبش در اینده نه چندان دور گریبانگیر جامعه میشه
خیلی ترجمه خوبی داشت ، به راحتی میشد با کتاب ارتباط برقرار کرد ، مباحث روانشناسی رو خیلی خیلی ساده ، نویسنده در قالب تجربیات اش در حین گفت و گو با دیگران مطرح کرده ، من خیلی لذت بردم
کتاب قابل تاملی هست، ولی متاسفانه ترجمه کتاب روان نیست و بعضی قسمت ها خیلی بد ترجمه شده، به زور تونستم تا انتهای کتاب رو بخونم، اگر موضوع کتاب جالب نبود قطعا همون اول کتاب رو کنار میذاشتم.
ترجمه بسیار خوب و روانی داشت اگر با کتاب های دیگه دکتر مته آشنایی داشته باشین، از خوندن این کتاب هم بسیار لذت میبرید، راهی به سمت خودشناسی و جلوگیری از انتقال تروماهای نسلی به آیندگان
ترجمه چندان روان نبود.
جالب بود
ممنونم که خلاصه کتاب کامل بودخسته نباشین گروه فعال فرهنگی ازهرچه برای یک زندگی پزشکی انتقادی فلسفی نظردهی کاملی داشت ومجنون ازسعید که باحوصله ودقیق کتاب راکنکاش زده بودکتاب بی نقص عالی وبی نظیربودواقعن بامعنی دقیق روانشناسی عالی فکرکنم نویسنده