معرفی و دانلود کتاب کتاب ساحلی + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب کتاب ساحلی
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب کتاب ساحلی

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۹۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
امیلی هنری، مریم رفیعی
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کتاب ساحلی

کتاب کتاب ساحلی نوشتهٔ امیلی هنری با ترجمهٔ مریم رفیعی در نشر نون چاپ شده است. این کتاب در مدت کوتاهی که از انتشارش می‌گذرد موفقیت‌های بسیاری به دست آورده و در فهرست کتاب‌های پرفروش قرار دارد. کتاب ساحلی داستانی عاشقانه را بهانه می‌کند تا به موضوعات تفکربرانگیزی مانند عشق، رازهای خانوادگی، خیانت، شکست، و بازگشت به باورهای گذشته بپردازد و نشان دهد اعتقادات و پیش‌داوری‌های ذهنی چطور می‌توانند مانعی برای رسیدن به شادی و خوشبختی باشند.

درباره کتاب کتاب ساحلی

رمان کتاب ساحلی داستان زندگی ژانویه را روایت می‌کند، نویسندۀ کتاب‌های عاشقانه که راز ناخوشایندی را دربارۀ پدرش کشف کرده و ایمانش را به روابط عاشقانه از دست داده و دیگر قادر به نوشتن پایان‌های خوش برای کتاب‌هایش نیست؛ تا زمانی که دیدار دوبارۀ هم‌دانشگاهی سابق و رقیب فعلی‌اش باعث می‌شود خود و باورهایش را به چالش بکشد.

امیلی هنری، نویسندۀ جوان آمریکایی، داستان‌هایی دربارۀ عشق و خانواده می‌نویسد. او در کالج هوپ و مرکز هنر و مطالعات رسانه‌ای نیویورک در رشتۀ نویسندگی خلاقانه تحصیل کرده است و اکنون بیشتر وقتش را در شهر سینسینتی در ایالت اوهایو می‌گذراند.

کتاب کتاب ساحلی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به علاقه‌مندان به رمان‌های عاشقانه پیشنهاد می‌کنیم. اگر از خواندن کتاب‌هایی مثل رمان دختری که رهایش کردی (جوجو مویز)، دزیره (آن ماری سلینکو) و ملت عشق (الیف شافاک) لذت بردید، این اثر را نیز دوست خواهید داشت.

بخشی از کتاب کتاب ساحلی

موهای تیره‌ام را از جلوی چشم‌هایم کنار زدم و توفال‌های آبی کدر و گچکاری سفیدبرفی‌اش را تماشا کردم. فقط تظاهر کن اومدی به یه ایربی‌ان‌بی.

بلافاصله یک فهرست خیالی ایربی‌ان‌بی از ذهنم گذشت: ویلای سه‌خوابهٔ سه‌حمامهٔ ساحلی بسیار جذاب، مدرکی که ثابت می‌کند پدرت یک عوضی به تمام معنا بود و زندگی‌ات یک دروغ.

از پله‌هایی که در دامنهٔ چمن‌پوش تپه ساخته شده بودند بالا رفتم. خون به گوش‌هایم هجوم آورده بود و پاهایم می‌لرزید و انتظار لحظه‌ای را می‌کشیدم که دهانهٔ جهنم باز می‌شد و دنیا زیر پایم را خالی می‌کرد. این اتفاق قبلاً افتاده. پارسال. و نکشتت، پس اینم نمی‌کشدت.

روی ایوان، تک‌تک حس‌های بدنم به اوج رسید. زق‌زق صورتم، به هم پیچیدن دل‌وروده‌ام، عرقی که از گردنم پایین می‌چکید. کارتن جین‌ها را به پهلویم تکیه دادم و کلید را در قفل فرو کردم. بخشی از وجودم امیدوار بود کلید گیر کند. که معلوم شود این یک شوخی استادانه بود که بابا قبل از مرگش برایمان طراحی کرده.

یا بهتر از آن، واقعاً نمرده بود. از پشت بوته‌ها بیرون می‌پرید و فریاد می‌کشید: «گول خوردی! تو که واقعاً فکر نکردی من یه زندگی دوم مخفی دارم، آره؟ تو که فکر نکردی من یه خونهٔ دوم با زن دیگه‌ای غیر از مادرت دارم؟»

کلید بدون هیچ زحمتی چرخید. در به سمت داخل باز شد.

خانه سوت‌وکور بود.

موج درد وجودم را فرا گرفت. همان دردی که از وقتی مامان تماس گرفت و خبر سکته را داد، حداقل روزی یک بار حس می‌کردم. از وقتی هق‌هق‌کنان آن کلمات را بر زبان آورد. اون مرده، ژانی.

بابایی در کار نیست. نه اینجا، نه هیچ‌جای دیگری. و بعد درد دوم، مثل چرخیدن چاقو در زخم: به هر حال پدری که می‌شناختی هرگز وجود نداشت.

هیچ وقت واقعاً نداشتمش. همان‌طور که هیچ وقت واقعاً نامزد سابقم ژاک یا غذای فرانسوی‌اش را نداشتم.

این فقط داستانی بود که برای خودم تعریف کرده بودم. از این به بعد یا فقط حقیقت زشت را می‌دیدم، یا هیچ چیز دیگری را. عزمم را جزم کردم و به داخل قدم گذاشتم.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کتاب ساحلی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابکتاب ساحلی
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهامیلی هنری
مترجممریم رفیعی
انتشاراتنشر نون
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۱۰/۰۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵.۷۳ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۵۲۸۶-۵
تعداد صفحه‌ها۳۵۲ صفحه
قیمت کتاب۶۰۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه منظومه داستان ترجمه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

دانش‌آموز گم شده‌ی هاگوارتز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۲۸

کتاب عاشقانه قشنگی بود:) کتاب درمورد دختر نویسنده‌ای بود که تا سال پیش زندگی خوبی داشت تا اینکه پدرش فوت میکنه و یهو همه‌چیز بهم می‌ریزه و تصمیم می‌گیره بیاد در ویلای ساحلی‌ای که پدرش براش به‌جا گذاشته زندگی کنه و...بیشتر

۰
Fonij
۱۴۰۳/۰۲/۱۹

ترجمه‌ی کتاب واقعا خوب نبود و بد سانسور کرده بودن، اینجوری بود که یهو شخصیت‌ها از وسط خونه میپریدن به وسط مهمونی و پرش‌های اینجوری زیاد داشت که میموندی الان چیشد؟؟ داستان خوب شروع شد و شخصیت‌پردازی‌ها خوب بودش ولی...بیشتر

۰
martina
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۲۳

اوایلش خب به خاطر مقدمه شروع داستان یکم کسل کننده بود و مونولوگ گویی زیاد داشت ولی به نرور جذاب شد و توصیفات و دیدگاهی که بیان کرده بود برای من خیلی قشنگ بودن.

۰
مثل ماه آسمان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۱۵

میتونم بگم یک اثر عاشقانه ی کلاسیک در دنیای امروز به شدت من و یاد کلاسیک های عاشقانه سبک جین آستین میندازه شخصیت پردازی خوب و داستان گیرایی داره.

۰
ghazal
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۲۸

کتاب خوبی برای گذراندن وقت بود ، برخلاف اکثر کتاب ها ابتدای داستان کشش و جاذبه بیشتری داشت و متاسفانه در بخش های پایانی حالت کلیشه ای به خود گرفته بود. در ابتدا بسیار به جزئیات توجه شده بود ولی...بیشتر

۰
پریسا همانی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۳

یک نیمه عاشقانه تکراری که خیلی جاذبه کافی رو نداشت

۰
الیزابت بدون دارسی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۰۲

سطحی و کلیشه ای. تنها چیزی که خوشحالم میکنه اینه که این کتاب رو تو بینهایت به صورت رایگان خوندم و یه هزاری بابتش حروم نکردم.توی نظرات خوندم که این کتاب شخصی رو به یاد شاهکار های جین آستین میندازه...بیشتر

۰
fatemeh
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۲/۳۱

ی کتاب عاشقانه تقریبا کلیشه ای . تو داستان اشاره به فیلم و سریال ها ی زیادی میشه که ممکنه برای خواننده حوصله سربر باشه. این موضوع که ترجمه ی کتاب افتضاحه ( انگار گوگل ترنسلیت ترجمه کرده ) هم...بیشتر

۰
منصوره یوردکان
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۹/۱۴

با احترام اصلا ترجمه خوب نبود

۰
Fa
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۰/۱۰

با اینکه این کتاب یه کتاب عاشقانه بود، ولی آخرین چیزی که تو این کتاب دوست داشتم، بخش‌های عاشقانه‌ش بود. :)) دلیلی که باعث شد برام سه ستاره باشه بقیه‌ی بخش‌هاش بود؛ موضوع کلی‌اش، حال‌وهوای داستان، و طوری‌که از سوگ...بیشتر

۰
°•sara_hp•°
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۵

اوایل کتاب فوق العاده جذاب بود ولی اواسط کتاب ، خیلی کسل کننده بود. دیگه رغبت نکردم که بخونمش.

۰
سبز لیمویی
۱۴۰۴/۰۴/۰۲

از اواسطش کلافه کننده شده بود و درنهایت به زور تمومش کردم

۰
Daffodil
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۲/۲۱

از کتابایی که درباره کتابن خیلی بدم میاد،این کتاب که درباره‌ی دو کتاب و دو نویسندس😑 از خودشیفتگی ژانویه و صدوپنجاه بار اشاره کردن به روزای بدی ک داشته واقعا منزجر شدم. از اینکه یک سری مفاهیم و احساسات بسیار سطحی رو...بیشتر

۰
فرناز
۱۴۰۲/۱۱/۲۳

دوستش داشتم؛ تحلیلش از احساسات مختلف و تفکیکشون، واقعا برام جذاب بود.

۰
دختر کتابخون :)
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۴

من نسخه چاپی این کتاب دارم امشب تمومش کردم بنظرم فقط دیالوگ های عاشقانه ش قشنگ بود و دوسشون داشتم اما محتوای داستان خیلی کش داده بود و منو جذب خودش نمی‌کرد و از پایانشم راضی نبودم بهتر میشد باشه. ۳۰۰ و خورده...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۴۲۵۵۹۵۴
۲۱
گاهی اوقات صرفاً دلم برای دوست‌داشتن مردم تنگ می‌شد.
Tabasom
۱۷
بعضی وقت‌ها نگران این می‌شم که حقیقت ارزش دردی رو که به همراه داره، نداشته باشه
Anahitak
۱۲
وقتی حس می‌کردی دنیا تاریک و ترسناک است، عشق می‌توانست تو را به رقصیدن وادارد؛ خنده می‌توانست کمی از دردت بکاهد؛ زیبایی می‌توانست ترست را سوراخ‌سوراخ کند.
Tabasom
۷
«بله، عشق اتفاق می‌افته. ولی بهتره واقع‌بینانه باشه تا مرتب بدبیاری نیاری. و احتمال اینکه عشق برات بدبیاری بیاره خیلی بیشتر از اینه که خوشبختی ابدی به ارمغان بیاره. و اگه تو رو آزار نده، اون‌وقت تویی که یه نفر دیگه رو آزار می‌دی. رابطه برقرار کردن یه جورایی سادومازوخیزمه. مخصوصاً وقتی می‌شه همهٔ چیزهایی رو که از رابطهٔ عاشقانه به دست میاد، از دوستی به دست آورد، بدون رسیدن به نقطهٔ پایان اجتناب‌ناپذیرش و تباه کردن زندگی یه نفر دیگه.»
ramina
۷
آدم‌ها پیچیده بودند. مسائل ریاضی نبودند؛ مجموعه‌ای از احساسات و تصمیمات و شانس خرکی بودند. دنیا هم پیچیده بود؛ نه یک فیلم فرانسوی زیبا و تار، بلکه یک آشفتگی فاجعه‌آمیز و وحشتناک، آمیخته با درخشندگی و عشق و معنا.
pari
۵
«زندگی مجموعه‌ای از لحظات خوب و بده، تا خودِ لحظهٔ مرگت. که می‌شه گفت یه لحظهٔ بده. عشق اینو تغییر نمی‌ده.
ghazal
۴
وقتی حس می‌کردی دنیا تاریک و ترسناک است، عشق می‌توانست تو را به رقصیدن وادارد؛ خنده می‌توانست کمی از دردت بکاهد؛ زیبایی می‌توانست ترست را سوراخ‌سوراخ کند. همان لحظه تصمیم گرفتم زندگی‌ام پر از هر سه باشد.
Kamand Kamoei
۴
زندگی بی‌معنیه، ژانویه. به پرتگاه زل زده‌ام.
پریسا همانی
۴
«هر کسی که سرگردان است الزاماً گم نشده».
ramina
۳
قرار بود کل هفته به فرار از زندگی‌ای که با آن بزرگ شده بود نزدیک شود و بعد در آخرین لحظه با این افشاگری وحشتناک مواجه شود که هرچقدر هم گاهی از این دنیا متنفر باشد، تنها دنیایی است که به آن تعلق دارد.