
٪۷۰
یك رهگذر
۱۳
اگر چیزی واقعاً اهمیت داشته باشد، سرنوشت ترتیبی میدهد که آن چیز نزد شما برگردد و به شما فرصت مجددی بدهد.
زهره
۱۰
چون هر کی باعث میشه نسبت به خودت حس بدی پیدا کنی سمّیه. میدونی چی میگم؟"
یك رهگذر
۶
اینکه آدم مجبور باشد عوض شدنِ عزیزی را جلوی چشمان خودش ببیند، چقدر سخت است. این مسئله نهتنها ترسناک است، بلکه تعادلتان را هم بر هم میزند.
لیلی
۶
اندوه میتواند باری روی دوش باشد، اما همچنین میتواند در نقش یک لنگر ظاهر شود. به وزنش عادت میکنیم
sama
۴
میخواستم عصای دستش باشم، نه اینکه بار روی دوشش را سنگینتر کنم
یك رهگذر
۴
"من فکر میکردم حالش خوب میشه. هرگز اصلاً به ذهنم خطور هم نکرد که اون دیگه... نباشه. میفهمی چی میگم؟"
میم الف
۳
خیلی وقت پیش، یاد گرفته بودم که در خداحافظیها، زیاد سختگیری نکنم. آنها تضمینشده یا مقرر نبودند. اگر خداحافظی نصیبتان میشد، فردی خوششانس بودید.
زهره
۳
دیلیا ثانیهای فکر کرد و گفت: "اینطوری نیست که باور نداشته باشم هر اتفاقی یه دلیلی داره، فقط... فقط فکر میکنم مقدره که بعضی چیزها خراب باشن، ناقص باشن، نابسامان باشن. دنیا اینطوری تفاوت رو ارائه میده، میدونی؟ جاده باید چند تایی چاله داشته باشه. زندگی همینطوریه."
کاپوچینو
۳
ابدیت با تمام معانیاش، هرگز نمیتوانست به اندازهٔ پایان حقیقی و تضمینشدهٔ دنیا، اینچنین واضح و قطعی باشد.
لیلی
۳
میتوانستم تنهایی ناگهانی را مثل یک مشت در دلم، حس کنم و روی صندلیام لم دادم. دستانم از روی صفحهکلید پایین افتادند. حالا، برایم مشخص بود که این اتاق، خانه، محله و دنیا برایم خالی است. مثل قرار گرفتن در سوی دیگر قاب و تماشای عقب رفتن دوربین بود، دوربینی که کوچکتر شدنم را نشان میداد. کوچکتر، کوچکتر، کوچکتر و کوچکتر شدم تا اینکه تنها نقطهای بودم و بعد، محو شدم.
𝓐𝓲𝓭𝓪
۳
محض رضای خدا برو بیرون و زندگی کن. بعداً برای همهٔ این چیزها وقت هست
𝓐𝓲𝓭𝓪
۳
مشکل دانستن جواب سؤالها همین است. تنها پس از اینکه پاسخ را میدهید، متوجه میشوید گاهی اوقات، آنها چیزی نیستند که طرف مقابل دوست دارد بشنود.
𝓐𝓲𝓭𝓪
۳
اما اگر چیزی واقعاً اهمیت داشته باشد، سرنوشت ترتیبی میدهد که آن چیز نزد شما برگردد و به شما فرصت مجددی بدهد.
𝓐𝓲𝓭𝓪
۳
بهزور دنیایم را آنقدری محدود کرد تا در دنیای خود او بگنجد.
میم الف
۲
وقتی در دنیا تنها هستید، واقعاً تنها هستید، چارهای ندارید جز اینکه از پیشنهادها استقبال کنید.
sama
۲
کمکم داشت برایم واضح میشد که نباید به خودم زحمت بدهم و به چیزی دل ببندم. سرم را که برمیگرداندم، از دستش میدادم، به همین سادگی.
کاپوچینو
۲
بینقص بودن به تلاش زیادی نیاز دارد. اگر نمیخواهید تمام توانتان را به کار بگیرید، بهتر است اصلاً به خودتان زحمت ندهید.
کاپوچینو
۲
"چیزهای واقعی بینقص نیستن. اما تا وقتی که یه چیزی هرگز حتی شروع هم نشده، اصلاً لازم نیست نگران تموم شدنش باشی. یه پتانسیل بینهایت داره."
یك رهگذر
۲
"خدایا، بعضی موقعها اینطوری به نظر نمیرسه که این دنیای لعنتی همیشه سربالاییه؟"
یك رهگذر
۲
مشکل دانستن جواب سؤالها همین است. تنها پس از اینکه پاسخ را میدهید، متوجه میشوید گاهی اوقات، آنها چیزی نیستند که طرف مقابل دوست دارد بشنود.
یك رهگذر
۲
فکر میکنم مقدره که بعضی چیزها خراب باشن، ناقص باشن، نابسامان باشن. دنیا اینطوری تفاوت رو ارائه میده، میدونی؟ جاده باید چند تایی چاله داشته باشه. زندگی همینطوریه.
یك رهگذر
۲
میدونی؟ احساس و عمل همیشه به هم متصلان، هیچ کدوم بدون اونیکی نمیتونه وجود داشته باشه.
یك رهگذر
۲
هرگز به اینکه شخصی دیگر زنده نیست عادت نمیکنید. درست وقتی فکر میکنید این موضوع رفع و پذیرفته شده، شخصی آن را به رویتان میآورد و دوباره با همان شوک ضربه میخورید.
𝓐𝓲𝓭𝓪
۲
غم و اندوهْ نقص و کاستی نیست. غم و اندوهه که باعث میشه ماها انسان باشیم.
𝓐𝓲𝓭𝓪
۲
فکر میکنی خیلی قویای. همه میتونن قایم شن. روبهرو شدن با مشکلات و تلاش برای حل کردنشونه که باعث میشه آدم قوی باشه
𝓐𝓲𝓭𝓪
۲
وقایع دستبهدست هم میدهند تا شما را به جایی برسانند که قبلاً بودهاید. چیزی که در آن فرصت مجدد انجام میدهید باعث تفاوتها میشود: قضیه دربارهٔ پتانسیل و احتمال است.
میم الف
۱
کمکم داشت برایم واضح میشد که نباید به خودم زحمت بدهم و به چیزی دل ببندم. سرم را که برمیگرداندم، از دستش میدادم، به همین سادگی
sama
۱
"اما اگه همه چی همیشه آروم و عالی باشه، خیلی بهش عادت میکنی، میدونی چی میگم؟ باید هر از گاهی یه مقدار هرج و مرج وجود داشته باشه. در غیر این صورت، وقتی همه چی مرتب و منظمه، ازش لذت نمیبری.
یك رهگذر
۱
بینقص بودن به تلاش زیادی نیاز دارد. اگر نمیخواهید تمام توانتان را به کار بگیرید، بهتر است اصلاً به خودتان زحمت ندهید.
یك رهگذر
۱
خیلی وقت پیش، یاد گرفته بودم که در خداحافظیها، زیاد سختگیری نکنم. آنها تضمینشده یا مقرر نبودند. اگر خداحافظی نصیبتان میشد، فردی خوششانس بودید.
