معرفی و دانلود کتاب دوست اجتماعی من + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دوست اجتماعی منsubscriptionAvailable

کتاب دوست اجتماعی من

نوع کتاب
۳.۶(از ۳۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
ابی جیمینز، نوشین تاجیک

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دوست اجتماعی من

کتاب دوست اجتماعی من نوشتهٔ ابی جیمینز عاشقانه‌ای ساده و امروزی است با درون‌مایهٔ طنز که در خلال داستان به یک معضل اجتماعی در مورد بانوان می‌پردازد. نویسنده کتاب با الهام از داستان زندگی یکی از دوستانش این کتاب را نوشته است. دوست اجتماعی من با ترجمهٔ نوشین تاجیک در انتشارات امتیاز چاپ شده است. این کتاب افتخارات زیادی را کسب کرده است. از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد:

 جز ده رمان برتر سال ۲۰۱۹ به انتخاب سایت بوک لیست، نامزد و فینالیست دریافت جایزه آئودی برای بهترین کتاب صوتی سال آمریکا، نامزد دریافت جایزه بهترین رمان عاشقانه و بهترین نویسنده نوظهور به انتخاب سایت گودریدز، بهترین و پرفروش‌ترین رمان سال ۲۰۱۹ آمازون و بهترین رمان عاشقانه سال به انتخاب مجله اوپرا.

درباره کتاب دوست اجتماعی من

کتاب دو راوی دارد که فصل‌به‌فصل عوض می‌شوند. جاش که به‌تازگی به لس‌آنجلس نقل‌مکان کرده است تا در نزدیکی دوست خوب خود برندن و نامزدش باشد. پسرها همچنین در ایستگاه آتش‌نشانی باهم همکار هستند. کریستن که شرکت خانگی خود را می‌چرخاند و نامزدش عضو ارتش است. وقتی جاش به کریستن برخورد می‌کند، جرقه عشق بین آن‌ها زده می‌شود ولی داستان عشقی آن‌ها قرار نیست به‌سادگی به «و آن‌ها به‌خوبی و خوشی باهم زندگی کردند» ختم شود. کریستن نامزد دارد. کریستن یک بیماری لاعلاج دارد. مرگ غم‌انگیز یکی از شخصیت‌های اصلی داستان همه‌چیز را پیچیده‌تر می‌کند. بعضی‌اوقات کمدی‌های عاشقانه می‌توانند خیلی شیرین و دل‌انگیز ظاهر شوند ولی درجاهایی شما را به گریه می‌اندازند. این یکی واقع‌بینانه و باورپذیر است. یک تعادل کامل بین زندگی واقعی مخلوط شده با دیالوگ‌هایی که شما را خندان نگه می‌دارد.

کتاب دوست اجتماعی من را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به رمان های عاشقانه پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب دوست اجتماعی من

برندن نگاهش را از صفحهٔ کتاب برداشت. او مرد خونسردی بود و اجازه نمی‌داد هیچ مسئله‌ای باعث نگرانی او بشود، ولی توضیح این‌که من ماشین جدیدش را با قهوهٔ سیاه برند سوماترا غسل تعمید داده بودم، یک نگاه عبوس ناخوشایند را در پی داشت که برای من بدتر از صدها فحش بود. پس ترجیح دادم چیزی نگویم. همه‌جا را خوب تمیز کرده بودم. وقتی قهوه ریخت و محکم روی ترمز کوبیدم مسئلهٔ تصادف ماشین و آسیب به سپر را حل کرده بودم. از آن‌جایی که قهوه روی لباسم ریخته بود، برای تمیز کردن گندی که به ماشین زده بودم از تی‌شرت خودم استفاده کردم و تی‌شرت آن یارو را پوشیده بودم.

به دروغ گفتم: «ماله تایلره. بوی تایلر رو می‌ده، دلم براش خیلی تنگ شده."

سپس دماغم را روی یقه‌اش گذاشتم و وانمود کردم که دارم بویش می‌کنم. «لعنتی، چه بوی خوبی می‌ده!" خیلی وقت بود که تنها بودم. هفت ماه بود که تایلر به خانه برنگشته بود.

حالت صورت اسلون مهربان‌تر شد و گفت: «آخخخی، عزییییزم، چقدر بده که فردا روز ولنتاینِ و نمی‌تونی باهاش باشی. ولی تا سه هفتهٔ دیگه می‌تونید برای همیشه باهم باشید."

گفتم: «اووهوم، خدمتش تمام می‌شه و ما رسماً می‌تونیم باهم زندگی کنیم."

درد عصبی شدیدی در دل و روده‌ام پیچید ولی سعی کردم به روی خودم نیاورم. اسلون لبخندی زد و دستش را روی قلبش گذاشت. از تایلر خوشش نمی‌آمد ولی به هر حال دختر رمانتیکی بود.

درد شکمم زیاد شد، دلم را چنگ زدم. مسئلهٔ گرسنگی، اتفاقات امروز، داستان دراماتیک پلیسی ساعت سه صبح که هنوز راجع به آن به اسلون چیزی نگفته بودم، همه و همه حالم را خراب کرده بود. این‌قدر گیج و خسته بودم که شارژرم را به جای گوشی در لیوان قهوه فرو کردم.

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دوست اجتماعی من و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:دوست اجتماعی من
عنوان انگلیسی:The friend zone
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:ابی جیمینز
مترجم:نوشین تاجیک
انتشارات:انتشارات امتیاز
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۹/۰۹/۱۷
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۲.۱۶ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۹۷۰۶۰۴۶
تعداد صفحه‌ها:۴۲۱ صفحه
قیمت کتاب:۴۲۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

SpringGentle
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۳۱

به شخصه برای من جذاب بود جوری که قلبم اکلیلی میشد واسشون.وسر برندن خیلی گریه کردم بااین کتاب از ته دلم هم غم روتجربه کردم وهم شادی.فقط یه مورداذیت کرد که فکر میکنم بخاطر سانسوربوده که روندداستان اینجوربود که هیچ...بیشتر

۰
کاربر ۲۱۰۵۶۹۵
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۰۱

عالی بود

۰
✨🌿
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۱

حیف پول و وقت با‌ ا‌ین ترجمه بی سر و ته و سا‌نسور شده وا‌قعا‌ موندم چه طور ا‌ین اکتا‌ب با‌ ا‌ین سطح ا‌فتضا‌ح ا‌ز ترجمه منتشر شده خلا‌صه ا‌ی که ا‌زش خوندم رو خیلی دوست دا‌شتم ولی کتا‌ب ا‌صلا‌ مطا‌بق تصورا‌تم...بیشتر

۰
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۲۳

یک عاشقانه دلنشین و دوست داشتنی خواندنش را توصیه میکنم

۰
حسین آقا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۲

یه کتاب جذاب و دو تا عاشق بیش فعال عالیه

۰
Fatemeh Rezvani
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۳

یه کتاب عالی پرکشش و پر از تعلیق حتما توصیه میکنم بخونید

۰
پریسا همانی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۷

اگر دلتون برای رمان های سبک 98ia تنگ شده و فقط میخواید سرگرم بشید و دنبال پایان های خوش هستید بسم الله

۰
maryam ghaziani
۱۴۰۵/۰۲/۲۲

بامزه و حال خوب‌کن بوداگر بین مطالعه کتاب‌های سنگین نیاز به کمی داستان ساده و بامزه داشتین این می‌تونه گزینه خوبی باشه.

۰
masomeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۸

متوسط بود ،ارزش یکبار خوندن داره

۰
Mozhgan.daily 💌
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

بیاید با هم توافق کنیم که شخصیت های کتاب ضعف اخلاقی دارن.

۰
کاربر 10196820
۱۴۰۴/۱۲/۱۸

سطحی

۰
مهتاب
۱۴۰۴/۰۹/۲۲

از خواندن این کتاب لذت بردم و همچنین برای من نکات آموزنده ای داشت

۰
سمیه
۱۴۰۴/۰۴/۰۸

چقدر کتاب عالی ای بود، جذاب ، اجتماعی، یه تحقیق کیفی تمیز! قابل فهم، ‌وشش بسیاری از حالت ها و مسائل زنان، شایسته پیشنهاد دادن، عکس جلد با مسما و قشنگ، ترجمه خوب، تایپ ایراد داشت. بیش از حد سانسور...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۲
وقتی یه آدم واقعاً خاص رو پیدا کردی، برای دقیقه‌ای خفه شو و از سکوت خوشایند لذت ببر."
غزل
۲
احساس درماندگی می‌کردم. وحشت‌زده بودم چون نمی‌توانستم کاری برای خودم بکنم. تنها کاری که می‌توانستم انجام دهم این بود که خودم باشم و این کافی نبود.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۱
من به دیالوگی که وینست وگا در فیلم گفت فکر کردم. ماساژ پا معنای خاصی دارد. البته او در فیلم طوری رفتار می‌کرد که انگار چیز خاصی نبود، ولی بود. این کار بی‌معنا نبود. می‌دانستم که او هم می‌داند. او هم به اندازهٔ من با فیلم آشنایی داشت.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۱
«شما مردها هیچ حقهٔ جدیدی توی آستینتون ندارین. قسم می‌خورم که اگه برگردیم به بیست هزار سال پیش و بریم توی غار، یه مردی اون‌جا نشسته و داره روی دیوار نقاشی می‌کشه."
قاصدک
۰
سرنوشت جنگیدن سخته! نمی‌تونی بفهمی کِی به سراغ تو میاد، می‌دونی؟"
یك رهگذر
۰
عشق لیستی از مزایا و معایب نیست. یه احساسه.
یك رهگذر
۰
اگه نتونم تو رو داشته باشم، هیچ شانسی برای خوشبختی ندارم. هیچی.
یك رهگذر
۰
می‌دونی که تو بهترین اتفاقی هستی که برای من افتاده، می‌دونی؟
یك رهگذر
۰
من به دور تو می‌گردم و دنیای تو می‌شم، چون همیشه خورشید من بودی.