معرفی و دانلود کتاب شهود + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب شهود
off
٪۸۰
subscriptionAvailable

کتاب شهود

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۹ رأی)
انتشارات: 
نشر گویا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب شهود

کتاب شهود نوشتهٔ مارگارت اتوود با ترجمه پگاه منفرد توسط انتشارات خانه فرهنگ و هنر گویا به چاپ رسیده است. شهود ادامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ٔ کتاب سرگذشت ندیمه است و حوادث آن پانزده سال بعد از حوادث کتاب قبلی در جمهوری زن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ستیز گیلیاد اتفاق می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌افتد. کتاب «شهود» در ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۹ منتشر شد و مارگارت اتوود به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خاطر آن موفق به دریافت جایزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ٔ بوکر شد. اتوود چهارمین نویسنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای است که برای دومین بار برنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ٔ جایزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ٔ بوکر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. شهود رمانی مدرن است که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان آن را به تنهایی یا همراه با رمان کلاسیک سرگذشت ندیمه خواند.

داستان بر اساس شهادت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های سه شخصیت عمه لیدیا، از کتاب قبلی، اگنس دختر جوانی که در گیلیاد زندگی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و دیزی دختر جوانی است که در کانادا زندگی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. اتوود در این کتاب به سؤالاتی پاسخ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد که ده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها سال ذهن خوانندگان سرگذشت ندیمه را به خود مشغول کرده بود.

درباره کتاب شهود

کتاب شهود دنباله‌ای است بر اثر قدرتمند و پرفروش «سرگذشت ندیمه» که با نگاهی اغراق شده اما برخاسته از حقیقت، نظام مرد سالار حاکم بر جهان را به تصویر می‌کشد و از خرافاتی که مردم را به خود مشغول ساخته سخن می‌گوید. داستان در فضایی آخرالزمانی روایت می‌شود و از جامعه‌ای حکایت دارد که نظامی متفاوت با قوانینی عجیب برآن حکم می‌راند. یک نظام تمامیت‌خواه مسیحی که در جایی به نام گیلیاد ظهور کرده و همه‌چیز در آن متعلق به فردی خاص است، نظامی که خداوند در برابر مردمانش سخت‌گیرانه عمل می‌کند و مجازات مرگ چیزی است که به سادگی برای جرم‌هایی که در حقیقت جرم نیستند در نظر گرفته می‌شود.

«شهود» ۲۷ فصل دارد که عناوین آن‌ها عبارت است از:

مجسمه، گل قیمتی، سرود نیایش، کلوزهاند، کامیون، شش برای مرده‌ها، استادیوم، کارنارون، اتاق شکر، سبز بهاری، پارچه کنفی، کارپیتز، قیچی باغبانی، عمارت آردوا، روباه و گربه، دختران مروارید، دندان‌های سالم، اتاق مطالعه، اتاق مطالعه، دودمان، تند و زیاد، عامل ایست قلبی، دیوار، نلی جی. بنکس، بیداری، رسیدن به خشکی، خداحافظی.

درباره مارگارت اتوود

مارگارت اتوود در ۱۹۳۹ در کانادا به دنیا آمد. او در شش سالگی اولین نمایش‌نامه‌اش را نوشت. در سال ۱۹۵۷ تحصیلاتش را در کالج ویکتوریای دانشگاه تورنتو آغاز کرد و لیسانسش را در رشتهٔ ادبیات انگلیسی به عنوان رشتهٔ اصلی و زبان فرانسوی و فلسفه به عنوان رشته‌های جانبی گرفت. اتوود تاکنون بیشتر از ۴۰ رمان، داستان کوتاه، داستان کودک و کتاب غیر داستانی منتشر کرده است. او رئالیسم سنتی را در نگارش می‌پسندد و زن‌ها شخصیت اصلی آثارش هستند. آثار اتوود همیشه مورد توجه منتقدان بوده و جوایزی مانند پرنسس آستوریاس، آرتور سی. کلارک و جایزه‌ٔ بوکر را نصیب او کرده‌اند. «سرگذشت ندیمه»، «عروس فریبکار»، «گریس دیگر»، «آدمکش کور»، «اوریکس و کریک» و «چشم گربه» از دیگر آثار درخشان مارگارت اتوود هستند که به فارسی هم ترجمه شده‌اند.

کتاب شهود را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر رمان سرگذشت ندیمه را خوانده‌اید، شهود که درواقع ادامهٔ آن داستان است را از دست ندهید؛ اما حتی اگر سرگذشت ندیمه را هم نخوانده‌اید می‌توانید خواندن رمان شهود را به عنوان کتابی مستقل آغاز کنید.

بخشی از کتاب شهود

در مدرسهٔ ما رنگ صورتی مخصوص بهار و تابستان بود، ارغوانی مخصوص پاییز و زمستان بود، سفید روزهای خاص بود: یکشنبه‌ها و اعیاد. دست‌های پوشیده، موهای پوشیده، دامن‌هایی تا زیر زانو، پیش از پنج‌سالگی و بعدازآن فقط تا دو اینچ بالای مچ پا، چون امیال مردان هولناک بود و این امیال باید مهار می‌شدند. چشم‌های مردان که همیشه اطراف پرسه می‌زدند، مثل چشم‌های ببر، آن چشم‌های نورافکن که باید در برابر قدرت جادویی و مسلماً خیره‌کنندهٔ ما محافظت می‌شدند. از پاهای خوش‌تراش، لاغر، یا چاق ما، از دست‌های خوش‌ترکیب، قلمبه‌سلمبه یا گنده و سوسیس‌شکل ما، از پوست‌های هلویی یا لک‌وپیسی ما، از حلقه‌های درهم‌پیچیدهٔ موی براق یا پشم زبر و آشفتهٔ ما یا گیس‌های کم‌پشت و کاه مانند ما، فرقی نمی‌کرد. سر و شکل ما هرچه که بود، برخلاف میل خود، دام و وسوسه بودیم و انگیزه‌های معصومی که به‌واسطهٔ طبیعت‌مان می‌توانستیم مردها را از شهوت سرمست کنیم تا جایی که آن‌ها تلوتلو و سکندری می‌خوردند و در آستانه سقوط می‌کردند. در آستانهٔ چه چیزی؟ نمی‌دانستیم. مثل یک پرتگاه بود و در شعله‌ها گرفتار می‌شدند، مثل گلوله‌های برف که از گوگرد آتشین ساخته شده‌اند و به دست خشمگین خداوند پرتاب می‌شدند. ما محافظان گنج بی‌قیمتی بودیم که درون ما، به شکل نامرئی وجود داشت؛ ما گل‌هایی قیمتی بودیم که باید به‌سلامت در گلخانه‌ها نگهداری می‌شدند وگرنه مردهای حریصی که ممکن بود آن بیرون در جهان تیز و برنده و آکنده از گناه در هر گوشه‌ای پنهان شده باشند، ما را به دام می‌انداختند، گلبرگ‌هایمان را می‌کندند، گنج ما را می‌ربودند، ما را می‌دزدیدند و لگدمال می‌کردند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شهود و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابشهود
موضوعداستان خارجی
نویسندهمارگارت اتوود
مترجمپگاه منفرد
ویراستارعلی سلامی
انتشاراتنشر گویا
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۳/۲۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵.۳۶ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۵۲۸-۸۰-۱
تعداد صفحه‌ها۴۵۲ صفحه
قیمت کتاب۲۰۴۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۱۷

اگه کتاب سرگذشت ندیمه رو خونده باشید یا فیلمشو دیدید این کتاب براتون مفهومش بیشتره، توصیه میکنم بخونید.

۰

بریده‌هایی از کتاب

binaam
۴
ما محافظان گنج بی‌قیمتی بودیم که درون ما، به شکل نامرئی وجود داشت؛ ما گل‌هایی قیمتی بودیم که باید به‌سلامت در گلخانه‌ها نگهداری می‌شدند وگرنه مردهای حریصی که ممکن بود آن بیرون در جهان تیز و برنده و آکنده از گناه در هر گوشه‌ای پنهان شده باشند، ما را به دام می‌انداختند، گلبرگ‌هایمان را می‌کندند، گنج ما را می‌ربودند، ما را می‌دزدیدند و لگدمال می‌کردند.
binaam
۱
فرقی نمی‌کرد. سروشکل ما هرچه که بود، برخلاف میل خود، دام و وسوسه بودیم و انگیزه‌های معصومی که به‌واسطهٔ طبیعت‌مان می‌توانستیم مردها را از شهوت سرمست کنیم تا جایی که آن‌ها تلوتلو و سکندری می‌خوردند و در آستانه سقوط می‌کردند – در آستانهٔ چه چیزی؟ نمی‌دانستیم.