معرفی و دانلود کتاب راهنمای زنده ماندن در مدرسه + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب راهنمای زنده ماندن در مدرسهsubscriptionAvailable

کتاب راهنمای زنده ماندن در مدرسه

با این کتاب افسانه شوید

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۱۴ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب راهنمای زنده ماندن در مدرسه

کتاب راهنمای زنده ماندن در مدرسه داستانی از الی بنجامین با ترجمه آرزو قلی‌زاده است. این کتاب به شما کمک می‌کند افسانه شوید، یا حداقل به یک شخصیت افسانه‌ای تبدیل شوید. 

انتشارات پرتقال با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب راهنمای زنده ماندن در مدرسه

«ولی تو پالی فینک نیستی». 

فکر کنید اولین جمله‌ای که در کلاس اصیل‌ها می‌شنوید، این باشد: «ولی تو پالی فینک نیستی». این همان اتفاقی بود که برای کیتلین افتاد. آن هم در زمان ورودش به مدرسه جدید و کلاس اصیل‌ها. پالی فینک یک همکلاسی افسانه‌ای است که البته متاسفانه نمی‌توانید فعلا با او آشنا شوید. روز اول مدرسه خبری از این موجود افسانه‌ای نیست. اما خب جای نگرانی نیست. قرار است یک مسابقه برگزار شود تا جانشین پالی فینک انتخاب شود.

کتاب راهنمای زنده ماندن در مدرسه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

راهنمای زنده ماندن در مدرسه، برای تمام نوجوان‌هایی است که دلشان می‌خواهد یک داستان جذاب و حال خوب کن بخوانند.

درباره الی بنجامین 

الی بنجامین، نویسنده آمریکایی کتاب‌های کودک و نوجوان است. از او تابه‌حال کتاب‌های راهنمای زنده ماندن در مدرسه و عروس دریایی (شاید عروس دریایی) منتشر شده است. او در حال حاضر در شهر ویلیامزتاون در ایالت ماساچوست زندگی می‌کند و دانش آموخته کالج گرینل در ایالت آیووا است. اولین رمانی که از او منتشر شد، موفق شد تا نامزد جایزه ملی کتاب آمریکا شود و یکی از پرفروش‌های نیویورک‌تایمز بود. 

بخشی از کتاب راهنمای زنده ماندن در مدرسه

شروع ماجرا

اگر این داستان، طوری که همه وانمود می‌کردند، برنامهٔ تلویزیونی بود یک‌میلیون راه برای شروع قسمت اولش وجود داشت.

مثلاً شاید خوب بود برگردیم به ماه ژوئن، اواخر کلاس ششم بود و من تازه به خانه رسیده بودم که مادرم با پنج کلمهٔ شوم به استقبالم آمد: کیتلین، قراره از اینجا بریم. نه اینکه بگوید دوست داری...؟ یا نظرت چیه که...؟ یا تا حالا فکر کردی...؟ نه، اصلاً سؤالی در کار نبود. وقتی موضوع رفتن را مطرح کرد، شغل جدیدش را پذیرفته بود و مدیر مرکز مراقبت‌های فوری میچل شده بود. به محل کار فعلی‌اش هم اطلاع داده بود، جایی که عمری را در آن به‌عنوان پرستار کار کرده بود. تازه خانه‌ای نقلی هم در میچل ورمانت اجاره کرده بود.

بهتر است بگویم درست وسط ناکجاآباد.

اما این فقط یکی از صحنه‌هایی است که به درد شروع برنامه می‌خورد. راه‌های دیگری هم هست. مثلاً در راه اینجا تابلوی سبز و بزرگی با این کلمات دیدیم: به ایالت کوه سبز خوش آمدید. هر سمتی را که نگاه می‌کردم چیزی به‌جز درخت و مزرعه نمی‌دیدم. یکهو واقعیت مثل پتک خورد توی سرم: واقعاً داره اتفاق می‌افته. باید وانمود می‌کردم خوابم تا صورتم را به گرمکن چروکم بچسبانم و سرم را به شیشه تکیه بدهم و بدون اینکه مادرم بفهمد گریه کنم. وقتی چشم‌هایم را باز کردم، از کنار کارخانهٔ متروکی عبور می‌کردیم که کلمات بی‌رنگ‌وروی منسوجات آکستورپ، میچل و ورمانت هنوز روی آجرهایش دیده می‌شدند.

شاید هم بد نباشد برنامه را از اولین باری شروع کنیم که جلوی مدرسهٔ جدیدم پارک کردیم. تابلو می‌گفت مدرسه است، مدرسهٔ میچل، دورهٔ ابتدایی و متوسطه. اما هیچ شباهتی به مدارسی که من دیده بودم نداشت. بیشتر شبیه عمارت ارواح بود: خانهٔ چوبی عظیمی با پشت‌پنجره‌ای‌های شکسته، رنگ‌های پوسته‌پوسته‌شده و درخت‌های تاک به‌هم‌پیچیده و ژولیده‌ای که مارگونه از نمای ساختمان بالا رفته بودند. زنگی نزدیک در ورودی بود که به نسخهٔ کوچک مجسمهٔ آزادی می‌ماند و رویش نوشته شده بود، زنگ روزهای خوب: اگر روز خوبی داشتید زنگ بزنید.

یادم است با خودم گفتم زنگ روزهای خوب. احمقانه‌ترین چیزیه که به عمرم دیده‌ام.

عجیب است که انتخاب صحنهٔ آغازین برای این برنامه این‌قدر سخت است. راه‌های بی‌شماری برای روایت هر داستان وجود دارد. اما به گمانم اگر مجبور باشم یکی را انتخاب کنم، نمایش را با صحنه‌ای شروع می‌کنم که چند دقیقه بعد از رویارویی‌ام با زنگ روزهای خوب رخ داد. با کلاسی که شبیه کلاس نیست، در مدرسه‌ای که شبیه مدرسه نیست، در شهری که هیچ‌وقت دلم نمی‌خواست در آن زندگی کنم.

بگذارید در کلاس مکثی کنیم تا نگاهی به اطراف بیندازیم. به احتمال زیاد، تابه‌حال چنین چیزی به چشمتان ندیده‌اید. در کلاس، یک شومینهٔ مرمری و نقاشی چهرهٔ پیرمردی در قاب طلایی وجود دارد. پنجره‌ای با شیشه‌های رنگی که کودکان گوشتالو پروازکنان رویش خودنمایی می‌کنند. چلچراغی غول‌آسا که از سقفی ترک‌خورده آویزان است و بالای میز چوبی سنگینی قرار دارد و دور میز، ده دانش‌آموز سال‌هفتمی نشسته‌اند و سر جایشان خشکشان زده.

ده جفت چشم بروبر به چیزی نگاه می‌کنند که بین درگاه ایستاده. هرچه هست، دوستش ندارند، حتی قدر سر سوزن.

اگر ده ثانیه زودتر این نمایش را شروع کرده بودیم، همین بچه‌ها از شادی سر از پا نمی‌شناختند. به‌محض اینکه صدای در را شنیدند، با تشویق کلاس را روی سرشان گذاشتند. وقتی صدای ضربه را شنیدند، انتظار چیز فوق‌العاده‌ای داشتند. فریاد شادی سر دادند، کف دستانشان را حوالهٔ هم کردند و با داد و هوار گفتند آره و یوهو و بعید نیست یکی‌شان گفته باشد بازی شروع می‌شه!

اما شرمنده. این نمایش با شادی شروع نمی‌شود. شروعش از زمانی است که در کاملاً باز می‌شود. همین لحظه است که انگار روی کلاس گرد مرده می‌پاشند، سکوتی آنی و ترسناک.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب راهنمای زنده ماندن در مدرسه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابراهنمای زنده ماندن در مدرسه
عنوان دیگربا این کتاب افسانه شوید
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهالی بنجامین
مترجمآرزو قلی‌زاده
انتشاراتانتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۱/۲۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲۱.۵۴ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۹۸۸-۱
تعداد صفحه‌ها۳۵۲ صفحه
قیمت کتاب۱۵۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

گمشده در دنیای کتاب ها :(
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۹

دختری کلاس هفتمی به نام «کیتلین» با مشکلاتی بزرگتر از همیشه مواجه شده است. همه همکلاسی های جدیدش، رفتار و قوانین اجتماعی متفاوتی با مدرسه سابق او دارند. وقتی دانش آموزی به نام «پالی فینک» که به خاطر شوخی های...بیشتر

۰
کاربر ۳۳۹۶۵۰۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۰۴

کتاب رو دوست داشتم اما اسمی که انتخاب شده زیاد مربوط به خود کتاب نیست کاش نام اصلی خود کتاب بود

۰
ساده بگیر همه چیز را🌿
۱۴۰۴/۰۵/۲۱

در مورد دختریه(کیتلین) که به مدرسه ی جدیدی می ره و همین که وارد کلاس میشه یکی از دانش آموزا می گه : تو که پالی فینک نیستی! 😎اما پالی فینک کیه؟ و چه ماجراهایی در انتظار کیتلین هست؟ ____________________________ استدلال غار افلاطون کلا...بیشتر

۴
Raya:)☆
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۷

کتاب خیلی خوبی بود، متن خیلی روونی داشت و خیلی جذاب بود، تا وقتی که به صفحه آخر کتاب رسیدم نفهمیدم چیشد و کی شروع کردم و کی تموم شد:)))♡ فقط یک موضوعی که درمورد ترجمه هست اینه که اسم کتاب...بیشتر

۰
R.R
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۰۸

کتاب جالب و خوبی بود . تو یه قسمت هایی از داستان واقعا خندیدم. و چیزهای زیادی هم از این کتاب یاد گرفتم . پیشنهاد میکنم که بخونید و لذت ببرید

۰
موجود سبز عجیب☆*.
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۲۵

منم تو مدرسه ماست رو تو قوطی سس مایونز خوردم

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۲۶۸۲۲۴۷
۲
هنوز اون‌قدر شجاع نیست. اما از قبل شجاع‌تره.
Hami
۲
شجاع بودن کاریه که همین حالا هم دارین انجامش می‌دین. شجاعت یعنی قدمی رو از پی قدم دیگه‌ای گذاشتن. شجاعت یعنی مثل کاری که شما می‌کنین، یعنی تا جای ممکن افتخار و فضیلت نشون دادن.
کاربر ۱۳۹۹۳۳۵
۱
با اینکه من استدلال افلاطون را برای خوانندگان جوان‌تر ساده‌سازی کردم، می‌توان گفت ماهیت آن به این صورت خلاصه می‌شود: ممکن است اشتباه کنیم، حتی دربارهٔ چیزهایی که ازشان «مطمئن» هستیم. هزاران سال از روزگار افلاطون می‌گذرد و این جمله هنوز ایده‌ای بنیادین است.
کاربر ۲۶۸۲۲۴۷
۱
می‌دونستم که مغز آدمیزاد می‌تونه گیر کنه. می‌تونه اون‌قدر توی چرخهٔ همون مشکلات و ترس‌های قدیمی بچرخه که هیچ‌جایی برای فکر کردن به چیزهای جدید نداشته باشه.
Hami
۱
قوانین زندگی که از پالی فینک مرموز یاد گرفته‌ام ۱. مایونز بخور. ۲. لباس‌های مضحک بپوش. ۳. بدون اطلاع غیب شو. ۴. افسانه‌ای شو.
Hami
۱
متفاوت بودن لزوماً به معنی بد بودن نیست. و تا وقتی که این هست، شاید باید سعی کنیم بیشتر خوش بگذرونیم.
Hami
۱
مغز آدمیزاد می‌تونه گیر کنه. می‌تونه اون‌قدر توی چرخهٔ همون مشکلات و ترس‌های قدیمی بچرخه که هیچ‌جایی برای فکر کردن به چیزهای جدید نداشته باشه.
Hami
۱
شاید اعتقاد به اینکه می‌تونی مشکلاتت رو دور کنی راهی برای رهایی از این بنده. این کار رو می‌کنی چون هیچ ایدهٔ دیگه‌ای به ذهنت نمی‌رسه. این کار رو می‌کنی چون بدشانسی رو می‌بینی که به‌سرعت به‌سمتت هجوم می‌آره و تنها انتخابت اینه که همون‌جا منتظرش بمونی.
کاربر ۱۳۹۹۳۳۵
۰
«هرچیزی که می‌دونیم همیشه ناقصه. آخرش فقط می‌تونیم یه نفر رو خوب بشناسیم: خودمون. و این هم در صورتی رخ می‌ده که براش تلاش کنیم.»
کاربر ۱۳۹۹۳۳۵
۰
وقتی آدم‌ها قصه می‌گن، انتخاب‌هایی می‌کنن. روی بعضی از قسمت‌ها تأکید می‌کنن. بعضی جاها رو جا می‌ندازن. در غیر این صورت که حرف‌هاشون قصه نمی‌شد و فقط مجموعه‌ای از واقعیت‌ها بود.