
دانلود و خرید کتاب صوتی قتل از دید چند راوی
معرفی کتاب صوتی قتل از دید چند راوی
کتاب صوتی قتل از دید چند راوی نوشتهی سامانتا داونینگ با ترجمهی زهرا امین کارسیدانی و با گویندگی مریم پاکذات منتشر شده است. نشر شبنا نسخهی مکتوب آن کتاب را منتشر کرده و نسخهی صوتی آن کتاب را آوانامه در اختیار مخاطبان قرار داده است. این اثر در دستهی داستانهای جنایی و معمایی قرار میگیرد و بر محور یک قتل مشکوک در حومهی مرفه سنفرانسیسکو میچرخد؛ قتلی که نه در کوچههای تاریک، بلکه در خانهای شیک کنار آب رخ داده و پای پلیس، همسایهها، همکاران و حتی یک سگ هاسکی به نام پلوتو را وسط ماجرا میکشد. در این کتاب صوتی، ماجرا از زاویهی دید چند شخصیت روایت شده است؛ از شلبی، دختر جوانی که شغلش قدمزدن با حیوانات خانگی است و جسد را کشف میکند تا کارآگاه کارلا گرَدی که باید از دل روابط پیچیدهی زناشویی، دعواهای مالی، همسایههای عصبانی و ایمیلهای کاری، حقیقت را بیرون بکشد. فضای داستان ترکیبی از تعلیق پلیسی، جزئیات زندگی روزمره و روابط شخصی است و شنونده را بهتدریج وارد شبکهای از انگیزهها و دروغها میکند. کتاب با گویندگی مریم پاکذات منتشر شده و لحن او در بازآفرینی تنش، شوخطبعیهای ریز شلبی و جدیت کارآگاه گرَدی نقش مهمی در تجربهی شنیداری آن کتاب دارد.
درباره کتاب قتل از دید چند راوی
کتاب قتل از دید چند راوی داستانش را با شلبی، دختر جوانی که حیوانات خانگی مردم را برای پیادهروی میبرد، آغاز میکند. او در همان شروع، در حین یک روز کاری معمولی، در خانهی یکی از مشتریهایش به نام تاد برک با جسد او در دستشویی روبهرو میشود؛ مردی ثروتمند، صاحب شرکت مکملهای رژیمی پرایم ولنِس، ساکن محلهای آرام و گرانقیمت کنار تالاب. از همین صحنهی کشف جسد، فضای معمایی و پلیسی داستان شکل میگیرد. پلیس وارد میشود، کارآگاه کارلا گرَدی شروع به پرسوجو میکند و شنونده کمکم میفهمد که زندگی تاد برک، پشت ظاهر موفق و سالمش، پر از تنشهای پنهان بوده است: طلاق نیمهتمام، دعوا بر سر تقسیم اموال، اختلافات مالی بر سر ارزش واقعی شرکت، و رابطهای مشکوک با دستیارش مگان. کتاب صوتی قتل از دید چند راوی در ادامه، با جابهجایی بین زاویهدید شلبی و کارآگاه گرَدی، شنونده را در دو سطح متفاوت پیش میبرد: سطح تجربهی شخصی و احساسی شلبی که ناگهان از یک «سگگردان» معمولی به شاهد اصلی یک پروندهی قتل تبدیل شده و گذشتهی خودش هم بیدردسر نیست، و سطح نگاه حرفهای و تحلیلی کارآگاه که باید از میان شهادتها، ایمیلها، حسابهای مالی، همسایههای خشمگین و اسلحهی گمشدهی یک پیرمرد، مسیر قتل را بازسازی کند. در متن، به فصلها و بخشهای مختلفی برمیخوریم که با نام راویها مشخص شدهاند؛ مثل «بخش ۱: شلبی» و «بخش ۲: کارآگاه کارلا گرَدی» که هرکدام تکهای از پازل را در اختیار شنونده میگذارند. کتاب قتل از دید چند راوی با این ساختار چندصدایی، هم روند تحقیقات پلیسی را دنبال کرده است هم به روابط شخصی، فشارهای مالی، رقابتهای کاری و رازهای کوچک و بزرگ شخصیتها پرداخته است، بدون آنکه پایان معما را زود لو بدهد.
خلاصه داستان قتل از دید چند راوی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان با شلبی آغاز میشود؛ دختری که در منطقهی بِی زندگی میکند، چند شغل همزمان دارد و یکی از کارهایش قدمزدن با سگهاست. او در یک روز کاری معمولی، بعد از بردن سه سگ – پلوتو، بِس و استنلی – به پارک، پلوتو را به خانهی صاحبش، تاد برک، برمیگرداند. نیاز فوری به دستشویی باعث میشود برخلاف روال همیشگی وارد خانه شود و همانجا، پشت در دستشویی هال، جسد تاد را روی زمین میبیند. ابتدا فکر میکند سکته یا حملهی قلبی بوده اما پلیس خیلی زود اعلام میکند گلولهای با کالیبر کوچک به سر تاد شلیک شده است. از اینجا، شلبی ناخواسته به مرکز پرونده کشیده میشود. او باید برای کارآگاه کارلا گرَدی توضیح بدهد که چطور کلید خانه را دارد، چقدر تاد را میشناخته و چه کسانی دیگر در زندگی تاد حضور داشتهاند. کمکم روشن میشود که شلبی فقط یک «سگگردان ساده» نیست؛ او گذشتهای پرتنش دارد، سابقهی درگیری در یک بار، حکم منع تماس، و همینطور در ماجرای مالی مشکوکی میان تاد، همسرش رجینا و دستیار شرکت، مگان، نقش واسطه را بازی کرده است. رجینا از او خواسته با هویت جعلی از مگان مکملهای رژیمی بخرد تا بتواند ثابت کند تاد و مگان در حسابها دستکاری میکنند و ارزش شرکت را برای طلاق پایین نشان میدهند. در سوی دیگر، کارآگاه گرَدی با نگاهی سیستماتیک پیش میرود: ایمیلهای تاد را بررسی میکند، با همکارانش مثل بریگز هماهنگ میشود، سراغ رجینا که ناپدید است میرود، با مگان تماس میگیرد و به همسایهها سر میزند. یکی از مهمترین سرنخها، همسایهی سالخوردهای به نام آرتور استون است که سگ کوچکش الینور چندبار هدف هجوم بازیگوشانهی پلوتو قرار گرفته و او از تاد و شلبی به پلیس شکایت کرده است. آرتور اسلحهی ثبتشدهای دارد و حتی تهدید کرده اگر پلوتو دوباره نزدیک الینور شود به او شلیک میکند، اما وقتی پلیس برای دیدن اسلحه میرود، جعبهی مخصوص خالی است. همزمان، نبود وصیتنامه، دعوای مالی رجینا و تاد، رابطهی کاری نزدیک مگان و تاد و نقش مبهم شلبی در میان اینها، دایرهی مظنونان را گسترده و تشخیص انگیزهی اصلی قتل را دشوار کرده است. کتاب بدون افشای زودهنگام پاسخ، شنونده را همراه با گرَدی و شلبی در مسیر کشف حقیقت پیش میبرد.
چرا باید کتاب قتل از دید چند راوی را بشنویم؟
کتاب صوتی قتل از دید چند راوی برای شنوندهای که به داستانهای جنایی علاقهمند است چند ویژگی متمایز دارد. نخست، زاویهدید چندگانه است: روایت بین شلبی و کارآگاه کارلا گرَدی جابهجا میشود و همین رفتوبرگشت، هم بُعد احساسی و شخصی ماجرا را نشان میدهد هم بُعد تحلیلی و پلیسی را. شنونده همزمان با اضطراب و سردرگمی شلبی همراه میشود و در عین حال با نگاه دقیق گرَدی، لایههای پنهان روابط و انگیزهها را میبیند. دوم، فضای داستان در محلهای مرفه و ظاهراً آرام شکل گرفته که زیر سطح مرتب و شیکش، رقابت مالی، طلاق پرتنش، حسادت، خشم همسایهها و ترس از رسوایی جریان دارد. قتل در این محیط، بیشتر شبیه ترکخوردن یک ویترین براق است تا جنایتی در فضای تیرهی کلیشهای، و همین تضاد، شنیدن آن کتاب را جذاب کرده است. سوم، حضور شخصیتهایی مثل شلبی با گذشتهی پرمسئله، رجینا با بازیهای حقوقی و مالی، مگان بهعنوان چهرهی «سلامت و موفقیت»، و آرتور با خانهی بنفش و اسلحهی گمشده، ترکیبی از تیپهای آشنا و جزئیات غیرمنتظره ساخته است. در کنار اینها، تمرکز متن بر جزئیات روزمره – از پارک سگها و کافهها تا ایمیلها و دفترچههای یادداشت – باعث شده شنونده در دل زندگی عادی شخصیتها قدم بزند و در همان فضا، کمکم نشانههای جنایت را کشف کند. نسخهی صوتی با گویندگی مریم پاکذات، بهویژه در بازآفرینی تفاوت لحن شلبی و کارآگاه گرَدی، به این چندصداییبودن کمک کرده و شنیدن آن کتاب را برای کسانی که دوست دارند در طول روز، در مسیر یا حین کارهای روزمره، یک معمای جنایی پرجزئیات را دنبال کنند، به تجربهای پیوسته و قابلدنبالکردن تبدیل کرده است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای جنایی و معمایی با تمرکز بر روابط انسانی، طلاق، اختلافات مالی و تنشهای همسایگی علاقهمند هستند. همچنین به مخاطبانی که از روایتهای چندراوی، شخصیتهای خاکستری و فضاهای شهری معاصر لذت میبرند و دوست دارند در کنار تعقیب یک پروندهی قتل، در جزئیات زندگی روزمرهی شخصیتها غرق شوند، پیشنهاد میشود. کسانی که به موضوعاتی مثل حیوانات خانگی، شرکتهای سلامت و مکملهای رژیمی و تضاد ظاهر سالم/باطن پرمسئله کنجکاوند نیز میتوانند از شنیدن آن کتاب لذت ببرند.
بخشی از کتاب قتل از دید چند راوی
«به مدت یک ثانیه همان جا خشکم میزند؛ هنوز جسد در چشم ذهنم باقی است. دلم از این تصویر آشوب میشود. پلوتو با زوزه کشیدن و چرخیدن دایروهوار به دورِ خودش حواسم را پرتِ خودش میکند و با محو کردن تصویر جسد از ذهنم مرا از عمق شوک بیرون میکِشد. البته تقریباً. «تشویقی میخوای؟» تکهای خوراکی تشویقی از توی جیبم بیرون میآورم و به کمک آن پلوتو را بهسمت آشپزخانه هدایت میکنم. حتی در همین حال هم حواسم پیِ دستشویی است. ظرف آبِ پلوتو را آب میکشم و مقداری از آب بطری درون یخچال را میریزم تویش و ظرف غذایش را هم از غذای مخصوص پر میکنم. برگشتهام به حالت خودکار و همان کارهایی را انجام میدهم که همیشه میکنم؛ انگارنهانگار یک جسد توی دستشویی افتاده. بهمحضآنکه پلوتو سرگرم آب و غذا خوردن میشود، دوباره همهچیز به ذهنم هجوم میآورد. همچنین نیازم به استفاده از توالت. دواندوان خودم را به اتاقخواب اصلی میرسانم و از توالت آنجا استفاده میکنم چون چارهٔ دیگری ندارم. خانه آنقدرها هم بزرگ نیست. به آشپزخانه برمیگردم با این فکر که باید به پلیس زنگ بزنم. موقع بیرون آوردن تلفن همراهم، دستهایم میلرزند. «نُهصدویازده، مشکلتون چیه؟» صدای زنانهاش بشاش و دلگرمکننده است. میگویم: «من... جسد یه مرد افتاده اینجا. توی خونهش. مُرده.» «توی خونهٔ خودتون؟» «نه، کلیپسو ریف، پلاک چهارده. اسمش تاد بِرکئه.» «همین الان یکی رو میفرستیم اونجا. اسمتون؟» «من... اسمم هست شلبی رایان.» «و شما جسد آقای برک رو پیدا کردین؟» «بله.» قدمزنان وارد هال میشوم و زل میزنم به درِ دستشویی. «پام رو که گذاشتم توی خونه دیدم افتاده اینجا. مُرده.» «نسبتی با آقای برک دارین؟» «نه، من- من حیوون خونگیش رو میبرم میگردونم.» «شغلتون اینه؟» «بله. آقای برک یه هاسکی داره به اسم پلوتو و من روزها میبرمش هواخوری.» «سگ هم اونجاست؟ پیش شماست؟» «بله.» نمیدانم این موضوع چه ربطی به باقی ماجرا دارد، اما شاید فقط میخواهد رشتهٔ صحبت قطع نشود. تا آرامم کند.»
زمان
۲ ساعت و ۴۹ دقیقه
حجم
۲۳۳٫۲ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲ ساعت و ۴۹ دقیقه
حجم
۲۳۳٫۲ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد