کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت بیست و سوم + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت بیست و سوم

دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت بیست و سوم

نویسنده:ریچل کین
گوینده:متین بختی
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت بیست و سوم

کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت بیست و سوم نوشته‌ی ریچل کین با ترجمه‌ی حسین مسعودی آشتیانی و گویندگی متین بختی توسط نوین کتاب گویا منتشر شده است. این قسمت ادامه‌ی ماجرای تعقیب و گریز نفس‌گیر گوئن پراکتور با قاتلانی است که زندگی او و فرزندانش را به جهنم تبدیل کرده‌اند و در عین حال گره‌های مهمی از گذشته‌ی تاریک شخصیت‌ها را باز می‌کند. شنونده در این بخش با اوج‌گیری تنش، رویارویی مستقیم با لانس گراهام و فرزندانش و کشف زیرزمینی مخوف روبه‌رو می‌شود که همچون بازسازی کابوس‌وار کارگاه شکنجه‌ی ملوین رویال است. این کتاب صوتی در ژانر تعلیق، جنایی و تریلر روان‌شناختی قرار می‌گیرد و فضای آن سرشار از تعقیب، درگیری، جراحت، ترس، احساس گناه و در عین حال عشق سرسختانه‌ی یک مادر به فرزندانش است. در قسمت بیست و سوم، تمرکز روایت بیش از هر زمان دیگری بر نجات کانر و لنی، مواجهه با خشونت سیستماتیک لانس گراهام و نقش فرزندان او در این چرخه‌ی خشونت قرار گرفته است. نوین کتاب گویا این قسمت را به‌عنوان بخشی از یک سریال صوتی پیوسته عرضه کرده است که شنیدن آن بدون آشنایی با قسمت‌های قبلی هم ممکن است اما بسیاری از لایه‌های عاطفی و روانی داستان در بستر قسمت‌های پیشین شکل گرفته است. about_the_book کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت بیست و سوم ادامه‌ی داستانی است که ریچل کین درباره‌ی زنی به نام گوئن پراکتور ساخته است؛ زنی که همسر سابق یک قاتل زنجیره‌ای بوده و حالا میان گذشته‌ی خونین و تلاش برای ساختن زندگی تازه برای فرزندانش گرفتار شده است. در این قسمت، شنونده در همان لحظه‌ای وارد ماجرا می‌شود که گوئن پس از جراحت و خون‌ریزی شدید در ماشین پلیس به هوش می‌آید و سم و کزیا در حال نجات‌دادن او هستند. از همان سطرهای آغازین، ضرب‌آهنگ روایت تند است: پانسمان سر، بحث بر سر رفتن به بیمارستان یا ادامه‌ی تعقیب، خلع سلاح موقت گوئن و سپس بازگرداندن اسلحه به او، پوشیدن جلیقه‌های ضدگلوله و حرکت به‌سوی کلبه‌ی بالای صخره؛ جایی که کانر و لنی در آن اسیر شده‌اند. کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت بیست و سوم در این بخش نشان می‌دهد که چگونه پلیس، یک مادر زخمی و دو افسر دیگر در شرایطی پر از باد، تاریکی و خستگی جسمی، خود را برای رویارویی با پسربچه‌هایی مسلح و آموزش‌دیده آماده می‌کنند. در ادامه‌ی کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت بیست و سوم، روایت به دو سطح هم‌زمان تقسیم می‌شود: سطح اول، درگیری بیرونی با کایل و لی، پسران لانس گراهام است؛ نوجوانانی که هم قربانی تربیت پدر و هم عامل اجرای نقشه‌های او هستند. صحنه‌ی روبه‌رو شدن با لی در آستانه‌ی کلبه، اعتراف او به «نخواستن» این کارها، و سپس شلیک لرزانش، مرز میان کودک‌بودن و خطرناک‌بودن را مخدوش می‌کند. سطح دوم، کشف زیرزمینی است که زیر کلبه پنهان شده؛ فضایی پر از ابزار شکنجه، قلاب‌ها، صفحه‌ی آهنی، کابل‌ها، ابزار جراحی و شکار و حتی قالیچه‌ای شبیه به آنچه در کارگاه مل وجود داشته است. این زیرزمین نه‌تنها محل حبس قربانیان، که بازآفرینی وسواس‌گونه‌ی کارگاه ملوین رویال است و نشان می‌دهد که گراهام چگونه از الگوی او تقلید کرده است. در این قسمت، چند «فصل» یا برش روایی مشخص دیده می‌شود: بیدار شدن و مداوای اولیه‌ی گوئن، حرکت به‌سوی کلبه، مواجهه با لی و کایل، ورود به کلبه و زیرزمین، نجات کانر و لنی، و در پایان گفت‌وگوی گوئن با پرستر و خبر فرار ملوین رویال از زندان. هر بخش، هم تعلیق بیرونی دارد و هم لایه‌ای از ترس، احساس گناه، خشم و تصمیم‌گیری اخلاقی را در ذهن گوئن پررنگ‌تر می‌کند. book_Summery در این قسمت از سریال، محور اصلی بر لحظه‌ی پس از نجات اولیه‌ی گوئن از دست گراهام متمرکز است. گوئن با سری پانسمان‌نشده، خون‌ریزی و سرگیجه در ماشین نشسته و سم در حال بستن زخم او است. بحث میان آن دو بر سر این است که گوئن باید به بیمارستان برود یا به کلبه‌ای که فرزندانش در آن اسیرند. سم ابتدا اسلحه‌ی او را خلع می‌کند، فشنگ‌ها را بیرون می‌ریزد و اسلحه را باز می‌کند تا او را وادار به رفتن به بیمارستان کند اما در برابر اصرار و شناختی که از سرسختی گوئن دارد، در نهایت اسلحه را دوباره سرهم می‌کند و به او برمی‌گرداند. کزیا جلیقه‌های ضدگلوله را از صندوق عقب بیرون می‌آورد، خودش و سم مسلح می‌شوند و جلیقه‌ی سوم را به گوئن می‌دهند. در همین حین، آمبولانس گراهام را تحویل می‌گیرد و گروه کوچک آنها پیش از رسیدن نیروهای کمکی، تصمیم می‌گیرد به‌سوی کلبه‌ی بالای صخره حرکت کند. مسیر صعود به کوه، با باد شدید، تاریکی و رد خون گوئن روی صخره‌ها همراه است؛ ردی که کزیا با نور چراغ‌قوه نشان می‌دهد. گوئن در طول راه دچار توهم شنیدن گریه‌ی دخترش می‌شود و مرز میان واقعیت و کابوس برایش می‌لرزد. وقتی به کلبه می‌رسند، کزیا با لحنی آمرانه خود را معرفی می‌کند و از کایل و لی می‌خواهد بیرون بیایند. لی، کوچک‌ترین پسر گراهام، با کاپشنی بزرگ و ترسیده بیرون می‌آید و اعتراف می‌کند که «نمی‌خواسته» در این ماجرا دخیل باشد. گوئن از او می‌پرسد بچه‌هایش کجا هستند و لی در نهایت تأیید می‌کند که آنها در کلبه‌اند. در همین زمان، مشخص می‌شود که کایل مسلح است و لی هم تفنگی در دست دارد. لی در لحظه‌ای پر از ترس شلیک می‌کند، شیشه‌ی کلبه می‌شکند و کزیا با فریاد و حمله‌ی سریع او را خلع سلاح و دستبند می‌زند. گوئن وارد کلبه می‌شود و کایل را می‌بیند که با اسلحه‌ای به سمت او نشانه رفته است. او می‌تواند شلیک کند اما به‌خاطر سن کایل و این‌که هنوز او را «بچه» می‌بیند، این کار را نمی‌کند. سم از پشت سر به کایل ضربه می‌زند، او را به زمین می‌اندازد و دستبند می‌زند. گوئن که هنوز بچه‌هایش را پیدا نکرده، کلبه‌ی کوچک را می‌گردد و زیر قالیچه دری پنهان در کف پیدا می‌کند. با برداشتن شمع و پایین رفتن از نردبان، وارد زیرزمینی می‌شود که شبیه بازسازی کامل کارگاه شکنجه‌ی ملوین رویال است: صفحه‌ی آهنی، کابل ضخیم، قفسه‌ی ابزار، کابینت قرمز، دیوار پر از اره و چاقو و چکش، سینی تجهیزات پزشکی و ابزار شکار، و قالیچه‌ای آشنا. بوی تعفن خون و گوشت فاسد فضا را پر کرده است و گوئن احساس می‌کند به گذشته‌ی خود بازگشته است. در این زیرزمین، او در نهایت دیواری پوشیده از شبکه‌ی آهنی و قفلی بزرگ پیدا می‌کند. با دیلم قفل و سپس خود در را از جا می‌کند و پشت آن کانر و لنی را زنده می‌بیند. هر سه در آغوش هم فرو می‌ریزند و گوئن احساس می‌کند که با وجود تمام جراحت‌ها، زخم اصلی‌اش التیام یافته است. بعدتر، در هوای آزاد، لنی اعتراف می‌کند که با چاقو به کایل حمله کرده و اگر پدرش نرسیده بود او را «می‌گرفت»؛ همان‌طور که گوئن به او یاد داده بود از خود دفاع کند. کانر هم می‌گوید رمز اتاق امن در گوشی او بوده و بچه‌های گراهام با دزدیدن گوشی توانسته‌اند وارد شوند. گوئن هر دو را دلداری می‌دهد و تأکید می‌کند که مهم زنده‌ماندن آنها است. در پایان، با رسیدن نیروهای کمکی و حضور پرستر، کارآگاه پرونده، گفت‌وگویی شکل می‌گیرد که در آن پرستر بابت قضاوت‌های قبلی از گوئن عذرخواهی می‌کند. او گوشی گراهام را به‌عنوان مدرک تحویل می‌گیرد و پیام تازه‌ای از آبسلوم روی صفحه دیده می‌شود که نوشته است «اون میخواد به روز باشه». پرستر سپس خبر مهم‌تری می‌دهد: تعدادی زندانی از زندان الدورادو فرار کرده‌اند و در میان آنها ملوین رویال هم فرار کرده است. گوئن در واکنش به این خبر، به‌جای فرو رفتن در وحشت، درونی‌ترین تصمیم خود را روشن می‌کند: دیگر از مل نمی‌ترسد و قصد دارد این بار او را خودش از میان بردارد. why_To_Read کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت بیست و سوم نقطه‌ای است که در آن هم تعلیق بیرونی داستان به اوج می‌رسد و هم کشمکش‌های درونی شخصیت اصلی شفاف‌تر می‌شود. شنونده در این قسمت با ترکیبی از صحنه‌های اکشن، تیراندازی، جست‌وجو در تاریکی، کشف مکان شکنجه و نجات فرزندان روبه‌رو است که ضرب‌آهنگ شنیدن را تند و پرتنش نگه می‌دارد. در عین حال، روایت از زاویه‌ی دید گوئن، لایه‌های عاطفی و روانی ماجرا را پررنگ می‌کند: احساس گناه او نسبت به گذشته، ترس از تکرار کابوس کارگاه مل، تردید میان دیدن پسران گراهام به‌عنوان «بچه» یا «تهدید»، و تصمیم نهایی‌اش برای روبه‌رو شدن مستقیم با ملوین رویال. این کتاب صوتی نشان می‌دهد که خشونت و شر چگونه می‌تواند در قالب «خانواده» بازتولید شود؛ از یک‌سو لانس گراهام که پسرانش را به ابزار جنایت تبدیل کرده و از سوی دیگر گوئن که فرزندانش را برای دفاع از خود آموزش داده اما حالا باید با پیامدهای این آموزش روبه‌رو شود. شنونده در این قسمت با صحنه‌هایی مواجه می‌شود که مرز میان قربانی و عامل خشونت را مبهم می‌کند و پرسش‌هایی درباره‌ی مسئولیت، تربیت، انتخاب و بقا پیش می‌کشد. همچنین کشف زیرزمین و شباهت آن به کارگاه مل، پیوندی میان گذشته و حال برقرار می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه کابوس‌های ناتمام می‌توانند در چهره‌های تازه بازگردند. از سوی دیگر، پایان این قسمت با خبر فرار ملوین رویال، افق تازه‌ای برای ادامه‌ی سریال باز می‌کند و نشان می‌دهد که ماجرای اصلی هنوز تمام نشده است. شنیدن این بخش برای کسانی که قسمت‌های قبلی را دنبال کرده‌اند، مانند عبور از یکی از مهم‌ترین گره‌های داستانی است و برای کسانی که تازه وارد این جهان می‌شوند، تصویری فشرده و پرتنش از دنیای گوئن و دشمنانش ارائه می‌دهد. who_Should_Read شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت بیست و سوم به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های جنایی، تریلرهای پرتعلیق و روایت‌هایی درباره‌ی قاتلان زنجیره‌ای و پیامدهای روانی جنایت علاقه‌مند هستند. همچنین به مخاطبانی پیشنهاد می‌شود که دنبال داستان‌هایی درباره‌ی بقا، رابطه‌ی مادر و فرزند در شرایط بحرانی و تقابل گذشته‌ی تاریک با تلاش برای زندگی تازه‌اند. کسانی که پیش‌تر قسمت‌های قبلی این سریال صوتی را شنیده‌اند، برای دنبال‌کردن سرنوشت گوئن، کانر و لنی و فهمیدن نقش لانس گراهام و آبسلوم در این جهان داستانی، از این قسمت بهره‌ی بیشتری می‌برند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۳۱ دقیقه

حجم

۵۷٫۰ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۳۱ دقیقه

حجم

۵۷٫۰ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۳۹,۰۰۰
تومان