
دانلود و خرید کتاب صوتی اوراکل (جلد دوم)
معرفی کتاب صوتی اوراکل (جلد دوم)
کتاب اوراکل (جلد دوم) نوشتهی هما پوراصفهانی، ادامهای بر داستان پرکشش و پرحادثهی جلد نخست است که با گویندگی مریم پاکذات و توسط آوانامه منتشر شده است. این کتاب صوتی با تمرکز بر زندگی شخصیتهایی چون مارال و مهراد، شنونده را به دل ماجراهایی پرتنش، رازآلود و گاه عاشقانه میبرد. روایت داستان در بستر روابط پیچیده، سوءتفاهمها و تعقیب و گریزهای نفسگیر شکل میگیرد و شخصیتها را در موقعیتهایی قرار میدهد که باید برای بقا، حقیقت و عشق بجنگند. هما پوراصفهانی با قلمی پرجزئیات و دیالوگمحور، فضایی ملموس و پرهیجان خلق کرده است که شنونده را بهراحتی با خود همراه میکند. نسخهی صوتی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب اوراکل (جلد دوم)
کتاب اوراکل (جلد دوم) اثر هما پوراصفهانی، داستانی معاصر و پرحادثه را روایت میکند که در ادامهی جلد اول، شخصیتهای اصلی را وارد مرحلهای تازه از زندگی و بحران میکند. این کتاب با محوریت مارال و مهراد، به روابط پیچیده، سوءتفاهمها و چالشهای عاطفی و اجتماعی میپردازد. فضای داستان در شهرهای شمالی ایران و در بستر سفر، مهمانیها و ماجراهای خانوادگی و دوستانه شکل گرفته است. نویسنده با استفاده از دیالوگهای زنده و توصیفهای دقیق، دنیایی پر از تنش، رقابت، حسادت و لحظات ناب عاشقانه را پیش روی شنونده قرار داده است. در این جلد، علاوهبر گرههای عاطفی، پای مسائل جنایی و تعقیب و گریز نیز به میان میآید و شخصیتها را در موقعیتهایی قرار میدهد که باید برای نجات خود و عزیزانشان تصمیمهای دشواری بگیرند. کتاب اوراکل (جلد دوم) با تمرکز بر روابط انسانی، وفاداری، خیانت و تلاش برای کشف حقیقت، شنونده را به سفری پر فراز و نشیب میبرد که در آن هر لحظه ممکن است همهچیز تغییر کند.
خلاصه کتاب اوراکل (جلد دوم)
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در کتاب اوراکل (جلد دوم)، مارال و مهراد پس از پشت سر گذاشتن حوادث جلد اول، وارد مرحلهای تازه از زندگی مشترک و پرتنش خود میشوند. داستان با حضور آنها در ویلایی در شمال کشور آغاز میشود؛ جایی که روابط میان دوستان و آشنایان، بهویژه حضور حورا و حسین، به پیچیدگیهای تازهای دامن میزند. مارال با احساسات متناقض نسبت به مهراد و رفتارهای او، مدام میان خشم، دلسوزی و علاقه در نوسان است. مهراد نیز با گذشتهای پر از راز و روابط پیچیده، تلاش میکند هم از مارال محافظت کند و هم با بحرانهای شخصی و خانوادگیاش روبهرو شود. در این جلد، ماجراهای عاشقانه با تعقیب و گریزهای پلیسی و سوءظنهای جنایی گره میخورد. مارال و مهراد ناخواسته وارد ماجرایی میشوند که پای پلیس و اتهام قتل به میان میآید و آنها مجبور به فرار و پنهانکاری میشوند. در این میان، روابط دوستانه و خانوادگی نیز تحتتأثیر قرار میگیرد و هر یک از شخصیتها با انتخابهای دشوار و پیامدهای آن روبهرو میشوند. داستان با ریتمی تند و پرحادثه، شنونده را درگیر کشف حقیقت، وفاداری و معنای واقعی عشق و اعتماد میکند.
چرا باید کتاب اوراکل (جلد دوم) را بشنویم؟
کتاب اوراکل (جلد دوم) با روایت پرکشش و شخصیتپردازی دقیق، تجربهای متفاوت از داستانهای معاصر ایرانی را ارائه میدهد. این کتاب صوتی نهتنها به روابط عاشقانه و خانوادگی میپردازد، بلکه با واردکردن عناصر معمایی و جنایی، فضای داستان را پرتنش و غیرقابلپیشبینی میکند. شنونده با شخصیتهایی روبهرو میشود که هرکدام ضعفها، آرزوها و رازهای خود را دارند و در موقعیتهایی قرار میگیرند که باید برای حقیقت و بقا بجنگند. دیالوگهای زنده و توصیفهای ملموس، فضای داستان را واقعی و قابل لمس میکند و باعث میشود شنونده بهراحتی با شخصیتها همذاتپنداری کند. این کتاب برای کسانی که به دنبال داستانی پرحادثه، پر از احساس و با لایههای مختلف هستند، انتخابی جذاب است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب به علاقهمندان داستانهای معاصر ایرانی، کسانی که به روایتهای پرحادثه و پرتنش علاقه دارند و افرادی که به دنبال داستانهایی با محوریت روابط پیچیده، معماهای خانوادگی و چالشهای عاطفی هستند پیشنهاد میشود. همچنین برای شنوندگانی که دوست دارند داستانهایی با فضای شمال ایران و ماجراهای عاشقانه و جنایی را دنبال کنند، این کتاب مناسب است.
بخشی از کتاب اوراکل (جلد دوم)
«با صدای بلند رعد و برق که گویی صاف توی سقف ویلا خورد و آسمان ترکید، جیغم بلند شد و از خواب پریدم. همزمان با من مهراد هم پرید و با چشمان باز شده چرخید سمتم و با دیدن من که نیمخیز شده بودم، گفت: ــ چی شده؟ از رعد و برق نمیترسیدم، اما تا به حال در زندگیام صدای رعدی به این بلندی نشنیده بودم! قبل از اینکه بتوانم جواب مهراد را بدهم رعد دومی زده شد و باز جیغ کوتاهم را بلند کرد. مهراد با چشمانی خمار و خوابآلود فهمید دردم چیست. هر دو دستش را سمتم دراز کرد و گفت: ــ بیا اینجا بچه. با ترس نگاهش کردم و گفتم: ــ زیر بارون، نصف شب، مگه از جونم... دستهایش را جلو آورد، با یک حرکت من را گرفت و دقیقا چون کودکی کشید بین دستهایش. سرم روی بازویش و پیشانیام دقیقا جلوی لبهایش قرار گرفت. همان لحظه رعد سوم زده شد و این بار فقط سر جایم تکان خوردم. مهراد با چشمان بسته آهسته گفت: ــ هیش نترس! جات امنه. صدایش خوابِ خواب بود. نگاهی به خودم انداختم. من آنجا بین بازوان مهراد صباغ دقیقا چه میکردم؟ روزگار چه بازیهایی که نداشت! صدای نفسهای مهراد باز نشان از به خواب رفتنش داشت. واقعا آنجا چه جای امنی بود! آنقدر امن که صدای رعدهای بعدی را حتی نمیشنیدم. هم نیمه شب بود و هم باران میبارید، ولی مهراد تنها حامیام شده بود. همین! لبخند روی لبم نشست. نمیشد از او نفرت داشته باشم. خودش نمیگذاشت. وقتهایی که ذات مهربانش را رو میکرد جلوی نفرتم را میگرفت. چشمانم را بستم. این بار راحتتر و سریعتر از بار قبل به خواب رفتم.»
زمان
۱۲ ساعت و ۵۱ دقیقه
حجم
۱ گیگابایت, ۳۹۴٫۵ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۲ ساعت و ۵۱ دقیقه
حجم
۱ گیگابایت, ۳۹۴٫۵ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد