
٪۴۰
معرفی کتاب دیوانهای بالای بام
عزیز نسین(1995-1915)، نویسنده و طنزپرداز ترکیهای است.
در یکی از داستانهای طنز این مجموعه داستان کوتاه به نام «کتککاری مزه میده» میخوانیم:
«خب دیگه فهمیده بودم تو استادیوم لگد زدن و لگد خوردن عیب نیست... چون همه داشتن به همدیگه لگد میزدن. تازه همه هم غیرعمد... کسی قصدی این کارو نمیکنه... نمیشناسدت، باهات دشمنی هم نداره، فقط از روی هیجان به جای توپ به تو میزنه. باید باشی و ببینی شرفالدین بیک... آخه، توپ یه کیلومتر اونورتره، اون وقت چهجوری میخوای از این فاصله با پات بزنیش؟! خلاصه شروع کردیم به لگدپرونی... اونا به من لگد میزدن، منم به اونا لگد میزدم. اما هیچ کدوم تو قلبمون هیچی نیست. آدم اون موقع از بس هیجان داره درد لگدایی هم که میخوره، احساس نمیکنه. بعدش آقا، یه توپ رفت تو دروازه ما. داور بیهمهچیز این توپو گفت گل شده. این دفعه دیگه طاقت نیاوردم. دیدم بازم داور داره بیانصافی میکنه. با صدای بلند داد زدم:
«شیر سماور!...»
نمیتونستم جلو خودمو بگیرم. دست و پاهام تیریکتیریک میلرزید. بغل دستم یه پسره نوشابهفروش وایستاده بود. شیشه نوشابهها رو ورداشتم و به طرف داور پرت کردم. حالا خوبه کنارم شیشه نوشابه بود و چیز دیگهای نبود. مثلاً اگه نارنجک بود، طرف داور نارنجک پرت میکردم. بلبشویی شد که بیا و ببین. تماشاچیها افتادن به جون همدیگه. یه عده میگفتن گل بود، یه عده میگفتن گل نبود. خوب همدیگه رو لت و پار کردیم. منم تو اون هیر و ویر یه بچه دهساله رو گرفته بودم و داشتم خفهش میکردم. واسه خاطر هیچ و پوچ کم مونده بود آدم بکشم. خدا رو شکر بچههه گفت: «عموجون، به خدا منم از طرفدارای تیم شمام.» اینو که گفت ولش کردم. تا بچههه رو ولش کردم، یه یارو مثل غول بیابونی یقهمو گرفت؛ حالا نزن، کی بزن... همون جور که زیر مشت و لگد بودم، با چشم دنبال پسرم گشتم... پسر کجا بود؟! دیدم پریده وسط زمین چمن و داره حق داورو میذاره کف دستش.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب دیوانهای بالای بام و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | دیوانهای بالای بام |
|---|---|
| موضوع | داستان کوتاه، داستان خارجی، طنز |
| نویسنده | عزیز نسین |
| مترجم | ارسلان فصیحی |
| انتشارات | گروه انتشاراتی ققنوس |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۴/۰۳/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۱.۶۶ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸-۶۰۰-۲۷۸-۰۴۳-۰ |
| تعداد صفحهها | ۲۲۴ صفحه |
| قیمت کتاب | ۸۵۵۰۰ تومان |
| برچسب | بهترینهای ادبیات داستانی، ادبیات ترکیه، داستان ترکی، سه گانه عزیز نسین |
| نسخۀ صوتی | خرید کتاب صوتی دیوانهای بالای بام |
محمود و نگار![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عزیز نسین
مگه تو مملکت شما خر نیس؟عزیز نسین
زندگی منآنتوان چخوف
خاطرات اردی بهشتجعفر مدرس صادقی
کدام حزب برنده میشود؟آرمان سلطانزاده
بلبل حلبیمحمد کشاورز
مجموعه داستانهای عزیز نسینعزیز نسین
لندن، شهر چیزهای قرمزنوید حمزوی
داستان همراه ۲ (ایرانی)حامد حبیبی
عطر دارچینبرگزیدگان جایزه ا. هنری 2007
میلهاروکی موراکامی
بانوی پیشگومارگارت اتوود
ترانهی برف خاموشهیوبرت سلبی جونیور
قلعه مرغی، روزگار هرمیسلمان امین
سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیاهاروکی موراکامی
میرزابزرگ علوی
زندگانبردیا یادگاری

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
شوخیها در حد لطیفه و جکاند، نه طنز -- نه پیچیدهاند، نه ظرافتی دارند و نه حتی خندهدارند.جز دو یا سه بخش اگه بخوایم منصفانه باشیم. ولی با توجه به تعداد داستانها آمار جالبی نیست. بعید هم هست که تمام...بیشتر
از عزیز نسین چه می دانید؟؟؟!!! وی نویسنده و طنزپرداز ترکیه ای است. در یکی از داستان های این مجموعه می خوانیم: "دیدم بازم داور داره بی انصافی می کنه،با صدای بلند داد زدم............ نمی تونستم جلو خودمو بگیرم.دست و پاهام تیریک تیریک...بیشتر
کی خوندش