با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتیات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

کتاب نباید گفته شود
۴٫۰
(۲)
خواندن نظراتمعرفی کتاب نباید گفته شود
پروین مختاری( -۱۳۳۵)، نویسنده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«دستفروشها پیادهرو را اشغال کرده بودند و با سر و صدا میخواستند جنسهایشان را بفروشند. راه میرفتم و تماشا میکردم که یکدفعه احساس کردم جمعیت همدیگر را هل میدهند. به دور و برم نگاه کردم. مأموران شهرداری حمله کرده بودند و دستفروشها را جمع میکردند. وسط خیابان مردی غرولندکنان میرفت و چند نفر هم دنبالش راه افتاده بودند. فکر کردم حتماً یکی از بساطیهاست. جلوتر که رفتم فهمیدم رهگذری است که از دستفروش حمایت میکند. او همینطور غر میزد و میگفت: نمیذارن مردم شب عیدی یه لقمه نون برای زن و بچههاشون ببرن. لابد میگن مردم برن دزدی کنن یا از دیوار مردم بالا برن.
بازجو پرسید: الآن چه کار داری میکنی؟
گفتم: دارم زندگی میکنم، مثل همه مردم.
صدای بساطیها میآمد. من هم مثل بقیه، پشت سر مرد راه افتاده بودم. مرد دوباره گفت: نمیذارن شب عیدی مردم یه لقمه نون حلال...
حوصلهام سر رفت. از مرد فاصله گرفتم. به بازجو نگفتم. دیگر غلط کنم از این فکرها به سرم بزند، اما نوشتم و تعهد دادم که زندگی کنم، مثل همه مردم. حالا دیگر توی جمعیت راه میرفتم و مرد را از دور تماشا میکردم. قیافهاش خیلی آشنا بود. آنموقعها از حرفها میشد آدمها را شناخت. سریع شناختمش. وقتی یک کلمهاش را شنیدم تا تهش رفتم. به بازجو نگفته بودم، ولی به خودم گفته بودم دیگر غلط بکنم. یارو را میشناختم. دلش میخواست مردم بریزند سر مأموران شهرداری و لت و پارشان کنند. از او فاصله گرفته بودم اما بعضیها همچنان دنبالش میرفتند و پوزخند میزدند که یعنی حرفش درست است، اما نمیخواهند بلند بگویند».
واکسن آلرژی در طب سنتی و موارد کاربرد آن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عباس جوشن
مالی بین المللفیلیکس لسمبو
مبانی تحلیل تنش دیرینمحسن الیاسی
خواب و بیدار (جلد اول)مهرالسادات محمودیان
پول، اعتبار و تعادل عمومیمحسن رضایی میرقائد
گزارش وضعیت امنیتی و دفاعی ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستیموسسه بیزینس مانیتور اینترنشنال
عبورمریم رئیس دانا
لکه های ته فنجان قهوهرضا ارژنگ
پرواز بر فراز یادگیری جستاری در کوچینگ فردی و سازمانی (جلد دوم)محمدرضا ترابیان اصفهانی
حقایقی درباره منابع تجدیدپذیردیوید مککی
آبی و ابری سفر من به دنیای موفقیت و آرامش (جلد اول)پوریا تزده
لطفامصطفی باقرزاده
راهنمای پرورش مهارت دوستیفرانک دیکسون
ایگو دشمن من است!رایان هالیدی
هرگز به سنجاب اعتماد نکنپاتریک کوپر
دانستنی های علمیمحمدجواد واعظی
ارتعاشات تصادفیمحسن تهرانی زاده
کاکتوسسارا هیوود
جریمی و جوجه اژدها![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بروس کوویل
هندوستانویلیام گادوین
ماجراهای اربیتوماس کریستوس
همه دوستان منرضا کرم رضایی
شاهزاده خانم و کره اسباستیسی گرگ
معنای زندگی از دیدگاه فلاسفه بزرگاستیون لیچ
مقدمه ای بر زیبایی شناسی ویتگنشتاینمرتضی عابدینی فرد
تیمور و چاله جادوشاهرخ گیوا
بی نظیر بوتومری انگلر
بزی پرستار و نقشه شیطانیآر. ای. اسپرات
حجم
۱۹۴٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه
حجم
۱۹۴٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه
قیمت:
۳۲,۰۰۰
تومان
نظرات کاربران
خیلی قشنگ بود😍 از اون جایی که دیدم این داستان خیلی گمنام مونده خلاصه ای ازش براتون نوشتم شاید به مطالعش علاقمند بشین . ماجرا مربوط به دو داستان موازیه یکی زنی در زمان حال و سنین میانسالی که سه تا فرزند