با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
گزیده اشعار علی معلم دامغانی

دانلود و خرید کتاب گزیده اشعار علی معلم دامغانی

۳٫۹ از ۱۰ نظر
۳٫۹ از ۱۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب گزیده اشعار علی معلم دامغانی  نوشته  علی معلم‌دامغانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب گزیده اشعار علی معلم دامغانی

علی معلم دامغانی( -۱۳۳۰)، شاعر است و در این مجموعه گزیده اشعار او توسط محمد نورالهی( -۱۳۵۹) و سید ابوطالب مظفری( -۱۳۴۴) گردآوری شده است. علی معلم دامغانی شاعرِ شگردهای نو در قالب‌های کهن شعر فارسی است. صورت کامل شعر او در قالب مثنوی رخ نموده است. هم از این روی در این گزیده، تکیه بیشتر بر این قالب است، به‌گونه‌ای که تقریباً همه مثنوی‌های شاعر ما را در آن می‌توان یافت. البته رویکرد تازه شاعر به ترانه‌سرایی که حاصل آن ترانه‌های ماندگار است، نیز از نظر دور نمانده‌ است. امتیاز مهم این کتاب، گره‌گشایی‌های بسیاری است که در شعرهای دشواریاب علی معلم صورت گرفته است و مهم‌تر این که شماری از این گره‌ها به مدد خود شاعر و طبق یادداشت‌هایش بر کتاب حاضر، گشوده شده است. افزون بر این، همه کتاب به رؤیت ایشان رسیده است. در یکی از سروده‌های این مجموعه می‌خوانیم: «کلیله گفت که شب با کران نخواهد شد عروس خطّۀ خاور عیان نخواهد شد ستاره گیر به بوک و مگر فرو مانده است‌ ستاره سر زده‌، لیکن سحر فرو مانده است‌ سحوریان هله و چون‌وچند بس کردند دُهل‌زنان‌ِ حصار بلند بس کردند ز نفخه قُمریَکان در قفس فروماندند به بام‌، نوبتیان از نفس فروماندند نواگران‌ِ کش‌آواز از سخُن خفتند ز نوحه زنجره‌ها بر چناربن خفتند ز بانگ صبح‌، خروسان‌ِ ده خَمُش ماندند مسافران سحرگه به خواب خوش ماندند ز جان پاک سحر گرچه رنج شب دور است‌، سپیده دیر کشید، آفتاب رنجور است‌ *** کلیله گفت: سحر راه با کران برده است ‌ مگر که شنزبه‌مان این زمان گمان برده است‌ هلا کجاست که خورشید زین کند یحموم‌ به تیشه ریشۀ ظلمت برآورد زین بوم‌‌‌...»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶)
قاف
۱۳۹۵/۰۴/۰۷

اشعار ایشون بسیار پخته است و باید درش تامل کرد. ممنون از پیشنهاد طاقچه هر چند قیمتش گرونه.

مهدی
۱۳۹۵/۰۶/۲۴

بسیار خوب است

zeynab
۱۳۹۶/۰۳/۲۶

خوب بود

آبی آسمانی
۱۳۹۶/۰۷/۰۱

خیلی عالی بود...صفا کردم😃

مارک
۱۳۹۵/۰۳/۰۴

پانزده هزار تومن برای چی؟ رایگان بود شاید دانلود میکردم

مهدی
۱۳۹۵/۰۶/۲۴

شعر های پر محتوای دارد

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۹)
جماعت! یه دنیا فَرقه بین دیدن و شنیدن برید از اونا بپرسید که شنیده‌ها رو دیدن راز سنگرای عشقو باید از ستاره پرسید التهاب تشنه‌ها رو کی می‌دونه غیر خورشید؟
آبی آسمانی
می‌گن عاشقی محاله باشه ما محالو دیدیدم خیلیا می‌گن خیاله ولی ما خیالو دیدیم جماعت! یه دنیا فرقه بین دیدن و شنیدن برید از اونا بپرسید که شنیده‌ها رو دیدن توی عصر آتش و خون خیلیا عشقو چشیدن بعضیام زرد و فسرده موندن و حسرت کشیدن
آبی آسمانی
ای خفتن گرشاسب تو بیداری جاماسب تو بودای شورانگیز تو ای خانه‌ات فاراب و وان کاشانه‌ات اسپیتمان زردشت بلخ و شیز تو ای بوعلی ای بوالعلا از زمرۀ اهل ولا از نوبه تا نیریز تو
آبی آسمانی
ماند زین غربت چندی به دغا یاوه ز من‌، بیل و داس و تبر و چارق و پاتاوه ز من‌ یله گاو و شخ و شخم و رمه از من، هیهات! ‌ من غریب از همه ماندم‌، همه از من، هیهات! ‌ آیش سالزَد از غربت من بایر ماند چمن از گل‌، شجر از چلچله بی‌زایر ماند سالها بی من‌ِ مسکین به عزیزان بگذشت‌ به حمل بذر نیفشاندم و میزان بگذشت‌ سخت دلتنگم‌، دلتنگم‌، دلتنگ از شهر بار کن تا بگریزیم به فرسنگ از شهر
افسانه سلطان پور
یکی می‌گه اُو منفی است یکی می‌گه عین قصره «مردی خون‌شو فروخته» تیتر روزنامۀ عصره آره خون‌شو فروخته واسه بچه‌ش نون خریده نرخ خون پایینه این‌قدر؟ یا نونو گرون خریده؟ صدچمن خونه به دوشیم مثل سنگ‌پشت و حلزون خون گرونه، نرخ خونه مفته خونه، قیمت خون
آبی آسمانی
هر ذره‌ای اینجا به سودا می‌خرامد هر قطره‌ای غرق تمنّا می‌خرامد هر ساجدی ذوق جلال خویش دارد هر واجدی رو در کمال خویش دارد وادی به وادی می‌روند این کاروان‌ها تا شهر شادی می‌روند این کاروان‌ها
آبی آسمانی
ماند زین غربت چندی به دغا یاوه ز من‌، بیل و داس و تبر و چارق و پاتاوه ز من‌
افسانه سلطان پور
وقتی تو هفت آسمون سوسو نمی‌زد یه ستاره تو دمیدی، تو که شب‌ها رو سحر کردی دوباره ساکن خونۀ صبری، توی این شب‌های ابری حیف ماه شب چارده توی ابر پاره‌پاره! ما هنوز لنگ زمینیم، مثل خاک، خونه‌نشینیم می‌رسیم به رود و دریا اگه آسمون بباره زیر موج دشنه مُردیم، لب چشمه تشنه مُردیم این چه بی‌انصافیه دریا چرا قهره با کناره؟ وقتی مردم تو رو دارن، لشکر ابر بهارن یا می‌گرین، یا می‌بارن، دل عاشق بیقراره وقتی مردم تو رو دارن، لشکر ابر بهارن سیصد و سیزده سوارن، فاتحان این هزاره
آبی آسمانی
تا کجا، تا کجا، کجا رفتیم‌ تا تو، تا خوف، تا رجا رفتیم‌ آی سالار کاروان‌سالار! خضرِ شن‌زار، نوحِ دریابار! اشتران از کجا بیاشامند؟ ساروان‌ها کجا بیارامند؟
آبی آسمانی

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۱۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۲/۱۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۹۵۷-۶۴-۸
دسته بندی
تعداد صفحات۵۱۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۲/۱۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۹۵۷-۶۴-۸