با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب نیروی حال اثر اکهارت  تلهoff

کتاب نیروی حال

نویسنده:اکهارت تلهمترجم:هنگامه آذرمیویراستار:ریحانه فرهنگیانتشارات:انتشارات کلک آزادگانسال انتشار:۱۳۸۶تعداد صفحه‌ها:۲۶۲ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۰از ۳۷ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها۲۶۲ صفحه

دسته‌بندی
هستی‌شناسی۲ مورد دیگر
معرفی نویسنده
عکس اکهارت  تله
اکهارت تله
آلمانی | تولد ۱۹۴۸

اکهارت تله رهبری معنوی و نویسنده‌ی مشهور آلمانی است که بیشتر به خاطر نخستین کتابش، نیروی حال شناخته می‌شود. تله کتاب‌های معروف دیگری از جمله یک زمین جدید: یگانگی با تمامیت هستی نوشته است. پس ...

معرفی کتاب نیروی حال

کتاب نیروی حال؛ رهنمونی برای روشن بینی معنوی، اثری از اکهارت تله با ترجمه هنگامه آذرمی است. این کتاب به مخاطبان کمک می‌کند تا خود را از چنگ افکار منفی رهایی بخشند و از زندگی کردن در لحظه اکنون لذت ببرند. 

کتاب نیروی حال پنج سال پس از اولین انتشار وارد لیست پرفروش‌ترین کتاب‌ها شد و درحال حاضر نیز به بیش از ۳۰ زبان در دنیا ترجمه شده است. 

درباره کتاب نیروی حال

نیروی حال یک هدف را دنبال می‌کند: روشن بینی معنوی از طریق درک اهمیت زندگی در لحظه اکنون. اکهارت تله در این کتاب راهنمای زندگی، بر اهمیت زندگی در لحظه کنونی و فراتر رفتن از افکار گذشته یا آینده تأکید می‌کند.

اما زندگی کردن در حال چه فایده‌ای برای آدم دارد؟ همه انسان‌ها ممکن است درگیر برخی از افکار منفی شوند. این افکار می‌توانند به گذشته‌ای که دیگر از دسترس ما خارج است مربوط باشند یا از آینده‌ای سخن بگویند که هنوز نیامده است. در هر صورت، افکار منفی این قدرت را دارند که زندگی را به کام افراد تلخ کنند. اما نویسنده در این کتاب به مخاطبانش می‌آموزد که چطور از بند این افکار خلاص شوند و زندگی را در همان لحظه حال ببینند، از آن لذت ببرند و نگاه و نگرششان را به طور کلی به زندگی تغییر دهند؟

نیروی حال، آگاهی را برای ما به همراه دارد. آگاهی که صرفا از دانستن «زندگی کردن در حوضچه اکنون» فراتر رود و با عمل همراه باشد. نویسنده که از برترین مربیان معنوی دنیا است به مخاطبانش راهکارهایی را ارائه می‌کند که به آنان وارد شدن در این مسیر را می‌آموزد. 

اپرا وینفری این کتاب را در برنامه پر طرفدارش معرفی کرده است و بسیاری از کسانی که این کتاب را خوانده‌اند، نیروی حال را بهترین کتاب زندگی‌شان می‌دانند.  

کتاب نیروی حال را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

نیروی حال برای تمام کسانی است که دوست دارند زندگی را متفاوت زندگی کنند. این کتاب به همه مخاطبان کمک می‌کند تا فراموش نکنند که چه نیرو و ثروت عظیمی در وجودشان دارند و در زمان‌های مختلف زندگی از این نیروی عظیم برای بهتر زندگی کردن کمک بگیرند. 

درباره اکهارت تله 

اکهارت تله نویسنده و معلم آلمانی در سال ۱۹۴۸ متلهد شد. وی دوران کودکی و نوجوانی سختی را پشت‌سر گذاشته و همین امر نیز سبب شد تا در دوران نوجوانی دچار افسردگی شود. پدر و مادرش از یکدیگر جدا شدند و اکهارت با پدرش به اسپانیا رفت. او به دبیرستان نرفت و مطالعه نجوم، ادبیات و زبان را در خانه شروع کرد. در سن نوزده سالگی به انگلستان رفت و به مدت سه سال مشغول تحصیل زبان‌های آلمانی و اسپانیایی شد. در سن ۲۲ سالگی تصمیم گرفت جستجوی خود را در زمینه‌های فلسفه، ادبیات و روانشناسی دنبال کند و بنابراین در دانشگاه لندن ثبت نام کرد.

تله پس از فارغ‌التحصیلی، تحصیلات تکمیلی خود را در سال ۱۹۷۷ در دانشگاه کمبریج آغاز نمود، اما پس از زمان کوتاهی تحصیلات خود را نیمه‌کاره گذاشت.

اکهارت تله می‌گوید پس از ترک کمبریج درحالی که ۲۹ ساله بود دگرگونی عمیقی را تجربه می‌کند. شبی با رنج غیرقابل تحمل افسردگی، از خواب برمی‌خیزد و به یک شهود دگرگون‌کننده دست می‌یابد. او این تجربه را اینطور توضیح می‌دهد: «من نمی‌توانستم خودم را تحمل کنم. ناگهان سؤالی به ذهنم آمد که جوابی برایش نداشتم. این من کیست که نمی‌تواند خودم را تحمل کند؟ ناگهان با یک فضای خالی روبرو شدم. در آن لحظه نمی‌دانستم که خود ساخته شده توسط ذهنم- با تمام سنگینی، مشکلات و زندگی کردن در گذشته ناخوشایند یا آینده ترسناک - فرو ریخته و ناپدید شده است. فردا صبح که از خواب برخاستم همه چیز در صلح و آرامش بود. چون دیگر از خود خبری نبود. تنها حضور و بودن را تجربه می‌کردم. تنها مشاهده‌گر بودم». این احساس ادامه پیدا کرد و او حسی نیرومند از آرامش را در تمام موقعیت‌های زندگی تجربه می‌کرد. تله تحصیلات دکترای خود را نیمه کاره رها کرد و به مدت تقریباً دو سال بیشتر وقت خود را در پارک راسل در مرکز لندن، در حالتی از سرخوشی عمیق به تماشای جهان نشست.

پس از این تجربه، اکهارت تله چند سال را بدون کار و سرگردان اما در حالت سرخوشی درونی گذراند و در ادامه به یک معلم معنوی شد. پس از آن ، او به آمریکای شمالی مهاجرت کرد و کتاب «نیروی حال» را در سال ۱۹۹۷ منتشر کرد. نوشتن این کتاب او را به شهرت جهانی رساند. او در ادامه کتاب «زمینی نو» را تالیف کرد که این کتاب نیز با استقبال بی‌نظیری در دنیا روبرو شد.

بخشی از کتاب نیروی حال

یکی دانستن خویش با ذهن، حجاب کدری‌ست از مفاهیم، برچسب‌ها، تصاویر، کلمات، داوری‌ها و تعابیری که همه روابط صادقانه را مسدود می‌کند. این حجابی میان تو و خودت، تو و انسان‌های دیگر - خواه زن یا مرد - تو و طبیعت و تو و پروردگار است. این حجاب افکار، توهم جدایی را ایجاد می‌کند، توهم این که یک «تو» و یک «دیگری» کاملاً جدا از هم وجود دارد. آنگاه این واقعیت اصلی را که تو در زیر لایه ظواهر مادی و صورت‌های جدا، با تمامی آنچه هست یکی هستی، از یاد می‌بری. منظور از «از یاد بردن» آن است که دیگر نمی‌توانی این یکی بودن را به صورت یک واقعیت بدیهی احساس کنی. ممکن است حقیقت آن را باور کنی، اما دیگر حقیقت آن را نمی‌شناسی. باور می‌تواند تسکین‌بخش باشد، اما فقط از راه تجربه شخصی رهایی‌بخش می‌شود.

فکر کردن، به یک بیماری تبدیل شده است. بیماری زمانی بروز می‌کند که چیزها از توازن خارج شوند. برای نمونه، هیچ اشکالی در تکثیر و تقسیم یاخته‌ها در بدن نیست، اما هنگامی که این روند، بی‌توجه به کل سازواره ادامه پیدا کند، یاخته‌ها بی‌رویه تکثیر می‌یابند و ما دچار بیماری می‌شویم.

توجه داشته باشید که ذهن در صورت استفاده صحیح از آن، ابزاری فوق‌العاده است. با این حال در صورت بهره‌گیری نادرست از آن بسیار ویرانگر می‌شود. دقیق‌تر بگویم، استفاده نادرست از ذهن نیست که مسأله‌ساز است، بلکه معمولاً استفاده نکردن از آن، مشکل به وجود می‌آورد. این ذهن است که از شما استفاده می‌کند. این حالت، بیماری‌ست. شما معتقدید که ذهنتان هستید. این باور، یک توهم است. در این شرایط، وسیله بر شما حاکم شده است.

با این مطلب کاملاً موافق نیستم. درست است که مانند بسیاری از مردم، افکار بی‌هدف فراوانی دارم، اما هنوز می‌توانم از ذهنم برای رسیدن و دست‌یابی به چیزها استفاده کنم و این کار را در همه اوقات انجام می‌دهم.

تنها به این دلیل که می‌توانی جدول کلمات متقاطع را حل کنی یا بمب اتم بسازی، به این معنی نیست که از ذهنت استفاده می‌کنی. درست مانند سگی که گاز زدن به استخوان را دوست دارد، ذهن هم دوست دارد که دندانش را درون مسایل فروکند. از این روست که ذهن، جدول و معما حل می‌کند و بمب اتم می‌سازد. شما هیچ علاقه‌ای به هیچ یک از این‌ها ندارید. اجازه بدهید از شما بپرسم: «آیا می‌توانید هر گاه بخواهید از ذهنتان رها شوید؟ آیا تکمه «خاموش» کردن ذهنتان را یافته‌اید؟»

منظورت این است که کاملاً فکر کردن را متوقف کنم؟ خیر، نمی‌توانم، مگر برای یک یا دو لحظه.

پس، این ذهن است که از شما استفاده می‌کند. شما ناآگاهانه هویت خویش را با ذهنتان یکی می‌کنید، به همین دلیل حتی نمی‌دانید که برده ذهنتان هستید. تقریباً بدون این که بدانید، به تسخیرش درآمده‌اید و از این رو آن موجودیت تسخیرکننده را خودتان می‌پندارید....

نظرات کاربران

rademita
۱۴۰۰/۰۲/۲۱

این کتابو نبایدفقط خوندبعدازهرچندصفحه بایدبه چیزایی که خوندی فکرکنی تاقشنگ بفهمیشون

امیرحسین صالحی
۱۴۰۰/۱۲/۱۲

سلام خدمت دوستان عزیز این کتاب اگر توصیف نشه خیلی بهتره چون باید درک بشه . فقط حواستون باشه که این کتاب و کلا اینجور مفاهیم ممکنه مقاومت زیادی در ما ایجاد کنند پس بهتره که با کتاب های مکمل

- بیشتر
pegah
۱۴۰۰/۰۹/۱۱

قبل از خوندن این کتاب وقتی یکی میگفت با خوندن یک کتاب زندگیش متحول شده درک نمیکردم چی میگه ولی به جرات میگم این کتاب زندگی و دید من به مسائل رو تغییر داد . غوطه ور شدن در لحظه

- بیشتر
آتنا
۱۴۰۰/۰۴/۲۵

متن و ترجمه خیلی سنگین ، اصلا روان و قابل فهم نیست

استاد بابک عزتی رنجبر
۱۴۰۰/۱۱/۱۱

کتاب با وجود گرانبها بودن ،بخوبی ترجمه نشده متاسفانه و از واژه های نامأنوس زیادی استفاده شده

کاربر ۲۴۹۴۸۹۶
۱۴۰۰/۰۵/۰۳

محتوای کتاب خیلی خوبه و نیاز به تفکر داره اما متن روان نیست!

لنا
۱۴۰۱/۰۹/۰۱

عالی

Shahab Moradi
۱۴۰۰/۱۰/۲۶

کتاب خوبیه ولی متن خوبی نداره ، با یک ترجمه ی دیگه بخونید تا بفهمید چی به چیه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۹۸)
ناتوانی در متوقف کردن افکار، بیماری وحشتناکی‌ست که از آن آگاه نیستیم و چون تقریباً همه از آن رنج می‌برند، روندی طبیعی تلقی می‌شود.
atefeh
زندگی رها از دردها، نگرانی‌ها و روانی رنجور ممکن است. برای این کار باید به نقش خود به عنوان خالق دردهایمان آگاه شویم؛ ذهن ما خود مسایل و مشکلاتمان را می‌آفریند، نه کسی دیگر و نه «جهان بیرون». این ذهن خود ماست با جریان بی‌وقفهٔ افکار؛ فکرهای گذشته و نگرانی‌های آینده
atefeh
آنچه را که اغلب عشق می‌خوانیم، می‌تواند برای مدتی لذت‌بخش و هیجان‌انگیز باشد، اما وابستگی اعتیادآوری‌ست، شرایطِ نیازمندی شدیدی که می‌تواند با زدن یک تکمه به ضد خود تبدیل شود.
Mina Sadeh
تا هنگامی که احساس وجودتان را از یکی دانستن خویش با ذهن یا بهتر بگوییم از «من درونی» می‌گیرید، نمی‌توانید از درد رها شوید
E.r.Miri
یکی دانستن خویش با ذهن، بزرگ‌ترین اشتباه ماست - باور ما بر این که ذهنمان هستیم - در حالی که به واقع موجوداتی بس بزرگ‌تر هستیم.
atefeh
بعدها گاهی مردم نزدم می‌آمدند و می‌گفتند: «جویای آن چیزی هستم که تو داری. می‌توانی آن را به من بدهی یا نشانم دهی که چگونه می‌توانم به آن برسم؟» به آن‌ها پاسخ می‌دادم: «همین حالا هم آن را دارید، ولی تنها به دلیل سر و صدای زیادی که ذهنتان به راه انداخته است، نمی‌توانید آن را حس کنید.» این پاسخ بعدها به کتابی تبدیل شد که اکنون در دست دارید.
atefeh
احساس معمولاً نشان‌دهندهٔ الگوی فکری تقویت‌شده و نیرویافته‌ای‌ست که به دلیل حملهٔ شدید انرژی آن ابتدا نمی‌توان به اندازهٔ کافی حضور داشت و آن را دید. احساس می‌خواهد اختیار شما را در دست بگیرد و اگر به اندازهٔ کافی حضور نداشته باشید، معمولاً در این کار موفق می‌شود.
کاربر ۲۴۱۱۲۰۸
دلیل آن که چرا روابط عاشقانهٔ رؤیایی، تجربه‌ای‌ست که در جهان با چنین شدتی خواهان دارد، این است که به ظاهر ما را از حالت ریشه‌ای و عمیقِ ترس، نیاز، کمبود و کامل نبودن رها می‌کند. این حالات بخشی از وضعیت انسان است که به روشن‌بینی نرسیده و گویی اسیر است. این حالت دارای بُعدی روانی و در عین حال بُعدی جسمی‌ست. شما در حیطهٔ جسم بی‌تردید کامل نیستید و هیچ گاه هم نخواهید بود. شما یا زن هستید یا مرد، یعنی این که نیمی از یک کل هستید. در این حیطه، نیاز به تمامیت، یکپارچگی یا بازگشت به یکی بودن، خود را به صورت جاذبهٔ مؤنث و مذکر، یعنی نیاز مرد به زن و نیاز زن به مرد نشان می‌دهد. این مقاومت‌ناپذیرترین اشتیاق برای یکی شدن با نیروی قطب مخالف است. ریشهٔ این نیاز بدنی، مقدس است؛ شوق پایان دادن به دوگانگی و بازگشت به حالت تمامیت و یکپارچگی. در حیطهٔ جسم، پیوند جسمی نزدیک‌ترین حالت به آن یکپارچگی‌ست. به همین دلیل این تجربه می‌تواند لذت‌بخش‌ترین تجربه‌ای باشد که حیطهٔ جسم به شما ارزانی می‌دارد.
esrafil aslani
اگر شما خودتان را در بهشت هم بیابید، مدتی طول نخواهد کشید که ذهنتان خواهد گفت: «بله، اما!...»
Thelonious
ذهن برای آن که مطمئن شود همچنان در جایگاه قدرت قرار دارد، پیوسته توسط گذشته و آینده به دنبال سرپوش گذاشتن بر لحظهٔ حال است. بنا بر این در حالی که زمان، نیروی حیات و امکان خلاق و نامتناهی «بودن» را که از «لحظهٔ حال» جدایی‌ناپذیر است می‌پوشاند، سرشت راستین شما توسط ذهن پنهان می‌گردد.
E.r.Miri