با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب بوف کور اثر صادق هدایت

دانلود و خرید کتاب بوف کور

۳٫۹ از ۲۳۵۱ نظر
۳٫۹ از ۲۳۵۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب بوف کور  نوشته  صادق هدایت  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی نویسنده
عکس صادق هدایت
صادق هدایت
ایرانی | تولد ۱۲۸۱ - درگذشت ۱۳۳۰

صادق هدایت (۱۳۳۰- ۱۲۸۱)، نویسنده برجسته ایرانی است. هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی نوین ایران است و بسیاری از محققان رمانِ «بوف کور» او را مشهورترین و درخشان‌ترین اثر ادبیات داستانی معاصر ایران می‌دانند. به گفته خود صادق هدایت اولین آشنایی‌اش با ادبیات جهان در مدرسه سن‌لویی، مدرسه فرانسوی‌ها، بود و به کشیش آن مدرسه درس فارسی می‌داد و کشیش هم او را با ادبیات جهان آشنا می‌کرد. دو سال پس از فارغ‌التحصیلی از مدرسه سن لویی در ۱۳۰۵ با اولین گروه دانش‌آموزان اعزامی به خارج، راهی بلژیک شد و در رشته ریاضیات محض به تحصیل پرداخت.

هدایت از وضع تحصیل و رشته‌اش در بلژیک راضی نبود و مترصد بود که خود را به فرانسه و در آنجا به پاریس، که آن زمان مرکز تمدن غرب بود، برساند. سرانجام در اسفند ۱۳۰۵ پس از تغییر رشته و دوندگی فراوان به پاریس منتقل شد.

در ۱۳۰۷ اقدام به خودکشی در رودخانه مارن (فرانسه) کرد، ولی سرنشینان یک قایق او را نجات دادند. در همین دوران در پاریس با دختری به نام ترز دوست بود. او در مورد خودکشی‌اش به برادرش محمود می‌نویسد: «یک دیوانگی کردم به خیر گذشت».

هدایت در ۱۳۰۹، بی‌آنکه تحصیلاتش را به پایان رسانده باشد، به تهران بازگشت و در بانک ملی (در قسمت محاسباتی و دفتر ارسال مرسلات) مشغول به کار شد ولی از وضع کارش هم راضی نبود. در همین سال مجموعه داستان «زنده‌به‌گور» و نمایشنامه «پروین دختر ساسان» را در تهران منتشر کرد. هدایت در این سال با مسعود فرزاد، بزرگ علوی و مجتبی مینوی آشنا شد و حلقه دوستی‌ای با نام «گروه ربعه» ایجاد شد.

در آن دوران گروهی از نویسندگان و ادیبان بودند که به آنها «ادبای سبعه» می‌گفتند. گروه ربعه این نام را برای دهن‌کجی به این افراد (که به نظر ایشان کهنه‌پرست بودند) انتخاب کردند. سال‌های ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۴ برای هدایت دورانی پربار محسوب می‌شود و آثار تحقیقی و داستانی بسیاری انتشار داد. هدایت در ۱۳۱۵ به همراه ش. پرتو به هند رفت و در آپارتمان او اقامت گزید. در هند به فراگیری زبان پهلوی پرداخت و کارنامه «اردشیر پاپکان» را از پهلوی به فارسی ترجمه کرد.

در طی اقامت خود در بمبئی «بوف کور» را که در پاریس نوشته بود پس از اندکی تغییر با دست بر روی کاغذ استنسیل نوشت و به‌صورت پلی‌کپی در پنجاه نسخه انتشار داد و برای دوستان خود فرستاد؛ از جمله نسخه‌ای برای مجتبی مینوی که در لندن اقامت داشت و نسخه‌ای برای جمالزاده که آن زمان در ژنو بود. هدایت پس از سفر به هند به‌شدت در مضیقه مالی قرار داشت و خرج زندگی‌اش از سوی ش. پرتو تقبل می‌شد. همین فقر و شکست از بی‌اعتنایی جامعه سبب شد او روی به طنزنویسی بیاورد و همین طنز تلخ، زخم‌های سینه وی را بیش‌تر هویدا می‌کرد. او در ۱۳۱۶ از هند بازگشت و دوباره در بانک ملی مشغول به کار شد. یکسال بعد از بانک ملی استعفا داد و در وزارت فرهنگ استخدام شد.

او تا ۱۳۲۰ که متفقین ایران را اشغال کردند به فعالیت‌های ادبی پرداخت و چندین داستان و مقاله انتشار داد. با وجود این «بوف کور» همچنان در ایران منتشر نشده بود. بعد از ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ و پایان جنگ جهانی دوم انتقادهای اجتماعی صادق هدایت شدت می‌گیرد. در این دوران بسیاری از دوستان هدایت از جمله علوی و عبدالحسین نوشین به حزب توده پیوسته بودند و در مجموع نشست و برخاست وی با توده‌ای‌ها بیشتر شده بود ولی علی‌رغم اصرار سردمداران حزب هرگز به حزب توده نپیوست.

در ۱۳۲۶ به نوشتن «توپ مرواری» پرداخت اما این اثر تا پس از مرگش به چاپ نرسید. معروف‌ترین نام مستعار او که توپ مرواری هم تحت آن منتشر شد، هادی صداقت است. در ۱۲ آذر ۱۳۲۹ با گرفتن گواهی پزشکی (برای اخذ روادید) و فروختن کتاب‌هایش به فرانسه رفت. در طول اقامت در فرانسه سفری به هامبورگ داشت و نیز سعی کرد به لندن برود که موفق نشد. سرانجام در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در آپارتمان اجاره‌ای‌اش در پاریس با گاز خودکشی کرد. او نخستین نویسنده و ادیب ایرانی محسوب می‌شود که خودکشی کرده ‌است. هدایت چند روز قبل از خودکشی، بسیاری از داستان‌های چاپ‌نشده‌اش را نابود کرد. طی سالیان گذشته بسیاری از آثار او از جمله «بوف کور»، علیرغم ممنوعیت انتشار، بارها خوانده شده است.

معرفی کتاب بوف کور

کتاب بوف کور معروف‌ترین اثر صادق هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی نوین ایران است، این رمان به عقیده‌ بسیاری از صاحب‌نظران در میان ۱۰ رمان برتر سوررئال جهان جای دارد. انتشارات طاقچه این کتاب را منتشر و در اختیار مخاطبان قرار داده است.

درباره کتاب بوف کور

بسیاری از محققان رمان بوف کور نوشته صادق هدایت را مشهورترین و درخشان‌ترین اثر ادبیات داستانی معاصر ایران می‌دانند. این رمان به سبک سوررئال نوشته شده و تک‌گویی یک راوی‌ است که دچار توهم و پندارهای روانی است. صادق هدایت کتاب بوف کور را نخستین بار در ۱۳۱۵ خورشیدی زمانی که در هند به سر می‌برد، به صورت دست‌نویس و در ۵۰ نسخه چاپ کرد اما چاپ این کتاب در ایران تا پس از برکناری رضاشاه محقق نشد. درنهایت نیز این کتاب در سال ۱۳۲۰ به صورت پاورقی در روزنامه‌ ایران چاپ شد. البته این چاپ با نسخه دست‌نویس اولیه کتاب بوف کور تفاوت‌های قابل توجهی داشت. که برخی این تغییرات را ناشی از تصمیم خود هدایت می‌دانند و برخی دیگر نیز درباره این تغییرات می‌گویند که حسینقلی مستعان، که در آن زمان عضو هیئت تحریریه‌ روزنامه‌ ایران بوده بدون هماهنگی با هدایت این دخل و تصرف را در کتاب پدید آورده است. یک سال بعد، انتشارات روزنامه ایران کتاب بوف کور را به چاپ رساند و متن کتاب پیش از انتشار از سوی صادق هدایت مورد تجدید نظر قرار گرفت. بنابراین این نسخه‌ بوف کور نسبت به چاپ بمبئی و آنچه که به صورت پاورقی در روزنامه‌ ایران چاپ شده بود معتبرتر است. کتاب بوف کور تاکنون به زبان‌های گوناگونی از جمله فرانسوی، انگلیسی، آلمانی، سوئدی، اسپانیایی، عبری، چکی، مجارستانی، ترکی و ارمنی ترجمه شده است و این رمان به عقیده‌ بسیاری از صاحب‌نظران در میان ۱۰ رمان برتر سوررئال جهان جای دارد.

بوف کور

خواندن کتاب بوف کور را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر علاقه‌مند به خواندن داستان‌های سورئال هستید، خواندن کتاب بوف کور که اولین داست ان سورئال ایرانی و مهم‌ترین اثر فارسی زبان این ژانر به‌شمار می‌رود را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

درباره صادق هدایت

صادق هدایت در بهمن ۱۲۸۱ در تهران متولد شد. پدرش هدایت قلی‌خان (اعتضاد الملک، فرزند نیرالملک وزیر علوم، در دوره ناصرالدین شاه) و مادرش زیور الملوک (دختر عموی هدایت‌قلی‌خان، دختر حسین‌قلی مخبرالدوله) بود. صادق هدایت کوچک‌ترین پسر خانواده بود و برای تحصیل دوران ابتدایی به مدرسه علمیه تهران فرستاده شد و تحصیل در دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون ادامه داد اما به‌علت درد چشم مجبور شد که یک سال مدرسه متوسطه را ترک کند و پس از آن به مدرسه سن‌لویی که مدرسه فرانسوی‌ها بود رفت و تجربه درس خواندن در این مدرسه زمینه آشنایی صادق هدایت با ادبیات جهانی را آغاز کرد. در همین مدرسه صادق به متافیزیک علاقه پیدا کرد. و این علاقه سبب شد تا هدایت نوشتارهایی در زمینه متافیزیک بنویسد. وی از نوجوانی نوشتن در روزنامه‌ها را آغاز کرد. وی در همین دوران گیاه‌خوار شد و در سال ۱۳۰۳، درحالی‌که هنوز مشغول تحصیل در مقطع متوسطه بود، اولین کتاب خود با عنوان انسان و حیوان، که راجع به مهربانی با حیوانات بود را منتشر کرد.

هدایت در سال ۱۳۰۳ از مدرسه سن لویی فارغ‌التحصیل گشت و در سال ۱۳۰۵ با اولین گروه دانش‌آموزان اعزامی به خارج راهی بلژیک شد و در رشته ریاضیات محض به تحصیل پرداخت. در همین سال داستان مرگ را در مجله ایرانشهر که در آلمان منتشر می‌شد به چاپ رسانید و مقاله‌ای به فرانسوی به نام جادوگری در ایران در مجله له‌ویل دلیس، نوشت. هدایت از وضع تحصیل و رشته‌اش در بلژیک راضی نبود و می‌خواست که خود را به فرانسه و در آن‌جا به پاریس که آن زمان مرکز تمدن غرب بود برساند. سرانجام در اسفند ۱۳۰۵ پس از تغییر رشته و دوندگی فراوان به پاریس منتقل شد. هدایت در سال ۱۳۰۹، بی‌آنکه تحصیلاتش را به پایان رسانده باشد، به تهران بازگشت و در بانک ملی مشغول به کار شد. اما از وضع کارش راضی نبود و در نامه‌ای که به تقی رضوی (که دوستیشان در دوران متوسطه آغاز شده بود) در پاریس نوشته‌است، از حال و روز خود شکایت می‌کند. با این وجود سال‌های ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۴ برای هدایت دورانی پربار محسوب می‌شود و آثار تحقیقی و داستانی بسیاری انتشار داد. از جمله این آثار می‌توان به مجموعه انیران، مجموعه داستان‌های کوتاه سایه‌روشن، نمایشنامه مازیار با مقدمه مینوی، کتاب مستطاب وغ‌وغ ساهاب با همکاری مسعود فرزاد، مجموعه داستان‌های کوتاه سه قطره خون و چندین داستان کوتاه دیگر نظیر گرداب، دون ژوان کرج، مردی که نفسش را کشت، صورتکها، چنگال، لاله، آفرینگان، طلب آمرزش، محلل، مرده‌خورها، عروسک پشت پرده، چاپ نخست علویه خانمو همچنین سفرنامه اصفهان نصف جهان اشاره کرد.

هدایت در سال ۱۳۱۵ به همراه شین پرتو به هند رفت و در آپارتمان او اقامت گزید. در هند به فراگیری زبان پهلوی نزد دانشمند پارسی (از پارسیان هند) بهرام گور انکلساریا پرداخت و کارنامه اردشیر بابکان را در هند از پهلوی به فارسی ترجمه کرد. در طی اقامت خود در بمبئی اثر معروف خود بوف کور را که در پاریس نوشته بود پس از اندکی دگرگونی با دست بر روی کاغذ استنسیل نوشته، به‌صورت پلی‌کپی در پنجاه نسخه منتشر کرد. این نویسنده سرشناس ایرانی سرانجام در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در آپارتمان اجاره‌ای‌اش در خیابان شامپیونه، واقع در پاریس با گاز خودکشی کرد.

صادق هدایت

جملاتی از کتاب بوف کور

در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند - زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است - ولی افسوس که تأثیر این گونه داروها موقت است و بجای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می‌افزاید.

برای خواندن جملات بیشتری از کتاب بوف کور بخش نمونه کتاب را رایگان دانلود کنید.

حمیده ح
۱۳۹۹/۰۴/۰۱

با سلام به نظر من کسی که از ادبیات سر در می آورد ، همان اوایل کتاب متوجه می شود که با یک شاهکار روبروست . لازم نیست با جهان بینی نویسنده موافق باشیم ، لازم نیست فضای ذهنی نویسنده را دوست

- بیشتر
حمید
۱۳۹۷/۰۴/۱۰

بوف کور را آن طوری که رمان های دیگر را میخوانید مطالعه نکنید. بوف کور بهترین نمونه ی سورئال ایران است. سورئال با منطق رئالیسمی و ناتورالیسمی فرق دارد. قرار نیست من یا هر کس دیگری برای شما بگوییم که

- بیشتر
Omid r kh
۱۳۹۶/۰۱/۰۹

کتاب شاهکار است و درست. اما ای کاش فقط یک بار ما ایرانی جماعت، فقط یکبار سعی کنیم از کسی بت نسازیم. این هایی که اسطوره از صادق هدایت میسازند لطفا بروند خیل عظیم کار های بد و متوسطش را هم

- بیشتر
"بوی جوی مولیان"
۱۳۹۷/۱۱/۰۸

یا کتاب نخوانیم و یا اگر خواستیم کتاب بخوانیم به چند کتاب بسنده نکنیم زیرا در این صورت احساس دانستن کاذبی به ما دست می دهد که محصولش نادانی ما است.

alirezadarabi
۱۳۹۹/۰۸/۱۵

کتابهای صادق هدایت از اون دست کتابهاست که باید دقیق و عمیق مطالعه بشه و اینکه بایکبار مطالعش چیزی دستگیر آدم نمیشه بدلیل قلم سنگین و توصیفات و صحنه سازی های دشوارش...خوندن کتابهای صادق دلیل نمیشه که ماهم از دنیا

- بیشتر
میم
۱۳۹۸/۰۹/۳۰

بوف کور توی بمبئی هند ۵۰ نسخه چاپ شد . هدایت ۵۰ نسخه را خودش تایپ کرد. خودش ۵۰ تا نسخه رو فروخت. تو همون دوره حسین قلی مستعان ۱۰۰۰۰ نسخه چاپ می کرد مردم یک کیلومتر صف می بستند

- بیشتر
aliamx
۱۳۹۸/۰۹/۲۰

فقط میترسم فردا بمیرم و هنوز خودم را نشناخته باشم... دوست داشتم👌

Fatemeh
۱۳۹۹/۰۴/۰۶

به نظرم نویسنده خیلی خوب اوضاع یک نفر رو که اختلال روانی داره نوشته.اونقدر که خواننده رو هم روانی میکنه😅البته من سالمم هنوز

marjan
۱۳۹۹/۰۲/۰۶

حس و حال روانپریشیو متبحرانه القا کرد

اِیْ اِچْ|
۱۳۹۸/۰۲/۳۱

نثر قوی و نگارش آثار صادق هدایت، حرفی برای گفتن باقی نمی‌ذاره. شهرت آثارش از محدوده مرزهای وطنش، فراتر رفته حتی. و این قابل تحسینه. اما یه نکته اینجا وجود داره. و اینکه خوندن یکسری آثار این نویسنده سن داره و

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۰۴۲)
فقط می‌ترسم که فردا بمیرم و هنوز خودم را نشناخته باشم.
erfan
تنها مرگ است که دروغ نمی‌گوید!
Saeid Canani
آیا همیشه دو نفر عاشق همین احساس را نمی‌کنند که سابقاً یکدیگر را دیده بودند، که رابطه‌ی مرموزی میان آنها وجود داشته است؟ در‌این دنیای پست یا عشق او را می‌خواستم و یا عشق هیچ‌کس را.
Mr.Aqayi
در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد
صابر
کسانی هستند که از بیست‌سالگی شروع به جان کندن می‌کنند در صورتی که بسیاری از مردم فقط در هنگام مرگ‌شان خیلی آرام و آهسته مثل پیه‌سوزی که روغنش تمام بشود خاموش می‌شوند.
avina
در طی تجربیات زندگی به این مطلب برخوردم که چه ورطه‌ی هولناکی میان من و دیگران وجود دارد. و فهمیدم که تا ممکن است باید خاموش شد، تا ممکن است باید افکار خودم را برای خودم نگه دارم
سین.ز
فقط می‌ترسم که فردا بمیرم و هنوز خودم را نشناخته باشم.
;𝗕𝖺𝗁𝗮𝗋𝖾𝗵
در مقابل یک قادر متعال و صاحب‌اختیار مطلق که باید به زبان عربی با او اختلاط کرد در من تأثیری نداشته است.
دهقان غذاخوار
تنها مرگ است که دروغ نمی‌گوید! حضور مرگ همه‌ی موهومات را نیست و نابود می‌کند. ما بچه‌ی مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب‌های زندگی نجات می‌دهد، و در ته زندگی اوست که ما را صدا می‌زند و به سوی خودش می‌خواند. در سن‌هایی که ما هنوز زبان مردم را نمی‌فهمیم اگر گاهی در میان بازی مکث می‌کنیم، برای این است که صدای مرگ را بشنویم. و درتمام مدت زندگی مرگ است که به ما اشاره می‌کند. آیا برای کسی اتفاق نیفتاده که ناگهان و بدون دلیل به فکر فرو برود و به قدری در فکر غوطه‌ور بشود که از زمان و مکان خودش بی‌خبر بشود و نداند که فکر چه چیز را می‌کند؟ آن‌وقت بعد باید کوشش بکند برای این که به وضعیت و دنیای ظاهری خودش دوباره آگاه و آشنا بشود. این صدای مرگ است.
ka'mya'b
در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد
Lucifer

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۸۷ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۱۵/۰۸/۲۱
تعداد صفحات۸۷صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۱۵/۰۸/۲۱