معرفی و دانلود کتاب مقصد؛ انهدام + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مقصد؛ انهدامsubscriptionAvailable

کتاب مقصد؛ انهدام

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۴۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
جان مارس، علی مجتهدزاده
انتشارات: 
انتشارات خوب

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مقصد؛ انهدام

مقصد؛ انهدام یکی از آثار تاثیرگذار جان مارس، یکی از بهترین نویسندگان ژانر معمایی و هیجانی است. مارس در این رمان مدرنیته، اخلاق و دورنمای آینده انسان را به نقد کشیده است.

 درباره کتاب مقصد؛ انهدام

 مقصد؛ انهدام یکی از پرهیجان ترین آثار جان مارس است که آینده‌ای هولناک را برای انسان پیش‌بینی می‌کند.

اگر روزی سوار یک ماشین فوق پیشرفته اتوماتیک شوید تا باخیال راحت در طول سفر استراحت کنید، اما ماشین بر خلاف انتظارتان شما را به جایی ببرد که حتی تصورش را هم نمی‌کردید، چه حالی خواهید داشت؟

کلر و بن زن و شوهری هستند که یک ماشین تمام اتوماتیک خریده‌اند، نسل جدیدی از خودروهایی که نقش راننده در آن حذف شده است. در این ماشین شما مقصد را وارد کامپیوتر می‌کنید و سپس با خیال راحت در آن می‌نشینید تا به مکان مورد نظرتان برسید. 

یک روز صبح کلر همین کار را می کند. او سوار ماشین می‌شود و مقصدش را وارد می کند اما ماشین هوشمند در میانه راه مسیر را عوض می‌کند. کلر سعی می‌کند ماشین را متوقف کند و از ‌آن پیاده شود اما درها قفل شده‌اند. در این بین صدای مردی از بلندگوی اتومبیل پخش می‌شود که به او هشدار می‌دهد دست از تقلا بردارد چون تا دو ساعت و نیم دیگر کشته خواهد شد. این اتفاق برای هفت سرنشین دیگر خودروهای اتوماتیک می‌افتد تا داستان با پایانی غافلگیرکننده تمام شود. 

مارس در کتاب مقصد؛ انهدام به انسان امروزی هشداری جدی درباره آینده‌ای قریب‌الوقوع می دهد. آینده‌ای که در آن دشمن انسان ماشین نیست بلکه انسان ماشین‌زده است.

منتقد واشنگتن پست درمورد این کتاب نوشته است: «پیرنگ داستان کاملاً واقعی و قریب‎الوقوع به‎نظر می‎رسد و مارس داستان هیجانی‎اش را با زبانی نیش‎دار و لحنی طنزآمیز جلو می‎برد.»

 خواندن کتاب مقصد؛ انهدام را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 اگر طالب داستان‌های انتقادی با چاشنی هیجان و اندکی دلهره هستید، مقصد؛ انهدام را از دست ندهید.

دربارهٔ جان مارس

جان مارس روزنامه‌نگار سابق نورث‌همپتون‌شایر انگلستان ۲۵ سالی را به مصاحبه با شخصیت‌های معروف و چهره‌های صاحب‌نام تلویزیون، سینما و موسیقی برای روزنامه‌ها و مجلات داخلی انگلستان گذراند.

در این سال‌ها برای نشریات گوناگونی کار کرده بود ازجمله: گاردین گاید، گاردین آنلاین، مجلهٔ اوکی!، توتال فیلم، امپایر، کیو، جی. تی. ایندیپندنت، استار، ریویل، کامپنی، دیلی استار و ساندی مگزین.

او به‌تازگی کار روزنامه‌نگاری را رها کرده و همهٔ وقتش را صرف نگارش رمان می‌کند. اولین ماشین جان مارس در سن هفده‌سالگی یک فورد اسکورت سه‌در بود که روی شیشهٔ عقبش برچسب بتمن داشت. در آن زمان او خیال می‌کرد چنین برچسبی خیلی محشر است.

بخشی از کتاب مقصد؛ انهدام

سوفیا بردبری غرولندکنان گفت: «کجا باید برم؟ این کوفتی همه‌اش از یادم می‌ره.»

روپرت درمانده گفت: «بازم؟»

سوفیا اصلاً سرخلق نبود. همهٔ آن مسکن‌ها و داروهای ضدالتهابی که سر صبحانه با یک لیوان پُر برندی بالا انداخته بود، نتوانسته بودند قدری از کمردرد کشندهٔ ناشی از آرتروز ستون فقراتش را کم کنند. تازه سمعکش هم درست کار نمی‌کرد و خیلی از حرف‌ها را نمی‌شنید.

روپرت باز گفت: «بیمارستان، یادت اومد؟ ببینم تو ماشین نشستی دیگه؟»

«نه، تو هلیکوپتر نشستم! پس کجام؟»

«همین الان نشونی رو واسه مسیریابت می‌فرستم.»

«واسه چی‌چی‌م؟»

«یا خدا! واسه همون نقشهٔ جلوی روت.»

بعد جلوی چشم‌های سوفیا، تصویری از مسیرش روی صفحه‌نمایش وسطی افتاد و راه را از خانه‌اش در ریچموند لندن، تا به مقصد محاسبه کرد. درهای ماشین مثل دو بال پرنده‌ای از دو سو پایین آمدند و قفل شدند و خودرو به راه افتاد و دیگر تنها صدایی که به گوش می‌رسید صدای سنگریزه‌های جادهٔ اختصاصی طولانی خانه بود که زیر لاستیک پهن ماشینش قرچ‌قرچ می‌کرد.

سوفیا پرسید: «حالا باز بگو اصلاً واسه چی دارم می‌رم اونجا؟»

و شنید که روپرت می‌گوید: «این بار دومه که می‌پرسه.» و حدس زد طرف صحبتش همان پسرک کارآموز خوش‌آب‌ورنگ اطواری و ظریفی است که توی دفتر او کار می‌کند. اصلاً این روپرت یک مرضی داشت وگرنه چرا باید همیشه یک جور با کارمندانش تا کند. اصلاً چرا همه‌شان ظاهر مشخص و یکسانی داشتند؟ پیراهن تنگ و چسبان، شلوار جین چسبان و اندام لاغر و ترکه‌ای؟

«روپرت، تو هم مدیر برنامه‌های من هستی و هم مسئول روابط‌عمومی. برای من کار می‌کنی. به‌همین‌خاطر وقتی چیزی ازت می‌پرسم باید جوابم رو بدی.»

«برنامهٔ دیدار و احوالپرسی از بچه‌های سرطانیه دیگه.»

«آخ، آره.» و نگرانی عمیقی توی سرش دوید و ابروهایش را عقب کشید. هرچند به برکت این آخرین باری که پیش متخصص پوست رفته بود، هنوز عضلات صورتش از دهان به بالا هیچ حسی نداشتند. باز گفت: «لابد بازم از اون برنامه‌هاست که می‌رم و هیچ‌کی منو نمی‌شناسه.»

«نه، البته که این‌جوری نیست.»

«آره ارواح شیکمت. یه جوری می‌گه انگاری که هیچ‌وقت این بلا رو سرم نیاورده. یادت هست اون دفعه که منو فرستادی اون مدرسه‌هه تو کاونتری، بچه‌هاش این‌قدر کوچک بودن که اصلاً منو نمی‌شناختن؟ از خجالت آب شدم. همه‌شون خیال می‌کردن من زن بابانوئلم.»



برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مقصد؛ انهدام و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمقصد؛ انهدام
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهجان مارس
مترجمعلی مجتهدزاده
انتشاراتانتشارات خوب
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۱/۲۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵.۷۸ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۹۸۳-۲۵-۹
تعداد صفحه‌ها۴۰۸ صفحه
قیمت کتاب۱۹۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

هنگامه محمدی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۲

خیلی خوب بود. خییییلی ها!!!! خییییییلییییی... بعد از مدت ها یه موضوع جدید هم دیدیم تو رمان ها. درسته یکم تخیلی بود ولی قشنگ و پر کشش بود و من نتونستم یک لحظه از خوندنش دست بکشم و شب تا صبح...بیشتر

۳
کرم کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۲

نویسنده سعی کرده در قالب یک داستان هیجان انگیز معایب و معضلات زندگی ماشینی که روز به روز در حال گسترشه رو به تصویر بکشه، روایتی جدید از بشر امروزی که با پیشرفت علم و تکنولوژی، عاطفه و انسانیتش در...بیشتر

۰
nia
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۶

وااایی الان تمومش کردممم، واقعا رگ به رگِ مغزم درگیر شد؛جدا آدرنالین توی خون ام جریان داره،اگر یه معمای خفن و یه جنایت دارک میخواید که با سیاست گره خورده باشه صد در صد پیشنهادش میکنم، واقعا ناراحتم که تموم شد((= کتاب:مقصد ژانر:جنایی،معمایی،کمی عاشقانه...بیشتر

۰
زینب.79
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۲۷

🍟خیلی جذاب بود هرلحظه یه اتفاق جدید برای خواننده داشت.ترس و هراس و حقیقت و دروغگویی و ریاکاری .وضعیت زندگی ماشینی و افراد رده بالای اجتماعی به خوبی در این رمان اورده شده بود.منکه واااقعا لذت بردم.

۰
Elaheh Dalirian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۳

داستان در مورد پیشرفت تکنولوژی و هوشِ مصنوعیه. فضای داستان منو خیلی یادِ سریال "Black mirror " انداخت. اگر مدتهاست که دنبال خواندنِ یک کتابِ خوبین اما پیدا نمیکنین خوندن این کتاب رو حتما بهتون توصیه میکنم👍🏽

۰
love.is.books
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۳۰

این کتاب عالی، یه کتاب مهیج با تم علمی تخیلی

۰
ویلی ونکا•~•
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۴

کتاب دومی که از جان مارس خواندم و روی تاریکی از هوشمند شدن جهان را نشان می‌داد اینکه انسان ها چگونه می‌توانند از هوش مصنوعی سوء استفاده کنند و از این طریق اصلاح نژادی انجام بدهند کتابی میخکوب کننده که البته یک...بیشتر

۰
کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۱۹

بسیار عالی. ایده و فضای داستان عالی، نو و بدیعه. البته سوم پایانی یکم افت داره ولی در کل عالیه

۰
mahsa
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۲

خییییییلیییییی قشنگ بود هر چی بگم کم گفتم حتما حتما بخونید و لذت ببرید.

۰
....
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۵

یک ستاره کم می‌کنم بابت پایان‌بندی سرهم‌بندی‌شده‌ داستان.

۰
hanie hadadnia
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۰۱

این کتاب در مورد زمانی هست که هوش مصنوعی تمامی جهان رو فرا گرفته و همچنین ماشین ها نیز درگیر این موضوع شده‌اند. ماشین‌های بدون سرنشین!! ماشین هایی که نه پدال گاز و ترمزی و نه فرمونی دارن و کاملا...بیشتر

۰
miina_e_
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۸

از ا‌ون کتاباست‌ که به‌ خاطر کشش و جذابیت بالا خیلی راحت می‌تونید یه روزه تمومش کنید!

۰
ZeSaHo
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۳/۱۶

خیلی سریع خوندمش، چون از ابتدا هیجان بالایی داشت تا نیمه‌ها هم عالی پیش رفت و لایق امتیاز کامل بود نیمه دوم افول کرد و پایانش مورد پسند من نبود

۰
markar89
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۲

در روزگاری که هوش مصنوعی کنترل اتومبیل‌ها رو دست گرفته، دیگه راننده‌ای وجود نداره و همه ماشین‌ها خودران شده‌اند. خب این خیلی خوبه و کلی مزایا داره. مثلا اینکه دیگه معضل جای پارک، مثل سابق وجود نداره یا تصادفات خیلی کمتر...بیشتر

۰
Blue and gray
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۶

اگر به ژانر تخیلی که به احتمالات آینده می‌پردازه علاقه دارید عاشقش می‌شید.

۰

بریده‌هایی از کتاب

nia
۱۸۰
«آدم گاهی از حد توان خودش شگفت‌زده می‌شه. ما تا وقتی مجبور نشیم نمی‌فهمیم که چقدر سرسخت و محکمیم.»
آلیس در سرزمین نجایب
۹
ما تاریخ‌ساز شدیم. از آغازبه‌کار شبکه‌های اجتماعی تاکنون، هیچ هشتگی این‌همه کاربرد نداشته.
n re
۵
«ببین بهتره شبکه‌های اجتماعی رو به چشم یک‌جور رودخونه در نظر بگیری. اون از یک جای مشخصی شروع می‌شه ولی معلوم نیست سر از کجا درمی‌آره. این وسط شاخه‌های زیادی ازش جدا می‌شه که بعضی‌هاشون بلافاصله می‌خشکن و باقی به راه خودشون ادامه می‌دن. هر آدمی برای خودش یه نظری داره.
nia
۴
تو این دنیا یه چیزهایی هست که تو مسئولشون نیستی.
nia
۴
ولی واقعاً ما نباید خودمون رو ببازیم، باشه؟
nia
۴
آدم اگه اراده و انگیزه و میل داشته باشه، می‌تونه هرچیزی رو به واقعیت بدل کنه.
luigi
۴
نشستی با یه آدم دیوونه بحث منطقی می‌کنی که چی بشه؟
nia
۳
«وقتی ما درمانده‌تر از همیشه‌ایم، ایمان تنها چیزیه که به داد ما می‌رسه.»
✨️LeosaWinchester~
۳
باید فکرت رو رها کنی وگرنه از هدفت جا می‌مونی.
nia
۲
انگار مرده‌ها در زندگی او بیشتر از زنده‌ها حضور داشتند.