همیشه وقتی یه جمعیت خشمگینی اینجوری شکل میگیره، دیگه فردیت همه از بین میره. دیگه برای رفتارشون هیچ حدومرزی نمیشناسن و اولازهمه اخلاق گموگور میشه. فکر میکنی هیچکدوم از این آدمها اگه تنها بود، امکان داشت سنگ و بمب آتشزا به ماشین سوفیا بزنه؟ من که گمون نکنم. ولی وقتی این آدمها میافتن وسط یهمشت آدمی که شبیه به خودشون فکر میکنن، اونوقت دیگه کارهاشون به نظرشون خشن و زمخت نمیآد. حالا هر کاری بکنن مسئولیتش گردن همهٔ گروه میافته و نه گردن یه نفر تنها.»