با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
اینجا سیاره‌ی ما نیست

دانلود و خرید کتاب اینجا سیاره‌ی ما نیست

۵٫۰ از ۵ نظر
۵٫۰ از ۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب اینجا سیاره‌ی ما نیست  نوشته  جف رادکی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب اینجا سیاره‌ی ما نیست

کتاب اینجا سیا‌ره‌ ی ما نیست نوشته جف رادکی است که با ترجمه حامد شاهمرادی منتشر شده است. این کتاب ماجرای یک گروه اشت که برای زندگی به مریخ رفته‌اند. در همین زمان یک دعوت‌نامه رسمی برایشان ارسال می‌شود از سیاره عجیبی به نام چوم. 

اهالی چوم مردمی باهوش هستند با قیافه‌ای شبیه به پشه‌های غول پیکر. آن ها از قهرمان داستان و خانواده‌اش دعوت کرده بودند به چوم بروند، مسیر رسیدن به چوم ۲۰ سال طول کشید اما وقتی قهرمانان ما به چوم رسیند یک چیزی تغییر کرده بود. مردم چوم نمی‌خواستند کسی را راه بدهند، حالا باید نظرشان را عوض کرد.

خواندن کتاب اینجا سیاره‌ی ما نیست را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کودکان و نوجوانان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب اینجا سیاره‌ی ما نیست

احتمالاً بگومگوی آن دو نفر آن‌قدر ادامه پیدا می‌کرد تا ینس به گریه بیفتد. هروقت می‌خواستیم نظر ینس را دربارهٔ کرهٔ زمین عوض کنیم، به گریه می‌افتاد. همان موقع یک پیرمرد از کنار میز ما رد شد. فکر کنم تازه با یکی از سفینه‌ها رسیده بود، چون هنوز صورتش از تابش اشعه‌ها قرمز بود.

وقتی ما را دید، ایستاد و به پایین نگاه کرد و پرسید: «دارین یه ویدئوکلیپ دیگه می‌سازین؟»

با لبخند جواب دادم: «بله آقا.» پیرمرد هم لبخند زد. همیشه وقتی ویدئوکلیپ می‌ساختیم، مسئول سالن فیلمکده در مرکز ضبط، آن را پیش از اکران فیلم اصلی روی پردهٔ بزرگ پخش می‌کرد. پنج شش‌تایی ویدئوکلیپ ساخته بودیم و نایا، ینس و من برای حدود صدوچند نفری که برای تماشای فیلم می‌آمدند، کم‌وبیش سلبریتی به حساب می‌آمدیم.

پیرمرد گفت: «ادامه بدین! مردم این روزها بیشتر از همیشه نیاز دارن بخندن.»

نایا به پیرمرد یادآوری کرد: «به ویدئوکلیپ آخری‌مون که زیاد نخندیدن.» فیلمنامهٔ آن کلیپ را خودم نوشته بودم؛ اسمش مد فوق‌العادهٔ فصل پاییز بود. وقتی همهٔ لباس‌هایی که از زمین آورده بودم، برایم تنگ شده بود، پدر و مادرم من را به بخش تعویض لباس فرستادند. لباس‌هایشان اندازهٔ من نبود، جز یک شلوار جین رنگ‌ورورفته که رویش چند لکهٔ مرموز جا خوش کرده بود و یک تی‌شرت چرک که رویش نوشته بود تور کنسرت جهانی ۲۰۲۸ تیلور سوئیفت. گیر آن لباس‌ها افتاده بودم و مجبور بودم با آن شلوار جین لک‌دار حال‌به‌هم‌زن سر کنم و تی‌شرت تبلیغاتی خواننده‌ای را بپوشم که توی عمرم حتی یک آهنگش را هم نشنیده بودم.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵)
윤기
۱۳۹۹/۰۸/۲۳

عالی بود💜 حتما بخونید🌻💙

Booklover
۱۳۹۹/۱۰/۰۸

موضوع عالی داستان عالی ترجمه عالی در کل فوق‌العاده بود قطعاً توصیه می‌کنم👌

♡☆ 나자닌 자라☆♡
۱۳۹۹/۱۰/۰۶

در یک کلمه توصیفش می کنم : " بی نظیره "😍

افسانه ادیتور
۱۴۰۰/۰۱/۱۶

معرکههههههه بوددددد😆😆😆

zeynab
۱۴۰۰/۰۱/۱۶

خیلی قشنگ بود . اما قیمتش مناسب نیست . طاقچه ی عزیز لطفا واسه ی همچین کتاب هایی تخفیف بزار تا همه بتونن استفاده کنن .

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۷۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۸۰۳-۷
تعداد صفحات۲۷۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۸۰۳-۷