با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
موکب رنگی‌پنگی

دانلود و خرید کتاب موکب رنگی‌پنگی

خرده روایت‌هایی از زیارت اربعین

۴٫۹ از ۷ نظر
۴٫۹ از ۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب موکب رنگی‌پنگی  نوشته  بهزاد دانشگر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب موکب رنگی‌پنگی

کتاب موکب رنگی پنگی  نوشته عباس دانشگر خرده روایت‌هایی از زیارت اربعین است که سومین مجموعه در ادامه کتاب های پادشاهان پیاده و موکب آمستردام است و در مورد موکبی کوچک و پر از شوق و سر و صدای بچه‌ها است و روایت‌های این مجموعه از هنرمندان خلاق این موکب رنگی پنگی است.

خواندن کتاب موکب رنگی‌پنگی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های مربوط به اربعین پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب موکب رنگی‌پنگی

بعدها البته فهمیدیم، یعنی بهمان فهماندند، این ما نیستیم که تصمیم می‌گیریم؛ از جای دیگری است که دعوتمان می‌کنند و قدم‌به‌قدم هدایتمان می‌کنند. هیچ وقت فکرش را هم نمی‌کردیم روزی بیاید که بتوانیم خادم حرم امام حسین علیه‌السلام شویم.

شروع حرکت ما از اربعین سه سال قبل بود. قرار بود کارگاهمان را در موکب شهرداری تهران و با حمایت خودشان راه بیندازیم و در جادهٔ نجف، کربلا مستقر شویم. خیلی هم خوش‌بین بودیم و همه‌چیز در ظاهر خیلی مرتب به نظر می‌رسید. تا اینکه آمدیم رسیدیم نجف. قرار اولیه‌مان اجرای برنامه برای بچه‌های ایرانی بود؛ حالا اگر عرب‌ها هم می‌آمدند بالاخره می‌شد کارهایی کرد؛ چون بچه‌ها زبان ایما و اشاره را خیلی بهتر از بزرگ‌ترها درک می‌کنند. قرار بود عمود ۱۰۰ مستقر شویم. گفتند شما بمانید نجف، خبرتان می‌کنیم. این خبردادن، دوسه روز طول کشید. از آن ده‌روزی که قرار بود توی جاده باشیم، سه روز رفت. پیگیری کردیم گفتند عمود ۱۰۰ نه، با ماشین بروید عمود ۶۰۰. آنجا هم گفتند نه اینجا نیست. بروید جلوتر، وسایل را برایتان می‌فرستیم. در نهایت رسیدیم عمود ۱۴۰۰ که ورودی شهر کربلا است. فکر کنید بعد از چهارپنج روز این‌طرف و آن‌طرف و پیگیری سر از اینجا در آوردیم. آن موقع مسئول گروه یکی از دوستان بودند که پیگیری کردند و گفتند حالا بروید محل اسکان بچه‌های شهرداری تا بهتان خبر بدهیم. بعد آدرس دادند و دست راست و دست چپ و آدرس درستی هم که ما نداشتیم، سر از مدرسه‌ای درآوردیم که ورودی مسیر حلّه به کربلاست. دوروزی هم اینجا معطل شدیم و در نهایت خبر دادند که وسایل شما توی کانتینرهای شهرداری است و بیرون‌آوردنش در این شرایط غیر ممکن است. هم‌زمان با ما یک تیم بزرگ از پزشک و پرستار هم آورده بودند که از آن گروه پزشکی، هشتاد نفر گم شده بودند و مسئولینی که توی عراق بودند آن‌قدر درگیر این ماجرا بودند که فرصت پیگیری وضعیت و شرایط ما را نداشتند. دو روزی اینجا مستقر شدیم تا اینکه مسئولین گفتند اینجا آب ندارد، آب‌گرم‌کنش هم برای حمام و غذای گرم ظرفیت کافی ندارد. بروید مدینه‌الحسین علیه‌السلام که یک مجموعهٔ بزرگ ساختمانی است برای اسکان زائرین در ایام شلوغ و مدیریتش هم با خود عتبهٔ امام حسین علیه‌السلام است. 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
♡ Dina ♡
۱۳۹۹/۱۰/۰۵

عالی و جالب بود👌🏻👌🏻👌🏻🌼🌼🌷🌷❤❤❤ حتما بخونید🌷🌷🌷🌹🌹🌹💐💐🌸🌸🌸 ممنون از طاقچه بابت این کتاب زیبا😘😘😘🌺🌺🌺🌺🌺⚘⚘⚘⚘⚘🌻🌻🌻🌻🏵🏵🏵💐💐

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۶)
این شد که من بعد از این سفر با قبلش فرق کردم. اصلاً نوع نگاه من به حوزهٔ فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی تفاوت پیدا کرد. مثل توجهی که از این سفر به بعد به ظهور پیدا کردم. تا قبل از این کار فرهنگی می‌کردیم ولی توجهی به این نداشتیم که باید آمادهٔ سربازی دورهٔ ظهور شویم. دعای کمیل می‌خواندیم و اردو برگزار می‌کردیم برای نتایج اخلاقی‌اش، برای نتایج اجتماعی‌اش؛ اما این سفر بهم نشان داد هرکاری می‌خواهیم بکنیم باید نسبتش را با انتظار و ظهور پیدا کنیم. از بعد اربعین انگار همه چیز را می‌توانی در مدار امام زمان (عج) ببینی.
maryhzd
درست است عشق به امام حسین علیه‌السلام از طریق خانواده به بچه‌ها منتقل می‌شود؛ ولی چیزی که وجود دارد این است که هنر می‌تواند این ارتباط را زیبا کند؛ یعنی آن‌قدر زیبا جلوه‌اش بدهد که آن آدم تا پایان عمر لحظات شیرینی را که با امام حسین علیه‌السلام سپری کرده، فراموش نکند.
maryhzd
حاج عبدالامیر جمله‌ای گفت که به نظرم خیلی جالب بود. ای‌کاش توی ایران یا بین بقیهٔ خدام هم چنین نگاهی وجود داشت. گفت من از آن روزی می‌ترسم که بمیرم و سر پل صراط، امام حسین علیه‌السلام جلوی من را بگیرد و بگوید چرا آن‌ها آمدند و می‌خواستند به من کمک کنند؛ اما تو نگذاشتی.
maryhzd
پیاده‌روی اربعین بزرگ‌ترین تجمع جهانی است و این عبارت «جهانی» واژهٔ واقعاً کمی نیست. این تجمع جهانی هم دست ما نیست؛ یعنی اینکه بگویم من دارم می‌روم که این اتفاق می‌افتد یا ما داریم مدیریتش می‌کنیم؛ همه می‌دانیم که این‌طور نیست. خودشان دارند این کار را انجام می‌دهند و اداره‌اش می‌کنند. ما هم به عنوان سیاهی‌لشکر می‌رویم. می‌رویم قلب‌هایمان را به هم نزدیک کنیم. اینجا آن اتحاد اگر شکل نگیرد خیلی باید تأسف بخوریم. ببینید من بارها و بارها دعوای بین ایرانی‌ها را دیده‌ام، دعوای بین عراقی‌ها و ایرانی‌ها را دیده‌ام. این‌ها در درازمدت می‌تواند آسیب‌زا باشد.
maryhzd
در ترکیه تقریباً دو میلیون شیعه زندگی می‌کند. علوی‌ها اما بیست‌وپنج میلیون نفرند. علوی‌ها دوازده امامی هستند ولی تفاوت‌های زیادی با شیعیان دارند: نماز نمی‌خوانند، در ماه رمضان روزه نمی‌گیرند ولی در هر ماه یک روز روزه می‌گیرند، تمایلات کمونیستی هم دارند ولی بالاخره دوازده‌امامی هستند. علوی‌ها می‌آیند هالکالی. مراسمشان با ما فرق می‌کند. تار می‌زنند و روضه می‌خوانند ولی به‌هرحال همه‌مان به اسم امام حسین علیه‌السلام یک جا جمع می‌شویم.
maryhzd
من همیشه این جملهٔ پیامبر را می‌شنیدم اما نمی‌فهمیدم یعنی چه: در قلب مؤمن حرارتی از امام حسین علیه‌السلام هست که هیچ وقت سرد نمی‌شود، یک چیزی نزدیک به این مضمون؛ یعنی الآن هم نمی‌فهمم اما خدا یک‌ذره‌اش را این روزها نشانم داد.
maryhzd

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۴۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۲,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۷/۱۳
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۱۴۶-۸۹-۹
تعداد صفحات۱۴۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۲,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۷/۱۳
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۱۴۶-۸۹-۹