با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دوران کوران

دانلود و خرید کتاب دوران کوران

۴٫۳ از ۳۲ نظر
۴٫۳ از ۳۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دوران کوران  نوشته  سیدحسام‌الدین رایگانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب دوران کوران

دوران کوران نوشته سیدحسام االدین رایگانی، یک داستان عاشقانه و اجتماعی در روزهای کرونایی است.

درباره کتاب دوران کوران

 داستان درباره پزشکی به اسم نرگس است که با شیوع بیماری کرونا درگیر چالش‌های کار و زندگی و رویارویی با این بیماری کشنده و همه‌گیر می‌شود.

 رایگانی داستان این کتاب را با تلفیقی از حقیقت و تخیل نوشته است. او برای نوشتن این رمان از همان روزهای شروع بیماری با کمک خواهرش که پزشک است، به مشاهده و تحقیق حال و روزبیماران و کادر درمان در بیمارستان مسیح دانشوری پرداخته تا بتواند ایده نوشتن رمان را در ذهن خود پرورش دهد. به گفته رایگانی ۸۰ درصد این اثر برگرفته از واقعیت است.

 هدف اصلی نویسنده از نوشتن این رمان بازتاب تلاش‌ها و سختی‌های کادر درمان و حال و روز بیماران در بیمارستان‌ها مراکز درمانی بوده است.

 خواندن کتاب دوران کوران را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 همه علاقه‌مندان به داستان‌های اجتماعی و عاشقانه را به خواندن دوران کوران دعوت می‌کنیم

 بخشی از کتاب دوران کو‌ران

در مسیر بازگشت به بیمارستان، خیلی کوتاه به مامان و بابا هم سر زدم و از موضوع باخبرشان کردم. خیلی نگرانت شدند. خدا را شکر نوید هم بود و شاهدی بود برای خوب بودنِ حالت. توانِ بیشتر ماندن نداشتم. با حجم کثیری از نگرانی تنهایشان گذاشتم و زحمتِ آرام کردنشان را سپردم به نوید و ریحانه...

ساعت از ده شب گذشته است. اورژانس شلوغ‌تر از روزهایی شده است که می‌گفتند خیلی شلوغ است. پرستاران و پرسنل پذیرش بیمارستان سریع‌تر از حالت عادی کارشان را انجام می‌دهند که همین باعث شده آستانهٔ صبر و تحملشان پایین‌تر بیاید. فتحی و یزدی در حال معاینهٔ خانم جوانی هستند که رنگ صورتش پریده و لبش کبود شده است. یزدی سلام می‌کند و می‌گوید:

سر زدم به آقای دکتر! بهتره حالش نگران نباش!

دست تکان می‌دهم و تشکر می‌کنم. فتحی گوشی‌اش زنگ می‌خورد و از محیط اورژانس دور می‌شود. می‌خواهم قبل از هرکاری به تو سر بزنم چون احتمالاً الان بیدار شده‌ای. اما صدای فریاد یک نفر مانع از آمدنم به سمت بخش می‌شود. حالا سالن ساکت شده است و همه به‌سمت صدا برگشته‌اند.

در میان جمعیت، مرد میان‌سالی را می‌بینم که دست همراهش را گرفته و سر پرسنلِ پذیرش فریاد می‌زند. روی چهره‌اش دقیق می‌شوم. آشناست اما نمی‌دانم قبلاً او را کجا دیده‌ام. همهٔ اجزای صورتش زیادی بزرگند. دماغ، چشم‌ها، لب‌ها، کله... تمرکز می‌کنم تا او را به خاطر بیاورم که یکی از پرستاران با صدای بلندی می‌گوید:

حالا که اینجوری برخورد می‌کنی می‌گم حراست بیاد اورژانس.

گوشی را برمی‌دارد و شمارهٔ نگهبانی را می‌گیرد. یک نفرِ دیگر می‌گوید:


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۹)
M.Rad
۱۳۹۹/۰۶/۱۲

خیلی زیاد لذت بردم. نویسنده به خوبی شرایط موجود در کشور رو به تصویر کشیده بود.

حنانه
۱۳۹۹/۰۵/۲۵

کتاب بسیار لطیف و زیبایی است سرشار از احساسات زیبا و نثر روان و دلنشین خدا قوت به نویسنده گرامی

کاربر ۷۰۵۸۲۹
۱۳۹۹/۰۵/۲۶

بنظرم کتاب داستان خوب و روانی داره و از لحاظ موضوع کاملا به روز و جدیده و دغدغه ی این روزهاست اما از لحاظ داستان پردازی و محتوا و پیوستگی مطالب نیاز به کار بیشتری داشت و تا حدودی در

- بیشتر
کتابخور
۱۳۹۹/۰۵/۲۳

یعنی به روزتر و بهتر از طاقچه و کتابستان دیده بودید؟ 👏👏👏👏👏👏

_.kowsar._
۱۳۹۹/۰۷/۱۶

مشکلات روز را بسیار زیبا به تصویر کشیده بود و باعث شد تا احوال پزشکان را درک کنیم

dokhtare aftab
۱۳۹۹/۰۸/۲۰

به شدت عالی روان محسوس دوست داشتنی و تاثر برانگیز امیدوارم آقای رایگانی زیاد بنویسن خیلی زیاد

خوره ی کتاب 174
۱۳۹۹/۰۵/۲۹

کتاب خوب و قشنگی هست من که فقط نمونه اش رو خوندم ولی خیلی خوشم اومد ...⁦❤️⁩🌺⁦🙏🏻⁩

fa.rajab
۱۴۰۰/۰۲/۰۲

بسیار ملموس‌ و احساس برانگیز بود🌱خدا قوت به همه ی اعضای کادر درمان💚 جالبیش‌ این بود که دوبار توی داستان نتیجه گرفتیم که زود قضاوت نکنیم 😅 یه بار سر تلفن جواب ندادنای‌ محسن یه بار سر دکتر اخوان‌.

محسن
۱۳۹۹/۰۵/۲۱

روایت روزهای کرونا

کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
۱۳۹۹/۰۸/۲۹

بهتر بود کتاب را همون زمان اواخر ارد یبهشت تمام میکردن که واقعی تر باشه حتماً بخونید.با تشکر از نویسنده محترم دست کادر درمان را میبوسیم ، خدا قوت

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۱)
دیگر دارد حالم از کلمهٔ کرونا به هم می‌خورد!
آفتاب
ولی جوان‌ترها اکثراً رعایت می‌کنند.
ابوریحان درونی
این درخواست عاجزانهٔ ما از شماست! تا وقتی که واکسن این بیماری نیومده، فقط باید رعایت کنید و ماسک بزنید و تا می‌تونید داخل خونه‌هاتون بمونید!… خواهش می‌کنیم رومون رو زمین نزنید…
_.kowsar._
چی میخوای دیگه از خدا؟!
ابوریحان درونی
حلقهٔ ازدواجش را نشانم می‌دهد.
ابوریحان درونی
آرام باش عزیز من... آرام باش! حکایت دریاست زندگی، گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی، گاهی هم فرو می‌رویم، چشم‌هایمان را می‌بندیم، همه جا تاریکی است. آرام باش عزیز من! آرام باش... دوباره سر از آب بیرون می‌آوریم و تلألو آفتاب را می‌بینیم زیر بوته‌ای از برف که این دفعه درست از جایی که تو دوست داری طالع می‌شود...
_.kowsar._
تا وقتی که طعم گذشت رو نچشی، تا وقتی که برای چیزی زحمت نکشی، نسبت به اون علاقه و عشقی هم نخواهی داشت. نمی‌گم عاشق شدم نرگس... نه... فقط یه چیزی داره منو نگه می‌داره اینجا. یه چیزی که از نگاه اون نوجوون، آریا، گرفتم. یه چیزی که از لبخندِ اون پیرمردِ جانباز شیمیایی گرفتم... نرگس! قبلاً با تمام وجودم می‌خواستم برم از این خراب‌شده! اما الان با تمام وجودم می‌خوام بمونم...
_.kowsar._
کیمیا ماند. اما اندکی بعد رفت... حالا قبل از اسمش، چند کلمهٔ دیگر هم اضافه شده است. چند کلمهٔ شیرین، سنگین و جان‌کاه. حالا می‌گویند: شهیدِ خدمت و مدافع سلامت، کیمیا کاویانی...
_.kowsar._
بالاخره تمام می‌شود این کابوس. درست می‌شود همه‌چیز... دوباره دور هم جمع می‌شویم و حرف‌های خوب می‌زنیم و به این روزهایمان فقط به عنوان خاطره‌ای تلخ نگاه می‌کنیم... من می‌دانم این روزها تمام می‌شوند و ما مصمم‌تر از قبل ادامه می‌دهیم... قوی‌تر می‌شویم از این زخم‌هایی که ما را نکشتند... مهربان‌تر می‌شویم با هم... شکرگزارتر می‌شویم از قبل...
dokhtare aftab
اتاق استادان دانشکدهٔ ادبیات می‌اندازد!
ابوریحان درونی

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۱۳ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۵/۰۸
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۸۳۷-۴۱-۵
تعداد صفحات۳۱۳صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۵/۰۸
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۸۳۷-۴۱-۵