با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سه روز به آخر دریا

دانلود و خرید کتاب سه روز به آخر دریا

سفرنامه‌ی شاهزاده خانم قاجاری

۳٫۸ از ۱۳ نظر
۳٫۸ از ۱۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سه روز به آخر دریا  نوشته  نازیلا ناظمی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب سه روز به آخر دریا

کتاب سه روز به آخر دریا نوشته نازیلا ناظمی است. این کتاب سفرنامه‌ی شاهزاده خانم قاجاری است.

جسارت زنان دوره قاجار اعم از عامی و درباری وقتی خودش را نشان می‌دهد که می‌فهمیم بعضی از این زنان خلاف عرف جامعه، مستقل و بدون همسر راهی سفرهای دور و دراز شده‌اند. این‌که زنی بدون محارم سفری یک‌ساله را آغاز کند و رهبریِ خدمه و همراهانش را به دست گیرد، موضوعی نبوده که مردان دوره قاجار با آن به آسانی کنار بیایند. این زنان جسور نه تنها به سفر رفته‌اند، بلکه به کاری مهم‌تر دست زده‌اند: روزنامهٔ سفر یا سفرنامه نوشته‌اند.

کتابی که در دست دارید، تنها ماجرای یک سفر زیارتی نیست، بلکه داستان یک زندگی است. زندگی یک زن درباری که لایه‌ای ناپیدا را آشکار می‌کند. نام او را نمی‌دانیم، چون در تمام کتاب هیچ‌وقت او را به نام خطاب نمی‌کنند، اما بر اساس نوشته‌ی خودش از اصل و نسبش به‌خوبی آگاهیم. او دختر شاهزاده مبارک‌میرزا، نوهٔ شاهزاده محمودمیرزا و نوه‌ی فتحعلی‌شاه قاجار است.

خواندن کتاب سه روز به آخر دریا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کسانی که به سفر علاقه‌دارند پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب سه روز به آخر دریا

چهارشنبه بیست و هشتم شعبان آمدیم به دار. و داری هم گله و احشام داشت. شرط خدمت به جا آوردند. همه قسم اسباب گوسفند و بزغاله و غیره آوردند. یک چشمهٔ آب شور، یکی شیرین. جای خوش‌هوایی بود، آبادی کمی داشت.

شب را آمدیم تا صبح پنجشنبه بیست و نهم شعبان به منزل موسومه به زیرآب. آبش شور بود، هوا هم گرم. آبادی‌اش منحصر به چند چادر احشام گله‌دار بود. آن‌جا گوسفندش سالی دو بار می‌زاید. یکی اول بهار، یکی اول پاییز. شب لنگ شد.

امروز صبح جمعه اول ماه مبارک رمضان ۱۳۰۳ ما بیچاره‌ها که باید روزه را بخوریم، رفتیم شکاف کوه با حاجیه آقا و بی‌بی فاطی، غسل از آب جاری و سی کف آب بر سر ریختن، به عمل آمد. اول ظهر هوا به شدت گرم بود.

این پسرهٔ قاینی محمدحسین نام برای ما یک چشمهٔ آب شیرین پیدا کرد، خیک‌ها را آدم‌ها آب‌گیری کردند. در همین گرما سوار شدیم. این طفل سه سالهٔ حاجیه آقا که بسیار پسر خوش‌صورت خوش‌حالتی است، من و او نهایت دلبستگی را داریم. از شدت گرما مثل ماهی بی‌آب می‌طپید.

خودم و تمام مردم نزدیک است هلاک شویم. هم ریگ است، هم کویر. ماه جوزا در گرمسیر بی‌آب میان کویر نمک. شنیدن کی بود مانند دیدن.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
ماری کوری
۱۳۹۹/۰۵/۳۰

این کتاب سفر یک شاهزاده خانم قاجاری به مکه و مدینه و عراق هست زمان سفر دوران ناصرالدین شاه است. کلماتی دارد که برای ما ناآشنا است در انتهای کتاب شرح داده شده توصیه میکنم اول این کلمات را نگاهی

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷)
روز شنبه آخر رمضان آمدیم سیاوشان (۸). این ده از محال آشتیان است. سیاوشان از دهات مرحوم میرزا یوسف مستوفی‌الممالک است. چون آب و هوای این حدود، کمال تربیت می‌کند، تمام این مردم لفظ قلم تکلم می‌کنند. خیلی غریب است.
ماری کوری
روز دو مرتبه به حرم ائمهٔ بقیع مشرف شده، نفری یک قران دفعه می‌دادیم. نمی‌دانم این همه پول را عرب چه می‌کنند، نه خوراک دارد، نه پوشاک. اگر دولت‌شان می‌گیرد، پس چرا آن‌قدر ولایت‌شان بی‌نظم است؟
ماری کوری
یار ز در می‌رسد خلوتیان دوست دوست دیده غلط می‌کند نیست غلط اوست اوست
ماری کوری
روز دیگر مطوف آمد، گفت بیایید برویم به اماکن مشرفهٔ دیگر. ما را برد به خانهٔ عبدالله جای تولد حضرت رسول (ص) را زیارت کرده، آمدیم خانهٔ ابوطالب جای تولد امیرالمؤمنین (ع) و جای گاهوارهٔ حضرت را زیارت کردیم و آخر آمدیم خانهٔ خود
ماری کوری
فردا دوشنبه هجدهم شهر رمضان ۱۳۰۳ رفتیم کاشان (۶). از دم دروازه، خیابان طولانی دارد. آخر خیابان زمین مسطحی دورش درخت‌های سایه‌دار. آب هم از دور این زمین می‌گذرد، داخل خیابان می‌شود. اول شفق وارد شدیم، چادر زدیم، منزل کردیم. چای صبح صرف شد. سوار شدیم من و آقا و والده‌ام رفتیم تماشای شهر. شهر خوبی است. به قدری مسگری دارد که الاغ‌ها رم کرده از صدای مس، داخل شهر نمی‌شوند. گرمک تازه پیدا شده، یخ هم با خیار و مرغ و غیره بسیار است. قدری بردند سر منزل. ما رفتیم بازار، قدری مس و غیره خریدیم. این‌جا شعربافی خوب است. تا شام شهر بودیم. منزل پسرهای حکیم هارون هم رفتیم. بسیار دختر و زن‌های خوشگل دیدم. بسیار خوب حکمایی هستند. ناخوشی‌ها را معالجه می‌کردند.
ماری کوری
عصر رفتم جایی، یک مار بزرگی از سقف آویزان شده، مثل چوب بر سرم خورد. خدا رحم کرد از دم آویزان شده بود.
ماری کوری
حاجی علی حمله‌دار آمده که آنچه برای راه مکه آذوقه بخواهید باید این‌جا بخرید. قریب سی الاغ کرایه کردیم. نان خشک و آرد و روغن و حبوبات بار کردیم. آن‌جا قند و نبات، نان و غیره ارزان است.
ماری کوری

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۷۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۴/۱۶
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۱-۹۴-۱۱-۲
تعداد صفحات۷۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۴/۱۶
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۱-۹۴-۱۱-۲