با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
هنر در لحظه زندگی کردن

دانلود و خرید کتاب هنر در لحظه زندگی کردن

رهایی از اضطراب و دست‌یابی به روشی ساده‌تر و پرشورتر برای زندگی

۳٫۶ از ۲۹ نظر
۳٫۶ از ۲۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب هنر در لحظه زندگی کردن  نوشته  شانا نیکوئست  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب هنر در لحظه زندگی کردن

کتاب هنر در لحظه زندگی کردن، نوشته‌ی شانا نیکوئست، کتابی عالی برای رهایی از اضطراب و دست‌یابی به روشی ساده‌تر و پرشورتر برای زندگی در قالب داستانی خواندنی است. 

کتاب هنر در لحظه زندگی کردن را با ترجمه‌ای روان از معصومه محمودی و آرزو مومیوند در اختیار دارید.

درباره‌ی کتاب هنر در لحظه زندگی کردن

همه‌ی ما حتما بارها این جملات را شنیده‌ایم. در لحظه زندگی کنید! از لحظه لذت ببرید! اضطراب‌ها و نگرانی‌هایتان را کنار بگذارید و طوری زندگی کنید که انگار امروز آخرین روز زندگی‌تان است. اما حقیقت این است که با وجود درست بودن تمام این حرف‌ها، هیچ‌وقت کسی راهکاری برای انجام دادنش به ما یاد نداده است. ما همیشه این جملات را به شکل یک سری فرمول و دستورالعمل برای زندگی می‌خوانیم. بدون اینکه بدانیم چطور می‌توانیم آن را در زندگی خودمان پیاده کنیم. شانا نیکوئست در کتاب هنر در لحظه زندگی کردن، در قالب داستانی خواندنی و جذاب به ما می‌آموزد که چطور می‌توانیم  از اضطراب‌های روزمره زندگی رها شویم و روشی ساده‌تر برای زندگی پیدا کنیم. روشی که هرچند ساده است، اما می‌تواند زندگی ما را از این رو به آن رو کند، تحول ببخشد و شوری عمیق در آن بیافریند.

کتاب هنر در لحظه زندگی کردن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

کتاب هنر در لحظه زندگی کردن راهنمایی عالی برای تمام کسانی است که دوست دارند زندگی را بدون اضطراب و در آرامش طی کنند.

بخشی از کتاب هنر در لحظه زندگی کردن

متوجه شده‌ام در زندگی‌مان چندین مسیرِ مهم برای دگرگونی و تحول ما وجود دارد که بی‌شباهت به این تغییرها نیستند؛ جایی‌که گذشته دیگر گذشته و آغازی نو فرارسیده است.

این سفر برای من تقریباً چهار سال طول کشید. سفری که از خستگی، چندکاره‌بودن و زندگیِ آشفته و پرجنجال آغاز شد و درنهایت به آرامش، ارتباط و آسودگی رسید. وقتی به پشت‌سر نگاه می‌کنم، می‌توانم دوره‌هایی از تحولاتِ دیگری را در زندگی‌ام ببینم. یکی از آن‌ها برمی‌گردد به سال آخر دانشگاه؛ یعنی زمانی‌که آن حس آشفتگی و جدایی را پشت‌سر گذاشته و دوباره ارتباطم با خدا، مردم، کلام و مسیرش را ازسر گرفتم.

تحولِ دیگر در ۲۹ سالگی‌ام بود که از شغلی که بیش‌از اندازه دوستش داشتم اخراج شدم. آن زمان باردار هم بودم و قراردادِ کتابی پیش‌رویم بود که برای تمام‌کردنش بسیار نگران بودم. آن فصل از زندگی‌ام درست مثل فرازونشیب‌های تند یک گردنه بود، مثل وصل‌شدن به مسیرهای جدید زندگی، نوشتن، مادرشدن؛ درحالی‌که با تمام توانم به شغل و هویتی چنگ انداخته بودم که دیگر متعلق به من نبود.

سال‌ها پیش، دوستی فرزانه گفت آدمی تازمانی‌که درجهٔ سختی و مشکلاتش به بالاترین حد نرسد، متحول نمی‌شود. حرفش به‌نظر کاملاً درست است. یکی از اتفاقاتی که برای ایجاد تحول در زندگی به ما انگیزه می‌دهد، دل‌شکستگی است؛ دل‌شکستگی‌هایی که التیام نمی‌یابند و تحملشان بسیار سخت است.

در هریک از این تحولات، زندگی‌ای که ساخته بودم درمقابل چشمانم از بین رفت. وقتی ۲۱ ساله بودم، زندگی‌ام فقط به بطالت و خوش‌گذرانی و کتاب‌خواندن می‌گذشت که در آن میان، فقط کتاب‌خواندن مفید بود. وقتی ۲۹ سالم بود، دل‌بستگی‌ام به شغلم ترسناک و تنش‌زا بود و معتقدم اخراج‌شدنم دراصل لطف خداوند بوده که آن هویت را ذره‌ذره از چنگم دربیاورد. در این تحول عمیق نیز، عدم اتصال من با روحم و افرادی که بیشتر از همه به آن‌ها اهمیت می‌دهم، آن‌قدر دردناک است که مشتاقم تمام زندگی‌ام را ازنو بسازم.


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۹)
moon
۱۳۹۹/۰۳/۱۴

اگر کمال گرایی هستی که تمام تلاشت را در زندگی کرده ای،اما باز هم نیاز به تغییر داری چون احساس لذت نمیکنی با آن همه تلاش و اثبات خودت برای دیگران...و با این اوصاف چیزی از احسای و عاطفه و

- بیشتر
میثم
۱۳۹۹/۰۵/۰۲

فقط برای کسانی خوبه که زندگیشون وقف کردن تا با تلاش مداوم‌ در نظر دیگران خوب و‌موفق‌ جلوه کنن. اگر اینطور نیستین، وقت خودتون هدر ندین

شادی
۱۳۹۹/۰۴/۱۶

من نتونستم با کتاب ارتباط بگیرم به درد خانمهایی میخوره که در کار غرررق شدن و خودشون و زندگی رو فراموش کردن

کاربر azarmahmudi
۱۳۹۹/۰۵/۲۴

من یک زندگی ساده،جمع وجور،ساکت،کوچک ومتصل دارم،نیازی به تشویق دیگران ندارم،دردهای روحم روتوی شلوغی کارگم نمیکنم،وبرای شادی روح خودم زندگی میکنم

farnazfmfarnazfm
۱۳۹۹/۰۶/۲۸

اوایل کتاب خیلی جالب ولی از یک جایی موضوع کتاب گم می شه و خسته کننده:-

الناز
۱۳۹۹/۰۸/۳۰

بسیار خسته کننده است و به نظرم از اصل موضوع فاصله میگیرد.

fatima 1998
۱۳۹۹/۰۵/۲۰

عالی بود واقعا 😍😍🙈🙊

Mahsa
۱۳۹۹/۰۵/۲۱

کتاب رو با هفتاد درصد تخفیف خرید زدم اما بازم ده تومن ازکیف پولم کسر شد چرا؟؟؟

کاربر ۲۳۵۴۰۱۱
۱۴۰۰/۰۴/۳۱

سلام ببخشید چن روزه که برا من قسمت بریده های کتاب ، از برنامه حذف شده. برا شما هم همینطوره؟؟؟

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵۱)
کسی که شما را از دوران نوجوانی بشناسد و هنوز هم بخواهد با شما وقت بگذراند، یک دوست واقعی است.
نسیم📚
من زندگی‌ام را از درون تغییر داده‌ام و می‌خواهم شما را به این امر خلاقانه، چالش‌برانگیز و متحول‌کننده دعوت کنم. قطعاً به کار و تلاش نیاز دارد. این‌طور تصور می‌کنم که مانند پی‌ریزی ساختمانی باشد که چندین دهه بدون شالوده سرپا مانده است. قبلاً فکر می‌کردم بیشتر شبیه اضافه‌کردن کرکره‌های جدید به خانه است، اما متوجه شدم نه، بیشتر شبیه بلندکردن یک خانه، کندن و حفاری‌کردنِ زیرساختِ آن است. زمین را زیرورو می‌کنید. در این فرایند، هیچ‌چیز سرسری و سطحی نیست.
کاربر ۱۵۵۹۶۴۹
سعی کن روحت را همیشه در سکوت و آرامش حفظ کنی. پیوسته برای هرآنچه پروردگار برای تو می‌خواهد آماده باش. این مطمئناً فضیلتی برجسته برای روح است و موهبتی بزرگ‌تر که بتوانی در زمان‌ها و مکان‌های مختلف از پروردگار بهره‌مند شوی، نه‌فقط در زمان و مکانی خاص.
najmeh
خداوند ما را به زندگی‌ای پرهرج‌ومرج و آشفته دعوت نکرده است، بلکه ما را به چیزی مقدس و زیبا فراخوانده: زیباییِ درون به همان اندازهٔ زیباییِ بیرون. انجیل تسالونیان
aghamilad
نباید روح، شادی، نفس، خانواده و زندگی زناشویی‌ات را فدای جایگاه وزارت کنی. اینکه توانایی انجام کاری را داشته باشی به این معنی نیست که حتماً باید انجامش بدهی. مدیریت، سازمان‌دهی، صحبت‌کردن و سفرکردن: نباید فقط به اثری که این کارها بر دنیا می‌گذارند فکر کنید، بلکه باید بپرسید برای زندگی و قلبتان چه ثمره‌ای دارند.
آهو
به‌نظرم همهٔ ما یاد گرفته‌ایم حسادت بد است و زمانی‌که آن را در خود می‌بینیم، باید این حس را در خود از بین ببریم و از آن خالی شویم. اما من دارم یاد می‌گیرم حسادت ابزار مفیدی است که به شما علایقتان را نشان می‌دهد؛ به‌خصوص آن‌هایی که هنوز به خودمان اجازه نداده‌ایم احساسشان کنیم. من از حسادتم نسبت‌به او چیزهای زیادی یاد گرفتم. به حس حسادتم مثل یک شیء نگاه کردم و مثل یک منشور آن را در دستم چرخاندم. پرسیدم تو چی هستی؟ می‌خوای بهم چی یاد بدی؟
آهو
با افرادی معاشرت کنید که برای جوابِ منفی‌تان احترام قائل‌اند، کسانی که شما را به گفتن حقیقت تشویق می‌کنند، کسانی که بیش‌از رفع نیازهای خودشان به پیشرفت شما بها بدهند.
کاربر ۲۶۰۸۷۹۳
به خودتان اجازه دهید دوستتان داشته باشند، با تمام معایب، زخم‌ها و جلوهٔ بی‌درخششتان.
mohxmad
به‌نظرم یکی از بزرگ‌ترین خطراتْ عشق‌های آنی است که درواقع بیشتر نوعی دلربایی است. ما به لبخندها، درآغوش‌کشیدن‌ها، شوخی‌ها و ارتباط چشمیِ دلپذیر عادت می‌کنیم. این‌ها هم خیلی راحت‌تر از ارتباط واقعی، کند، ناخوشایند و دردناکی‌اند که با کسی دارید که بدترین بخش‌های وجودتان را می‌شناسد. تظاهرکردن راحت است، اما باهم‌بودن، عمیقاً باهم‌بودن، دشوار است
آهو
اگر در جست‌وجوی داستان‌هایی هستید که عقایدتان دربارهٔ خوبیِ بشر را اثبات کنید، حتماً به آن دست پیدا خواهید کرد. اگر فقط در جست‌وجوی داستان‌هایی باشید که می‌گویند دنیا هیچ‌چیز ندارد جز بدی، حتماً به آن می‌رسید. اگر هر داستانی که می‌شنوید، هر آوازی که می‌خوانید و هر حکایتی که روایت می‌کنید داستانی از شرم و بدی باشد و هیچ حرفی از خوبی نباشد، پس به همان هم خواهید رسید. من این را می‌دانم، چراکه سال‌ها همین کار را کرده‌ام. وقتی کسی می‌گوید نمی‌توانم به خانهٔ شما بیایم، ازنظر من معنایش این است که تو این‌قدر خوب نیستی که من به خانه‌ات بیایم. یا وقتی یک نفر می‌گوید آن زن چه زیباست، من این‌طور می‌شنوم که تو خیلی زیبا نیستی. هرکس که دهانش را باز می‌کند و چیزی می‌گوید، هرچه باشد، من فقط این را می‌شنوم: «تو به‌اندازهٔ کافی خوب نیستی.» بنابراین داستانی که من می‌بینم همین است.
آهو

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۹۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۷,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۲/۲۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۸۱۲-۸۶-۹
تعداد صفحات۱۹۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۷,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۲/۲۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۸۱۲-۸۶-۹