
٪۷۰
کتاب هنر در لحظه زندگی کردن
رهایی از اضطراب و دستیابی به روشی سادهتر و پرشورتر برای زندگی
انتشارات:
انتشارات میلکان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
مریم
۸۸
کسی که شما را از دوران نوجوانی بشناسد و هنوز هم بخواهد با شما وقت بگذراند، یک دوست واقعی است.
najmeh
۳۲
سعی کن روحت را همیشه در سکوت و آرامش حفظ کنی. پیوسته برای هرآنچه پروردگار برای تو میخواهد آماده باش. این مطمئناً فضیلتی برجسته برای روح است و موهبتی بزرگتر که بتوانی در زمانها و مکانهای مختلف از پروردگار بهرهمند شوی، نهفقط در زمان و مکانی خاص.
کاربر ۱۵۵۹۶۴۹
۲۵
من زندگیام را از درون تغییر دادهام و میخواهم شما را به این امر خلاقانه، چالشبرانگیز و متحولکننده دعوت کنم.
قطعاً به کار و تلاش نیاز دارد. اینطور تصور میکنم که مانند پیریزی ساختمانی باشد که چندین دهه بدون شالوده سرپا مانده است. قبلاً فکر میکردم بیشتر شبیه اضافهکردن کرکرههای جدید به خانه است، اما متوجه شدم نه، بیشتر شبیه بلندکردن یک خانه، کندن و حفاریکردنِ زیرساختِ آن است. زمین را زیرورو میکنید. در این فرایند، هیچچیز سرسری و سطحی نیست.
eli
۲۵
با افرادی معاشرت کنید که برای جوابِ منفیتان احترام قائلاند، کسانی که شما را به گفتن حقیقت تشویق میکنند، کسانی که بیشاز رفع نیازهای خودشان به پیشرفت شما بها بدهند.
ویماند
۲۵
من هم در زندگی همیشه خودم را با مشغله و شلوغی احاطه کردهام و این شلوغی من را از احساساتی که نمیخواهم حسشان کنم محافظت میکند.
mohxmad
۲۳
به خودتان اجازه دهید دوستتان داشته باشند، با تمام معایب، زخمها و جلوهٔ بیدرخششتان.
aghamilad
۲۱
خداوند ما را به زندگیای پرهرجومرج و آشفته دعوت نکرده است، بلکه ما را به چیزی مقدس و زیبا فراخوانده: زیباییِ درون به همان اندازهٔ زیباییِ بیرون.
انجیل تسالونیان
احسان
۱۷
عزمم را جزم کرده بودم که به همه ثابت کنم میتوانم از پس همهچیز بربیایم. (انگار برای بقیه مهم است!)
لوتوس
۱۷
آدمی تازمانیکه درجهٔ سختی و مشکلاتش به بالاترین حد نرسد، متحول نمیشود.
آهو
۱۶
بهنظرم همهٔ ما یاد گرفتهایم حسادت بد است و زمانیکه آن را در خود میبینیم، باید این حس را در خود از بین ببریم و از آن خالی شویم. اما من دارم یاد میگیرم حسادت ابزار مفیدی است که به شما علایقتان را نشان میدهد؛ بهخصوص آنهایی که هنوز به خودمان اجازه ندادهایم احساسشان کنیم. من از حسادتم نسبتبه او چیزهای زیادی یاد گرفتم. به حس حسادتم مثل یک شیء نگاه کردم و مثل یک منشور آن را در دستم چرخاندم. پرسیدم تو چی هستی؟ میخوای بهم چی یاد بدی؟
آهو
۱۲
نباید روح، شادی، نفس، خانواده و زندگی زناشوییات را فدای جایگاه وزارت کنی.
اینکه توانایی انجام کاری را داشته باشی به این معنی نیست که حتماً باید انجامش بدهی. مدیریت، سازماندهی، صحبتکردن و سفرکردن: نباید فقط به اثری که این کارها بر دنیا میگذارند فکر کنید، بلکه باید بپرسید برای زندگی و قلبتان چه ثمرهای دارند.
eli
۱۲
ما بهخاطر محدودیتهایی که داریم دیگران را ناامید میکنیم. باید محدودیتهایمان را بپذیریم تا بتوانیم با ناامیدکردن دیگران کنار بیاییم: من همینقدر زمان دارم. من همینقدر پتانسیل دارم. من همین اندازه ظرفیتِ ارتباطی دارم.
احسان
۱۱
بهافتخار متوسطبودن، و بهافتخار خوشحالی از متوسطبودن.
ویماند
۱۱
من عادت کرده بودم بیشاز حد کار کنم تا احساسِ مهمبودن کنم. چیزی که حالا یاد گرفتهام این است که مهمبودن در نگاه دیگران آنقدر که خیال میکردم ارزش ندارد. احساسِ همبستگی داشتن ارزش دارد؛ اما کمک به غریبهها هم دیگر برایم ارزشآفرین نیست.
آهو
۸
اگر در جستوجوی داستانهایی هستید که عقایدتان دربارهٔ خوبیِ بشر را اثبات کنید، حتماً به آن دست پیدا خواهید کرد. اگر فقط در جستوجوی داستانهایی باشید که میگویند دنیا هیچچیز ندارد جز بدی، حتماً به آن میرسید. اگر هر داستانی که میشنوید، هر آوازی که میخوانید و هر حکایتی که روایت میکنید داستانی از شرم و بدی باشد و هیچ حرفی از خوبی نباشد، پس به همان هم خواهید رسید.
من این را میدانم، چراکه سالها همین کار را کردهام. وقتی کسی میگوید نمیتوانم به خانهٔ شما بیایم، ازنظر من معنایش این است که تو اینقدر خوب نیستی که من به خانهات بیایم. یا وقتی یک نفر میگوید آن زن چه زیباست، من اینطور میشنوم که تو خیلی زیبا نیستی. هرکس که دهانش را باز میکند و چیزی میگوید، هرچه باشد، من فقط این را میشنوم: «تو بهاندازهٔ کافی خوب نیستی.»
بنابراین داستانی که من میبینم همین است.
ملیکا
۸
من متوجه شدم اگر درمورد آنچه میتوانیم یا نمیتوانیم انجام دهیم روراست باشیم، روابط دوستانهٔ ما بیشتر و عمیقتر خواهند شد.
kimia
۷
شخصی تأثیرگذار بودن برای دیگران بسیار سادهتر از این است که در زندگیِ واقعی شخصی مهربان باشی. اینکه ساعتی درمیان جمعی به چشم بیایی بسیار سادهتر از این است که وقتی خیلی خستهای و استخوانهایت خشک شدهاند بخواهی کنار فرزندانت روی زمین بنشینی. سخنرانیکردن در یک همایش بسیار سادهتر از این است که نگذاری بین تو و همسرت فاصله بیفتد؛ فاصلهای که تو باعث ایجاد آن شدهای.
eli
۷
اتاق به اتاق را میگردی
تا گردنبند الماسی را بیابی
که از قبل بر گردن داری.
مولانا
آهو
۶
بهنظرم یکی از بزرگترین خطراتْ عشقهای آنی است که درواقع بیشتر نوعی دلربایی است. ما به لبخندها، درآغوشکشیدنها، شوخیها و ارتباط چشمیِ دلپذیر عادت میکنیم. اینها هم خیلی راحتتر از ارتباط واقعی، کند، ناخوشایند و دردناکیاند که با کسی دارید که بدترین بخشهای وجودتان را میشناسد. تظاهرکردن راحت است، اما باهمبودن، عمیقاً باهمبودن، دشوار است
eli
۶
در آشپزخانه، در گنجه و در سراسر بقیهٔ خانه، متوجه شدهام هرچه بیخیالتر باشم شادتر خواهم بود. به نظر میرسد تقریباً هرقدر چیزهای کمتری در خانهٔ ما وجود داشته باشد، آزادانهتر میتوانم نفس بکشم و عمیقتر میتوانم فکر کنم.
احسان
۶
پیامهای جهان بدون هیچگونه شرایط مشخصی میگویند: خودتان را از بین ببرید و خودتان را گرسنه نگه دارید. به خودتان فشار بیاورید. گرسنگیتان را، روحتان را، بیماریتان را، میلتان را نادیده بگیرید.
خستگی و گرسنگی در جهان دو فضیلتاند؛ اما من دیگر آنجا نخواهم ماند.
eli
۵
شاید هم بهجای ناراحتی و آشفتگی، باعث تحقیر و شرمساریتان شوند. شاید فقط بگویند: «حدس میزدم پرتلاش نباشی»، «حدس میزدم آدم کمظرفیتی باشی» یا «فکر میکردم میتونم روت حساب کنم». این حرفها همچون تیری بر قلب انسانهایی مانند من است که شدیداً به برآوردهکردن توقعات دیگران وابستهاند.
دان جان
۵
زندگی در زمان حال یعنی باور داشته باشی زندگیات ارزشِ این را دارد که عمیقاً در آن سرمایهگذاری کنی، بهجای اینکه منتظر معجزهای باشی. زندگی در زمان حال یعنی بفهمیم همین لحظاتی که داریم کمیاب و دستنیافتنیاند و حتی در زشتیهای آنها هم ربانیت و نور الهی وجود دارد.
احسان رضاپور
۵
بخشی از بزرگسالبودنْ بهعهدهگرفتن مسؤلیتِ فراهمکردنِ رفاه برای جسم و روحِ خودتان است. بخشی از بالغبودن هم یادگرفتنِ نحوهٔ رفعِ نیازهای خودتان است.
ziba
۵
اگر اوضاع خیلی دردناک است، حتماً ارادهٔ خداست. همچنین نقطهٔ مقابل آن: اگر هم به چیزی دست پیدا کردی، خواست و ارادهٔ خدا بوده.
آهو
۴
من سالهای سال از دیدهشدن میترسیدهام. حالا بازهم یاد میگیرم به خودم اجازه بدهم پروردگارِ منزه من را ببیند، هر بخش وجودم، هر نقصم، چه با موفقیت و چه با شرمساری.
برایم سخت است این کار را در حضور مردم انجام بدهم. در حضور خدا سختتر هم میشود. اما انجام این کار من را عوض میکند. این کار ما را عوض میکند. مولکولهایمان را بازآرایی میکند و حقیقتِ عشق را در مسیری کاملاً جدید به ما میآموزد.
آهو
۴
در فصلهای تحول عمیق، سکوت بهترین راهنمایتان خواهد بود. حتی اگر ترسناک است، بازهم اجازه دهید سکوت تکیهگاه، محل ترس و اقامتتان باشد. اینجا جایی است که به صدا، پویایی و اقتدارخودتان عادت خواهید کرد؛ جاییکه میتوانید حس اقتدار نورستهٔ خودتان را پرورش دهید؛ مثل بچهآهوی تازهمتولدشدهای که میخواهد روی پاهای ضعیف و شکنندهاش بایستد.
eli
۴
حالا هم که مجبور نیستی کامل باشی، میتوانی خوب باشی.
احسان
۴
نویسندهها به اینترنت و کامنتگذاشتن در وبلاگها معتاد شدهاند؛ درحالیکه اعضای خانوادهشان مدتها کنارشان مینشینند تا آنها لپتاپشان را ببندند و بهشان نگاه کنند.
ARF.8
۴
هر فصلی از زندگی دعوتی است به رهاکردنِ امورِ متعلق به فصل قبل و تلههایی که دیگر زمانش سپری شده و متعلق به اکنون نیست.
