علیرضا سپاهی لایین( -۱۳۵۰)، شاعر است.
سه گانه سپاهی لایین هرکدام دربردارنده حدود ۲۰۰ شعر در قالب غزل و مشتمل بر شعرهای سراینده در سه مقطع از زندگی اوست. فوارهها اولین کتاب این سهگانه مجموعهی شعرهای چاپ شده و ناشده یا بازسرایی شدهی سپاهی لایین از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۹ است و شاید بهترین شعر روایی سپاهی لائین و یکی از بهترین سرودههای او تا کنون باشد، چنان که بسیاری او را با همین غزل میشناسند.
اگرچه این سه کتاب هرسه به زبان ملی و عزیز پارسی است، اما او در جای جای اشعار از دلبستگی های اشعار به زبان مادری(کردی) و اوضاع نابسامان فرهنگی و اجتماعی قوم کرد سخن گفته شده است.
در یکی از غزلهای این مجموعه به نام «آخرین اخبار» میخوانیم:
«بر باد رفت غنچۀ پرپر، خبر خبر!
توقیف شد صدای کبوتر، خبر خبر!
توفان وزید از دم پاییز و ناگهان
آتش گرفت باغ مشجر، خبر خبر!
بر دار شد برادر بیدار و خم نشد
اما شکست پشت برادر، خبر خبر!
آن دود آه از نفس ما بلند شد
وقتی که سوخت سینه سراسر، خبر خبر!
گلهای داغ از دل آزادگان شکفت
در فصل باغهای مصور، خبر خبر!
شد کارمندِ آدم چاقی به نوکری
شد برکنار آدم لاغر، خبر خبر!
کرد اعتراض آدم لاغر به مزدِ کم
کرد اختلاس حضرت نوکر، خبر خبر!
آغاز شد مسابقۀ تیمهای جور
احراز شد لیاقت داور، خبر خبر! ...»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب فواره ها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
فردا تمام میشود اسفند بر درخت
فردا درخت میشود آغاز در زمین
فردا که آشیانه گنجشک پُر شود
خواهیم داشت یک سبد آواز در زمین
ای شعر پایکوب من! آرامتر برقص
خوابیده است حافظ شیراز در زمین
Autumn
۸
ما در کلاس شعر، شلوغ نمونهایم
شکر خدا که بیست نشد انضباط ما!
sadeghi
۵
در این احساس بیپایان دلتنگی چه باید کرد
که دیدی از غزل هم برنیامد بیش از این کاری؟
sadeghi
۴
همیشه میخواست این دل من که جانب مشهدت بیاید
فقط به شوق رضا برای زیارت مرقدت بیاید
همیشه میخواست این دل من تو را بجوید، تو را ببیند
چرا که باید به خدمت، آقا! کسی که میخواهدت، بیاید
f_altaha
۴
خدای من از آنچه حرف میزنم فراتر است
خدای من جداست از خدای سختگیرشان
مرا کسی که آفریده، یک خدای دیگر است
کریمتر، بزرگوارتر از او ندیده ام
خدای من از آنچه گفتهاند مهربان تر است
Autumn
۳
بر گرد، عشق! و شهر دلم را خراب کن
آمادهام، به زلزله سوگند میخورم
sadeghi
۲
به اعتقاد من، خدا یگانهای مکرّر است
یگانهای که با شمار بندگان برابر است
به اعتقاد من خدا همان که فکر میکنیم
درست مثل اعتقاد ماست، شکل باور است
گروهی از میان ما خدایشان بزرگ نیست
خدایشان درست مثل شخصشان محقر است
گروهی از میان ما خدای پرغرورشان
همیشه کینهورز و اخمکرده و ستمگر است
گروهی از میان ما خدای پرغبارشان
شبیه دیدن از ورای شیشهای مشجر است
ولی خدای من خدای عاشقی که روز و شب
میان چشمه تبسمش دلم شناور است
خدای من بزرگتر از آن که فکر میکنند
خدای من از آنچه حرف میزنم فراتر است
sadeghi
۲
یادش بهخیر حال و هوای دهات ما
آن روزها که روی تو بود التفات ما
آن عصرهای چایی و لبخند و اختلاط
همسایه هم حیاط شما و حیاط ما...
هر شب کنار پنجرهها خواب میشدیم
با هیچ کار، تیره نشد ارتباط ما
f_altaha
۲
ما در کلاس شعر، شلوغ نمونهایم
شکر خدا که بیست نشد انضباط ما!
f_altaha
۲
مدام زمزمه کردیم: «ما عزیزتریم»
چنان که باورمان شد سرآمد بشریم
تمام راه چنین بود و ما نپرسیدیم
که با کدام دلیل از تمام خلق سریم؟
درنگ روشن و تلخی است این سؤال که ما
در این جهان به کدام اعتبار معتبریم؟
ببین، نه رومی رومیم ما، نه زنگی زنگ
معلقیم، شترمرغهای بیثمریم
عجب لطیفه بیلطف و کهنهای است که ما
به آنچه بوده ولی نیستیم، مفتخریم
نظر شما دربارهٔ این کتاب