معرفی و دانلود کتاب عشق شوخی بردار نیست + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب عشق شوخی بردار نیستsubscriptionAvailable

کتاب عشق شوخی بردار نیست

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
آلفرد دو موسه، فرخ صادقی
انتشارات: 
نشر خاموش

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب عشق شوخی بردار نیست

کتاب عشق شوخی بردار نیست نوشته آلفرد دو موسه است که فرخ صادقی آن را ترجمه کرده است. نویسنده فرانسوی قرن نوزدهم در سال ۱۸۳۴ آن را نوشته‌است و این اثر برای اولین بار در ۱۸ نوامبر ۱۸۶۱ در نمایش کمدی فرانسه به روی صحنه رفته است.

درباره کتاب عشق شوخی بردار نیست

این نمایشنامه یکی از آثار مهم فرانسوی است. در این نمایشنامه، کمیل کسی است که دوران کودکی خود را با پسری با نام پردیکان گذرانده که حال پس از چندین سال که دوباره همدیگر را ملاقات کرده اند، از او خواستگاری می‌کند. از طرفی ده سال در صومعه بودن و تعلیمات مذهبی به کمیل آموخته که هیچگاه به عشق اعتماد نکند و او همچنین عقیده دارد که باید تمام زندگی خود را وقف خدا کند و خود را مشغول عشق‌هایی که عاقبتی جز سرافکندگی ندارد، نسازد. در خلال داستان متوجه بی‌توجهی‌های مکرر کمیل مقابل پردیکان می‌شویم که عاقبت پردیکان تصمیم به برانگیختن حس حسادت کمیل می‌گیرد و به روزت خواهر ناتنی کمیل پیشنهاد ازدواج می‌دهد. این غرور بیجا و افراط گرایی کمیل باعث خسارات جبران ناپذیری به خود او پردیکان و روزت می‌شود.

خواندن کتاب عشق شوخی بردار نیست را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات نمایشی پیشنهاد می‌کند


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب عشق شوخی بردار نیست و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابعشق شوخی بردار نیست
موضوعنمایشنامه، سینما و تئاتر
نویسندهآلفرد دو موسه
مترجمفرخ صادقی
انتشاراتنشر خاموش
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۱۲/۲۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۹۴ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۸۳۳۰۸۵۱
تعداد صفحه‌ها۸۸ صفحه
قیمت کتاب۱۱۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر 8965147
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۱۰

این نمایشنامه در سبک خودش بابت نقدی که به اموزش های مذهبی دارد، به همراه توصیه به بازی نکردن با عواطف ظریف انسانی و البته جایگاه ویژه ای که در نمایشنامه های فرانسوی، از لحاظ تلفیق کمدی به همراه تراژدی...بیشتر

۰
شاهرخ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۴

🍀

۰

بریده‌هایی از کتاب

Fatemeh Khosravi
۴
وقتی آشتی غیرممکن است، دعواکردن چه فایده‌ای دارد؟ لذت نزاع در برقراری صلح است.
پویا پانا
۳
با عشق می‌توان یک بوسه گرفت، اما با دوستی نه.
پویا پانا
۱
استاد بریدین: من زن‌ها را خیلی نمی‌شناسم. اما به نظرم می‌آید که انسان آنچه نمی‌فهمد را تحسین می‌کند.
پویا پانا
۱
پاکدامنی بسیار یک ایراد است. اما ازدواج تمام محدودیت‌ها را از میان برمی‌دارد.
Fatemeh Khosravi
۱
با عشق می‌توان یک بوسه گرفت، اما با دوستی نه. کامیی: نه دوستی و نه عشق، نباید چیزی را بگیرند که نمی‌توانند پس بدهند.
وانیا
۱
وقتی دست‌های ما می‌خواستند به هم بپیوندند، بر لبان ما چه می‌کردی، ای غرور؟
وانیا
۱
آدمی گاهی در عشق فریب می‌خورد، گاهی آسیب می‌بیند و گاهی بیچاره می‌شود. با این حال، عاشق می‌شود، و وقتی در کنار گورِ اوست، برمی‌گردد تا به پشت سرش نگاهی بیندازد، و به خود می‌گوید: بسیار رنج کشیده‌ام، گاهی فریب خورده‌ام؛ اما عاشق بوده‌ام. این منم که زیسته‌ام، نه موجودی ساختگی که از غرور و ملالم آفریده شده.
وانیا
۰
بدرود، کامیی، به صومعه بازگرد، و هرگاه از این قصه‌های دهشتناکی که تو را زندانی کرده برایت گفتند، آنچه می‌گویم را در پاسخ بگو: تمام مردها دروغگو، بی‌وفا، متقلب، پرحرف، ریاکار، بادسر و نامرد، پست و شهوترانند. تمام زنها سست‌پیمان، فریبکار، خودپسند، فضول و فاسدند. دنیا چیزی جز یک فاضلاب بی‌انتها نیست که در آن بدشکل‌ترین فُک‌ها روی شکم‌هاشان می‌خزند و روی کوه‌های گل و لای، یکدیگر را گاز می‌گیرند. اما در دنیا یک چیز مقدس و والا هم هست، همبستگیِ دو تا از این موجوداتِ چنین ناقص و چنین دهشتناک.
royashian
۰
تمام مردها دروغگو، بی‌وفا، متقلب، پرحرف، ریاکار، بادسر و نامرد، پست و شهوترانند. تمام زنها سست‌پیمان، فریبکار، خودپسند، فضول و فاسدند. دنیا چیزی جز یک فاضلاب بی‌انتها نیست که در آن بدشکل‌ترین فُک‌ها روی شکم‌هاشان می‌خزند و روی کوه‌های گل و لای، یکدیگر را گاز می‌گیرند. اما در دنیا یک چیز مقدس و والا هم هست، همبستگیِ دو تا از این موجوداتِ چنین ناقص و چنین دهشتناک. آدمی گاهی در عشق فریب می‌خورد، گاهی آسیب می‌بیند و گاهی بیچاره می‌شود. با این حال، عاشق می‌شود، و وقتی در کنار گورِ اوست، برمی‌گردد تا به پشت سرش نگاهی بیندازد، و به خود می‌گوید: بسیار رنج کشیده‌ام، گاهی فریب خورده‌ام؛ اما عاشق بوده‌ام. این منم که زیسته‌ام، نه موجودی ساختگی که از غرور و ملالم آفریده شده.