ماجرای نیمرو
۳٫۰از ۸ نظر

دانلود کتاب ماجرای نیمرو

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
۳٫۰از ۸ نظر
۳٫۰از ۸ نظر
۳٫۰از ۸ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب ماجرای نیمرو

ماجرای نیمرو رمانی نوشته پژواک سراج داستانی درباره پسری به اسم کامی و تجربه عجیب او از یک رابطه است. این اثر سیری در دنیای معاصر امروز دارد و با نگاهی آمیخته به طنز به به روزگار یک جوان امروزی می‌پردازد.

خلاصه کتاب ماجرای نیمرو

کامی سی ساله و تنها فرزند خانواده است. پدرش را از دست داده و با مادرش زندگی می‌کند. سرگرمی‌های او خواندن کتاب و شمارش ماشین‌های روی پل سید خندان هستند چون خانه کامی مشرف به پل سید خندان است. در ابتدای داستان کامی از خودش و خانواده و علایقش می‌گوید و بعد داستانی درباره آشنایی عجیب و و غریبش با یک دختر روایت می کند. دختری به اسم مهکامه که در خیابان ولیعصر در یک تصادف خفیف ماشین، با او آشنا می‌شود و در همان ساعات اولیه آشنایی عاشق او می‌شود اما مهکامه درخواستی عجیب از او می‌کند. او می خواهد کامی برای اثبات عشقش، او و تمام لحظه‌هایی را که باهم بودند، فراموش کند.

خواندن کتاب ماجرای نیمرو را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این اثر را به علاقمندان به داستان‌های روز ایرانی پیشنهاد می‌کنیم.

جملاتی از کتاب ماجرای نیمرو

زندگی با کسی که می‌فهمه داری از کار احمقانه‌ت لذّت می‌بری و این رو درک می‌کنه و فقط لبخند می‌زنه؛ زندگی با کسی که می‌فهمه منظور بدی نداری، می‌فهمه خنده‌ات از روی تمسخر نیست، می‌فهمه سکوتت از روی بی‌توجّهی نیست، می‌فهمه چه زمانی خسته‌ای، کِی‌ها سرحالی، چه زمانی از سر هیجان می‌خوای بچّگی کنی، کِی‌ها می‌خوای تنها باشی، می‌فهمه چه زمانی حرف‌هات از روی حسادته، می‌تونه این رو بپذیره که ممکنه از دیگران بیشتر بدونی، می‌فهمه وقتی از دیگران کمتر می‌دونی، چقدر دلسرد می‌شی و بهت می‌گه «شاید هم تو درست می‌گی». چه آرامشی داره. شاید مهکامه توی من همچین کسی رو دیده. شاید اون هم می‌خواد با من باشه. شاید با من آرومه. شاید توی بچّگی پدرش تحقیرش می‌کرده یا شاید هم معلّم مدرسه. شاید به خاطر کَک‌ومَک‌های پوستش مسخره می‌شده. شاید مادرش بهش می‌گفته «تو زیادی لاغری». شاید کسی رو نداشته که مثل من قضاوتش نکنه. شاید من همونم که همیشه دنبالش می‌گشته.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
morteza haydary
۱۳۹۹/۰۳/۰۱

کتاب خوبی بود کد تخفیف کتاب های نشر آواژ Avazh50 کاملا درسته من خودم تست کردم

Saana
۱۳۹۹/۰۱/۰۲

کتاب عجیبی بود،آدم رو معلق نگه میداره🙄 حرفای شخصیت اصلی داستان(کامی)جالب بودن.ولی در کل کتابی نیست که توصیه به خوندنش بکنم

bahar❤جانم فدای رهبرم❤
۱۳۹۸/۰۹/۱۵

ربطی به ماجرای‌ نیمروز داره؟؟؟

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۳)
همهٔ جذّابیتی که اون اتاق برای من داشت به واسطهٔ کتابخونهٔ بزرگی بود که همهٔ دیوارهای اتاق رو پوشونده بود.
مریم
شاید علّت اینکه کمی با هم‌سن‌وسال‌هام متفاوت بودم، کتاب بود. کتاب، کتاب و کتاب. من خیلی زود با کتاب آشنا شدم. با کمک مامانم کمی زودتر از سنّم خوندن رو یادگرفتم. البته فقط خوندن، نه نوشتن
گیسو
این حقیقت رو عمیقاً پذیرفتم که زندگی یعنی اطاعت محض از اتّفاقات معمول و غیرمعمول؛ و محکوم بودن به اینکه فقط بتونی یه تماشاچی خوب باشی؛ که البته شاید زیبایی زندگی همین باشه. اطاعت محض بدون هیچ پرسشی!
گیسو
ولی می‌تونم جواب یکی از سؤال‌های بزرگ زندگیت رو بدم؛ اینکه چرا بعضی آدم‌ها خودکشی می‌کنن به خاطر اینه که جرأت زندگی کردن ندارن و اینکه چرا بعضی آدم‌ها خودکشی نمی‌کنن به این علّته که جرأت خودکشی رو ندارن
مریم
چقدر تغییرات ظریف و نرم و محلول در گذر زمان اتّفاق می‌افتن. چقدر خودم رو فراموش کردم. باید خودم رو مرور کنم. باید منِ امروزم رو بشناسم. باید با خودم صادق باشم. من کی هستم؟
مریم
من تلخی هر روز رفتنش و توهّم اینکه آیا «دوباره برمی‌گرده یا نه» رو هنوز روی قلبم خیلی سنگین حس می‌کنم.
مریم
«تغییر»؟ من با تغییر میونه‌ای ندارم. عمدتاً با تغییر کنار نمی‌آم. من مجموعهٔ تجربه‌ها، دیده‌ها و شنیده‌ها، گرمی‌ها و سردی‌ها و شاهد حملهٔ میلیون‌ها کلمه و حس و خاطره‌م؛ از سال‌ها پیش تا همین الآن. حالا قراره توی ۴۰ دقیقه مصاحبت با یک دکتر مشاور، چه تغییر مسخره و سطحی‌ای بکنم؟
مریم
چقدر تغییرات ظریف و نرم و محلول در گذر زمان اتّفاق می‌افتن. چقدر خودم رو فراموش کردم. باید خودم رو مرور کنم. باید منِ امروزم رو بشناسم. باید با خودم صادق باشم. من کی هستم؟
Fateme Eslami
دقیق‌شدن توی گذشتهٔ افراد، تغییرات مثبتی ایجاد نمی‌کنه؛ امّا ناآگاهی هم شهوت دونستنِ گذشتهٔ آدم موردعلاقه‌م رو ارضا نمی‌کنه.
مریم
واقعیت، جادو، تحوّل، غریزه، در کدوم قسمت مغز تعریف می‌شن؟ مرز بین حقیقت و خیال کجاست؟ هنوز نمی‌تونم تفکیک کنم. هنوز نتونستم عمیقاً درک کنم کدوم قسمت زندگی من خیال بوده و کدوم قسمتش حقیقت. کدومشون باعث آرامشه؟ خیال یا حقیقت؟ فکر می‌کنم هیچ‌کدوم. آرامش در اصالت زیست می‌کنه. اصل بودن. یک خیال اصل و یک حقیقت اصل. اوریجینالیتی. که برای هرکس تعریفی جداگونه داره. برای من اصالت یعنی حذف جزئیات. یعنی مجموعه‌ای که اگر یک جزء از اون کم یا زیاد بشه، زیبایی اون از بین بره. یعنی خودِ خودِ همون چیزی که باید باشه. تا بشه باورش کرد. تا بتونی ازش نیرو بگیری.
milad

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۸۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۹/۰۹
شابک۹۷۸۶۰۰۸۶۹۸۳۷۱
تعداد صفحات۸۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۵,۰۰۰تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۹/۰۹
شابک۹۷۸۶۰۰۸۶۹۸۳۷۱