معرفی و دانلود کتاب سالار مگس‌ها + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب سالار مگس‌هاsubscriptionAvailable

کتاب سالار مگس‌ها

نوع کتاب
۳.۴(از ۲۱۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
ویلیام گلدینگ، حمید رفیعی
انتشارات: 
انتشارات بهجت

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سالار مگس‌ها

کتاب سالار مگس‌ها نوشته ویلیام گلدینگ برنده جایزه نوبل ادبیات است که توسط حمید رفیعی ترجمه شده است. سالار مگس‌ها روایت تعدادی دانش‌آموز است که هواپیمایشان در یک جزیره خالی سقوط می‌کند و مجبور می‌شوند خودشان زندگیشان را اداره کنند.

درباره کتاب سالار مگس‌ها

هواپیمای حمل دانش‌آموزان در یک جزیره متروکه سقوط می‌کند و تعدادی از آن‌ها زنده می‌مانند رالف یک صدف پیدا می‌کند و در آن فوت می‌کند، صدای بلندی که صدف ایجاد می‌کند کم‌کم بچه‌ها را دور هم جمع می‌کند. بچه‌ها تصمیم می‌گیرند برای خودشان یک رییس انتخاب کنند و در رای‌گیری رالف انتخاب می‌شود او به بقیه می‌گوید برای ادامه بقا باید آتش روشن کرد و آتش را روشن نگه‌داشت. زمان زیادی از سکونت‌شان در جزیره نگذشته است که خبری بین بچه‌ها پخش می‌شود، هیولایی در جزیره دیده شده است. هیولایی که یک بار از آب بیرون آمده و یک بار از هوا. خبر وجود هیولا بین بچه‌ها منجر به اختلافات شدید و جدا شدن گروه گروه بچه ها از هم می‌شود.

کتاب سالار مگس‌ها با زبانی نمادین به وضعیت انسان‌ها در جوامع امروزی پرداخته است. در کتاب سالار مگس‌ها علاوه بر شکل ظاهری داستان با لایه دومی روبه‌رو هستیم که نقد جامعه بشری است. ویلیام گلدینگ پیش از اینکه نویسنده باشد شاعر است و با زبانی نرم و شاعرانه وقایع داستانش را روایت می کند.

خواندن کتاب سالار مگس‌ها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی جهان پیشنهاد می‌شود. رمان سالار مگس ها نمونه کامل یک شاهکار مدرن است.

درباره ویلیام گلدینگ نویسنده سالار مگس‌ها

ویلیام جرالد گولدینگ در ۱۹۱۱، در غرب انگلستان زاده شده است. تحصیلات خود را در دانشگاه آکسفورد در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به پایان برده و در ۱۹۴۰ به نیروی دریائی انگلیس وارد شده است. پنج سال بعنوان افسر نیروی دریائی در عمده‌ترین درگیری‌های جنگ دوم جهانی شرکت داشته و سپس اولین قصه خود، سالار مگس‌ها را در ۱۹۵۵ نوشته است.

کتاب‌های مشابه

اگر سالار مگس‌ها شما را با روایت تلخش از سقوط تمدن و کشمکش قدرت درگیر کرده است، مطالعه‌ی کتاب ۱۹۸۴ نوشته جرج اورول، فارِنهایت ۴۵۱ اثر ری بردبری و دنیای قشنگ نو از آلدوس هاکسلی نیز می‌تواند برایتان تجربه‌ای مشابه و تکان‌دهنده باشد.

بخش‌هایی از کتاب سالار مگس‌ها

دوقلوها، لبخندی درست شبیه یکدیگر به لب داشتند اما ناگهان توجه‌شان به تاریکی و چیزهای دیگری جلب شد و به اطراف نگاه کردند. شعله‌های آتش در حال زبانه کشیدن بود و بار دیگر نگاه آنان را به خود کشاند. اریک خر خاکی‌هائی را که دیوانه‌وار از این طرف به آن طرف می‌دویدند و نمی‌توانستند خود را از میدان نفوذ شعله‌ها برهانند نگاه می‌کرد. ناگاه به یاد نخستین باری افتاد که بچه‌ها ـ درست آن پایین که حالا کاملاً تاریک بود ـ آتش روشن کرده بودند. دوست نداشت آن خاطره را به یاد بیاورد؛ و نگاهش را به قله کوه دوخت.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سالار مگس‌ها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:سالار مگس‌ها
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:ویلیام گلدینگ
مترجم:حمید رفیعی
انتشارات:انتشارات بهجت
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۱۰/۰۹
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۶۸ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۶۶۷۱-۹۱-۱
تعداد صفحه‌ها:۳۷۲ صفحه
قیمت کتاب:۱۵۶۰۰۰ تومان
برچسب:برنده نوبل، پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

dokhtare porteghali
۱۳۹۹/۰۵/۰۷

سلام من دیروز نسخه چاپی همین ترجمه رو خریدم هنوز شروع نکردم پس در مورد کتاب فعلا نظر نمیدم اما با توجه ب نظرات دوستان فصل پنج و نه کتاب رو با نسخه طاقچه مقایسه کردم فصل 9 ک حدود...بیشتر

۷
Shadi
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۷

خود کتاب عالیه ولی یا مشکل مترجمه یا کسی که کتابو نصفه نیمه گذاشته! مثلابخش 9 نصفه است! کلا معلومه کتاب جذابیه از نشر دیگه یا مترجم دیگه امتحان کنید

۱
Zarrin.V
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۲۵

کتاب خوبی بود. متاسفانه تو چیدمان صفحات مشکل داشت. مثلا فصل نه تمام نشده وارد فصل ده شد و ادامه فصل نه یهو وسط فصل ده گنجانده شده بود. لطفا یه بار دیگه این کتاب رو ویرایش کنید

۱
نَعنا🌿
۱۳۹۹/۱۲/۱۰

این کتاب رو با جزئیات نخوندم ولی جذابیتش من رو با خود به دنیای درون کتاب برد. اگر روحیه حساسی دارین ممکنه با خوندن این کتاب غم عمیقی رو تجربه کنین، غمی برای انسانیت، برای معصومیت های از دست رفته، برای...بیشتر

۴
ف_حسنپوردکان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۰۳

جایزه‌ی نوبل نوش جان نویسنده...! این کتاب درمورد چند کودک شش تا دوازده ساله است، که در زمان جنگ جهانی دوم، در جزیره‌ای ناشناخته تنهای تنها گیر افتادند. آن‌ها ابتدا تحت تاثیر تربیت خانوادگی و شعور خود رئیسی از بین خودشان انتخاب...بیشتر

۰
anita
۱۳۹۸/۱۲/۱۳

من سال ها پیش یه ترجمه قدیمی از این کتاب رو خوندم و هنوزم به عنوان یکی از بهترین کتاب ها ازش یاد می کنم. این کتاب منبع الهام داستان هایی مثل سریال لاست بوده.

۰
LORD
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۰۷

عالی هستش حتما پیشنهاد میکنم به درد تمامی سنین هم می خوره توی انگلیس این کتاب رو در دبیرستان تدریس می کنند

۲
SARA
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۴

متن کتاب مشکل داشت بعضی فصل ها ناقص و اشتباه تایپی داشت.

۰
🍃بانو🌼
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۱۷

راستش اوایل کتاب بسیااار کسالت بار بود و به نظرم مناسب یه نوجوان بود کم کم کتاب بهتر شد و داستان جذابیت پیدا کرد متاسفانه ترجمه خوب نبود و قسمت هایی از کتاب گنگ و ناقص بود

۱
AhmadrezaAsh2
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۵

واقعا خیلی خوبن اینجور داستانا نمونه حیوانیش مزرعه حیوانات بود و نمونه انسانیش هم سالار مگس ها کسانی که هر کدوم رو دوست داشتن حتما اون یکی رو هم بخونن در خوندنش شک نکنید.

۱
rahil
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۳۱

همونطور که دوستان هم اشاره کردن متاسفانه فایل کتاب مشکل داره. کتاب تا صفحه ۱۰۰ برای بزرگسالان کمی خسته کننده است و شبیه کتاب های نوجوانان و ژول ورن این ها هستش اما بعد از صفحه ۱۰۰ متحول میشه و همینطور...بیشتر

۰
نسیم رحیمی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۲۸

این کتاب برای گروه سنی نوجوان خیلی مناست تر هست ولی خوندنش برای بزرگسالها خالی از لطف نیست،البته من این ترجمه رو مطالعه نکردم ولی نویسنده خیلی عالی حالت و رفتار بچه ها رو توضیح داده. می بینیم که چطور...بیشتر

۰
پندار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۷

مغهوم این داستان رو فریدون مشیری در شعر گرگ به زبان دیگری اینچنین بیان کرده؛ مردمان گر یکدیگر را می درند گرگ هاشان رهنما و رهبرند این که انسان هست این سان دردمند گرگ ها فرمانروایی می کنند، و آن ستمکاران که با هم...بیشتر

۰
بهار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۱۸

"سالار مگس ها قصه نیست؛ شعر بلندیست در رثای معصومتی که دیریست مرده است..." (از متن مقدمه متجرم) کتاب در مورد گیر افتادن کودکانیست در جزیره ای گمنام و دور افتاده که به دنبال تشکیل جامعه ای مشابه با جامعه "...بیشتر

۰
paria.htz
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۲۷

من این داستان رو یه یک روزه تموم کردم و خیلی من رو جذب کرد. با خوندن این کتاب یاد قلعهٔ حیوانات از جورج اورول افتادم افرادی که تلاش می‌کنند قانون رو اجرا کنند ولی یه سری های دیگه دلشون...بیشتر

۱

بریده‌هایی از کتاب

Mahnaz Hoseini
۸۴
وقتی با تابش نور از بالا یا پایین، شکل چهره‌ها تغییر می‌کند، پس چهره راستین کدام است؟ اصلاً حقیقت هر چیزی چیست؟
fatemed21
۷۴
بهش می‌گم تو زورت از من بیشتره، آسم هم نداری. بهش می‌گم تو با هر دو تا چشمات همه چی‌رو می‌بینی. من ازت نمی‌خوام عینکم رو بهم پس بدی، ازت خواهش نمی‌کنم. نمی‌گم چون پر زور هسی، مردونگی کن و عینکم رو بده ـ نه. من می‌گم حرفم حقه. عینکم‌رو بهم پس بده. بهت می‌گم تو مجبوری عینکم‌رو پس بدی!»
mania1990
۳۲
بزرگترین عقاید، همواره آسان‌ترین آنها بوده است.
ramtin
۲۷
سیمون با بدن کوچک و آفتاب سوخته خود همانجا ایستاد. حتی اگر چشمهایش را می‌بست، نمی‌توانست تصویر کله خوک را از فکر خود دور کند. چشمان نیم بسته و بی‌حالت خوک که ردپائی از بدبینی خاص دنیای بزرگترها در آن دیده می‌شد، گوئی می‌خواست سیمون را مطمئن کند که چقدر همه چیز زشت و بد است.
zhrayzdi
۱۶
اگه آدم از یکی بترسه، ازش بدش می‌آد اما نمی‌تونه درباره‌ش فکر نکنه. اونوقت آدم خودشو گول می‌زنه که خوب، چیزی نیس؛ اما دفعه بعد که دوباره می‌بیندش، مث آسم می‌مونه. نفس آدم بند می‌آد.
ghazl
۱۵
طلوع و غروب مکرر خورشید نخستین ضرباهنگی بود که آنان بدان خو گرفته بودند. بچه‌ها از لطافت هوای بامدادی، درخشش خورشید، زیبائی دریای پر موج و گرداب‌خیز و بوی خوشی که در هوا پراکنده بود لذت می‌بردند؛ نشاط بازی‌کردن با یکدیگر آنچنان زندگی را سرشار می‌کرد که دیگر کسی آرزوئی نداشت، و اگر داشت آن را به فراموشی می‌سپرد.
ghazl
۱۲
«همه‌تون گوش بدین. یه کم به من فرصت بدین که فکر بکنم چیکار باید بکنیم، اگر اینجا جزیره نباشه، برامون راه نجاتی هس. کار اولمون اینه که بفهمیم اینجا جزیره هس یا نیس. همه شماها همینجا می‌مونین و هیچ‌جا نمی‌رین. سه نفر از ماها ـ بیشتر نه، چون ممکنه گم بشیم ـ آره، فقط سه تا از ماها واسه اینکه بفهمیم اینجا جزیره هس یا نه، می‌ریم. من و جک و....»
پوریا
۱۱
«هیچ بزرگتری در کار نیس.»
Mohammad Tavakoli
۹
درست روبروی سیمون، روی نیزه‌ای چوبی سالار مگس‌ها نشسته بود و به او پوزخند می‌زد. سیمون نگاهش را برگرداند اما این بار، دندان‌های سفید و چشمان بی‌حرکت خوک روبرویش بود، و خون ... او نمی‌توانست به این چهره اساطیری و آشنا نگاه نکند.
zhrayzdi
۹
دریا مغز او را فلج کرده بود. بیکرانگی دریا توجه او را به خود جلب می‌کرد. دریا، میان او و دنیای گذشته‌اش مانع بود و جدائی می‌انداخت. آن سوی جزیره در پناه پرده‌های بخار آب و مه، و آبگیر که نگاهبان آنان بود، فکر نجات به سر راه می‌یافت اما اینجا گستردگی وحشیانه و جنون‌آمیز اقیانوس، جدائی آدمی را از دنیای گذشته پیش چشم مجسم می‌کرد. اینجا آدم خورد می‌شد، بیچاره می‌شد، محکوم می‌شد. اینجا آدم ...