با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
زمانی که همسایه‌ی میکل آنژ بودم

دانلود و خرید کتاب زمانی که همسایه‌ی میکل آنژ بودم

بچه‌محل نقاش‌ها ۲

۴٫۶ از ۲۴ نظر
۴٫۶ از ۲۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب زمانی که همسایه‌ی میکل آنژ بودم  نوشته  محمدرضا مرزوقی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب زمانی که همسایه‌ی میکل آنژ بودم

زمانی که همسایه‌ی میکل آنژ بودم جلد دوم از مجموعه جذاب بچه‌محل نقاش‌ها نوشته محمدرضا مرزوقی است.

خلاصه مجموعه بچه‌محل نقاش‌ها

مجموعه بچه‌محل نقاش‌ها، داستان‌هایی درباره نقاشان معروف جهان و روزگار آنها است. محمدرضا مرزوقی سال‌ها درباره‌ی نقاشی و نقاش‌ها مطالعه کرده، آثارشان را دیده و در نهایت داستان‌هایی نوشته که در آن‌ها شخصیت اصلی کتاب، به اسم دایی‌سامان، به دوره‌های مختلف زمانی سفر می‌کند و با نقاش‌های معروف دنیا دوست می‌شود.

دایی‌سامان در بعضی از جلدهای این مجموعه در حساس‌ترین لحظه‌های زندگی نقاش‌ها با آنها همراه است. مثلاً در در زمان نقاشی‌کردن سقف کلیسای سیستین در کنار میکل‌آنژ و زمان کشیدن مونالیزا در کنار داوینچی است.

خواندن مجموعه بچه محل نقاش‌ها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب مناسب نوجوانانی است که به هنر و تاریخ هنر علاقه‌مندند و می‌خواهند در کنار خواندن داستانی جذاب با تاریخ هنر نقاشی و نقاشان بزرگ جهان آشنا شوند.

درباره محمدرضا مرزوقی

محمد‌رضا مرزوقی متولد ۱۳۵۵ است.. عاتکه نام اولین کتاب اوست که در سال ۱۳۸۰ در نشر روشنگران به چاپ رسید. رمان دیگرش به نام تُل عاشقون با همکاری نشر افق، و رمان‌های پسین شوم و بارداری بی‌هنگام آقای میم با همکاری نشر روشنگران منتشر شدند. مرزوقی علاوه بر داستان‌هایش درباره نقاشی،برای آشنایی کودکان و نوجوانان با محیط زیست هم داستان‌هایی نوشته که برخی از آن‌ها را نشر امیرکبیر منتشر کرده است.

فیلمنامه‌نویسی و فیلم‌سازی مستند هم از فعالیت‌های محمد‌رضا مرزوقی است.

جملاتی از کتاب زمانی که همسایه‌ی میکل آنژ بودم (بچه‌محل نقاش‌ها ۲)

میکل‌آنژ همیشه به من می‌گفت آسان‌ترین راه رسیدن به آینده، فکر نکردن به آن است. آن روزها شاید دقیقاً معنای حرف‌های او را نمی‌دانستم، اما حالا که به این سن‌وسال رسیده‌ام و آینده‌ای که انتظارم را می‌کشید، پشت سر نهاده‌ام، می‌دانم حتی فکر کردن به فردا، رسیدن به آن را برایم دشوار می‌کند. پس در لحظه زندگی می‌کنم و فکرم را برای رسیدن به فردا خسته نمی‌کنم. شاید فردا روز خوبی باشد، شاید نباشد، اما یک چیز مسلم است: فردا روز دیگری است.

محسن گفت: «واو! بازم از اون خاطره‌های علمی-تخیلی دایی‌سامان! خیلی حال می‌ده.»

پریسا جَری شده بود، اما چیزی به او نگفت. فقط با غیظ نگاهش کرد. مانی گفت: «یه لحظه.»

مینا سکوت کرد. همه نگاهش کردند.

-‌ امروز دایی‌سامان نمی‌آد خونه. یعنی تا عصر می‌تونیم بشینیم تو زیرزمین و یادداشت‌هاش رو بخونیم.

با خوشحالی و هیجان داد زد: «چطوره؟»

همه گفتند: «هورا!»

دست آخر پریسا گفت: «ولی بازم بگم‌ها ... من فکر می‌کنم خوندن یادداشت‌های خصوصی دیگرون کار بدیه.»

مانی خوشحال گفت: «آره ... بده. ولی خیلی حال می‌ده.»

نشست روی صندوق چوبی. بچه‌ها هر کدام صندوق و بشکه‌ای پیدا کردند و دور او نشستند. منتظر که بخواند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۳)
یک پاترهد میراکولر آنه شرلی
۱۳۹۹/۰۵/۳۰

اگر شما به هیجان نقاشی نقاشان بزرگ ریسک تاریخ خیال پردازی علاقه دارید این مجموعه کتاب عالی عالی است البته که بگویم شاید شمایی که این نظر من را می خوانید از این کتاب خوشتان نیاید به هر حال هر

- بیشتر
💕Adrien💕
۱۳۹۹/۱۰/۳۰

فوق العاده بود😊😊😇👍👍😁😍

hush
۱۴۰۰/۰۱/۰۵

خب، اینم از جلد دوم مجموعه بچه محل نقاش‌ها😃✨ اول به این نکته اشاره کنم که از جلد اولش شروع به مطالعه کنید. چون یه جورایی این مجموعه، ماجرایی زنجیروار داره. و اگه جلد اول رو نخونده باشید، کمی گیج خواهید

- بیشتر
البرز داوطلب
۱۳۹۹/۰۶/۱۰

عالیه کاشکی از مناظرات داوینچی و میکل آنژ هم نتو کتاب بود . هم کار نویسنده خوبه هم کار طراح .

°•Dina•°
۱۳۹۹/۰۸/۲۸

عالیه ، من هر ۷ جلدش را دارم و تا اخر خوندم👌🏻 خیلی قشنگ و جالبه☺⚘ حتما بخونید😊💞

zahra_zarrin
۱۳۹۹/۰۲/۱۴

توصیه میکنم برای افراد خلاقی که مایل به شناخت نقاشا هستن این مجموعه رو بخونن

آترین
۱۳۹۹/۰۶/۰۹

واقعا عالیه واقعا عالیه مممنونم از طاقچه

امیرعلی رضوی
۱۴۰۰/۰۱/۲۶

عالی بود من سه جلد این مجموعه رو خودم و همه شون عالی و واقعا توصیه میکنم ... ولی حواستون باشه از یک شروع کنید ... من یک رو خودم رفتم شش رو خودم الان اینو داخل ۳روز تمام کردم

- بیشتر
سید آرین میری
۱۳۹۹/۱۰/۰۲

عالی بود کلا این مجموعه ی کتاب عالیه

🌈maryaysa🌈
۱۴۰۰/۰۴/۲۶

خیلی قشنگه💜💜💙💙من چاپی این کتاب رو خونده بودم🍧🍦🍨

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۶)
یکی از لطیفه‌ها دربارهٔ یک آقایی بود که هر روز در کلیسا را می‌کوبید و پا می‌گذاشت به فرار. یک روز کشیش کمین می‌نشیند و همین که در را می‌کوبد، کشیش در را باز می‌کند. مرد که مچش را گرفته بودند، دستپاچه می‌شود و خیلی سریع می‌پرسد: «ببخشید عیسی خونه است؟»
امیرعلی رضوی
یادت باشه پسرجون تواضعِ زیادی آدما رو از درجهٔ انسانی‌شون ساقط می‌کنه.
کاربر ۱۹۴۵۷۲۳
بزرگ‌ترین خطری که ما را تهدید می‌کند، پایین بودن و در دسترس بودن اهدافمان است، نه بزرگ بودن و دست‌نیافتنی بودن آن‌ها.
sourina
اگه بعضی از این رهبران ما دیوانه‌بازی در نمی‌آوردن، الان زندگی مردم خیلی بهتر از این بود. موضوع اینه، بعضی حکومت می‌کنند، بعضی حماقت.
hush
چیزی که برایم عجیب بود آرامش و راحتی‌اش در حین کار کردن بود. انگارنه‌انگار که داشت یکی از مهم‌ترین آثار هنری جهان را خلق می‌کرد. بس‌که کارش را به‌سادگی انجام می‌داد، بی‌آنکه کم‌ترین فشاری به خودش بیاورد. فقط سکوت بود و کار و اخم‌هایی که یک لحظه از هم باز نمی‌شدند.
یک پاترهد میراکولر آنه شرلی
بزرگ‌ترین خطری که ما را تهدید می‌کند، پایین بودن و در دسترس بودن اهدافمان است، نه بزرگ بودن و دست‌نیافتنی بودن آن‌ها.
قاتل کتاب
فقط ایمان برای نجات انسان کافی است
Actorಥ‿ಥ
مسأله این نیست که میکل‌آنژ خلاقیت نداشت. کاملاً برعکس، او سرچشمه‌ای از خلاقیت و زایش بود. مثل دینام دور خودش می‌چرخید و هر بار یک شگرد تازه از آستینش بیرون می‌آورد. برخلافِ داوینچی، چندان وقتش را صرف کارهایی که بی‌ربط به نقاشی و مجسمه‌سازی باشد، نمی‌کرد. میکل‌آنژ یک هنرمند تمام‌وقت بود که غالب اوقات هیچ تفریحی نمی‌کرد. شاید فکر کنید لذتی هم از زندگی نمی‌برد، اما او لذتی را که دنبالش بود در کارش پیدا کرده بود.
یک پاترهد میراکولر آنه شرلی
صدای پاپ را شنیدم که همچنان داشت می‌گفت: «از این به بعد در اینجا، کنار ما زندگی می‌کنی و یکی از ساکنان سریر مقدس می‌شی. ما تو رو به‌عنوان شهروند افتخاری واتیکان و رُم انتخاب می‌کنیم.» نه!!! من نمی‌خواستم شهروند افتخاری هیچ‌جا باشم. من می‌خواستم برگردم خانهٔ خودمان. من در لایه‌های زمانی گم‌وگور شده بودم و باید راهی برای برگشت پیدا می‌کردم. مادرم منتظرم بود. مادربزرگ! آخ مادربزرگ! چقدر دلم برای حلواهای زعفرانی‌ات تنگ شده بود و برای وقت‌هایی که لوسم می‌کردی و قربان‌صدقه‌ام می‌رفتی و با پدرم دعوا می‌کردی فقط چون‌که سرم داد کشیده بود. آخ! ... حتی دلم برای کتک‌های بابا هم تنگ شده بود...
آترین
بزرگ‌ترین خطری که ما را تهدید می‌کند، پایین بودن و در دسترس بودن اهدافمان است، نه بزرگ بودن و دست‌نیافتنی بودن آن‌ها.
Actorಥ‿ಥ

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۴۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۳,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۷/۱۱
شابکundefined
تعداد صفحات۱۴۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۳,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۷/۱۱